تبليغاتX
انجمن علمی هنر

از سه نسخه ی کار، این پرده ی کوچک واپسین و بی گمان بهترین آنهاست. باشکوه ترین و پالوده ترین آنها نیز هست. شکلها به تنهایی ساده ترند اما روابط متنوعتر است. تصویر فوق العاده ی بازیکن چپ نتیجه ی تثبیت و تفکیک تدریجی این پیکر متفکر است.
تصویری از تأمل محض است بدون آنکه تأثر برانگیزد. با وجود تقارن دو ورق بازی که به ورقهای خود چشم دوخته اند، سزان می بایست بر خشکی و بدیهیت آنها غلبه می کرد بدون آنکه سنگینی حالت استغراق آنها را از دست بدهد. گیرایی این پرده ی کاملاً خوانا و فراوانی نوآوریهای کار سازش در زمینه ی رنگ و شکل جالب توجه است.
مسئله: پیکرهایی با تقارن طبیعی و نقشهای همسان –هر یک طرف دیگری است در تقابلی پذیرفته- ولی نمودار زندگی جداگانه را چگونه باید تصویر کرد تا کار به تکرار نکشد و حالت تأمل محض، که در نقاشیهای پیشین از این بازی بسیار کمیاب است، تضعیف نشود.
بخشی از کار را یک جابجایی محور انجام می دهد. پیکر سمت چپ در تصویر حضور کاملتری دارد. طرف مقابل او که گوشتالوتر و تنومندتر است، در حاشیه ی تصویر است-ولی به طور عجیبی نزدیکتر به ما- در حالی که سطح بیشتری از میز را اشغال کرده است. او سر را به جلو خم کرده و توجه بیشتری به دستش دارد. مرد اول ورق بازتر و آسوده خاطر و خون سرد است و شکل ستونی درازش با خط افقی پشت سرش تضاد دارد. دو کلاه، یکی سخت و متوازن با لبه ی قوسی شکل و دیگری نرم و از شکل افتاده با لبه ی خمیده و نامنظم، بیانگر این اختلاف احساسند –و دو میزان تأمل. بازیکن چپ باهوش تر است اما بدن تنبلی دارد؛ بازیکن راست به آن اندازه باهوش نیست ولی بدن چابکتر و مزاج گرمتری دارد. دست اولی از پایین شانه آغاز می شود و اندامهای او از سر کوچکش مستقلند، سری که مصمم است و دلواپسی ندارد (و از تن دور است وبه کلاهش می ماند). دیگری پشت خم کرده است و اگر آماده ی بازی است، در تصمیم گیری به دلشوره دچار است. دستهای اولی موازیند، دستهای دیگری همگرا. سر اولی پشت به منظره ای مبهم دارد، پشت سر دومی معماریی با خطوط عمودی است و شکل مشخص خشکتری که انحنای بدن را بهتر نشان می دهد. چهره ی مرد بلند، سایه دار و آکنده از تضادهایی درونی است که طرح دُور آن را تحت الشعاع قرار می دهند؛ سیمای دیگری بازتر و آشکارتر است. اولی ورقهای روشنی دارد، ورقهای دومی تیره است و دستهای او به ما نزدیکتر. رومیزی در سمت چپ به زاویه ی قائمه ی باثباتی می انجامد و در سمت راست به شکلی با زاویه ی حاده. رنگ نیز بیانی با تضادهای ظریف است. بنفش در برابر زرد است، ولی هر دو خنثی شده اند. پیکر سمت چپ کت بنفش و شلوار زرد دارد، سمت راستی برعکس. از این رو دومی چه از لحاظ رنگ و چه از نظر شکل با پیرامونش تضاد بیشتری دارد. اما تضاد خنثی شده است: راست قامت به صندلی شیبداری تکیه دارد، خمیده پشت به لبه ی عمودی تابلو.
خشکی ذاتی مضمون همچنین مغلوب شادابی چشمگیر سطح کار می گردد. درخششی زیبا و بازی تضادهای جزیی و حساسیتی پایدار در جای جای پرده به چشم می خورد.

 

 

نوشته شده توسط روابط عمومی انجمن در شنبه پنجم فروردین 1385 ساعت 19:58 | لینک ثابت |
antony gromleyبه مناسبت نمایشگاه " مکانی دیگر" اثر آنتوني گورملي

antony gromley


نصب مجسمه‌های نمايشگاه "مكاني ديگر" اثر antony gormley هنرمند انگلیسی در ساحل كراسباي انگلیس در 13 جون آغاز شد و حدودا 20 روز نصب 100 مجسمه به درازا می‌کشد. "مکانی دیگر" شامل 100 شخصيت چدني، در اندازه‌ی واقعی انسان است که همگی بر آمده از شن‌های ساحل ، در نقاط مختلف به سوی دریا نگاه می کنند و این‌گونه شاید مفهوم مهاجرت را به ذهن مخاطب می‌رسانند.این نمایشگاه که پیش‌تر در بلژیک نروژ و آلمان به نمایش گذاشته شده بود و موج تحسین منتقدین را در پی داشت برای اولین بار است که در انگلستان عرضه می‌شود و تا نوامبر 2006 در ساحل کراسبای برپا خواهد بود.


antony gormley " آنتوني گورملی" در مورد این نمایشگاه می‌گوید: قرار دادن آثار در چنين فضايي نشان مي‌دهد هيچ منظره‌اي بي‌گناه نيست، هيچ منظره‌اي غير قابل كنترل نيست. هر منظره‌اي يك بعد اجتماعي پنهان براي مصارف طبيعي و سياست‌هاي منطقه‌اي دارد. من مي‌خواستم با نمایشگاه اين را مطرح كنم كه هنر در زندگي ما، انسان پيچيده و چارچوب‌هاي اجتماعي را آشكار مي‌‌کند.


