تبليغاتX
انجمن علمی هنر

يك مدرس دانشگاه تهران تاكيد كرد: آثار هنرمندان حرفه‌يي و مدعوان نبايد در چهارمين دوسالانه نقاشي جهان اسلام قرار مي‌گرفت، چراكه اصولا يک دوسالانه، نه جاي استادان تثبيت‌شده است و نه جاي جواناني که مشق‌هاي دانشگاهي را اريه مي‌دهند.

احمد نادعليان - هنرمند هنر جديد و مدرس دانشگاه تهران - درباره‌ي چهارمين دوسالانه نقاشي جهان اسلام در گفت‌وگويي با خبرنگار بخش هنرهاي تجسمي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، گفت: چهارمين دوسالانه نقاشي جهان اسلام مختص به نقاشي است. اين ويژگي مي‌تواند مثبت يا منفي باشد؛ من اصرار ندارم که الزاما اين دوسالانه نقاشي در زمينه‌هاي ديگر توسعه يابد و ترديدي هم نيست که ماهيت طراحي و نقاشي هنري بسيار متعالي است و نيز پايه و مبنايي ضروري براي هنر معاصر يا جديد است.

او چنين استدلال كرد كه در ادوار گذشته در ميان کشورهاي اسلامي کشور، ايران زمينه‌ساز و تعيين‌کننده چگونگي نقاشي بوده است. با اين پيشينه ايرانيان اين استحقاق و توانايي را دارند كه دوسالانه‌اي برگزار كنند كه صرفا مختص نقاشي باشد. اما در دوسالانه‌هاي نقاشي سنتي رواج دارند که بحث برانگيز هستند.

اين مدرس دانشگاه با اشاره به اينکه عمده نقاشي‌هاي ارايه شده در اين نمايشگاه با رنگ‌روغن انجام شده، و در گستره‌ي يک قاب بر ديوار ديده مي‌شوند، عنوان كرد: اين سوال پيش مي‌آيد که چه سياست‌گذاري باعث شده اين همه اثر با ويژگي‌هاي مصالح کار مشابه در کنار هم جمع شوند؟ نقاشي گذشته در عصر طلايي آن، در پيوند با ادبيات و محيطي همچنين معماري بوده است. اما تعريف امروزي ما از نقاشي چيست؟ چگونه مي‌توان نقاشي را تعريف کرد که عرصه را بر خلاقيت‌ها تنگ نکند؟ آيا نقاشي امروز ما بومي است يا جهاني؟ آيا فناوري‌هاي جديد جايگاهي در نقاشي امروز داشته است؟ سهم اين نوع آثار در دوسالانه به چه ميزان بوده است؟

نادعليان به خبرنگار ايسنا گفت: بسياري از نقاشي‌هاي نقاشان امروز ايران نه ارزش بومي دارند و نه ارزش تاريخي و نه ...، کميت نقاش و نقاشي فرماليست در ايران، و محدوديت‌هاي قلمرو شيوه‌هاي کاري هيچ توجيهي ندارد. از سوي ديگر نمايش بي‌توجيه تکراري آثار ارزشمند هنرمندان شناخته شده که در هنرمند بودن آنها ترديدي وجود ندارد، ارزش‌هاي موجود در کارشان را مخدوش کرده است.

وي با طرح پرسش‌ها و نمونه‌هايي عنوان كرد: استاد مدعو را چگونه انتخاب مي‌کنيم و چرا آثارش را در دوسالانه ارايه مي‌دهيم. آيا به‌راستي کار هنرمند جواني که کارش در مقابل استاد آيت‌الهي قرار گرفته بود با توجه به جوان بودنش مي‌تواند به‌عنوان استاد مدعو معرفي شود و نمايشگاه مدعوان با کار او شروع شود؟

آيا به‌راستي استاد محترمي که در سال 58 نقاشي را کشيده و سال‌هاست در ايران نيست، نقاشي‌اش ارزش ارايه در دوسالانه را دارد؟

نادعليان تاكيد كرد: درعين حالي كه براي اساتيد و توانايي‌هايشان احترام قايلم، اعتقاد دارم كه جاي آثار آنها در دوسالانه جهان اسلام نيست و ضروري است كه آثار آن‌ها در گالري ثابت و فضايي موزه‌يي ارايه شوند.

او با اشاره ‌به ‌اينكه دليل درخواست نمايش ندادن مکرر اين آثار تثبيت شدن اين است که بعضي از اين آثار با همان امضا و يا اثري مشابه آنان در چنين نمايشگاه‌هايي بيش از 500 بار ديده شده‌اند، متذكر شد، اصولا يک دوسالانه، نه جاي استادان تثبيت‌شده است و نه جاي جواناني است که مشق‌هاي دانشگاهي را اريه دهند.

نادعليان تصريح كرد كه ضرورتي براي به‌نمايش گذاشتن اين همه اثر در نمايشگاه نيست و زماني‌كه ما همه چيز را انتخاب مي‌كنيم، يعني هيچ چيز را انتخاب نمي‌كنيم.

به زعم وي، دوسالانه جاي فردي است كه تجربه‌هاي مدرسه‌اي را انجام داده و به توانايي خاصي دسترسي پيدا كرده است. انتخاب آزاردهنده ديگر در اين دوسالانه تساهل در مقابل کارهاي بد است ولي به‌نوعي در كوچه و پس كوچه‌هايي فضاي نمايش قرار دهيم که حتا دانشجويان سال اول نقاشي متوجه شوند که چرا اين کار پشت ديوار پنهان شده است.

نادعليان با بيان اينكه بسياري از اين فضاهاي نمايشگاهي از ديد بصري، فضاي مرده محسوب مي‌شوند، افزود: شايد ملاحظاتي وجود دارد، اما نمايش اثر در يک موقعيت نامناسب کليت نمايشگاه را تحت تاثير قرار مي‌دهد.

به گمان اين مدرس دانشگاه، آثار ارايه شده در چهارمين نمايشگاه دوسالانه‌ي نقاشي جهان اسلام، با در نظر گرفتن ابعاد، مکان‌يابي درستي نشده‌اند. گاهي ديوارهاي بزرگ و آثاري با ابعاد کوچک و گاهي آثار در ديواره‌هايي که سقف کوتاه دارند و آثار به‌خوبي در آنجا نمي‌گنجند.

نادعليان همچنين درباره‌ي فضاي ايجاد شده در مجموعه‌ گالري‌هاي صبا گفت: ديوارهاي كاذب ايجاد شده در اين مجموعه ضروري نيستند. اين نوع تقسيمات فضا، يادآور غرفه‌هاي پوشاک‌اند و مناسب نماش گذاشتن اثر هنري نيستند. چون فضايي که براي پارکينگ ساخته شده بوده به اندازه کافي گرفته و تنگ است.

وي معتقد است كه كميت آثار به اين نوع نمايشگاه صدمه مي‌زند و سياست‌گذاران و هيات انتخابي مي‌توانستند بحث كيفي آثار را بيشتر مورد توجه قرار دهند.

نادعليان افزود: با توجه به فراخوان عام و انتخاب گروهي چنين نتيجه‌اي قابل پيش‌بيني بود. چرا كه در ايران عمدتا نمايشگاه‌ها داراي يك هيات انتخاب هستند. اين نحوه انتخاب در كشورهاي ديگر منسوخ شده است و در هيچ دوسالانه رسمي معتبري، اعمال نمي‌شود. در روند مرسوم دوسالانه‌هاي حرفه‌يي، نه فراخوان جمعي وجود دارد و نه هيات انخاب.

وي گفت: در تمامي دوسالانه‌هاي رايج جهان امروز، يک انتخاب‌گر يا انتخاب‌گرهاي متعدد، با و گرايشات فکري متفاوت هنرمندان را مستقيما انتخاب مي‌کنند و يك نفر به‌عنوان مدير هنري يا دبير انتخاب‌گرها را هماهنگ مي‌كند. نقش انتخاب‌گرهاي مستقل آثار هنري در اين نوع نمايشگاه‌ها بسيار مهم است. معمولا آنها شرح حال و سوابق هنرمند را در نظر مي‌گيرد و در پايان روند رشد و دستاورد هنرمند ملاک انتخاب است. در حالي‌که در انتخاب هاي مبتني بر فراخوان و گروهي فقط اثري که نتيجه نهايي کار هنرمند است در مقابل هيات انتخاب قرار مي‌گيرد.

او با بيان اينكه، هدف يک انتخاب‌گر فقط انتخاب اثر خوب نيست، عنوان كرد: هنرمند در چه روندي به اثر خوب دسترسي پيدا کرده، نكته‌ي مورد توجه انتخاب‌گر است و در يک منظر کلي‌تر داشتن يك محتواي تعيين شده عمومي‌تر براي يک نمايشگاه، چينش و نحوه ارايه آثار در فضا بسيار مهم است و معناي كلي‌تري به نمايشگاه مي‌دهد. در نتيجه براي يک انتخاب‌گر حرفه‌يي افراد يک دوسالانه نه جاي افراد تثبيت شده‌اي است كه توانايي‌هايشان را براي ساليان سال تكرار مي‌كنند و نه هنرجوياني که در يک حوزه تجربي کار مي کنند.

اين هنرمند معاصر كه آثارش را در نقاط مختلف دنيا عرضه است، اظهار كرد: در سنت غلط رايج کنوني در ايران، هيچ‌کدام از اعضاي هيات انتخاب رسما پاسخگو و مسووليت‌پذير نيست.

او تاكيد كرد: آثار هنرمندان غير ايراني به لحاظ تفاوت شيوه کاريشان با هنرمندان ايراني عمدتا جذاب بودند. شايد بخش منسجم‌تر بخش آثار ساير ملل به‌شمار مي‌رفت. خصوصا آثار انتخاب‌شده از کشور مراکش انتخاب‌هاي بهتري بودند. شايد دليل آن، ارتباط نزديک فرهنگي و انتخاب کمتر مبتني بر فراخوان بوده است و شناخت بيشتر از فضاي نقاشي مراکش چنين نتيجه اي را دربر داشت.

وي يادآوري كرد:‌ اصولا در دوسالانه‌اي که محدود به نقاشي است در يک حوزه بين‌المللي نبايد فراخوان داد. چون هيچ هنرمند حرفه‌يي و شناخته شده‌اي به جست‌وجوي فراخوان نيست و اگر کارش ارزشمند است اعتماد ارسال پستي آن‌را ندارد. او در کارگاهش کارش را انجام مي‌دهد و اين وظيفه ماست که او را کشف کنيم.

اين مدرس دانشگاه براي دوسالانه‌هاي آينده پيشنهاد كرد كه به‌جاي فراخوان چند انتخاب‌گر در حوزه‌هاي مختلف جغرافيايي جهان اسلام هنرمندان شاخص را انتخاب و دعوت کنند. به‌گمان او، لازمه‌ي اين امر اين است از هم اکنون چنين افرادي جست‌وجويشان را آغاز کنند.

احمد نادعليان با قدرداني از فرهنگستان هنر در برگزاري نمايشگاه هنرمندان جوان و هنرمندان شهرستاني از بي‌توجهي به هنر جديد در سياست‌گذاري‌هاي کلان آن انتقاد کرد.

وي گفت: اين انتقاد رسما به دست‌اندرکاران فرهنگستان هنر وارد است که چرا به‌صورت رسمي زمينه را براي هنر هنرمندان نسل جديد فراهم نمي‌کنند. اگرچه براي شخص من و هنرجويانم اين امكان وجود داشته و دست اندرکاران چند نمايشگاه نهايت همکاري را داشته‌اند كه در نمايشگاه طبيعت و نمايشگاه بزرگ عاشورا كار چند رسانه‌يي و يا چيدمان ارايه دهم، اما اين امكان براي همه وجود نداشته و نهادينه نشده و رسما به آن فكر نشده است. اين درحالي ا‌ست که کپي‌هاي چوپان و بز رضا عباسي و يا فتوکپي‌هاي رنگي آثار دوره قاجار بدون داشتن شناسنامه علمي در مرکز صبا به‌نمايش گذاشته مي‌شوند.

وي اضافه كرد: دلايلي وجود دارد که به استناد آنها مي‌توان گفت هنر جديد کم اهميت تر از نقاشي‌هاي کپي و يا کپي‌هاي نقاشي نيست و داراي يك مجموعه امتيازات است و به‌واسطه اين امتيازات مي‌توان نيازهاي نسل جديد را پاسخ داد. با توجه به اين ويژگي‌ها مي‌توان از فرهنگستان هنر درخواست کرد که جهت ايجاد بستر و زمينه براي هنر جديد تلاش کند.

مدرس دانشگاه تهران تصريح كرد: امروزه در جوامع اسلامي به ميزان زيادي هنر جديد رواج دارد و در مجامع رسمي هنر به آن پرداخته مي‌شود. از اين‌رو هنر جديد زباني غربي نيست، بلکه بسياري از هنرمندان جوامع اسلامي نيز با آن گويش مي‌کنند. چنانچه فرهنگستان بخواهد رسالت خود را به‌خوبي انجام دهد بايد پاسخگوي نيازهاي نسل جديد نيز باشد.

او در عين حال افزود: در حوزه‌ي هنر جديد آثاري را مي‌توان انتخاب کرد که هنرمندان جوامع اسلامي با مواد در دسترس بومي اثري را به‌وجود بياورند. در حالي‌که حمل‌ونقل نقاشي‌هاي ناب با توجه به اينکه کالايي گران هستند، بسيار دشوار است.

به اعتقاد نادعليان، بسياري از مسائل امروز جهان فقط با زبان متفاوت از گذشته قابل بازگو شدن هستند.

در هنر جديد به مفهوم وسيع آن که شامل نقاشي نيز مي‌شود، - در اين صورت نقاش فضاي پيرامون اثر را نيز تعريف مي‌کند - اين بضاعت وجود دارد که مسائل معنوي يا مسائل اجتماعي بومي ما با زباني رسا و به نسلي جديد بيان شود.

وي در پايان گفت: در سال اخير نمايشگاه‌هاي متعددي را در سطح كشور برگزار شده كه عمدتا در ساختاري سنتي ارايه شده‌اند. سرانجام اين بي‌توجهي و نبود عرصه براي هنرمندان نسل جديد در داخل كشور اين بوده است که جذب حاميان غيرايراني شوند و معمولا در چنين شرايطي سمت و سوي سياسي ممکن است مضامين آثار را تحت تاثير قرار دهد. بنابراين ضروري است که فرهنگستان هنر در سياست‌گذاري، برنامه‌ريزي و نهادينه كردن هنر هنرمندان جديد، رسما اقدام كند كه درغير اين‌صورت به‌نظر مي‌رسد که همواره سياست‌گذارني واحد و هم‌سو آثاري واحد را بارها با نماهاي متفاوت به‌نمايش بگذارند و چنين نمايش مکرري بيشتر تاثير و بازتاب‌هاي منفي را در پي دارد.

نوشته شده توسط روابط عمومی انجمن در دوشنبه بیست و هفتم آذر 1385 ساعت 13:37 | لینک ثابت |

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: فرهنگ و هنر - هنرهاي تجسمي

چهارمين دوسالانه‌ي نقاشي جهان اسلام در تداوم همه بينال‌هاي ديگريست كه در ايران برگزار مي‌شوند؛ حتا دوسالانه‌هايي هم‌چون مجسمه و نقاشي تهران كه به جهان اسلام ارتباطي ندارند، در تداوم همان فكر اوليه است. فرمول و قالب كلي دارد: فراخوان داده نمونه‌ها مي‌آيند؛ از عده‌اي كارشناس،‌ متخصص و استاد دانشگاه دعوت كرده و آنها از خيل عظيم آثار رسيده تعدادي را بر اساس فضا و مكان انتخاب مي‌كنند. آثار را به‌نمايش گذاشته و همايشي هم در جوارش برگزار مي‌شود. در انتها نيز مجموعه‌ي سخنراني‌هاي همايش در مجموعه‌اي چاپ مي‌كنند.

اينها گفته‌هاي آيدين آغداشلو است كه درباره‌ي چهارمين دوسالانه‌ي نقاشي جهان اسلام در گفت‌وگويي با خبرنگار بخش هنرهاي تجسمي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، عنوان كرد.

قالب تكراري دوسالانه‌ها در ايران 

اين كارشناس و منتقد هنري با اشاره به اينكه اين قالب مشخص به‌طور دايم تكرار مي‌شود، اظهار كرد: بر اساس اين قالب كه جامع‌ترين و نهايي‌ترين نوع اين برنامه‌ريزي و تفكر به‌شمار مي‌رود، ممكن است به نتيجه برسيم دوسالانه‌ي نقاشي جهان اسلام، وسيع‌ترين، پربارترين و پرنمونه‌ترين بينالي است كه تا به‌حال در ايران برگزار شده است.

وي افزود: با چنين شرايطي، بيننده‌هاي نمايشگاه با برنامه‌ي دايمي مواجه‌اند كه نمونه‌هاي آن‌را بسيار زياد ديده‌اند و تنها بايد اميدوار باشند كه نمونه‌هايي كه عرضه مي‌شود، انشا‌الله نمونه‌هاي بهتري از هنرمندان جوان‌تر كه در اين چند سال به ثمر رسيده‌اند، باشند.

به اعتقاد آغداشلو اين برنامه‌ريزي حكم شانس و تصادف دارد كه هربار بايد اميدوار بود كه اتفاق تازه‌اي نه از حيث برپايي نمايشگاه كه از حيث نوع و جنس شركت كننده‌ها بيافتد كه نمونه‌هاي بهتري ببينيم كه در آن شرايط نيز اين نمونه‌هاي بهتر هم به كار هيات انتخاب برمي‌گردد.

وي اذعان داشت چنان‌چه در مقابل هر هيات انتخابي 10 هزار اثر بگذاريد، بعد از مدتي مي‌برّند، مگر چقدر مي‌توانند انصاف، دقت و يا بذل توجه عميق را در تمام اين هزارها اثر حفظ كنند.

وي در عين حال با تصريح بر اين‌كه دوسالانه‌ي چهارم نقاشي جهان اسلام، پر و پيمان‌تر و عظيم‌تر از نمايشگاه‌هاي هميشگي بوده تاكيد كرد: اين نمايشگاه‌ها مي‌توانند به تعداد زياد و شايد هرچه گسترده‌تر و وسيع‌تر عرضه شوند، اما ضروري است تاثير آن بررسي شود، كار بسيار مفيدي است با صرف نيروي فراوان، زحمت مي‌كشند؛ اما به‌نظرم بعد از برنامه‌ريزي به‌وجود آوردن فضاي كافي براي نمايشگاه‌هاي بسيار بزرگ و طراحي بينال‌هاي متعدد كه دايما ناظرشان هستيم، حال درست است كه ببينيم هدف اصلي چيست؛ اين هدف اصلي اگر دقيق‌تر تعريف شود، شايد راه‌گشا باشد. درغير اين‌صورت هر ساله، دو يا سه نمايشگاه بسيار عظيم برپا خواهد شد كه كمابيش همان كارها را به‌صورت فراخوان كنار هم عرضه خواهند كرد. به‌راستي نمي‌دانم تاثير اين موضوع در سال‌هاي آينده چقدر مفيد خواهد بود.

آغداشلو عنوان كرد: كيفيت و محتوا، بخش اساسي طراحي و برنامه‌ريزي اهداف يك نمايشگاه است.

كمبودهاي عرصه‌ي تجسمي و راه‌اندازي موزه‌ي دايمي

وي با يادآوري اينكه در حال حاضر دو كمبود در عرضه‌ي هنرهاي تجسمي معاصر كشور داريم، اظهار كرد: مهمترين كمبودي كه از پيش از انقلاب تاكنون همچنان وجود داشته و دارد، نداشتن موزه‌ي هنرهاي معاصري است كه مجموعه‌ي ثابتي را از سير تحول نقاشي ايران در طول يك‌صد سال اخير به‌معرض نمايش بگذارد. در موزه‌هاي عمده‌ي دنيا كه هنرهاي معاصر را عرضه مي‌كنند، حركت هنر مدرن را در طول قرن بيستم مرحله به مرحله مي‌توان پيگيري كرد.

به‌گمان اين كارشناس بين‌المللي آثار هنري، اين موزه قاعدتا بايد گنجينه‌ي ثابتي داشته باشد كه با تغييراتي هر از چندگاه، حركت نقاشي ايراني را در طول يك‌صد سال اخير به طرف مدرنيسم و سبك‌ها و شيوه‌هاي گوناگوني كه در آن به‌وجود آمد در مجموعه ثابت خود معرفي كند.

او گفت كه وقتي قرار بوده موزه‌ي هنرهاي معاصر تهران تاسيس شود، همين نظر را به مسوولان وقت منتقل كرده است.

به اعتقاد آغداشلو مجموعه‌ي صبا به‌طور حتم ظرفيت چنين حركتي را دارد و كافي است كه اين برنامه‌ريزي را جزو اهداف خود در نظر بگيرد. تا به‌حال كه توانسته‌اند از امكانات مختلف و حتا محدودي استفاده كند و چنين مجموعه عظيمي را به‌وجود آورد.

او اضافه كرد: فرهنگستان هنر و حتا وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ارشاد هم مي‌تواند چنين كاري بكند و موزه‌ي هنرهاي معاصر تهران كه بيشتر فعاليت خود را مخصوصا در دوره‌ي اخير براي به‌نمايش درآوردن هنر متعهد و فعال سال‌هاي بعد از انقلاب اختصاص داده، مي‌تواند كارش را ادامه دهد. اما موزه مفيد و مناسبي طراحي شود تا مجموعه‌ي ثابتي را از هنر يك‌صد سال اخير ايران، از زمان كمال‌الملك و شاگردانش تا دهه‌ي 80 در خود جاي دهد و مجموعه‌ي ثابت خود در نظر بگيرد و به‌طور طبيعي هرچند يك‌بار به عنوان گزينش بهتر برخي از نمونه‌ها را تغيير دهد. همين موزه در عين حال مي‌تواند نمايشگاه‌هايي براي تدوين تاريخ هنرهاي تجسمي معاصر ايران بگذارد.

وي توضيح داد: اين‌گونه مي‌توانيم بفهميم كه چه داشته و چه كرده‌ايم؛ اكنون تحت هيچ شرايطي با چنين مجموعه‌اي سر و كار نداريم و نمي‌توانيم به آن رجوع كنيم. همه‌ي نمايشگاه‌هاي موقت با همه‌ي تاثير و نفوذي كه دارند، بعد از مدتي از ياد مي‌روند و قابل رجوع دايمي نيستند. هيچ كتابي هم به‌طور مطلق وجود ندارد كه تاريخ يك‌صد ساله هنرهاي تجسمي ايران را حكايت كند. چگونه است كه متوجه اين كمبود عميق نمي‌شوند.

نتيجه‌ي هشت سال برپايي نمايشگاه جهان اسلام!

نكته دوم مورد اشاره اين منتقد هنري اين است كه نمايشگاه‌هاي بزرگ و عظيمي از اين نوع نيازمند آن است كه در عرضه، برنامه‌ريزي شود.

وي افزود: ضروري است شيوه‌ها، سبك‌ها و مكتب‌هاي مختلفي كه هنر جغرافياي اطراف ما و جهان اسلام مثلا در اين نمايشگاه دارد، به گونه‌اي طرحي شوند كه عملكرد، ويژگي‌ها و اختصاصات هر كدام از اين گروه‌بندي‌ها مشخص شوند. بنابراين مساله انتخاب‌كننده و طراح بخش‌هاي مختلف نمايشگاه اهميت زيادي پيدا مي‌كند. اگر همه‌ي آثار در كنار هم و در يك سالن عظيم قرار گيرند، بيننده سردرگم مي‌شود.

آغداشلو گفت: فراواني نقاشي‌ها هميشه امتياز نيست، بلكه برگزيده و چكيده‌ي آثاري كه عرضه و انتخاب مي‌شود، اهميت دارد.

او اضافه كرد: هر بيننده‌اي از مردم عادي تا مخاطب فني و حرفه‌يي پس از آنكه تعداد زيادي از آثار را مي‌بيند، ديگر قادر به ادامه نيست و اساسا ديگر نمي‌بيند و بيشتر، كارهايي كه در ورودي نمايشگاه يا سالن‌هاي اوليه است، ديده مي‌شوند.

دبير دور جاري دوسالانه‌ي نقاشي معاصر تهران همچنين تصريح كرد: هنوز در كنار اين همه سعي و نيروي عظيمي كه براي برگزاري نمايشگاه هنر جهان اسلام صرف شده، به‌عنوان بيننده علاقمند نمي‌دانيم كه تعريف ما از هنر معاصر جهان اسلام چيست؟ مشتركاتش چيست؟ وجوه افتراق و اختلافش كجاست؟ اين آثار را كنار هم مي‌بينيم، بدون آنكه نتيجه‌گيري علمي و نقادانه‌اي صورت بگيرد كه بدانيم به‌واقع در سرزمين‌هاي جهان اسلام مشتركاتي داريم؟ اگر داريم در چه حوزه‌اي است؟ آيا مي‌خواهيم پراكندگي اينها را نشان دهيم؟ آيا در فرهنگ اسلامي ريشه دارند؟

او گفت: استنتاج و بررسي نتيجه‌گيرانه در انتهاي اين بينال‌هاي متعدد هنوز جمع‌بندي نشده است.

وي با اذعان بر اينكه كه اين امر بر عهد مسوولان برگزاري نمايشگاه نيست، چنين عنوان كرد اين نمايشگاه و نمايشگاه‌هاي نظير اين، مواد اوليه لازم را براي بررسي اين استنتاج‌ها فراهم مي‌كنند، اما آن بررسي‌ها به اندازه‌ي كافي صورت نگرفته است.

آغداشلو اين مساله را سهم منتقدان، اهل تحقيق، نويسندگان و مطبوعات دانست كه بتوانند به‌شايستگي به‌جا آورند.

به‌گمان وي، اگر اين كار به‌درستي انجام شود، آن وقت در بينال‌هاي بعدي شاهد تكرار بينال‌هاي قبلي نخواهيم شد و شايد در گزينش به چند و چون ديگرتر و تازه‌تري توجه شود.

كاتالوگ نفيس اما عاري از تعارف، حاصل نمايشگاهي عظيم

آغداشلو افزود: معمولا حاصل دوسالانه‌ها هم كتاب‌ها و كاتالوگ‌هايي اتفاقا بسيار نفيس است كه مقدمه‌هاي بسيار تعارف‌آميز دارند و از نقد و بررسي دقيق و حتا جاهايي بي‌رودربايستي و خشن عاري‌اند.

به‌گمان او بهتر است در كنار آلبوم‌هايي كه از اين نمايشگاه‌هاي يا نمونه‌هايي كه برنده شده‌اند و يا كتابي كه براي همايش‌هايي از اين دست در‌مي‌آيند، مجموعه‌اي منتشر كنند كه بدون تعارف وضعيت را درباره‌ي اين دوسالانه‌ي خاص يا هر دوسالانه‌ي ديگري بررسي كند. ابايي نداشته باشند از اينكه در جايي رهنمودهايي منتشر كنند كه با طرح اوليه‌شان مغايرت داشته يا نفي كرده است.

وي همچنين عنوان كرد: شايد در برنامه‌ريزي دانشگاه‌ها بشود تجديد نظر كرد و رشته‌هايي را براي بحث‌هاي نظري هنرهاي تجسمي اختصاص داد تا در عين حال نسل جديدي از منتقدان باسواد و در عين حال بدون تعارف و ملاحظه‌گري به‌وجود بيايد. به نسل جوان بسيار اعتقاد دارم آدم‌هاي پركاري دارد، لازم است حمايت و توجه شوند.

آغداشلو به ايسنا گفت:‌ شايد پيشنهادي كه براي دوسالانه‌ي نقاشي تهران داده بودم كه بر اساس سبك و شيوه‌ي گوناگون تقسيم‌بندي شود و انتخاب‌كننده‌ها نوع خودشان را انتخاب كنند، اتفاق تازه‌تري بيافتد. در غير اين صورت همين است.

جاي خالي دوسالانه‌ي نقاشي معاصر تهران

به گمان او، برگزاركنندگان چهارمين دوسالانه‌ي نقاشي جهان اسلام احتمالا به اين هدف رسيده‌اند كه جاي خالي دوسالانه‌ي نقاشي معاصر تهران را پركنند. چرا كه تعداد كارها بسيار زياد است و كارهايي هست كه ارتباطي به جهان اسلام به جز جغرافياي آن ندارد. جوان ايراني كه كاري را براي بينال تهران مي‌فرستد همان را به دوسالانه‌ي جهان اسلام هم مي‌فرستد.

آيدين آغداشلو در پايان گفت: بسياري از هنرجويان من در هر دو، هر سه و هر چهار دوسالانه‌اي كه برگزار شود، در داخل و خارج شركت مي‌كنند چرا كه ملاك انتخاب تفاوتي نمي‌كند و كيفيت خاصي را كه شامل هويت جهان اسلامي باشد، مورد نظر هيات داوران نيست. نقاشان جوان بسيار پيشتازي ديده مي‌شوند كه فرقي نمي‌كند كارشان را در بينال سائوپلو بگذارند يا بنگلادش؛ از هنرمندان قديمي گرفته تا جوانان پيشرو و پيش‌تاز همين كار را مي‌كنند.

نوشته شده توسط روابط عمومی انجمن در دوشنبه بیستم آذر 1385 ساعت 20:13 | لینک ثابت |
نمایشگاه نقاشی های دیجیتال مرتضی اسدی در نگارستان شاهد

افتتاحیه:یازدهم  دیماه ۱۳۸۵ساعت ۱۶ تا ۳۰-۱۹

مدت نمایشگاه:۱۱ الی ۲۱ دیماه همه روزه از ساعت ۹ الی ۱۲و ۱۵ الی ۱۹

آدرس:خیابان ولی عصر/تقاطع طالقانی/نبش کوچه رحیم زاده/تلفن:۶۶۹۶۹۶۲۶

نوشته شده توسط روابط عمومی انجمن در دوشنبه سیزدهم آذر 1385 ساعت 18:22 | لینک ثابت |
جلوه‌هاي بصري حروف

سرويس: نگاهي به وبلاگ‌ها
1385/09/10
12-01-2006
11:13:07
8509-04649: کد خبر

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: نگاهي به وبلاگ‌ها

سابقه‌ي استفاده ازحروف و نوشتار به مثابه‌ي يک عنصرمستقل تصويري درطراحي گرافيک به چند دهه قبل باز مي‌گردد.

به گزارش سرويس نگاهي به وبلاگ‌هاي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در وبلاگ "انجمن علمي هنر" به نشاني http://artsociety.blogfa.com در نوشتاري به نقل از علي وزيريان مي‌خوانيد: پيش از آن کلمات و نوشتار به عنوان يک جزء و عنصري مکمل در کنار تصوير قرار مي‌گرفت. اين نوع نگاه جدي به حروف و تايپوگرافي در طراحي گرافيک تقريباً اولين بار در آثار طراح فرانسوي «روبرماسن» در دهه‌ي ‌٦٠ ميلادي ظاهر و موجب شد تا عرصه‌ي مستقل و گسترده‌اي به عنوان طراحي با حروف در حوزه گرافيک ايجاد شود.

کتاب «حروف و تصوير» که ويژگي‌هاي تصويري الفبا را در دوره‌هاي مختلف بررسي مي‌کند، حاصل پژوهش او در زمينه‌ي شکل‌گيري حروف بود . البته ارايه‌ي آثار او محدود به نشريات مي‌شد. پس از او «ولفانگ واينگارت» طراحي بود که اساس نگاه خود را در زمينه گرافيک بر روي تايپو گرافي متمرکز کرد . او نظم مطلق و پالودگي حروف و شکل بکارگيري رايج را در دوره خود مورد سوال قرار داد و با برهم ريختن قوائد متعارف آن روز و ابداعاتش به نوعي از جلوه‌هاي بصري حروف دست يافت . با شروع اين حرکت در تايپو گرافي طراحان زيادي بخشي از آثار خود را با نگاه به اين موج جديد خلق کردند؛ به عنوان نمونه مي‌توان به پوستر کنسرت اثر « آرمين هافمن» در سال ‌١٩٦٩ و آثار«استف گيسبولر» اشاره کرد... .

انتهاي پيام

کد خبر: 8509-04649
نوشته شده توسط روابط عمومی انجمن در شنبه یازدهم آذر 1385 ساعت 12:0 | لینک ثابت |

این نمایشگاه منتخب پوسترهای دهه ۴۰ و ۵۰ قباد شیوا را در بر می گیرد و در روز ۱۷ آذر ماه افتتاح می گردد.

همچنین علاقه مندان می توانند تا ۲۹ آذر ماه از این نمایشگاه در گالری خاک واقع در خیابان شریعتی، دو راهی قلهک، خیابان بصیری، کوچه ژیلا، درب اول دیدن نمایند.

نمایشگاه آثار قباد شیوا/ اثر: قباد شیوا

نوشته شده توسط روابط عمومی انجمن در شنبه یازدهم آذر 1385 ساعت 11:7 | لینک ثابت |
در جست و جوى ابعاد معنوى يك اثر هنرى(در باره‌ی اثر"معراج حضرت رسول") نوشته آیدین آغداشلو

آیدین آغداشلو

در جست و جوى "ابعاد معنوى" يك اثر هنرى، نزديك‏ترين پاسخ را شايد بتوانيم در اثرى يگانه و درخشان، يعنى در نقاشى "معراج‏حضرت رسول" اثر سلطان محمد نقاش بيابيم. اين اثر، همراه با سه اثر ديگر منسوب به او، در نسخه‏ى خطى مصور خمسه‏ى نظامى،سفارش شاه طهماسب صفوى قرار گرفته است كه در فاصله‏ى ميان سال‏هاى 942 تا 947 هجرى قمرى نقاشى و خوشنويسى شده است‏و خوشنويس آن شاه محمود نيشابورى، خطاط بسيار معتبر و مشهور قرن دهم هجرى قمرى است.اين خمسه، ظاهراً تا انتهاى زمان فتحعليشاه قاجار در كتابخانه‏ى سلطنتى حفظ مى‏شده تا اين كه در سال 1880 براى موزه‏ى بريتانيا،از طريقى نامعلوم، خريدارى شده و تا به امروز در همان جا محفوظ مانده است.


خمسه‏ى نظامى شاه طهماسب صفوى 396 ورق و چهارده مجلس نگارگرى دارد كه به سلطان محمد و ميرك و ميرزاعلى وميرسيدعلى و مظفرعلى منسوب‏اند، كه از بزرگ‏ترين هنرمندان دوران خود به شمار مى‏روند. اين اثر بى‏نظير، هر چند از حيث تعداد آثار به پاى شاهنامه‏ى شاه طهماسبى نمى‏رسد، اما هر كدام از مجالس نگارگرى آن، با بهترين‏نمونه‏هاى شاهنامه‏ى شاه طهماسبى پهلو مى‏زنند و در جاهايى بر آن‏ها پيشى مى‏گيرند.
آثار دوست محمد، جز در خسمه‏ى نظامى شاه طهماسب، در شاهنامه‏ى شاه طهماسبى ودر يك ديوان مصور حافظ ديده مى‏شود و جز اين‏ها، تصاويرى از شاهزادگان و مردان جوان درحال مطالعه و تعدادى نگارگرى ديگر به او منسوب‏اند.


negargari-soltan-mohammad.jpg


نگارگرى "معراج حضرت رسول" از درخشان ترين نمونه‏هاى تاريخ نگارگرى ايران است وبى‏شك، در ميان بهترين نگارگرى ‏هاى قرن دهم هجرى قمرى ايران - كه خود دوره‏اى منحصر به‏فرد در اين هنر بى‏همانند است - قرار دارد. در اين اثر، تصوير پيامبر. كه صورت مباركش با نقاب سپيدى پوشيده شده است. سوار بربُراق و در ميان خيل كروبيان - پانزده فرشته - نمايانده شده است و جبرئيلِ در حال راهنمايى،پيشاپيش براق در پرواز است. تركيب‏بندى اين اثر به صورت مارپيچى گسترده است كه از پايين سمت راست كار شروع‏مى‏شود و تا به فرشته قرار گرفته در پشت بُراق ختم مى‏شود. در نقطه مركزى و مركز ثقل اين‏مارپيچ، حضرت رسول سوار بر بُراق تصوير شده است. كه با انوار طلايى شعله‏ور گرداگردحضرت و براق ، تشخّصى جداگانه يافته است. چنين شعله‏هايى گرداگرد سر جبرئيل نيز قرار گرفته است و در سينى و قنديلى كه در دست دو فرشته ديگر است نيز ديده مى‏شود، و فرشتگان،به استثناى جبرئيل، همگى از اين هاله تقدس عارى‏اند. ماه در پايين سمت راست آسمان نقاشى‏شده است و ابرهاى سپيد پيچان و انبوه، گرداگرد ماه را تا نيمه آسمان پوشانيده‏اند و در آسمان‏بالاى سر حضرت رسول، ستاره‏هاى متعدد طلايى رنگ ديده مى‏شوند. فرشتگان با عبوديت ومهر، مجمر و البسه و ميوه‏ها و ظرف‏هاى غذا و كتاب (قرآن؟) و تاج را حمل مى‏كنند و درنمونه‏هاى استثنايى، فرشته‏اى كه حامل ظرف غذا در بالاست، تمام رخ تصوير شده است.


براى‏درك اين تركيب‏بندى فاخر و مجلل و خاص، مى‏شود اين نگارگرى را با نگارگرى‏هاى مشابه،مثلاً در كتاب معراج‏نامه 840 هجرى قمرىِ محفوظ در كتابخانه ملى پاريس، مقايسه كرد و به‏خلاقيت شگفت‏انگيز و منحصر به فرد آن پى برد. بديهى است يكصد سال فاصله‏ميان اين دو نقاشى، تجربه‏ها و خلاقيت‏هاى تازه‏اى را حاصل داده است و چنين قياسى چندان‏منصفانه نيست، اما به هر حال حالت بسيار زنده و سراسر لطف نگارگرى سلطان محمد، نه تنهادر قياس با معراج‏نامه تيمورى، كه با هر اثر ديگرِ قرن دهم هجرى قمرى، تفاوت آشكار دارد.