آنتوني گورملي ( متولد 1950 لندن) تحصيلات خود را در رشته‌ها‌ي مردم‌شناسي و تاریخ هنر در Trinity College به پایان رساند. بعد از پایان تحصیلات به نقاطی از شرق سفر کرد. در سفر به هند و طی سال‌های 1974-1971 نزد استاد برمه ای به مطالعه‌ و تحصیل Vipassana meditation پرداخت. بعد از این مطالعات و علاقه‌مندی‌اش به مذهب بودا تصمیم گرفت به مجسمه‌سازی بپردازد. او از سال 1974 تحصیل در رشته‌ی مجسمه سازی را آغاز کرد و تا مقطع فوق لیسانس ادامه داد.


وی بدن انسان، به‌ويژه بدن خودش را موضوع آثارش براي كشف و شناخت بشريت قرار داده است. گورملي می‌گوید:" بيشتر مترصد آن بودم كه به اين سؤال پاسخ دهم كه طبيعت ِ فضايي كه انسان در آن زندگي مي‌كند، چيست. آنچه كه من در آثارم تلاش كرده‌ام نشان دهم فضايي است كه بدن در آن وجود دارد نه آن‌چه كه بيانگر خود بدن باشد"
antony gromleyگالری Tate لندن اولين گالري عمومي گورملي را در كنار آثار توني‌كراگ، مجسمه‌ساز ديگر در سال 1981 برگزار كرد.
نيكلاس سروتا، مدير اين گالري در باره‌ی نمایشگاه گفت:" فكر مي‌كنم دو هنرمند نشان دادند كه ظرفيت ماندن دارند. در آثار آنها يك اساس مفهومي قوي وجود دارد. آنها نشان دادند كه درباره‌ي طبيعت مجسمه‌سازي تفكري عميق دارند و به جاي آن‌كه تنها به ساخت اشيا بپردازند، چيزي فراتر در نشان دادن اشكال سه بعدي مد نظر دارند."
در حال حاضر نيز گالري Tate لندن، يكي از آثار اين هنرمند را با عنوان " تخت‌خواب" به نمايش گذاشته است.


gormley در سال 1994، با آثاري هم‌چون Field و Angel of the north و جوایزی که گرفت به شهرتي جهاني دست يافت.

تا کنون دو کتاب در باره‌ی آثار او منتشر شده و ريچارد نويل، سخنران و نويسنده‌ي سبك‌هاي هنري، اواخر سال جاري كتاب دیگری درباره‌ي آثار گورملي منتشر خواهد كرد.
نويل می‌گوید: "او به هنرمنداني علاقه‌مند است كه به بررسي رابطه‌ي بين مجسمه و فضا مي پردازند. او با نسلي از مجسمه‌سازان خلاق هم‌چون ريچارد ديكون، بيل وودرو، توني كراگ و آنيش كاپور نمود پيدا كرد و هم‌چون آنان خط سير خاص خود را داشت."


آثار و عملكرد گورملي بر نويسندگان نيز تاثير گذاشته است، تا جايي كه سيمون آرميتاژ شعري به مناسبت پرده‌برداري از مجسمه‌ي "سياره‌ها" در كتابخانه‌ي بريتانيا سروده است و ويل سلف، اي.‌اس. بايت و مگي گي نيز به صورت علني درگير آثار وي شده‌اند.
گي،‌ بناي یاد بود ِ Angel of the north "فرشته‌ي شمال" را نمادي شجاعانه و مثبت‌گرا از تركيب عناصر متضاد هم‌چون انسان و ماشين، مجسمه و طبيعت، و هنری عالي با مخاطب انبوه عنوان كرده است.
antony gromleyگورملي خودش را شيفته‌ي هنر معاصر مي‌داند. وي می‌گوید: "سالانه پنج ميليون نفر از گالري Tate ديدن مي‌كنند تا خود را كشف كنند. اگر شما قرار باشد تعريفي از ارزش هنر بدهيد، بايد اين طور بگوييد كه هنر ابزاري است كه ما با استفاده از آن تلاش مي‌كنيم از طريق خلق يك شي نشانه‌اي را در فضا و زمان كشف كنيم تا بتوانيم از طريق آن به موقعيت خود پي ببريم.


گورملي معتقد است مجسمه‌ساز همواره تلاش مي‌كند با آثارش مردم را درگير كند نه مجموعه‌دارها و دلالان را. به همين علت آثارش را بيشتر در گالري‌هاي عمومي به نماش مي‌گذارد تا گالري‌هاي تجاري.

وي جايزه‌ي ترنر را در سال 1994، جايزه OBE را در سال 1998، جايزه‌ي SOUTH BANK را در سال 1999 دريافت كرد و در سال 2003 به عضويت فرهنگستان سلطنتي درآمد.

نوشته شده توسط روابط عمومی انجمن در سه شنبه یکم فروردین 1385 ساعت 10:10 | لینک ثابت |
 
offshore