فرشتگان در نگارگرى سلطان محمد، هر كدام در شكلى متفاوت ترسيم شده‏اند و حالت‏چهره‏هاى‏شان نيز مختلف است. حالت‏هاى خاص فرشته‏اى كه دست‏ها را به دعا متصل كرده‏است و فرشته‏اى كه حامل كتاب است، ديدنى است. چهره‏هاى تمام رخ و نيم رخ نيز در ميان‏آن‏ها ديده مى‏شود و كلاه‏ها و سربندها و جامه‏هاى فرشتگان نيز، هر يك به گونه‏اى متفاوت‏طراحى شده است.
رنگ‏آميزى درخشان و استادانه اين نگارگرى به صورت سه رنگ اصلى لاجوردى و سپيد وطلايى، و رنگ‏هاى متعدد زرد و آبى و نارنجى و سبز و قرمز، مجموعه‏اى دلپذير و شگفت‏انگيزبه وجود آورده است. طراحى و قلم‏گيرى بى‏نهايت ظريف و دقت در تمامى جزئيات نشانه‏ى‏اخلاص و دلبستگى تام و تمام هنرمند است به موضوع مقدس كار او. بعضى از چهره‏ها. مثلاًچهره‏اى كه در سمت چپ بالاى صفحه ترسيم شده است. با چهره‏هاى سنتى ديگر فرشتگان‏تفاوت آشكار دارند و نگاه فرشته‏اى كه تاج در دست دارد، در جهتى كاملاً ابداعى و استثنايى، به‏سوى ما، يعنى بيننده نقاشى، متوجه است.


سلطان محمد، در اين اثر، تذهيب چندانى به كارنبرده است و با اختصارِ در تزئين مجال لازم را براى نمايش حالات و حركات فراهم آورده است،و از سويى، ابرهاى سپيد پيچاپيچ و شعله‏هاى طلايى فراوان و سركش، عنصر تزئينى پرقدرتى‏را به نحوى شگفت‏انگيز به نمايش مى‏گذارند.
"معراج حضرت رسول" اثر سلطان محمد نقاش،نمونه‏ى كامل و شايسته‏اى است از يك اثر مذهبى و معنوى كه، در عين حال، به تمام سنت‏نگارگرى ايرانى وفادار و وابسته است. در اين شاهكار منحصر به فرد، از تمامى عناصر زمينى وخاكى استفاده شده است تا اثرى كاملاً فرا زمينى به وجود آيد و سعى هنرمند در تصويرگرىِ. هرچند ناقص و محدود او و يا هر هنرمند ديگرى. طرحى از عامل قدس، به حد كمالى كه مقدورانسان است منجر شده است.


تصور و آرزوى هنرمند در رسيدن به چنين تصويرى، در هنر غرب نيز نمونه‏هايى دارد، ازآثار هنرمندان بزرگ دوره رنسانس ايتاليا تا تصويرگرى‏هاى ويليام بليك (1757 - 1827)ميلادى و نقاشى‏هاى استادان بزرگ مكتب فلاماندر، چنين نيتى را مى‏توان مشاهده و تعقيب‏كرد، اما در بسيارى از نمونه‏هاى نقاشى مذهبى غربى نيز، نتيجه ديگرى حاصل شده است: يعنى‏به جاى "آسمانى شدن عناصر خاكى"، "خاكى شدن عناصر آسمانى" صورت پذيرفته است.نقاشى‏كه موضوعى دينى و معنوى را انتخاب مى‏كند مى‏داند كه تمامى سعى و تخيل و خلاقيت خودرا در راه نمايش جهانى فراخاكى و قدسى و ملكوتى بايد به كار برد و چنين تصويرگرى خطيرى،چالش سهلى نيست.
نگارگرى "معراج حضرت رسول" اثر سلطان محمد نقاش، نشانه توفيق عظيم و سربلندى اودر اين چالش است كه حاصلش چونان گوهرى بر تارك نگارگرى ششصد ساله ايرانى‏مى‏درخشد، و تا جستجوى انسان در ايصال به ملكوت ادامه دارد، ادامه خواهد داشت.


نوشته شده توسط روابط عمومی انجمن در شنبه یازدهم آذر 1385 ساعت 10:15 | لینک ثابت |
گرافيك مؤلف ؛ نوشته فرزاد ادیبی در باره‌ گرافیک و پیوند آن با هنرهای زیبا

فرزاد اديبي

خسته از روزمره‌گی‌ها و روزمرگی‌ها و فارغ از كنكاش‌ها، شبی فرصتی دست داد تا بار ديگر با دوستان گردهم آييم و پاي صحبت استاد با يادی از روزهاي دانشجويی، دوباره و چندباره عشق را بشنويم و حديث مكرر عشق را . . .
باري صحبت از روی جلد كتاب بود و تاريخچه و انواع و . . . پس از سخنان استاد، دوستی پرسيد كه گرافيك را چه سنخيتی با نقاشی است؟ و . . . استاد پاسخ گفت.
سخن به درازا مي‌كشيد، اگر به تفصيل بحث می‌شد. اما به راستي گرافيك را چه سنخيتی است با نقاشي؟ آيا گرافيك هم عرض نقاشی است يا نقاشی هم عرض گرافيك؟ كداميك هنرترند؟ و اصلاً هنر چيست؟ و آيا مي‌توان صفت تفضيلی براي هنر قايل بود؟
همگان مي‌دانند كه هنرها را مي‌توان به انواع گوناگوني برشمرد، همچون هنرهای تجسمی، نمايشی، سينمايی، موسيقی و . . . يا هنرهای انتزاعي و هنرهاي واقع‌نمايانه كه برخي از سبك‌ها بر اين پايه‌ها به‌وجود آمده‌اند. و برخي ديگر بين اين دو قطب. اما آنچه موجب نگارش اين نوشتار شد ديدن هنرها از پنجره‌ای ديگر است، پنجره‌ای آشنا كه نه بر شيشه‌های آن غباري است و نه رنگي كبود.

اثر مرتضی ممیزمي‌دانيم كه هنرهای گرافيك، معماری و طراحي صنعتی اگرچه كاربردی هستند، اما تحت شرایطی می توان آن‌ها را جزء هنرهای زيبا هم برشمرد. شور و شعور، كشش و كوشش و حس و عقل نه تنها پايه‌های همه‌ی سبك‌های هنری به حساب مي‌آيند، بلكه شاخه‌ها و رشته‌های هنری هم خود منطبق بر اين پايه‌ها هستند. در برخي هنرها انديشه كفه سنگين ترازو است و در برخي ديگر احساس. اما شالوده‌ی همه مبتني بر عقل و حس ِ توأمان است كه بدون يكی از اين دو هیچ اثری هرگز هنر نخواهد بود.
هنرهای كاربردی هم با دو بال شور و شعور يا انديشه و احساس به اوج مي‌رسند. البته در این‌گونه هنرها قضيه متفاوت است.

محدوديت‌هاي كاربردي بودن‌ ِ هنری مثل گرافيك از همان ابتدا آغاز مي‌شود. از هنگامي كه سفارش‌دهنده به هنرمند ِ طراح موضوع ذهنی را سفارش مي‌دهد تا هنگامی كه محصول عينی را تحويل مي‌گيرد ـ اعم از جلد كتاب و مجله، پوستر، بسته‌بندی و . . . ـ محدوديت‌هاي بي‌شماری بر سر راه است. سليقه‌های متفاوت سفارش‌دهنده يا سفارش‌دهندگان، محدوديت‌های قطع كاغذ، ليتوگرافي، چاپ، صحافی، محدوديت‌هاي اجتماعي و عرفی و . . . كه هر كدام از اين بخش‌ها خود از محدوديت‌های ريز و درشت ديگري متشكلند و پرداختن به آنها از حوصله‌ی اين نوشتار خارج است.

نقاش، آزادانه نقاشی مي‌كند و بي‌هيچ محدوديتی ايده و افكارش را در هر قطع و سطحي و بي‌هيچ قيدی از جهت رنگ و فرم اجرا مي‌كند و چون معمولاً مخاطبان محدودی دارد و كارش حتماً منتشر نمي‌شود، مجبور نيست تن به سانسور و خودسانسوری دهد، در حالي كه در گرافيك ماجرا به گونه‌ای ديگر است.

در هنر گرافيك به جای همه‌ی اين آزادی‌ها، محدوديت هست. ارزش يك اثر هنرمندانه گرافيكی هنگامی آشكار مي‌شود كه ما به محدوديت‌های اين هنر واقف باشيم. البته همچنان كه مي‌توان در نقاشي، شعر، موسيقي و هنرهاي ديگر با ترازوی نقد آثار را سنجيد، در هنر گرافيك نيز مي‌توان دست به نقد زد و سره را از ناسره بازشناخت. همه هنرمندان واقعي گرافيك اذعان دارند كه ناسره‌ها و خزف‌های اين هنر به دلايل متعدد بسيار زيادند. اهم آنچه اكنون دامنگير گرافيك امروز ايران است عبارتند از شيوه‌گرايی و ارتجال. كه پرداختن به اين بخش‌ها نياز به فراغتي ديگر دارد.
اما اگر نبودند معدودی هنرمند واقعی در اين رشته كه ايثارگرانه از حريم و حدود و اصالت اين هنر پاسداري كنند، اين هنر فرهيخته اكنون در محاق ابتذال و تكرار، در درون پوسيده بود.

Shigeo Fukudaكسانی كه با هر اثر خود نه تنها نياز سفارش‌دهنده را برآورده مي‌سازند بلكه هوشمندانه با تعهد و تغير، فرهنگ‌سازی مي‌كنند. هنرمندانی كه فراتر از موضوع پيش مي‌روند، هنرمندان مؤلف يا طراحان گرافيك مؤلف.

مي‌دانيم كه هنر گرافيك شاخه‌های بسياري دارد و محصولاتی بي‌شمار. نشانه (Sign)، صفحه‌آراييLay Out)، بسته‌بندی (Packaging)، تصويرسازی (illustration) اعلان ديواری (Poster)، دفترك (Bruchor)، كارنما (Catalog) و . . . از محصولات و شاخه‌های هنر گرافيك هستند كه هر كدام از اين محصولات و شاخه‌ها خود به بخش‌هاي ديگری تقسيم مي‌شوند.
تصويرسازی شايد همسايه‌ترين بخش گرافيك با طراحي و نقاشي است و چون در بيشتر محصولات گرافيك حضوری فعال دارد مي‌‌تواند ايستگاه مناسبی براي بحث اين نوشتار باشد.
در اين نوشته تصويرسازي را از جهت: الف) محتوا و موضوع ب) مخاطب پ) قالب و ت) بسترهای بروز و نمايش، بررسي مي‌كنيم تا به مقصد راه يعنی "گرافيك مؤلف" يا "تصويرسازي مؤلف" برسيم.

الف) انواع تصويرسازی با توجه به محتوا و موضوع بر روی يك محور با دو قطب طبيعت‌گرايی و انتزاع مي‌تواند در حركت باشد.
اگر موضوع تصويرسازی علوم تجربی باشد، مثل زيست‌شناسی و فيزيك و شيمی و . . . و هدف تصويرسازی نشان دادن درست اين موضوع‌ها، براي تفهيم بهتر آن، طراح موظف است همانند يك دوربين عكاسی و اي بسا دقيق‌تر از دوربين، عيناً موضوع را طبيعت‌گرايانه تصويرسازی كند، اما درحيطه علوم انساني و علوم نظری جريان فرق مي‌كند.

Milton glaserاستاد مرتضي مميز در كتاب تصوير و تصور مي‌نويسد:
"با كمی دقت به موضوعات متنوع تصويرگري كه شايد شامل ده‌ها رشته و مطلب جداگانه باشد مي‌توان تا حدودی به اهميت و لزوم تنوع شيوه بيان آنها پی برد كه مثلاً تفاوت در زمينه تصويرسازی براي متن يك كتاب پزشكی با تصويرهای فنی يك كتاب مكانيك و تصاوير يك كتاب تاريخی، يك كتاب جغرافيا، يك كتاب سياحت‌نامه، يك اثر ادبی، يك كتاب آموزشي دوران تعليمات مدرسه‌ای، يك جزوه ورزشی، عكاسی، مد و لباس، يك قصه زيبا و لطيف كودكانه، مجموعه اشعار و . . . چه اندازه بايد تفاوت داشته باشد." (1)
و "يك سري از موضوعات هستند كه ظاهراً قابل مصور شدن نيستند، مثل موسيقي يا فلسفه و به طور كلی موضوعاتی كه ظاهرا در مفاهیم آنها معادلات تصویری وجود ندارد و..." (2)

ب) مخاطب تصويرسازی بخش بزرگی از "نوع نگاه طراح" و "قالب تصويرسازی" و حتي "بسترهای بروز و نمايش" را تعيين مي‌كند. طراح با توجه به سن، جنس، نژاد، تحصيلات و آگاهي‌هاي عمومی، منطقه جغرافيايی، مذهب و باورهای مخاطب، تصويرسازی مي‌كند تا نهايتاً مخاطب با تصوير ساخته شده، ارتباط بهتری برقرار كند.
براي مثال تصويري كه با پيرمرد 70 ساله آلماني ارتباط مناسبی برقرار مي‌كند برای كودك 7 ساله زاهداني قابل فهم نیست. يا "مثلاً مردم ژاپن از آن جهت كه نژاد يكدست و همگوني هستند، بدون اين كه لزومي داشته باشد كه هر چيزی را به زبان بياورند، يكديگر را درك مي‌كنند. آنها دوست ندارند كه همه چيز واضح و صريح باشد و به طور خاص از تصويری خوششان مي‌آيد كه پيچيده و بغرنج بوده و معاني متعددی را القا مي‌كند.
به همين دليل تبليغات به ندرت شكل مستقيم و صريح پيدا مي‌كند و ايماژی كه به واسطه آن انتقال مي‌يابد، در درجه اول اهميت قرار دارد از اين روست كه اغلب آثار تبليغي ژاپنی از مايه طنز و سرگرمي برخوردارند."(3)

پ) قالب يك اثر گرافيكي (تصويرسازی) شامل همه مباني و مبادي هنرهای تجسمی است، فرم، رنگ، تركيب‌بندی، لی‌آوت، تكنيك، بافت، خلاقيت، ايده و حتي جای امضاء طراح كه چون در اين زمينه‌ها بسيار شنيده‌ايم و خوانده‌ايم از آن در می‌گذريم.

ت) بسترهاي بروز و نمايش كه معمولاً يكي از انواع محصولات گرافيك هستند مثل مطبوعات، كتاب‌ها، انواع بروشور و كاتالوگ و يا صفحات نمايش رسانه‌هايي مثل تلويزيون، رايانه، سينما، تابلوهای تبليغاتی و . . . ارتباط نزديكی با «قالب» و «مخاطب» دارند، همچنين ارتباط درست "بسترهای بروز نمايش" آثار گرافيكي با "موضوع و محتوا" نكته‌ای است كه مديران هنري بايد به ناشران گوشزد كنند.(4) مثلاً در مورد نشريات، نكاتي همچون قطع، ترتيب انتشار، رنگ، جنس كاغذ، تعداد صفحات، نوع صحافی و . . . بايد با "محتوا و موضوع"،"مخاطب" و "قالب" هماهنگ باشد.

Alain Le Quernecيك اثر سالم و كامل گرافيك اثری است كه در آن ارتباط منطقی بين"موضوع و محتوا"، "مخاطب"، "قالب" و "بسترهاي بروز و نمايش" برقرار شده باشد. البته هماهنگي كلي اين چهار مورد يعني( الف)، (ب)، (ت) و (پ) علاوه بر دانش و تعهد و مسئوليت گرافيست، همفكری و همكاری‌های سفارش‌دهنده يا سفارش‌دهندگان و مدير هنری را نيز مي‌طلبد.

اما آنچه موضوع اصلي اين نوشتار است، طرح نوعي از هنر گرافيك است كه فراتر از يك اثر كامل است. به ديگر سخن اينكه يك اثر گرافيك علاوه بر سلامت كامل و هماهنگي عناصر( الف) تا (ت) مي‌تواند حتی پيشگام‌تر از موضوع مورد سفارش حركت كرده و به صورتي جامع‌الاطراف و كامل ظاهر شود. مرتضي مميز در كتاب "تصوير و تصور" مي‌گويد: ". . . آنچه را كه تصويرگر نبايد مطلقاً انجام دهد دنباله‌روی و ترجمه‌ی تصويری لغت به لغت موضوع است و هميشه به ياد داشته باشد كه با كارش ابعاد تازه‌ای را به موضوع مورد سفارش اضافه كند."
كم نيستند هنرمنداني كه شاهكارهاي ماندگاری در عرصه گرافيك آفريده‌اند آثاری كه اگرچه حاشيه‌ای براي متن سفارش هستند، اما هم عرض متن و گاهي با فخامت و عيار بالاي هنری با ارزش‌تر از خود متن جلوه‌گرند.
گرافيك هنري است در خدمت اجتماع با پيام‌هاي فرهنگی، اجتماعی، سياسی و تجاری. و گرافيك مؤلف عالی‌ترين نوع آن است كه در عين امانت‌داری، ارجمندترين حاشيه برای متن جامعه است.

پانوشت‌ها:
۱-مرتضي مميز ،تصوير وتصور،انتشارات اسپرك،چاپ اول ، ۱۳۶۸،ص۴
۲-همان ، ص۲۰
۳-هنر معاصر ، (دو ماهنامه تجسمي ) ، شماره ۳ ،بهمن واسفند ۱۳۷۲ ، ص ۴۲
۴-امروزه به دليل وضعيت نابسامان اقتصادي و ناآشنايي سفارش‌دهندگان گرافيك ، استفاده از طراحي هاو نقاشي هاي چاپ شده براي جلد كتاب ها ومحصولات ديگر رواج دارد . بايد متذكر شد كه اگر يك اثر نقاشي صرفا به عنوان يك اثر نقاشي در محل مناسب خود نصب شود ارزش دارد ، مثلا يك تابلو نقاشي كه بر سينه ُ يك تالار بزرگ همايش نصب مي شود قابل استفاده در يك اتاق كوچك خواب نيست و يا اگر به عنوان نقاشي ديواري از يك اثر نگارگري استفاده شود نا به جاست . ملاحظه مي شود كه با عوض شدن محل نصب يك اثر نقاشي ، فضا تاثير وكاربرد آن از دست مي رود پس چگونه مي توان آن را چاپ كرد وانتظار گرافيك بودن آن را داشت ؟ البته گاهي ممكن است با نظر ومشورت يك مدير هنري يك اثر نقاشي با ديزاين و لي‌آوت مناسبي در يك محصول گرافيك بسيار به جا ودرست وحتي خلاقانه به كار رود كه اين امر البته از سر انتخاب است نه از سر اجبار .



 
نوشته شده توسط روابط عمومی انجمن در شنبه یازدهم آذر 1385 ساعت 10:7 | لینک ثابت |
تايپوگرافي صداي تصويراست



    در پوستر هاي اوليه كه وظيفه معرفي يك كالا يا يك اثر هنري را بر عهده داشتند كلمات و حروف تنها به اطلاع رساني پوستر كمك مي كردند و به عنوان يك عنصر بصري در اندازه هاي مختلف فضاي پوستر را در مي گرفتند.
     براي نمونه اولين پوستر هايي كه پدر و پدربزرگ هاي ما را براي ديدن نخستين فيلم هاي سينماي ايران، ترغيب مي كردند داراي چنين ويژگي بودند در اين پوستر ها مشخصات فيلم از جمله نام بازيگران، كارگردان و... به ساده ترين شكل و به سه زبان فارسي، فرانسه و روسي منتشر مي شد.
    پيشرفت صنعت چاپ و پيدايش هنر عكاسي با ايجاد تحولي شگرف در طراحي پوستر به تدريج تصاوير را به درون پوستر ها كشاند تا پوستر ها به تركيبي از نوشته و تصوير بدل شوند.
    در اين شرايط بود كه طراح پوستر مجبور شد براي انتقال پيام به مخاطب به فراگيري اصول زيبا شناسي بپردازد و اين امر رفته رفته به اصول و قواعد طراحي پوستر هويتي مستقل بخشيد.
    در واقع با ورود تصاوير به پوستر ها نه تنها از اهميت نوشتار در آنها كاسته نشد بلكه به ايجاد جنبشي جديد در نحوه طراحي حروف پوستر انجاميد. چرا كه از آن زمان به بعد حروف مي بايست در كنار تصاوير كه داراي قدرت بصري بالايي بودند جلوه كرده و به انتقال پيام و شعار مورد نظربه مخاطب كمك كنند.
    در نتيجه اين تحولات لزوم ايجاد يك دگرگوني در فرم ، اندازه و شكل نوشتار در پوستر بيش از پيش حس شد و با گذشت زمان و با شكل گيري شيوه هاي گوناگون تايپوگرافي، حروف و نوشتار جايگاه ويژه اي در پوستر پيدا كردند. رونالد بارتز اديب و فيلسوف فرانسوي مي گويد: «در گذشته عكس ها و تصاوير معنا را به تصوير مي كشيدند و امروزه نوشتار تصاوير را با خود حمل مي كنند و تصاوير را با فرهنگ و تصورات آميخته مي سازند»
    
    

    نوشتار جدا از رسالتي كه بر عهده دارد (خبررساني) با تبديل شدن به يك فرم در تركيب بندي (كمپوزيسيون) با كل پوستر يگانه شده و به عنوان يك اثر تجسمي مستقل، نقوش ماندگاري را در ذهن مخاطب بر جاي مي گذارد. به عبارت ديگر پوستر با جدا شدن از موضوع خود همچون هر اثر هنري ديگر فارغ از زمان و مكان باقي مي ماند.
    حروف پوستر بايد در درجه اول خوانا و سپس خواندني باشد. خوانا از لحاظ وضوح روشني و رسا بودن به گونه اي كه مخاطب هنگام مشاهده حروف بر خواندن آن هيچ مشكلي برنخورد. خواندني از اين جهت كه قرائت كردن نوشتار براي خواننده همراه با نوعي چالش توأم با لذت وعلاقه باشد و هيجان مخاطب را برانگيزد.
    امروزه نوشته جدا از تصوير نيست بلكه بخشي از تصوير را تشكيل مي دهد و به نوعي تصوير را كامل مي كند. نوشتار ، مانند ساير عناصر پوستر در صورتي كه صحيح طراحي شود گيرا و تماشايي خواهد بود. البته هماهنگي ميان حروف و تركيب بندي منجسم نيز در جذاب تر شدن نوشتار سهم به سزايي دارد.
    نكته حائز توجه در طراحي حروف براي پوستر اين است كه حروف از طريق نوع شكل و چگونگي قرار گرفتن در صفحه مي توانند داراي كاراكتر خاصي باشند كه اين كاراكتر در صورت هماهنگي با موضوع پوستر مي تواند در انتقال هر چه بهتر محتواي مورد نظر به مخاطبان تأثير به سزايي داشته باشند و از طرفي ديگر نيز حركت و خط آهنگ كلمات سهم فراواني در ارزش و محتواي طرح ايفا مي كند.
    براي طراحي موفق نوشته ها در يك پوستر، جدا از بهره گيري از تكنيك هاي مختلف و رعايت نظم و تناسب به خلاقيت و ممارستي نياز است كه طراح از طريق آن مي تواند به ارائه هر چه بيشتر پيام از طريق نوشتار نزديك شود. به قول كيت هنريش «تايپوگرافي صداي تصوير است» .
    از ديگر نكاتي كه نبايد فراموش شود اين است كه متن پوستر نبايد در فضاي كار گم شود و كم اثر جلوه كند به عبارتي ديگر خواندن متن در پوستر، حتي از فواصل نبايد مشكل باشد. رعايت موارد فوق كه در غالب تايپوگرافي تعريف مي شود مي تواند پوستر را به تركيب بندي و صفحه آرايي (لي اوت) ايده آل نزديك كند. در نهايت سهيم شدن حروف در تركيب بندي و ميزانپاز پوستر روندي است كه به تأثير گذار شدن پوستر در مخاطب و بيننده مي انجامد.
    
    تايپوگرافي در پوسترهاي ايراني
    در طراحي اعلان (پوستر/آفيش)، نوشتار و متن، غير از وظيفه اطلاع رساني مكتوب خود نيز يك فرم محسوب مي شود و در كل ساختار پوستر از لحاظ تركيب بندي و صحفه آرايي به كار مي آيند.
     ايرادي كه در اكثر پوسترهاي فارسي نسبت به لاتين به چشم مي خورد عدم تنوع در فونتهاي فارسي است و به ندرت آثاري با تأكيد بر روي نوشتار ديده مي شود (هرچند كه از نظر ارزش گذاري تصوير و نوشته به يك اندازه است) و يا اينكه از تايپوگرافي خلاق و قوي از لحاظ بصري خبري نيست و بيشتر اين آثار داراي حروفي مشابه و يك دست از لحاظ فرم هستند. در حالي كه يكي از نقاط قوت پوسترهاي لاتين، بخش نوشتاري آن است. حروف و كلمات لاتين، جد از وجه خبري داراي اشكال بصري بوده (به طور مثال كلمه A مي تواند برداشتي از سر گاو تعبير و تلقي شود) خاصي بهره مي برند كه در تركيب بندي با سايرعناصر پوستر به جذابيت آن مي افزايند. براي نمونه در پوستر هاي سينمايي كه در دو بخش فارسي و لاتين تهيه مي شوند. اين موضوع آسانتر قابل درك است.
    پوستر هي لاتين به خاطر اينكه از فونداسيون و زيباشناسي غربي سرچشمه مي گيرند از ساختار منسجم تري برخوردار هستند. در كشور ما نيز اصول پوستر سازي با الگوي غربي تدريس مي شود. اما در آموزش و كار عملي همواره مشكل منتهاي فارسي با ويژگي هاي خاص خود و متفاوت از غرب وجود دارد.
    حروف فارسي با توجه فرهنگ و سنت هاي نوشتاري اين مرز و بوم به هم چسبيده است كه اين ويژگي موجب شده تا از قابليت هاي چاپي الفباي فارسي كاسته و عرصه براي طراحي هنرمندانه حروف تنگ شود و متقابلاً جدا بودن حروف لاتين از نظر نگارش دست تايپوگرافيست هاي غربي در طراحي و تثبيت انواع حروف الفباء و حروف لاتين باز كرده است به طوري كه هر ساله انواع فونت هاي گوناگون در طرح ها و شكل هاي مختلف به دنياي گرافيك ارائه مي گردد و طراحان گرافيك براي به كارگيري انواع حروف از نظر شكل و اندازه و... در آثارشان آزادي انتخاب بيشتري دارند.
    در پوستر هاي اوليه طراحي شده در ايران از خط و نوشته صرفاً جهت انتقال مفاهيم و اطلاعات و به عنوان يك اطلاع رسان صرف استفاده مي شد و كمتر فرم اشكال بصري آن با توجه به موضوع مورد توجه قرار گرفت. هيچ گاه به طور جدي كار تحقيقاتي به روي خط فارسي انجام نگرفته است تا قابليت هاي آن كشف گردد. همواره با ديد توريستي به خوشنويسي در حد قلم و مركب نگاه مي كنيم و هيچ گونه تلاش جدي براي عبود از خوشنويسي و رسيدن به تايپوگرافي نرسيده ام. كمتر به فكر آن بوده ايم تا داراي پالت هاي مختلف تايپوگرافي از حروف و الفباي فارسي باشيم و اين را مي توان به حساب كم كاري كساني گذاشت كه در اين مقوله به فعاليت مي پردازند.
    يكي از عوامل موفقيت غربي ها در اين زمينه به صنعت چاپ آنها با عمر حدود 500 ساله برمي گردد. غربي ها در اين زمينه داراي تجربه و اعتبار خاصي هستند . آنها به خوبي به جنبه كاربردي و حروف با توجه به نوع كاركرد ماشين هاي چاپ اشراف كامل دارند و در گذشته ، چاپگر به نوعي طراح حروف لاتين بود كه به فراخور مطالب، اقدام به طراحي فونت لاتين مي كرد. به تعبيري مي توان چاپگر ها را گرافيست هاي آن زمان دانست. وجود حدود 6000 فونت مختلف در خط لاتين تا قبل از پيدايش كامپيوتر مي تواند علت ديگري براي موفقيت غربي ها باشد كه از پشتوانه چاپي آنها نشأت مي گيرد. در ايران نيز قبل از ورود كامپيوتر، پوسترهاي فارسي در محدوديت فونت ها شكل گرفته است. اگر در بعضي پوستر ها شاهد آثار درخشاني در زمينه طراحي حروف هستيم ، به دليل حجم كم آن است و يا اينكه از خلاقيت طراح نشأت گرفته است. بعضي از خطوط فارسي، مانند خط ياقوت كه داراي لهجه عربي است و حتي در كاشي كاري هاي اسلامي نيز از آن استفاده شده جهت پوسترهاي كه موضوع مذهبي دارند مناسب است و خط نستعليق كه به هويت ملي تبديل شده در پوستر هايي با اين مفهوم مي تواند جواب مثبت دهد.
     امّا اينها كافي نيستند. در بعضي موارد طراحان گرافيك با الهام از فرم الفباي لاتين و براساس ساختار و معيار قرار دادن آنها به طراحي حروف جديد دست زده كه در بعضي زمينه ها به موفقيت هاي نيز رسيده اند.ورود كامپيوتر به حيطه گرافيك، به كارهاي گرافيكي تا چند هزار برابر سرعت داده و موجب تنوع و افزايش فونت ها فارسي شده است. اما هنوز آن چنان كه بايد و شايد جوابگوي نياز طراحان گرافيك نيست و همچنان، در كشف استعدادهاي خط فارسي . بكارگيري گرافيكي آن به علل مختلف ضعيف عمل كرده ايم.
    عدم رشد بلوغ جامعه گرافيكي ايران از جهت تخصص در حيطه هاي كار گرافيكي باعث شده كساني كه توانايي لازم را در اين زمينه دارند به صورت تخصصي كار نكنند و هنوز واژه تايپوگرافيست واژه غريبي باقي بماند، در حالي كه يكي از نيازهاي مبرم جامعه گرافيك امروز ايران پرورش اين گونه نيروهاي در هر زمينه اي مي باشد. از طرفي جامعه خوشنويسي ايران كه به حد كمال خود رسيده است، بايد به عنوان يك مدرسه و مركز خط شناسي با توجه به پشتوانه عظيم و غني و با سابقه طولاني در اين زمينه به ابداع انواع خطوط جديد و مدرن مطابق نيازهاي كنوني جامعه گرافيك اقدام كند.
    خطوط شناخته شده فارسي مسير تكامل خود را طي ساليان طولاني طي كرده است و حال به خلاقيت و شكوفايي خطوط جديد نياز دارد. طراحان و گرافيست ها با توجه به رشته تخصصي خود نبايد به حروف و كلمات و متن آثار خود فقط از جنبه اطلاع رساني نگاه كنند. نوشتار، فرم و شكل خود را از موضوع و محتوا مي گيرد و در كل تركيب بندي اثر سهيم مي شود. امروزه حروف و كلمات و خط فارسي به يك ساختار نو و بديع نيازمندند.
نوشته شده توسط روابط عمومی انجمن در جمعه دهم آذر 1385 ساعت 14:37 | لینک ثابت |
رابطه هنرمندومخاطب
265881.jpg
احمدرضا دالوند
(۱)
هنر گرافيك در يك نگاه كلى، يك هنر «اليت» نيست و لايه  هايى ساخته و پرداخته از ابهام وايهام ندارد. همه آنچه در يك هنر «فرهيخته» با كشف و شهود و احساس هاى عالى قابل دريافت است و بر سر نحوه فهم و چگونگى دريافت آن ميان مخاطبان بحث و جدل رخ مى دهد، در هنر گرافيك اما، بايد با يك نظر ،(تأكيد مى شود كه فقط با يك نظر) دريافت شود. گرافيك را در زمره هنرهاى «كاربردى» Functional و نقاشى را در زمره «هنرهاى زيبا» Fine Arts به حساب مى آورند. در Fine Arts ممكن است برداشت هاى فردى ، يا فرديت ويژه و انحصارى هنرمند موجب خلق اثر شود، امادر گرافيك، پاسخگويى به يك نياز اجتماعى موجب خلق اثر مى شود.
از اين منظر، گرافيك رسالتى ارتباطى، اجتماعى و رسانه اى به عهده دارد.
بارها شنيده يا خوانده ايم كه مى گويند ممكن است يك اثر هنرى در زمانه خودش و يا حتى در يك مقطع زمانى مانند يك دهه ياچنددهه و حتى يك سده به طور كامل درك نشود. حتى خوانده ايم كه «لزومى ندارد يك اثر هنرى خودش را باز كند» ، مى گويند يك اثر هنرى اصلاً«باز» نيست. ممكن است با لايه اول آن به سرعت ارتباط برقرار كرد، اماخطاست كه فكر كنيم همه اثر هنرى همان لايه اول آن است. مى گويند براساس درك و شعور و نيروى فهم ما، يك اثر بر ما رخ مى نمايد يا مستور مى ماند. مى گويند اين تكليف مخاطب است كه سعى كند تا بداند و آدم بافرهنگى شود تا لياقت درك اثر هنرى را كسب كند. راستى اگر بخواهيم به اين نكات به درستى بينديشيم، ضرورت دارد به شرايط و زمانه اى كه «امروزه» در آن هستيم نيز با دقت بيشتر و حساسيت ويژه اى فكر كنيم.
سرعت و «چالاكى» (Agility) خصيصه ذاتى همه آن چيزى است كه «امروزى» تلقى مى شود. اگر در يك دوره اى مفهوم «كيفيت » (Quality) هدف استراتژيك مديران و برنامه ريزان جوامع پيشرفته قرار گرفته و در دوره ديگر، مفهوم «مهندسى مجدد» ( engineering - Re ) مورد توجه محققان امور اجتماعى ، فرهنگى و مديريتى قرار گرفته است، اما در زمانه ما، مفهوم «چالاكى» اصل اول و شرط نخست هر پروژه ارتباطى، اطلاعاتى، مديريتى ، فرهنگى ، اقتصادى و رسانه اى است.
در چنين زمانه اى حركت مستمر، پيوسته و سريع به صورت دات كام (com.) اصل غيرترديدناپذير همه فعاليت هاى انسانى است.
درست در چنين زمانه اى است كه كامپيوتر «وجود» و «عدم وجود» يا به تعبير ديگر«بله» و «نه» رامورد ارزيابى قرار مى دهد. حالا ديگر ديجيتال Digitalشاهين ترازوى سنجش محاسبات و برنامه ريزى هاست. يعنى «اطلاعات» ، «تصوير» و «صوت» به زبان قابل فهم كامپيوتر كه از «صفر» و «يك» ساخته شده، وارد مى شود و خروجى آن يك دنياى مجازى است كه تصويرى ديجيتالى از دنياى واقعى محسوب مى شود.
حالا ديگر اين فقط كامپيوترها نيستند كه قادر به فهم «صفر» و «يك» هستند. اين زبان با ذهن آدم نيز تركيب شده و «آدم تازه اى» ساخته است. آدم تازه اى كه سرعت كسب اطلاعاتش چندين هزار برابر بيشتر از آدم هاى كهنه شده حتى ۵ سال پيش است.
لازم نيست خيلى به عقب برگرديم. فاصله ها به سرعت زياد مى شوندو در بسيارى از مجارى و معابر «ابهام» و «خلأ»به جا مى ماند. در چنين زمانه اى ، ضرورى است كه جايگاه «اثر هنرى» و «هنرمند» رامورد بررسى مجدد قرار دهيم.
اهميت اين موضوع از آنجا بسيار حياتى مى نمايد كه بدانيم در «اطلاعات ديجيتالى» چيزى به نام خطا وجود ندارد و نمى تواند وجود داشته است، زيرا بنيان همه چيز يا «صفر» است يا «يك». در حالى كه ماهيت آنچه در نزد انسان است داراى نوعى كثرت شامل اجزاى بى شمار يا (analogue) «آنالوگ» است.
پرسش اين است: در عصر تكنولوژى اطلاعات (IT) و در شرايط حركت مستمر و سريع به شيوه دات كام (com.)، هنرمند چه دركى بايد از خود، رسانه و جامعه مخاطبانش داشته باشد؟ جايگاه هنرمند دراين شرايط كجاست؟ «طراحى » به عنوان يك فرايند خلاقه كه دست و ذهن و حافظه و حس و شور و شعور طراح را مى طلبد، چه تفاوتى با آنچه كه «طراحى » در ماقبل دوران دات كام داشت؛ بايد داشته باشد؟
(۲)
قرن نوزدهم در حالى به پايان رسيد كه بشر در آغاز قرن بيستم، مست باده پيشرفت بود.
قرن نوزدهم با رؤياى پيشرفت بى پايان و جلال و جبروت ترقى بشرى به سر رسيد.
قرن بيستم آغاز خوبى داشت. جهان در صلح و آرامش به سر مى برد. در ۲۰ سال اول قرن بيستم، نوآورى هاى عمده اى در حيطه علم و فناورى به وقوع پيوست.
ـ در ،۱۹۰۱ نخستين علائم راديويى از انگليس به آمريكا مخابره شد (توسط ماركونى).
ـ در ۱۹۰۳ برادران رايت نخستين هواپيماى خود را ساختند.
ـ در ۱۹۰۸ هنرى فورد، نخستين مدل اتومبيل هايش را توليد كرد كه ۱۵ ميليون دستگاه از آنها فروخته شد.
اتومبيل ازوسيله تفريحى ثروتمندان به وسيله اى جدى براى حمل و نقل تبديل شد.
ـ در همين سالها بود كه انيشتين نظريه هاى تخصصى و عمومى نسبيت را طرح كرد.
ـ هانرى برگسون درباب «تحول خلاق» سخنرانى كرد.
ـ زيگموند فرويد، نظريه هاى روانكاوى خود را تدوين كرد.
ـ صنعت سينما به شكل جدى پا گرفت. ستارگانى همچون چارلى چاپلين و مرى پيكفورد در همين سال ها درخشيدند.
ـ مسابقات دوچرخه سوارى و مسابقات اتومبيلرانى طرفداران زيادى پيدا كرد.
ـ موسيقى «ايگور استراوينسكى» و باله روس مردم اروپا را حيران و شيفته خود كرد.
ـ در سال ۱۹۰۹ «سرگئى پاولوويچ دياگليف» باله روس را به پاريس و لندن برد.
همه اين اتفاقات در ۱۴ سال اول قرن بيستم رخ داد.
ـ در ۱۹۱۴ جنگ جهانى اول به شكلى نامنتظره رخ داد. اين جنگ كه درنده خويى و سبعيت آن را تاريخ كمتر به ياد داشت ۱۰ ميليون قربانى گرفت و ۲۰ ميليون مجروح برجاى گذاشت.
ـ در ،۱۹۱۷ انقلاب روسيه رخ داد. انقلابى به رهبرى «لنين» در پى اين انقلاب، كمونيست ها پيروز شدند و حكومت تزارها برچيده شد.
ـ اوايل قرن بيستم، دوران تجربه و جسارت بود كه مرز همه هنرها از جمله نقاشى، مجسمه سازى، معمارى، موسيقى، تئاتر و فيلم را وسعت بخشيد.
ـ هنرمندان آوانگارد با الهام از سنت هايى كه ريشه در رنسانس داشتند به تجربه در «قالب»، «رنگ» و «محتوا» پرداختند ... و فرهنگ بصرى جديدى خلق كردند كه بر طراحى گرافيك قرن بيستم تأثير بسيارى داشت.
ـ در ،۱۹۲۳ سوررئاليسم به رهبرى آندره برتون شكل گرفت. سوررئاليسم تأثير رهايى بخشى بر طراحان گرافيك دهه ۳۰ و ۴۰ قرن بيستم گذاشت. ايده هاى سوررئاليستى هنوز كاربرد وسيعى در تبليغات تجارى دارد.
ـ نقاشى سوررئاليسم در دو گرايش متفاوت: صعود به اعماق ضمير و سقوط به بلنداى رؤيا به فتح قرن بيستم سرخوشانه روانه شد.
سالوادور دالى، رنه ماگريت، ايوتانگى، نوعى رئاليسم جادويى را بنا نهادند و ديگرانى چون: آندره ماسون، يان آرپ، روبرتو ماتا و خوان ميرو با پردازش فرم هاى ارگانيك (انداموار) سوررئاليسم خاص خود را تأسيس كردند.
ـ در همين سال ها بود كه «لوكور بوزيه»، «آمادئو اوزانفان» و «فرنان لژه» (ناب گرايى) يا purism را بنا نهادند. هدف پيوريسم (ناب گرايى) خلق هنرى بود برخوردار از نظم، وضوح و عينيتى كه هماهنگ با عصر ماشين باشد. «كانستراكتيويست ها» و پيروان جنبش «د. استيل» نيز با «پيوريست ها» مشابهت هاى بسيارى داشتند.
ـ در ۱۹۱۹ آكادمى «باوهاوس» را والتر گروپيوس تأسيس كرد. والتر گروپيوس، برخى از بهترين و خلاق ترين مغزهاى متفكر آن روزگار را در اين مدرسه به خدمت گرفت. از جمله: پل كله، واسيلى كاندينسكى، ليونل فاينپنگر، يوهانس ايتن، لازلو موهولى ناگى، اسكار شلمر، يوزف آلبرز، مارسل بروگر، هربرت باير و ...
استادان «باوهاوس» براى عملى كردن نظريه هاى خود، كتب، پوسترها، كاتالوگ ها، نمايشگاه ها و حروف چاپى بديعى را پديد آوردند. آلمان در دهه ،۲۰ نقش عمده اى در تحول و دگرگونى  طراحى گرافيك قرن بيستم داشت.
(۳)
دريافت و پذيرش يك «اثر» پس از قرن ها و با ظهورزمينه هاى كاملاً متفاوت فرهنگى چگونه ميسر است؟
آن هم در شرايطى كه ديگر ميثاق هاى مشترك، رمزها و علائم آشنا ميان «توليدكننده اثر» و «دريافت كننده اثر» وجود ندارد.
«توليد اثر» در برهه اى رخ داده است كه داراى ساز و كار و منطق و سليقه ويژه خود بوده و بر بسترى باليده كه هيچ نشانه اى از آن در دوران كنونى فراهم نيست.نحوه رودررويى، فهم و دريافت مخاطب امروزى، از پس قرن ها، به طور حتم با مخاطبى كه همزمان با «خلق اثر» مى زيسته متفاوت است. مسأله فقط در «مضمون» اثر نيست، به نحوه تعبير و تفسير هنرمند از مضامين و ابزارهاى ويژه دورانش نيز مربوط مى شود.
آيا بشر از پس سده هاى متوالى و كسب تجارب متعدد، دستخوش تغيير در استنباط مفاهيم و نيز طريقه نمايش و عرضه آثارى هنرى نشده است؟
آيا يك نوع از نگرش و يك شيوه از بيان را مى توان براى همه نسل ها تجويز كرد؟
آيا طرز برخورد و نحوه استنباط انسان امروزى با فرآورده هاى هنرى و فرهنگى قرون گذشته چه تفاوتى دارد يا بايد داشته باشد؟
پرسش هاى ديگرى نيز وجود دارند:
الف ـ چنانچه مخاطب امروزى در مقابل اثرى از دوران هاى بسيار دور واكنشى انفعالى و ستايش آميز داشته باشد.
ب ـ چنانچه مخاطب امروزى در مقابل اثرى از دوران هاى بسيار دور واكنشى بى  تفاوت و سرد داشته باشد.
پ: چنانچه مخاطب امروزى، در مقابل اثرى از دوران هاى بسيار دور، واكنشى منتقدانه و فعال داشته باشد و درصدد بازشكافى اثر به منظور بررسى كاركردها و شناخت ضعف و قوت آن برآيد.
ت: چنانچه مخاطب بنا بر تشخيص آگاهانه و علمى، به توازن شگفت آور اثر بازمانه اش واقف شود و از اين شگفتى به وجد آيد. وجدى كه حاصل درك مخاطب از انطباق خلاق يك دوران تاريخى در كالبد اثر هنرى است.
بى ترديد، مخاطب يا هنرمند معاصر در ديدار با آثارى از دوران هاى گذشته، با چنين پرسش ها و كنجكاوى هايى مواجه مى شود و بايد براى آنها پاسخ هايى بيابد، زيرا برخى واكنش هاى انفعالى و ستايش آميز الزاماً به معناى توفيق شگفت آور «اثر قديمى» نيست.
چه بسا انفعال و تأثيرپذيرى بسيارى از افراد نسبت به آثار گذشتگان، به دليل روبه رو شدن با چيزى از دنياى دوردست باشد.
زمان ردپايى افسونگرانه و جادويى بر آثار كهنسال برجاى مى گذارد و «اثر» در موقعيتى مجهول و ناشناخته از پس زمان  هاى دور، جلوه اى جادويى مى يابد.اگر به چنين تعابيرى توجه نكنيم، بايد ميان آن انفعال ناشى از جادوى زمان كه عارى از آگاهى است و انفعال ناشى از درك توازن ميان «اثر» و «زمانه خلق اثر» كه سرشار از آگاهى است، تمايز قائل شويم.بى درنگ بايد به اين نكته توجه داشت كه «دريافت كننده اثر» يا مخاطب، فارغ از اين كه معاصر «توليدكننده اثر» باشد يا نباشد، آيا مجاز است كه «اثر» را به مثابه يك «دستمايه» مورد استفاده قرار دهد؟ يعنى عناصر تشكيل دهنده «اثر» را به نفع خلق اثرى كه امروز درصدد توليد آن است، مصادره كند؟
به طور عام، معاصر بودن دليل موجهى براى تأثير و تأثر و نشت و نفوذ متقابل ميان ميثاق ها و شيوه هاست اما هنگامى كه چند قرن شكاف ايجاد مى شود، به گونه اى كه رشته هاى پيوند گسسته و زمينه هاى ميثاق برچيده شده، چگونه مى توان و با چه رويكردى مى توان از عناصر بصرى يك «اثر» برداشت كرد و دردرون ساختار اثرى ديگر در زمانه اى ديگر بهره گرفت؟
نوشته شده توسط روابط عمومی انجمن در پنجشنبه نهم آذر 1385 ساعت 14:34 | لینک ثابت |
 
گرافيك و چاپ پوستر در سينماي ايران‌


پوستر فيلم دختر لربرادران لومير مخترعان فرانسوي سينما، نخستين كساني بودند كه به فكر تهيه پوستر فيلم افتادند. از اين رو به لوران هيل؛ طراح بزرگ پوسترهاي تئاتر پيشنهاد كردند دامنه فعاليت‌اش را به سينما باز كند و او كه در آتليه فاريا تعداد قابل توجهي پوستر براي كمپاني پاته ساخت، رفته‌رفته كار اصلي خود را در سينما متمركز كرد. همزمان با او بريسپوت، آوله و ابل تروشه هم بودند كه براي لوميرها كار مي‌‌كردند. آدرين باراره و آگوستولي ماري در طراحي پوستر براي فيلم‌هاي كمدي اوليه، تصاويري كاريكاتوري كشيدند و به اين ترتيب ساخت و طراحي پوستر به امري لازم و جدي در سينما بدل شد


اما در ايران قضيه تا حدودي فرق داشت. ابتدا پوسترها چاپ سنگي و گراور شده بودند و سپس به طرح‌هايي تبديل شدند كه نمايشگر چهره بازيگر نبود و به رنگ‌هاي زرد اخرايي، قرمز گلي و آبي تركي و به خط فارسي و فرانسه و روسي، اطلاعاتي از قبيل ويژگي‌هاي فيلم (با جمله‌هاي پراغراق)، سينماهاي نمايش‌دهنده، تعداد سياهي لشكرها و هزينه توليد فيلم، به تماشاگر مي‌‌داد. تا سال‌ها بعد در سينماهاي ايران چنين پوسترهايي رواج داشت و خيلي از مواقع پوسترهاي فكر شده و مناسبي كه به همراه فيلم‌هاي خارجي وارد ايران مي‌‌شد مورد استفاده قرار نمي‌‌گرفت و كپي‌هاي نازلي از آن‌ها با اغراق‌هاي زياد، نقاشي مي‌‌شد. همچنان در پوسترسازي ايران حروف كهنه و سربي گارسه‌ها حرف اول را مي‌‌زدند و افزودن گراور بازيگر اصلي يا صحنه‌اي از فيلم‌ به جاي گل‌بوته‌ها و خط‌هاي برنجي پوستر، تحول عمده اين سال‌هاست. تا سال ۱۳۱۶ وضعيت پوسترهاي سينماي ايران با توجه به فيلم‌هاي معروف دختر لر (۱۳۱۲)، فردوسي (۱۳۱۳) و ليلي و مجنون (۱۳۱۶) در همين حد است. پوستر دختر لر را چانداواركر؛ پوسترساز كمپاني امپريال فيلم بمبئي طراحي كرد. در آن سال‌ها دستاورد تبليغات در سينماي ايران، ‌نقاشي‌هايي بود كه روي پارچه كشيده مي‌‌شد و پلاكاردهاي كوچكي كه كودكان در چهارراه‌ها توزيع مي‌‌كردند.


طبق روايت‌هاي گوناگون هايك اجاقيان و گراگوسيان (يا همان ميشا) اولين طراحان پوستر سينماي ايران بودند و سپس داداش جمالي (معروف به داداشي)، محسن دولو و عليزاده به اين جمع اضافه شدند. محسن دولو كه پوسترهاي فيلم‌هاي دهه سي و چهل را نقاشي مي‌‌كرد، درباره سال‌هاي اوليه پوسترسازي در ايران مي‌‌گويد: <به خاطر دارم آن روزها هايك اجاقيان روي بوم‌هاي كتاني براي سينماها پلاكارد مي‌‌ساخت، او براي اين كار از رنگ روغن استفاده مي‌‌كرد. كار اجاقيان تصويربرداري محض بود و ميزانپاژ و صحنه‌بندي در آفيش‌هاي سينمايي هنوز باب نشده بود و... . در شروع كار پلاكاردسازي از رنگ و روغن مات استفاده كردم. رنگ و روغن مات فضاي جالبي به وجود مي‌‌آورد، اما چون زود خشك مي‌‌شد، كار كردن با آن بسيار دشوار بود.>


گراگوسيان نيز در همين خصوص گفته: <من پلاكاردها را به شيوه روس‌ها،‌ با آبرنگ مي‌‌كشيدم، اما با هر باران، كارها رنگ مي‌‌باختند و چروك مي‌‌شدند. بعد از مدتي با رنگ و روغن كار كردم و نتيجه خيلي خوب بود.>


نقاشي‌ها ابتدا براساس تصاوير و عكس‌هاي كوچك يا صحنه‌هايي از فيلم بود كه در سردرها و پوسترها درشت‌‌نمايي مي‌‌شد اما اتفاقي كه در همان سال‌ها افتاد ورود دستگاه‌هاي بزرگ‌نمايي اپك بود. پيش از اين عكس‌ها را روي پارچه مي‌‌چسباندند و از رويشان نقاشي مي‌‌كردند اما بعد از ورود اين دستگاه، عكس‌هاي معمولاً ۲۵*۲۰ را زير آن مي‌‌گذاشتند، تصوير بزرگ شده را روي پارچه منعكس‌ مي‌‌كردند،‌ ابتدا خطوط اصلي و زمينه را براساس تصوير اصلي مي‌‌كشيدند و بعد طبق سليقه روز نقاشي نزديك به اصل را رنگ‌آميزي مي‌‌كردند.


اما علاوه بر اين‌ها‌، سينماي ايران به تأثير از سينماي هند، شيوه ديگري را هم براي تبليغ فيلم‌ها تجربه كرد. به اين ترتيب كه اعلان‌ها روي تخته‌هاي سه‌لايي نقاشي مي‌‌شد و با پايه‌اي كه داشت، ‌درست مثل پلاكاردهايي كه تظاهركنندگان خياباني دست مي‌‌گيرند، در خيابان‌هاي پرجمعيت و اصلي شهر تهران مثل ميدان فردوسي يا خيابان لاله‌زار گردانده مي‌‌شد و پسربچه‌‌اي كه پايه اين اعلان را در دست داشت، حين حركت چيزهايي مي‌‌گفت از جنس: <از امشب در سينما ماياك>. يكي از كارگردان‌هاي سينماي كلاسيك هند به اسم و.شانتارام، كارش را از نقاشي همين پلاكاردها شروع كرد.


پلاكاردي كه گراگوسيان براي فيلم حاج آقا آكتور سينما ساخت تصوير مردي است كه از بالاي كافه پارس دارد به پايين مي‌‌پرد. اين مرد همان احمد صفوي بازيگر فيلم است. گراگوسيان براي كار روي اين پلاكارد ده تومان دستمزد گرفت. به مرور صاحبان فيلم‌ها، احساس كردند بهتر است از همان پوسترهاي خارجي استفاده كنند. چون هم هزينه اين كار بالا رفته بود و هم كيفيت كپي‌ها تعريف چنداني نداشت. از اين رو به روش تازه‌اي متوسل شدند. اين نكته، خيلي عجيب و لازم به يادآوري نيست كه منشا تمام اين اتفاقاتي كه از آن‌ها نام مي‌‌بريم، ذهن تربيت شده در دانشگاه و رعايت متدهاي كشورهاي صاحب سينما نيست، بلكه نتيجه حساب و كتاب‌هايي است كه صاحبان سينما مي‌‌كردند كه كدام روش كم‌هزينه‌تر، سريع‌تر و تأثير‌گذارتر است. خلاصه تصميم گرفته شد كه روي پوسترهاي خارجي كه همراه فيلم‌هايشان به ايران مي‌‌آمد، كار شود. به اين ترتيب بعضي از قسمت‌هاي اين پوسترها را حذف مي‌‌كردند و به جاي آن اسامي بازيگران را فارسي مي‌‌نوشتند و با چاپ مسطح و استفاده از كليشه كار آبرومندانه‌تري ارايه مي‌‌كردند. پس از فترت چندين ساله سينما و گذر از حوادث سياسي شهريور بيست و روي كار آمدن حكومت جديد، نشريات آن زمان، بخشي از همين پوسترها را به شكل كولاژ چاپ مي‌‌كردند و با آب و تاب به توصيف فيلمي مي‌‌پرداختند كه با شركت فلان ستاره در آن سينماي مجهز به نمايش در آمده است.


آغاز گرافيك جديد ايران از اواخر دوران رضا شاه به بعد است. فردريك تالبرگ به ايران مي‌‌آيد و در روزنامه اطلاعات مشغول كار مي‌‌شود. طرح گراور* به روي پوستر مي‌‌رود و از اسم هنرپيشه‌ها و چهره‌هايشان استفاده مي‌‌شود. مي‌‌توان فعاليت جدي پوستر در ايران را در همان دوران سال‌هاي ۱۳۳۰ رديابي كرد. پيش از اين مقطع، سينماي ايران بر تجربه‌هاي معدودي تكيه داشت كه يا در هند ساخته شده بودند و يا از فرط پوچي به چشم نمي‌‌آمدند. بنابراين شكل‌گيري جريان جدي توليد پوسترهاي تجاري را بايد همزمان با شكل‌گيري صنعت سينما دنبال كرد. به تعبير آيدين آغداشلو پوسترهاي اوليه سال‌هاي دهه سي، علاوه بر معرفي عنوان فيلم و مشخصات لازم، كله بازيگر را هم داشت و اين كلِ گرافيك به‌كار رفته در پوسترهاي آن سال‌ها بود كه در واقع، اطلاعيه‌اي بودند كه هيچ ارزش هنري هم نداشتند.


عنوان‌ها عموماً با حروف نستعليق يا شكسته مخدوش و بي‌‌قاعده نوشته مي‌‌شد كه نمونه‌هاي فراوانش را مي‌‌شود در سال‌هاي متمادي ديد. رفته‌رفته نشانه‌هايي از خلاقيت، در طراحي پوسترها ديده مي‌‌شود؛ عنوان‌ها گرافيكي‌تر مي‌‌شوند، كله‌هاي گنده و بي‌‌شباهت به بازيگران و نقش‌ها تعديل مي‌‌شوند اما خشونت و لكن همچنان جذابيت پوسترها و سردرها را تضمين مي‌‌كند. زنان نيمه عريان و تصادف اتومبيل‌ها يا سقوط خودرو در دره كماكان در گوشه و كنار كادر به چشم مي‌‌خورند. نام‌هايي چون ميشا گراگوسيان، هايك اجاقيان، برادران سارواريان، فردريك تالبرگ و... نخستين نقاشان فعال پوسترها هستند كه اين كار را تقريباً به عنوان حرفه اصلي دنبال مي‌‌كنند. به نقل از كتاب <پوسترهاي فيلم> نوشته مسعود مهرابي پوستر فيلم طوفان زندگي در سال ۱۳۲۷ هم نام كارگردان را داشت و هم چهره چهار بازيگر. دكتر اسماعيل كوشان، پوستر رنگي فيلم شرمسار را به چاپخانه مؤسسه اطلاعات سفارش مي‌‌دهد و ميشا گراگوسيان گفته آن‌چه چاپخانه‌ به تهيه‌كننده تحويل داد از نظر چاپ اين قدر ابتدايي و درهم برهم بود كه اصلاً امكان استفاده نداشت. پوستر فيلم بعدي كوشان با نام مستي عشق كيفيت بهتري دارد و بازگشت و چهارراه حوادث را به ترتيب اجاقيان و گراگوسيان در سال‌هاي ۳۲ و ۳۳ نقاشي كردند.


در همين سال‌ها صنعت سينما در ايران رونق مي‌‌گيرد و بازيگران شهرت فراواني كسب مي‌‌كنند. اختلاف‌هايي گاه به گاه ميان سازندگان فيلم و نقش‌آفرينان به وجود مي‌‌آيد درخصوص اين‌كه نام ستاره‌ها به چه شكل و در چه فونتي چاپ شده است. به تقليد از پوسترها و سردرهاي خارجي، رفته‌رفته نام بازيگران مشهور بخش ويژه‌اي از كادر را به خود اختصاص مي‌‌دهد اما طبق نظريه <هميشه مقلد از اصل خود هم فراتر مي‌‌رود>، شاهد صفت‌هاي ريز و درشتي هستيم كه كنار نام بازيگران مي‌‌آيد. مثلاً در پوستر محكوم پيش از اسم مجيد محسني آمده است: هنرمند ملي ايران و جالب است كه در گوشه‌هاي زيرين اين كادر نام نويسنده، كارگردان و فيلمبردار اين فيلم كامل چاپ نشده و تماشاگر تنها در مي‌‌يابد كارگردان اين فيلم نسيميان است و فيلمبردارش رفعت. براي جلوگيري از اختلاف ميان تهيه‌كننده و بازيگران، چهره‌هاي شناخته شده و مطرح در قراردادي كه با تهيه‌كننده مي‌‌بندند، در اين نكته توافق مي‌‌كنند كه نام‌شان به چه نحوي در پوستر بيايد. ميزان درشتي فونت، جاي قرار گرفتن   اسم و اين‌كه پيش از تمام بازيگران و عوامل ديگر بيايد، نكته‌هايي است كه در قراردادها ذكر مي‌‌شد و جالب است كه هنوز ستارگان سينماي ايران، اين خصلت   باستاني‌شان را از دست نداده‌اند!


به گفته آيدين آغداشلو، در اوايل دهه چهل نوع تازه‌اي از گرافيك در پوسترها پا گرفت كه نشانگر مهارت و چيره‌دستي گرافيست‌هاي جديد بود. مثلاً بيوك احمدي در طراحي دو پوستر ضربت و دلهره از ساخته‌هاي فيلمساز مهم آن سال‌ها ساموئل خاچيكيان، از روش‌هاي تازه‌اي استفاده مي‌‌كند كه هم مفهوم كلي فيلم را منتقل مي‌‌كند و هم قابليت ارتباط دارد. اين مقطع زماني، از آن رو در تاريخ سينماي ايران اهميت پيدا مي‌‌كند كه متأثر از جريان اصلي سينما، پوسترها هم به دو بخش هنري و تجاري تقسيم مي‌‌شوند. آنچنان كه آغداشلو معتقد است: <افرادي همچون احمد مسعودي، علي مسعودي، محسن دولو و ديگران، نقاشان مسلطي بودند كه سليقه تماشاگر عام را در طراحي پوسترهاي فيلم‌هاي تجاري در نظر مي‌‌گرفتند و از اين نظر در كارشان موفق بودند. اين‌ها غالباً از الگوهاي يكساني استفاده مي‌‌كردند، به اين ترتيب كه كله چند بازيگر معروف را درشت مي‌‌كشيدند و در گوشه‌هاي كادر يا زني رقاصه و نيمه عريان ديده مي‌شد و يا صحنه‌هاي بزن بزن. اين‌ها در جلب رضايت سفارش‌دهندگان و تأثير‌گذاري روي تماشاگر انبوه سينما به موفقيت مي‌‌رسيدند و تا انقلاب هم اين روند ادامه پيدا كرد. مثلاً محمدعلي حدت در كار با فيلم‌هايي مطرح شدند كه اولين جرقه‌هاي سينماي هنري در ايران بودند. سال ۱۳۴۸ مسعود كيميايي و داريوش مهرجويي در تكميل تلاش جسته و گريخته فروغ فرخزاد، ابراهيم گلستان، فريدون رهنما و فرخ غفاري، قيصر و گاو را ساختند كه موفقيت تجاري اولي و اعتبار بين‌المللي دومي، مسير تازه‌اي را در سينماي ايران گشود و به جريان انداخت. عباس كيارستمي و فرشيد مثقالي پوستر قيصر و گاو را طراحي كردند و راهي را ادامه دادند كه با پوستر نامتعارف خشت و آينه كار آيدين آغداشلو به‌طور جدي آغاز شده بود. با رونق كانون پرورش فكري كودكان و نوجوان، گرافيست‌هاي جوان، فعاليت‌هاي خود را در آن‌جا متمركز كردند و حداقل در زمينه پوستر و فيلم، كانون پرورش فكري، كانون و پايگاهي شد براي مقابله با اقتدار سينماي تجاري رايج يا فيلم فارسي. مرتضي مميز كه طراح گرافيك و مدير هنري نشريه‌هايي مثل ايران آباد و كتاب هفته بود با فيلم بلوچ در سال ۱۳۵۱ كارش را شروع كرد و در مدتي كوتاه، جدي‌ترين و ماندگارترين آثار را در اين عرصه از خود به يادگار گذاشت. در پوستر بي‌‌همتاي طبيعت بي‌‌جان پنج عنصر تصويري مثل قطعه‌هاي يك موسيقي كوبنده، تأثير سهمگيني دارند: در پايين كادر تصويري از ساعت شكسته ديده مي‌‌شود بر روي پاكت‌نامه‌اي باز شده و چرك. پاكت نامه بر روي تصوير رنگ و رو رفته و سوبيايي شخصيت محوري فيلم است و لوگوي فيلم طبيعت بي‌‌جان مشابه كليشه‌هاي معروف ابطال اداري، روي تصوير پيرمرد كوبيده شده است و در زمينه اين چهار تصوير، تار و پود كهنه‌اي ديده مي‌‌شود از جنس گوني يا چيزي شبيه آن. اين پوستر خلاقانه و نتيجه تلاش هنرمندانه مرتضي مميز، همان نكته‌اي است كه آيدين آغداشلو از آن به عنوان <داوري گرافيست از اثر> مراد مي‌‌كند. از نمونه‌هاي درخشان سال‌هاي دهه پنجاه مي‌‌توان از پوستر فيلم‌هاي خداحافظ رفيق (حميد نوروزي)، چشمه (آرشاميان)، گوزن‌ها (مرتضي مميز)، انتظار (ابراهيم حقيقي)، گزارش (قباد شيوا)، شازده احتجاب (فرشيد مثقالي) و اسرار گنج دره جني (آيدين آغداشلو) نام برد.

خودش بسيار استاد بود.> اما همان اوايل دهه چهل گروهي از گرافيست‌هاي دانش‌آموخته با امتناع از كار در سينماي تجاري به مفهوم مستقل پوستر توجه نشان دادند. نام‌هايي چون مرتضي مميز، فرشيد مثقالي، آيدين آغداشلو، عباس كيارستمي، ابراهيم حقيقي و... همزمان


با وقوع انقلاب، پوسترهاي سينمايي عموماً تحت‌الشعاع تحولات سياسي با تعدادي از عناصر مشابه مثل نارنجك و پرنده و خورشيد و فرياد و خون و مشت و غيره پيام‌هاي خاصي را منتقل مي‌‌كردند. نخستين پوستري كه بار ديگر در سينماي پس از انقلاب بحث داوري گرافيست از اثر را مطرح كرد حاجي واشنگتن بود. سپس از دل طراحان پوستر فيلم‌هاي اوايل انقلاب كه بسيارشان از شاگردان مرتضي مميز بودند، چهره‌هاي با استعدادي مثل حسين خسروجردي بيرون آمدند و كارهايي مثل دستفروش را ارايه كردند. پس از اين تحولات از اواخر دهه شصت، عكس‌هاي فيلم جاي طراحي گرافيكي را در پوسترها گرفت و چون كم‌تر‌ين دخل و تصرفي توسط گرافيست در طراحي اين پوسترها مي‌‌شد، در يك دهه گذشته در اين عرصه شاهد هيچ اتفاق خلاقانه‌اي نيستيم. پوسترهاي خوب و بد اين سال‌ها را مي‌‌شود براساس عكس‌هاي خوب و بد انتخاب شده قضاوت كرد. آيدين آغداشلو درباره اين رويكرد معتقد است: <دانشكده‌هاي ما افرادي مثل مرتضي مميز، فرشيد مثقالي و قباد شيوا را تربيت نمي‌‌كنند و چون اين اتفاق نمي‌‌افتد از عكس در پوسترها استفاده مي‌‌شود. يكي از دلايل اين وضعيت، ناچاري سينماست كه از نداشتن طراحان و گرافيست‌هاي خلاق، به عكس‌هاي فيلم در طراحي پوستر رو آورده است. در حال حاضر گرافيست‌هاي زبردست ما كه گاهي كارهاي فوق‌العاده‌اي هم مي‌‌كنند قادر نيستند كه با دست چيزي را طراحي كنند. افرادي مثل قباد شيوا هم كار گرافيك مي‌‌كردند و هم طراحي و نقاشي. البته شيوه استفاده از عكس در پوسترها، در تمام دنيا رواج دارد اما در ايران اغلب، شفافيت و وضوح عكس‌ها در خدمت درشت‌نمايي چهره‌هاست براي جذب تماشاگر. مثلاً تصوير بزرگ از كله‌هاي پشت‌سرهم چه چيزي را مي‌‌رساند؟>


 سردرهاي سينما


روند رشد كيفيت چاپ و گرافيك سردرهاي سينما هم تا حدودي مشابه پوستر است. به اين ترتيب كه تا همين چند سال پيش از نقاشي‌هاي رنگارنگ روي پارچه‌هاي سفيد و برزنت استفاده مي‌‌شد و چند سالي است كه چاپگرهاي اينك‌جت لارج‌فرمت، رواج پيدا كرده‌اند كه سريع‌تر، دقيق‌تر و اغلب با كيفيت‌تر از نقاشي‌هاي ساده‌اي هستند كه طراحي سهل و ممتنعي داشتند.


اميد اميني؛ مدير داخلي شركت كلن گرافيك است از جمله پيشگامان و فعالان چاپ سردر سينما با پرينت‌هاي لارج‌فرمت روي بنر (Banner) و فلكسي فيس (Flexi Face) است. ماجرا از اين جا شروع شد كه اواخر دهه هفتاد نقاشي هر كدام از سردرهاي سينما از پنجاه تا صد هزار تومان براي تهيه‌كننده هزينه دربرداشت. اين شركت در يك اقدام تبليغاتي، فيلمي را به شكل رايگان پشتيباني كرد و سردر آن را به چاپ رساند. موفقيت آن فيلم باعث شد كه در سال ۸۲، به گفته اميد اميني، استقبال قابل توجهي از اين روش براي سردر سينما بشود. در حال حاضر سينماهاي متعددي از جمله (فرهنگ، بهمن، سپيده، پارس، قدس، صحرا، شاهد، خانه معلم، آفريقا، رازي، ايران و عصر جديد) از فلكسي‌ فيس و چندين سينماي ديگر از جمله (فلسطين، تهران، آستارا، شهرقشنگ و غيره) از بنر در سردرهايشان استفاده مي‌‌كنند.


در حال حاضر هيچ سينمايي در تهران از روش نقاشي قديم استفاده نمي‌‌كند. از مجموع سردرهاي سينماهاي تهران، حدود ۴۰ درصدشان از تابلوهاي فلكسي فيس و بقيه از نوع بنر هستند.>


بهزاد خورشيد طراح بسياري از پوسترها و سردرهاي سينما و سردبير مجله دانش تبليغات با استقبال از اين سيستم روزآمد، معتقد است: <در حال حاضر گرافيك و چاپ لازم و ملزوم همديگر هستند و در دانشگا‌ه‌ها همزمان اين دو رشته با هم تدريس مي‌‌شوند. به هر حال تا آن‌جا كه به سردر و پوسترهاي سينمايي مربوط مي‌‌شود، چاپ ديجيتال و چاپگرهاي لارج‌فرمت موهبتي است كه كار طراحان، شركت‌هاي پخش و صاحبان سينماها را آسان ساخته و راه را بر تنوع و خلاقيت گشوده است.

 

 پانوشت:
*   عكاسي و آ ماده سازي تصاوير ترامه را در فرم چاپ ، گراورمي گفتند . در اين روش چاپي ، حروف وخطوط تنپلات را كليشه مي نامند.
توضيح : بسياري از اطلاعات اين نوشته، از تلاش محققانه، مسعود مهرابي در كتاب <پوسترهاي فيلم> و مقاله‌هاي متعددي در ماهنامه فيلم گرفته شده است و عكس‌ها نيز از همان كتاب برداشت شده‌اند.
نوشته شده توسط روابط عمومی انجمن در سه شنبه هفتم آذر 1385 ساعت 21:10 | لینک ثابت |
نگاهی به آثار کیوتسی واریس/جوها تانتو.ترجمه:علی وزیریان

کیوستی واریس می گوید : « چشم انداز فنلاندی سر چشمه طراحی هنری و نیز طراحی گرافیک فنلاند است. » او دوره کودکی اش را در جنوب شرقی فنلاند به یاد می آورد که وسایل کشاورزی زیبا و در عین ظرافت و سادگی آن را احاطه کرده بود: « دهقان فنلاندی چشمی تیز بین و حسی لطیف داشت که به کار طراحی و ساخت وسایل مورد نیازش می آمد . این میراث ماست : اتحاد میان زبان بومی ساده و فرم و کارآیی و سود مندی . » آثار کیوستی واریس دارای ایجاز ، صراحت، شکل ناب و غالباً طنز و سرزندگی است . پانچ کردن و پیراستن را با کار در یک شرکت تبلیغاتی آموخت که از سال 1957 شروع شد . اما پیش از آن درباره تایپوگرافی مطالعه کرده بود. بنابراین عجیب نیست که افکار و کارهایش نشان دهنده تاثیر حروف هستند. او درابتدا پوسترسازی و طراحی« لوگو»را نوعی سرگرمی تلقی می کرد ودراوقات فراغت خود به آنها می پرداخت . اما چون این کارها بلافاصله مورد توجه قرارگرفتند. واریس روش تازه ای در پیش گرفت. پوسترهای او معانی تکان دهنده ای را که نسبتاً کلامی بودند تداعی می کرد . نیازی به کلمات نبود ، یا لااقل تنها به کلمات معدودی ( برای القای مفهوم پوستر ) نیاز بود ، چنانکه در پوستر ایمنی مربوط به ترافیک مشاهده می شود ، « تخم مرغی روی سقف یک اتومبیل و سادگی ، خوش بینی و سر زندگی موجود در این شعار : چهار شنبه بدون تصادف » واریس معتقد است که اگر پیام تصویری به قدر کافی قوی باشد، حضور کلام غیر ضروری است ، چرا که تصویر به خودی خود زبان مستقلی است. واریس با خشنودی تصدیق می کند که آثارش با آثار ساوینیاک، طراح فرانسوی نزدیکی دارند. او آثار این طراح فرانسوی را طنز آمیز و حتی مسخره ، اما تاثیرگذار می داند. او مجذوب مسایل مربوط به ارتباط جمعی است . مساله ای او را بر می انگیزد و خلاقیت او را تحریک می کند . در نگاه اول به نظر می رسد که کارهایش خود به خود و فی البداهه به وجود آمده اند، اما کار او با شناخت عمیق « موضوع » تشریح و تبیین و احاطه برآن و تمرکز شدید برای حل مساله مورد نظرهمراه است . واریس می گوید: « همیشه با این فکرشروع می کنم: چگونه موجزخودم را بیان کنم؟» او از مغز به عنوان بانک اطلاعات سخن می گوید. جوابها را در اینجا می توان یافت : جوابهایی که محصول کارهای قبل اند. مساله این است که آدم چطور زیرکانه ازذهن استفاده کند ، چطور آنرا به کاربگیرد : حلقه الهام بخش وظایف و راه حل هایی که یکی از دیگری نتیجه می شوند. واریس که اکنون سه دهه است با ابداعات خویش و ربودن جوایزی در فنلاند و خارج از کشور موجب شگفتی و مورد توجه دنیای رسانه هاست، می گوید: « البته طراح موظف است که مدام خود را تجدید و احیا کند . تجدید و احیا خود به معنی پیروی از جریانهای موجود نیست ، بلکه تفکر خود هنرمند باید پشت همه چیز حضور داشته باشد و شایسته است که طراح نسبت به شخصیت حقیقی خود وفادار بماند. » کیوستی واریس ذاتاً طنز پرداز است. همان گونه که طراح گرافیک برجسته ژاپنی ، یوساکوکامه کورا، در باره او گفته :« واریس استفاده از طنز، برقراری ارتباط و انتقال پیام را به نحو تحسین برانگیز ی انجام می دهد. بسیاری از طراحان گرافیک از جمله ساوینیاک، فرانسوا، فولون و شیگئوفوکودا از طنز به عنوان تمهیدی بیانی استفاده می کنند. اما کار آنها از خونگرمی و سلامت موجود در طنز واریس بی بهره است. به نظر من ویژگیهای خاص و دلپذیر آثار واریس از شوخ طبعی لطیف و روستایی او ناشی می شود. احتمالاً همین مساله کلیدی برای درک معیارهای فرهنگی متعالی فنلاند به دست می دهد.» واژه « واریس » به معنی کلاغ است . شاید همین نکته نقطه شروع مناسبی برای شوخ طبعی این هنرمند گرافیست محسوب می شود. او روی لوگوی کلاغ خویش به صورتهای مختلف و با استفاده از مواد و مصالح گوناگون بار ها و بارها کار کرده است . اکنون سی سال است که این تصویر کوچک کلاغ آگهی هایی را که جوایز ی کسب کرده اند تزیین نموده است. و هدایای جالبی که او طراحی کرده ـ نامه باز کن ، کاغذ خشک کن ، یا « اوکارینا» یی به شکل کلاغ ـ به درد کلکسیونرها می خورند. همکاران فنلاندی واریس تصدیق می کنند که « آثار وی به هیچ وجه آکادامیک نبوده و با تزیین هم میانه ای ندارند». آثار او ، از جمله پوسترهای سالانه و بسیاری از نشانه ها ی تجاری دهه شصت وی ، مورد استقبال قرارگرفته اند . برخی ازآثارش ، برای مثال ،« کلارینت مارگونه» ای که برای « جشنواره موسیقی جازپوری» طراحی کرده است ، توجه و تحسین طبقات روشنفکر را به خود جلب کرده و جریان ساز بوده اند. مشهور است که کار او همیشه «گیرایی» خاصی دارد، خصیصه ای به طور مشخص غیر قابل تعریف است. چگونه یک طراح می تواند رشد خود را تداوم بخشد و همواره اثری نو بیافریند؟ واریس می گوید: « کافی است که تو همیشه کنجکاو و آماده کار باشی ، خواه هنگامیکه در سفری طولانی هستی و خواه زمانی که با آدم جالبی برای صرف نوشابه در رستورانی نشسته ای ». باید مدام گوش به زنگ بود، ارتباط برقرار کرد و آدمهای طبقات مختلف اجتماع را شناخت. باید وقت صرف کرد، انواع کتاب مجله را خواند و موسیقی گوش کرد. وقتی طیف دلبستگی های آدم وسیع باشد ، همواره برای کار آمادگی خواهد داشت . واریس درباره طراحی گرافیک در فنلاند یاد آور می شود که جمعیت فنلاند فقط پنج میلیون نفر است که از جمعیت اغلب شهرهای بزرگ کمتر است . با توجه به این جمعیت کم، اگرچه تعداد طراحان گرافیک محدود است اما معیارهای کیفی و مهارتهای حرفه ای در سطحی بسیار بالاست. این امردر نمایشگاههای بین المللی مشهود است .

« یک گروه طراح گرافیک 25 تا30 ساله درحال ظهوراست که شمار روز افزونی از زنان مستعد رادربرمی گیرد .» ممکن است فنلاند کوچک باشد ، اما از نظر تولید کاغذ کشور بزرگی ا ست . صنعت کاغذ سازی فنلاند که شهرتی بین المللی دارد و در کل جهان واجد برتری کیفی محسوب می شود، طراحان فنلاندی را ملزم به انجام همه نوع کاری کرده است : از بسته بندی کاغذ «رول» تا تصویر سازی تقویم، از تهیه گزارشهای سالانه گرفته تا بسته بندی محصولات شرکتها . دنیا استقبال گرمی از هنرهای گرافیک کرده است. کیوستی واریس اعتقاد ندارد که اروپای آینده باید از گرافیک « پان ـ اروپایی » صعود کند. « در اقصا نقاط اروپا
پیوندهای بیشتری ایجاد خواهد شد، و احتمالاً بیشتر با اروپای مرکزی و میراث گرافیک انگلستان هماهنگ خواهد بود تا فنلاند». شرکت خصوصی واریس برخلق تصاویرشرکتهای تجاری تمرکزدارد: « هویت هرشرکت امر حساسی است که باید با زبان شهودی و حس رقابت و شایستگی به آن نزدیک شد. هر شرکت هویت خود را به آسانی ، فی المثل با نسخه پزشک کسب نمی کند» اما احتمال اینکه کیوستی طراحی پوستر را کنار نهد ، کم است. در آینده شاهد پوسترهایی خواهیم بود که در همان نظر اجمالی ، نه تنها پیامی را به ذهن متبادر می کنند، بلکه مهرکاملاً مشخص واریس را القا خواهند کرد .

گزیده آثار کیوتسی واریس در بخش تصاویر...

نوشته شده توسط روابط عمومی انجمن در سه شنبه هفتم آذر 1385 ساعت 20:24 | لینک ثابت |
Neville Brody
Click to close Window
David Carson
Click to close Window
David Carson
Click to close Window
David Ellis
Click to close Window
Ivan Chermayeff
Click to close Window
Herb Lubalin
Click to close Window
Herb Lubalin
Click to close Window
Uwe Loesch
Click to close Window
David Ellis
Click to close Window
Ivan Chermayeff
Click to close Window
Alan Kitching
Click to close Window
Alan Kitching
Click to close Window
Alan Fletcher
Click to close Window
rosemary tissi
Click to close Window
Wolfgang Weingart
Click to close Window
Robert Massin
Click to close Window
Wolfgang Weingart
Click to close Window
Alan Kitching
Click to close Window
Alan Fletcher
Click to close Window
Alan Fletcher
Click to close Window
Alan Kitching
Click to close Window
Gunter Rambow
 
Click to close Window
Gunter Rambow
Click to close Window
Gunter Rambow
Click to close Window
Neville Brody
Click to close Window
 
نوشته شده توسط روابط عمومی انجمن در سه شنبه هفتم آذر 1385 ساعت 20:21 | لینک ثابت |
جلوه های بصری حروف/علی وزیریان

سابقه استفاده ازحروف ونوشتاربه مثابه یک عنصرمستقل تصویری درطراحی گرافیک به چند دهه قبل بازمی گردد .

 پیش از آن کلمات و نوشتار به عنوان یک جزء و عنصری مکمل در کنار تصویر قرار می گرفت . این نوع نگاه جدی به حروف و تایپوگرافی در طراحی گرافیک تقریباً اولین بار در آثار طراح فرانسوی «روبرماسن» در دهه 60میلادی ظاهر و موجب شد تا عرصه مستقل و گسترده ای به عنوان طراحی با حروف در حوزه گرافیک ایجاد شود.

 کتاب «حروف و تصویر» که ویژگی های تصویری الفبا را در دوره های مختلف بررسی می کند ، حاصل پژوهش او در زمینه شکل گیری حروف بود . البته ارائه آثار او محدود به نشریات می شد . پس از او «ولفانگ واینگارت» طراحی بود که اساس نگاه خود را در زمینه گرافیک بر روی تایپو گرافی متمرکز کرد . او نظم مطلق و پالودگی حروف و شکل بکارگیری رایج را در دوره خود مورد سوال قرار داد و با برهم ریختن قوائد متعارف آن روز و ابداعاتش به نوعی از جلوه های بصری حروف دست یافت . با شروع این حرکت در تایپو گرافی طراحان زیادی بخشی از آثار خود را با نگاه به این موج جدید خلق کردند ؛ به عنوان نمونه می توان به پوستر کنسرت اثر « آرمین هافمن» در سال 1969 و آثار«استف گیسبولر» اشاره کرد .

 اما عمده ترین آثاردراین زمینه که به شیوه ای غیرمنتظره و نا متعارف با بکارگیری تجربه های تازه تر وخلق آثاربرجسته ای از جلوه های بصری حروف ، بزرگ نمایی بخش از کلمات ، بکارگیری حروف بصورت معکوس ، استفاده از سطوح رنگی یک دست و وسیع که به جذابیت اثر می افزود ، در آثارطراحانی چون«زیگفرید ادرمات» ، «رزماری تیسی» و «ولفانگ واینگارت» ظاهر شد که آن را «موج نو» نام نهادند و توجه بسیاری از طراحان جوان را به خود جلب کرد .این موج نو وحرکت جدید در گرافیک بین المللی چنان قوت گرفت و مخاطبان خاص و عام خود را پیدا کرد که به عنوان شاخه مستقل پر قدرتی در عرصه گرافیک تثبیت شد .طراحانی چون «آلن فلیچر» با استفاده از نهایت ساده سازی فرم ها و سطوح و بکارگیری کلمات بصورت دست نوشته و حروف تایپی و یاهنرمندی چون «آلن کیچینگ» با استفاده از حروف « سیاه کاپیتال » بصورت رنگین در زمینه های سفید وبا نگاهی دادائیستی و یا «گونتر رمبو» با ایجاد فضاهایی کاملا منظم و هندسی بواسطه تایپوگرافی به حدی که فرم هایی تصویری را تداعی کند موجب استمرارو ماندگاری این حرکت جدید شدند.

 اما اوج این نوع نگاه و سبک و سیاق را می توان در آثار طراحان معاصر این عرصه دنبال کرد آثار طراحانی چون «نویل برودی» ، «دیوید کارسن» ، «پی – اسکات ماکلا» و «دیوید الیس » طراحانی که بواسطه تکنولوژی جدید یعنی کامپیوتر آثار خود را خلق می کنند و بر خلاف آثار قبلی که در نهایت سادگی پدید می آمد ، با پیچیدگی و زیبایی شناسی حیرت انگیز امروز ارائه می شود . در این دسته از آثار اگر چه تایپوگرافی و حروف و کلمات حرف اول را می زنند ، اما رفته رفته عناصر بصری دیگری غیر از حروف در آنها هویدا می شوند .

گزیده آثار مربوط به این مقاله در بخش تصاویر موجود می باشد.

نوشته شده توسط روابط عمومی انجمن در سه شنبه هفتم آذر 1385 ساعت 20:12 | لینک ثابت |
 
Click to close Window
 
Click to close Window
 
Click to close Window
 
Click to close Window
 
 
Click to close Window
 
Click to close Window
 
Click to close Window
 
Click to close Window
 
Click to close Window
 
Click to close Window
 
Click to close Window
 
Click to close Window
نوشته شده توسط روابط عمومی انجمن در سه شنبه هفتم آذر 1385 ساعت 20:4 | لینک ثابت |
Click to close Window
Click to close Window
Click to close Window
Click to close Window
Click to close Window
Click to close Window
Click to close Window

ادامه مطلب
نوشته شده توسط روابط عمومی انجمن در سه شنبه هفتم آذر 1385 ساعت 19:58 | لینک ثابت |
     طراحی پوستر در فرانسه
                   کریستف زاگرودسکی / رئیس آرس پابلیکا/ پاریس
                     ترجمه نسرین هاشمی

طراحی پوستر در فرانسه
طراحی پوستر در فرانسه
طراحی پوستر در فرانسه
طراحی پوستر در فرانسه
طراحی پوستر در فرانسه
طراحی پوستر در فرانسه
طراحی پوستر در فرانسه
طراحی پوستر در فرانسه
طراحی پوستر در فرانسه
طراحی پوستر در فرانسه
طراحی پوستر در فرانسه
طراحی پوستر در فرانسه
طراحی پوستر در فرانسه
طراحی پوستر در فرانسه
طراحی پوستر در فرانسه
طراحی پوستر در فرانسه
طراحی پوستر در فرانسه
طراحی پوستر در فرانسه
طراحی پوستر در فرانسه
طراحی پوستر در فرانسه
طراحی پوستر در فرانسه
طراحی پوستر در فرانسه
طراحی پوستر در فرانسه
طراحی پوستر در فرانسه
طراحی پوستر در فرانسه
به دنبال نمایشگاه «ویول گرافیست» در سال 1992، نمایشگاه « صد پوستر فرانسوی در سن پترزبورگ » برگزار شد و چشم اندازی جدید از آثار گرافیک فرانسه را به نمایش گذاشت . این نمایشگاه که توسط « اتحادیه ملی هنرمندان گرافیک » برپا شد ؛ ابتکاری تحسین برانگیز بود ؛ چرا که موجب شد توان و قوه خلاقه ناشناخته طراحان گرافیک مکتب فرانسه آشکار شود . این نمایشگاه بستری برای تجدید پیوندهای فرهنگی گذشته با کشورهایی شد که تنها ارتباطی اندک با هنر و فرهنگ فرانسه داشتند . مقاله حاضر سعی در نشان دادن چهره معاصر طراحی پوستر در فرانسه دارد .

به دنبال نمایشگاه «ویول گرافیست» در سال 1992، نمایشگاه « صد پوستر فرانسوی در سن پترزبورگ » برگزار شد و چشم اندازی جدید از آثار گرافیک فرانسه را به نمایش گذاشت . این نمایشگاه که توسط « اتحادیه ملی هنرمندان گرافیک » برپا شد ؛ ابتکاری تحسین برانگیز بود ؛ چرا که موجب شد توان و قوه خلاقه ناشناخته طراحان گرافیک مکتب فرانسه آشکار شود . این نمایشگاه بستری برای تجدید پیوندهای فرهنگی گذشته با کشورهایی شد که تنها ارتباطی اندک با هنر و فرهنگ فرانسه داشتند . مقاله حاضر سعی در نشان دادن چهره معاصر طراحی پوستر در فرانسه دارد .

این پوستر ها که نشانگر طراحی پوستر معاصر در فرانسه هستند در زمینه ای فرهنگی خلق شده اند که با کشورهایی که تحولات سیاسی ، اجتماعی و هنری مشابهی نداشته اند، بسیار متفاوت است . جامعه در باره جذابیت بیانی و زیبایی شناسانه این پوسترها و نیز اصالت مفاهیم و مهارت طراحان ، خود قضاوت می کند . اینها کارهای هنری یا کالاهای مورد علاقه کلکسیونرها یا اشیاء تزئینی نیستند: پوستر ، حتی بیش از هنرهای تجسمی ناب ، وسیله ای برای ارتباط بصری است و در معرض قید و بندهایی قرار دارد که به کارکرد آن مربوط می شود، قیودی که طراحان گرافیک آنها را می پذیرند یا کنار می نهند. به این دلیل است که به نمایش گذاشتن پوستر در فضای انتزاعی یک نمایشگاه یا گالری ، خطر ارزیابی ناقص یا توام با سوء تعبیر را در بر دارد ، چرا که ارتباط با سفارش دهنده ، استقبال جامعه و جایگاه اجتماعی هنرمند ملحوظ نمی گردد . مثلاً لازم است برای بازدید کننده توضیح داده شود که حرفه طراحی پوستر در فرانسه و جود ندارد، گمان می رود که این حرفه در حوزه تبلیغ یا هنرهای گرافیک قرار می گیرد . پوسترهای تبلیغاتی فضایی را که مختص به ترویج محصولات و خدمات است ، در انحصار در می آورند و تعداد پوسترهایی که جنبه فرهنگی و اجتماعی دارند بر دیوارهای فرانسه نسبتاً محدود است .

این نکته مهمی است . شاید به دو اصطلاح جداگانه برای نامیدن این دو نوع پوستر که اشتراک آنها فقط در این است که هر دو روی کاغذ چاپ می شوند و هر دو به منظور به نمایش در آمدن ، طراحی می گردند ، نیاز داشته باشیم.

مساله مهم دیگری که با این گزینش مطرح می شود به پیوند پوستر با سنت ملی باز می گردد. فرانسه میراث فرهنگی بسیار غنی دارد که معمولا تاثیر مهمش بر طراحی پوستر مدرن با استفاده از تصویر سازی، مایه کسب اعتبار برای آن می شود. پوسترهای فرانسوی از « شره » تا « کاساندر» و « ساوینیاک» همواره به مثابه الگوهایی مطرح می شوند. طراحی امروز تا چه اندازه هنوز با گذشته پیوند دارد ؟ منشا طراحی گرافیک معاصر را می توان در تحولات مهم دهه 1960 جستجو کرد ، دوره ای که فصل افتخار آمیزی را در تاریخ طراحی پوستر فرانسه تکمیل کرد. محیط نسبتاً آزادی که هنرمند در آن فعالیت می کرد ( او هنوز در حاشیه قرار نگرفته و به مجری صرف آژانسهای تبلیغاتی تبدیل نشده بود) و تسلط فرد گرایی بر بیان هنری ( که به هر حال به واسطه روحیه دکارتی که بخشی از شخصیت فرانسوی است تعدیل شده بود ) این دوره را متمایز می کند . نقطه عطف در تاریخ هنر پوستر ، همچون بسیاری دیگر از عرصه های زندگی فرهنگی و اجتماعی در فرانسه ، با حوادث ماه مه 1968 مقارن بود.

این حوادث لزوماً تاثیر مستقیم بر هنر پوستر نداشت. اگر چه دانشجویان انقلابی می توانستند شیوه خاص خود را در تبلیغات ابداع کنند که هم ساده و هم موثر باشد، اما ماه مه 68 تاثیر عمیق یا پایداری بر طراحی گرافیک نداشت . تراکتها ، روزنامه ها و پوسترهای چاپ سیلک ، تنها راه حلهای جزئی در زمینه ارتباط بصری ارائه می کردند . لیکن ارزیابی مجددارزشهای سنتی ، اضمحلال سیستم طراحی گرافیک پیشین را تسریع کرد. مقارن جنبشهای این دوره ، پوستردر فرانسه هنوز به شدت مصور و روایی و آمیخته با چاشنی سالمی از طنز بود که مطابق الگویی که « ساوینیاک» ارائه کرده بود ، طراحی می شد .

این نکته نشانگر تلقی قدیمی رایج در اواخرقرن نوزدهم ، در زمینه « پوستر سازی» بود. با این همه ، ایده های جدید در فرانسه طرفدارانی پیدا می کرد. این امر به ظهور« طراحی گرافیک » به مفهومی که هم جهانی و هم سازمان یافته بود و نیز به تجربه گرایی در زمینه ارتباط بصری پایان می بخشید، دلالت می کرد. اما زمان مناسب فرا نرسیده بود. نسل جدید که در پس سنگرهای ماه مه 68 رشد می کرد ، تبلیغات طنز آمیز اسلاف و قواعدی را که توسط « طراحی گرافیک » به آنها تحمیل می شد ، نپذیرفتند. آنها با الهام از افکار سیاسی رادیکال ، از خدمت به نظام سرمایه داری سر باز زدند. این امر سبب شد که نسل جدید در دام سیستم تبلیغاتی گرفتار نیایند ، سیستمی که به مثابه بخشی از یک نظام فراگیرتر به شمار می آمد. این جدایی میان هنرمندان گرافیک و صنعت ـ مشتری سنتی طراحی گرافیک ـ به واسطه ظهور و توسعه آژانسهای تبلیغاتی تخصصی که در فرانسه دیرتر از کشورهای آنگلوساکسون ظهورکرد ، تسریع شد.

انعطاف ناپذیری سازمانهایی که آزادی بیان را به حداقل کاهش می داد متضمن ساختارهایی بود که با آرمانها و آرزوهای بسیاری از طراحان گرافیک جوان منافات داشت. پس یک طراح پوسترکه مصمم بود بعد هنری را درکار خود حفظ کند ، چه راهی را می بایست در پیش می گرفت ؟ مکتب لهستان که در آن زمان در اوج شکوفایی خود بود، یکی از منابع الهام بخش این دوره محسوب می شد. این مکتب جاذبه دوگانه ای برای طراحان گرافیک جوان داشت: از یک سو تعلیمات « پرو فسور تومازوفسکی» در« آکادمی هنرهای زیبای ورشو» و از سوی دیگر نقشی که به طراحی پوستر در لهستان منتسب می شد، مکانی که در آنجا جایگاه پوستر تا حد یک زبان ملی ارتقاء یافته بود .

مکتب لهستان نمونه ای از استقلال طراحی گرافیک محسوب می شد که با به رسمیت شناختن هنرمندان از سوی جامعه مرتبط بود. طراحان گرافیک جوان فرانسوی برای تحصیل هنرهای گرافیک به لهستان سفرمی کردند، ازجمله « پیربرنار» ، « ژرارپاری ـ کلاول»، « آلن لوکورنه» و « میشل کوارز». اما الگوی لهستانی که برای سیستم اجتماعی و سیاسی خاصی طراحی شده بود نمی توانست بدون برخی تغییرات اساسی در فرانسه پا بگیرد. از آنجا که تقاضا برای پوستر در فرانسه بشدت محدود بود، اولین دلمشغولی طراحان پوستر یافتن محلی بود که بتوانند در آنجا به فعالیت بپردازند. بنابراین ، تبلیغات سیاسی به یکی از اولین عرصه هایی مبدل شد که طراحان گرافیک مستقل در آن به رسمیت شناخته شدند. « گراپوس» ، یکی از پیشگامان این حرکت ، با کار برای « حزب کمونیست فرانسه» الگویی قرارداد که بسیاری ازکارگاهها و هنرمندانی که برای احزاب ، اتحادیه ها و سایر انجمنهای شهری چپ گرا کار می کردند، از او تبعیت کردند. اما این نتیجه گیری درست نیست که بگوییم تلاش مذکور به تنهایی برای دگرگون کردن زبان تبلیغی کاملاً موفقیت آمیز بود. در حقیقت به نظر می رسدکه تجدید حیات تبلیغات سیاسی ، پدیده ای زود گذر بوده است. در حالی که تبلیغات علیه سنتهای محافظه کارانه جریان داشت فعالیت طراحان گرافیک در زمینه فرهنگ به واسطه ابزار مادی محدود می شد. با وجود این ، تئاترهای کوچک و مراکز فرهنگی ـ که درک پوسترهای اصیل پیشقدم بودند ـ شروع به انتشار پوسترهای با کیفیت کردند، چنانکه در آثار « میشل بووه » مشاهده می شود.

وقتی زمینه پذیرش پوسترهادر نهادهای بزرگ فرهنگی به وجود آمد، وضعیت به نحو قابل توجهی بهبود یافت. « مرکزپمپیدو»، « آلن لاویلت» و« موزه ارسی» خط مشیی را بنیان نهادند که زمینه ساز ایجاد اصالتها و شاخصهای بصری شد. اما منصفانه نیست که به این نمونه ها اکتفا کنیم . چنانکه مجموعه این صد پوستر نشان می دهند ، تعداد معینی از موسسات فرهنگی و هنری در پاریس و کل فرانسه نیاز به نوعی هویت گرافیکی را بتدریج احساس می کردند. نوع جدیدی از تقاضا برای پوستر در دهه اخیر پدید آمده است که به « پیامهای عام المنفعه » مربوط می شود ، یعنی پیامهایی در مورد کشور ، شهرها یا نهادها. این نوع پیام رسانی غالباً با دونوعی که قبلاً توضیح داده شد ـ پیام رسانی سیاسی و فرهنگی ـ اشتباه می شود و طیف وسیعی از اسناد ، از فرمهای تامین اجتماعی گرفته تا پوسترهای3X4 متررا در بر می گیرد. رشد این نوع پوستر با قانون عدم تمرکز در سال 1982 ، که استقلال مالی بیشتری به انجمنهای محلی بخشید، تسریع شد .

بدین ترتیب طراحان گرافیک زمینه ای یافتند که می توانستند نقش اجتماعی فعالتری را ایفاء کنند. اصطلاح « تصاویرعام المنفعه»که بسیاری از هنرمندان گرافیست به واسطه آن هویت پیدا کردند، شکل گرفت . اما برخی این اصطلاح را بسیار دست و پا گیر تلقی کردند، به نظر می رسیدکه این تعبیرحوزه فعالیت آنها را محدود می ساخت. طراحی گرافیک فرانسه که تا همین اواخر نسبتاً نا شناخته بود ، اکنون در نتیجه دخالت در رویدادهای بین المللی و به واسطه سازمان یافتن روابط متقابل به اعتباری جدی دست یافته است. این امر بدون در نظر گرفتن سابقه موثر آن که قبلاً بررسی شد روی داده است . طراحی گرافیک فرانسه که بر ویرانه های نظام کهن و با استفاده از الگو های دیگر شکل گرفته است به دانش گذشتگان خود به دیده تحقیر می نگرد .

طراحی گرافیک فرانسه از دیدگاهی زیباشناسانه بیانگر یک جریان اکسپرسیونیستی منحصر به فرد است که برای آن کمتر معادلی می توان درتاریخ این هنر پیدا کرد. این جریان طیف وسیعی ازتکنیکها ـ ازجمله طراحی، نقاشی، عکاسی، فتومونتاژ ، تایپوگرافی و اخیراً طراحی به کمک کامپیوتر ـ را به کار می گیرد و توانسته است که نوعی انسجام و منطق درونی بیابد که آن را به صورت یک سبک تمام عیار درآورده است. برای اینکه معرفی اجمالی گرایشهای اصلی درطراحی پوستر فرانسه روشن تر شود، ذکر چند نکته دیگر ضروری است . همه هنرمندان گرافیست فرانسوی در ورشو تحصیل نکرده و نیز همه آنها تحت تاثیر هنرطراحی پوستر لهستان واقع نشده اند. بیشتر آنها در مدارس فرانسوی تحصیل کرده اند، بخصوص در« مدرسه ملی هنرهای تزئینی» و « مدرسه هنرهای زیبای پاریس» ( بوزار) . این هنرمندان گرافیست جوان همچنین بشدت به آثارعرضه شده ازسوی« استودیوی پوشپین» متعلق به « میلتون گلیزر» و طراحی پوستر توهم انگیزعلاقه مند بودند. دراین ایام، آنها عموماً سبک سوئیسی را که مبتنی برنوعی پژوهش تایپوگرافیک و ترکیب بندی مستحکم بود، مردود می شمردند. اما این امر مانع مهاجرت « ژان ویدمر»، یک سوئیسی مهاجر ، به فرانسه وایفای نقشی مهم در زمینه طراحی گرافیک نشد. این صد تصویرنشان می دهند که این شیوه بیان درطراحی گرافیک معاصرفرانسه وجود دارد . اما درخصوص « رومن سیز لویچ»، یکی دیگر از اساتید این نسل باید گفت او حساسیت خاص یک طراح پوستر لهستانی و ابعاد گوناگون یک طراح گرافیک واقعی را داراست.

از این گذشته ، فاصله بین این دو نوع فعالیت ـ طراحی پوستر و طراحی گرافیک ـ دیگر از میان رفته است . تحولات ایدئولوژیک و ضرورت محض، از طراحان پوسترهنری شخصیتهای حرفه ای فوق العاده ای در زمینه ارتباط بصری به وجود آورده است که همگی آنان بر رموز لوگوتایپ ، ایماژ ترکیبی، نشانه ها و کارطبع و نشر مسلط هستند. گروه دیگری از طراحان گرافیک شامل کسانی است که به معنای خاص سنت ملی را استمرار بخشیده و بدین ترتیب به تنوع طراحی پوستر فرانسه مدد می رسانند.طراحیهای آمیخته با شعروطنز که به « دلکوزه» و « آندره فرانسوا» اختصاص دارند آلتر ناتیوی در برابر اکسپر سیونیسم محسوب می شوند ـ که پیش از این به عنوان گرایشی اصلی از آن نام بردیم.مروری بر طراحی گرافیک فرانسه این گوناگونی در پیشرفت را روشن می کند . به موازات کارگاههاو هنرمندان شناخته شده ای که این مکتب را بنیان نهادند، همچون« بایارژئون» ، « بووه»، « فابریزی»، «فوشروکربن»، « گراپوس»، « لوکورنه»، «لاوان دوسکی»، « اورلیانژ»، « پولیماگو»، « پرینز و رابی»، «کوارز»، « زانزیبارت» و دیگران ، شخصیتهای جدیدی ظهورکردند. این تعددمی تواند تاثیرمثبتی بر آینده طراحی گرافیک فرانسه داشته باشد. طرح حساسیتها و اندیشه ها وعناصرموثری (مانند طراحی گرافیک هلند) بهترین تضمین را در برابر رکورد و انحطاط این هنر به وجود می آورد. همین مساله درمورد شکستن مرزهای موجود میان گروههای مختلف ، گرایشها و نسلها صادق است، حرکتی که ازسوی« سندیکای ملی گرافیستها» حمایت می شوند.

حضور «لئوکوپر»، که زندگی حرفه ای اش را در سال 1950 آغاز کرد، می تواند به عنوان سمبل این پدیده به شمار آید. موجودیت پوستراصیل در فرانسه ـ خواه اجتماعی یا فرهنگی ـ در گرو آزاداندیشی سفارش دهنده و مواجهه صحیح با مخاطب است. چنین پوستری در عین حال تلاش می کندکه به مسائل زیبایی شناسانه و اجتماعی عصر ما پاسخ گوید. این پوستر که از الگویی نسبتاً غیرمتعارف برگرفته شده ، ازگرفتار شدن در دام خود شیفتگی ( نارسی سیسم ) ، یعنی احساس حضوردر خلا، که هرگونه ارتباطی را از میان می برد ، اجتناب کرده است. در طول چند سال اخیر طراحان گرافیک با مطالعه مشکلات «طراحی گرافیک عام المنفعه» به طور همزمان سوالاتی را درخصوص سودمندی اجتماعی خویش مطرح کرده اند. تمایل آنان به فعالیت در عرصه ارتباطات ، نگرانیهایشان را در مورد فعالیت اجتماعی حقیقی پنهان نمی کند.ا

گر چه تلاش برای« حفظ پیوندهای اجتماعی» موفق نبوده ، اما هنوز به شکست منجر نشده است . نسل جوان مدعی است که این جدال به اوتعلق دارد. اکنون بسیاری ازموسسات بتدریج طراح گرافیک را به عنوان همکاری جدی به رسمیت می شناسند چرا که او قادراست فرمی بی نظیر و منحصر به فرد به پیامها ببخشد تا در گیرودار قیل و قال رسانه ها به گوش مخاطبین برسد . (گزیده پوسترهای فرانسوی در بخش تصاویر!)

 
نوشته شده توسط روابط عمومی انجمن در سه شنبه هفتم آذر 1385 ساعت 19:53 | لینک ثابت |
گشايش نمايشگاه هنر مقاومت - موزه هنرهاي معاصر /آرش خاموشي ايسنا
گشايش نمايشگاه هنر مقاومت - موزه هنرهاي معاصر /آرش خاموشي ايسنا
نوشته شده توسط روابط عمومی انجمن در سه شنبه هفتم آذر 1385 ساعت 19:47 | لینک ثابت |
گشايش چهارمين دوسالانه‌ي بين‌المللي نقاشي معاصر جهان اسلام/مرتضي فرج‌آبادي-ايسنا
گشايش چهارمين دوسالانه‌ي بين‌المللي نقاشي معاصر جهان اسلام/مرتضي فرج‌آبادي-ايسنا

ادامه مطلب
نوشته شده توسط روابط عمومی انجمن در سه شنبه هفتم آذر 1385 ساعت 19:46 | لینک ثابت |
چهارمين دوسالانه نقاشي جهان اسلام - مجموعه صبا
 
گشايش چهارمين دوسالانه‌ي بين‌المللي نقاشي معاصر جهان اسلام/مرتضي فرج‌آبادي-ايسنا
 
 
گشايش چهارمين دوسالانه‌ي بين‌المللي نقاشي معاصر جهان اسلام/مرتضي فرج‌آبادي-ايسنا

ادامه مطلب
نوشته شده توسط روابط عمومی انجمن در سه شنبه هفتم آذر 1385 ساعت 19:36 | لینک ثابت |
نمايشگاه‌هاي چهارمين دوسالانه‌ي نقاشي جهان اسلام و هنر ملي مقاومت، هم‌زمان آغاز شدند

 

چهارمين دوسالانه نقاشي جهان اسلام - مجموعه صباخبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: فرهنگ و هنر - هنرهاي تجسمي

حياط مجموعه‌ي صباي فرهنگستان هنر عصر روز دوشنبه بار ديگر مملو از جمعيتي شد در انتظار باز شدن ‌ورودي گالري‌هاي اين موسسه، پاي پله‌ها منتظر ماندند. تا دقايقي پيش از بازشدن دري كه از حياط صبا، انبوه جمعيتي را به‌داخل هدايت مي‌كند، برگزاركنندگان نمايشگاه چهارمين دوسالانه‌ي نقاشي جهان اسلام، در حال نصب و چيدمان آثار نمايشگاه بودند. حتا ثانيه‌هايي پيش از آنكه سيدمهدي حسيني - دبير نمايشگاه - براي خوش‌آمدگويي به حاضران، بالاي پله‌ها بايستد و بگويد كه تلاش كرده‌اند دوسالانه‌ي گسترده‌اي را با حضور و استقبال چشم‌گير جوانان، به‌ثمر برسانند.

به گزارش خبرنگار بخش هنرهاي تجسمي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، چهارمين دوسالانه بين‌المللي نقاشي معاصر جهان اسلام گشايش يافت. نمايندگاني از كشورهاي خارجي، مسلمان و جوامع اسلامي شركت‌كننده در دور چهارم نمايشگاه، برخي از مسوولان فرهنگي كشور و شماري از هنرمندان و تعداد قابل توجهاي از دانشجويان، هم‌زمان با روشن شدن چراغ نمايشگاه حاضر بودند.

آثار بسياري از هنرمندان قديمي و نقاشان جوان و دانشجو به اين نمايشگاه راه يافته و برگزاركنندگان با هدف پر كردن جاي خالي دوسالانه‌ي نقاشي معاصر ايران، اين آثار را در نگارخانه‌هاي يك و دو صبا، خيال، آينه، خيال شرقي و ملي ايران عرضه كرده‌اند.

در بخش ويژه‌ي اين نمايشگاه، آثاري از ميرحسين موسوي، محمد جوادي‌پور، حسين محجوبي، مينو اسعدي، احمد اسفندياري، علي‌اكبر صادقي، حبيب‌الله آيت‌الهي، كوروش شيشه‌گران، كامران طليعه، بهزاد شيشه‌گران، جلال شباهنگي، محمدابراهيم جعفري، گزيلا وارگا سينايي و...، ميهمان‌هاي ويژه‌ي اين نمايشگاه هستند كه آثارشان در بخش مستقلي عرضه شده است.

اين نمايشگاه تا اوايل دي‌ماه سال جاري برپاست.

به گزارش ايسنا، ساعتي پس از گشايش اين نمايشگاه ميهمانان، مسوولان فرهنگي و تعدادي از هنرمندان براي شركت در مراسم گشايش نخستين نمايشگاه ملي هنر مقاومت به موزه‌ي هنرهاي فلسطين رفتند. ساعت گشايش اين نمايشگاه ساعت 18 اعلام شده بود.

مراسم با سخنراني محمدحسين ايماني خوشخو - معاون هنري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي-، سردار حجازي - فرمانده‌ي نيروي مقاومت بسيج سپاه پاسداران انقلاب اسلامي - و عاقل‌زاده، دبير جشنواره برگزار شد.

ايماني با يادآوري اينكه در چند سال اخير، هنرمندان نشان دادند كه مي‌توانند از تمام ظرفيت‌هاي هنري در انتقال ارزش‌هاي بزرگ استفاده كنند، گفت: آثار ارايه شده در اين نمايشگاه از لحاظ تكنيكي در سطح بين‌المللي هستند.

به اعتقاد او مردم ايران همواره سردمدار ايستادگي عليه ظلم هستند كه سرد‌مدار هنر مقاومت نيز مي‌توانند باشند؛ هنرمندان علاوه بر بيان عقايد شخصي هنري خود به كاروان پرشور و پرشتاب مردمي مي‌توانند بپيوندند و نتايجي از خود را بر جاي گذارند. آنها در هر عرصه‌اي كه وارد شوند، مي‌توانند با توليدات و خلاقيت‌هاي خود، فعاليت‌هايي را چون فعاليت‌هاي مردمي در صحنه‌هاي مختلف انجام دهند.

به گزارش ايسنا، معاون هنري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، تصريح كرد: اميدوارم در اين دوره‌ي جديد بتوانيم كارهايي را كه انجام نشده را به مرحله‌ي عمل برسانيم و هنرمندان نيز در صفوف مردم تحت ظلم و ستم، حضور فعال داشته باشند و در ادامه از مسؤولان برپاكننده‌ي اين نمايشگاه خواست كرد تا نمايشگاه هنر مقاومت را در شهرستان‌ها نيز به‌نمايش بگذارند.

ايماني خوشخو همچنين از همه‌ي دستگاه‌هاي دولتي خواست تا با توجه به اعتباراتي كه دارند، اين آثار را خريداري و در اماكن عمومي عرضه كنند تا اقتصاد هنر، رونق بيشتري پيدا كند.

فرمانده نيروي مقاومت بسيج سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در نخستين جشنواره هنرهاي تجسمي بسيج، با عنوان مقاومت، گفت: هنر مقاومت يك نگاه بسيار زيبا، جالب و قابل توجه است كه با حركت جوانان ما در تاريخ، به منصه‌ي ظهور رسيده است.

سردار حجازي، نيز در سخناني عنوان كرد: هيچ حركتي پايدار نمي‌شود، مگر با زينت هنر مزين شود و كساني كه در بيان و ترسيم حماسه‌ها نقش ايفا كردن و در نفس حماسه‌ها نيز سهيم بودند.

عاقل‌زاده - دبير جشنواره - اعلام كرد: انجمن هنرهاي تجسمي انقلاب و دفاع مقدس با نيت تبيين هنر انقلاب، حفظ و انسجام هنرمندان متعهد و دلسوز، نشر فرهنگ انقلاب و دفاع مقدس و برنامه‌ريزي آينده هنر انقلاب، اين جشنواره را بنياد نهاد و اميدوار است با سعي و كوشش هنرمندان خودجوش و پرتلاش انقلاب و همچنين همت و تدبير مسؤولين سياست‌گذار در حوزه‌ي هنر انقلاب،‌ به‌ويژه هنرهاي تجسمي، اين راه ارزشمند را دنبال كنند.

به‌گمان او، حتما اين حركت عظيم، معنوي و هنري داراي نواقصي است كه مي‌بايست با ايجاد آن به تجربيات مورد نياز برسد، تا بتوان گامهاي بعدي را محكم‌تر و بي‌عيب‌ و نقص برداشت.

رييس انجمن هنرهاي تجسمي انقلاب و دفاع مقدس گفت: انجمن برخود فرض واجب مي‌داند كه در جهت هنر انقلاب گام بردارد؛ او از همه‌ي هنرمندان و مسؤولان خواست با اين حركت هنري همراه و همگام باشند.

سرپرت موزه‌ي هنرهاي معاصر نيز با بيان اينكه حقيقت بسيجي بايد جهاني شود و اين معنا بي‌مدد بيان هنري كه معرفت بسيجي را هنرمندانه تصوير كند، ممكن نيست، يادآوري كرد: «دفتر انجمن تجسمي انقلاب و دفاع مقدس، روايت فتح و سازمان ملي بسيج، اين بار هم به همراه ياران خود در موزه هنرهاي معاصر اردو زدند تا هنر و انديشه بسيجي اين عهد كه حقيقت بسيجي حقيقت جهاني است را با مضراب نقش و رنگ و آوا تصوير كنند.»

طبق اعلام قرار بود اين مراسم با حضور و سخنراني وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي، گشايش مي‌يابد، اما گشايش اين نمايشگاه تا حدود پس ساعت 20:30 كه محمدحسين صفار هرندي به موزه‌ي هنرهاي معاصر تهران رسيد، و بدون سخنراني وي به‌طول انجاميد.

اين مراسم با پخش كليپي از حميد بهمني طبق اعلام به دليل بيماري در اين مراسم حضور نداشت، همراه بود.

نوشته شده توسط روابط عمومی انجمن در سه شنبه هفتم آذر 1385 ساعت 19:34 | لینک ثابت |

چهار تفاوت‌ نقاشی‌ و گرافیک


خط‌کشی بین نقاشی و گرافیک در روزگاری که با آلیاژی از پسامدرنیسم و دیجیتالیسم ساخته شده، چندان درست به نظر نمی‌رسد. اما بهر حال درباره چهار تفاوت مهم‌شان می‌توانیم حرف بزنیم و بحث کنیم.

تفاوت اول، هنر و رسانه است. نقاشی عموما زیرمجموعه هنر است که این هنر شدت و ضعف دارد اما گرافیک همیشه هنر نیست. گاهی هم تبدیل به رسانه می‌شود ؛ مثل وقتی که در خدمت تبلیغات (تجاری، فرهنگی و سیاسی) قرار می‌گیرد. البته گاهی هم تلفیقی از هنر و رسانه است. درست مثل زمانی که در خدمت رسانه‌ها (چاپی، الکترونیکی، دیجیتالی و سایبر) قرار می‌گیرد. بطور کلی آنگاه که هنر مطلق است garphic art  و وقتی که رسانه و یا تلفیقی از رسانه و هنر است graphic design  نامیده می‌شود. در پست‌های بعدی راجع به این موضوع بیشتر خواهم گفت.

تفاوت دوم، برقراری ارتباط را شامل می‌شود. در مواجهه با نقاشی، وظیفه برقراری ارتباط به عهده مخاطب است و اوست که باید تلاش کند تا با اثر هنرمند نقاش ارتباط برقرار کند. اما در گرافیک برعکس است و وظیفه برقراری ارتباط بر دوش خود اثر گرافیک نهاده شده یعنی اثر گرافیکی، بایستی تلاش کند تا مخاطب را به طرف خودش جذب کند نه اینکه مخاطب زور بزند تا محتوای اثر گرافیک را درک کند. علت ناتوانی بسیاری از آثار گرافیک ناشی از ندانستن همین تفاوت دوم است. البته برای نکته سنج‌ها ممکن است سوال مطرح شود که پس مینی‌مالیسم در گرافیک یعنی چه ؟ که چون این مبحث طولانی است اجازه دهید در پست‌های بعدی در این باره با شما بحث کنم. یک نکته دیگر را هم می‌توان گفت؛ برای دیدن آثار یک هنرمند نقاش، این مخاطب است که به گالری و موزه می‌رود تا آثارش را ببیند. یعنی مخاطب به طرف "اثر" می‌رود در حالی که در گرافیک، معکوس این اتفاق رخ می‌دهد و این "اثر" گرافیک است که به طرف مخاطب می‌رود. شهروندان در حال عبور و مرور از کوچه و خیابان هستند که بیل‌بردها و پوسترها و . . . به طرف‌شان می‌آیند و می‌خواهند به زور پیام‌شان را به آنها منتقل کنند.

تفاوت سوم را به شخصی و غیرشخصی بودن این دو اختصاص می‌دهم. "اثر" نقاشی کاملا شخصی است و گویای حرف و فکر هنرمند نقاش است بدون در نظر گرفتن مخاطب. از این رواست که می‌گوییم او می‌تواند چنین تصور کند : خورشید؛ مثلث سبز ، زمین و صحرا ؛ آبی و آسمان ؛ قرمز چهارخانه با گل‌های درشت صورتی (!!) . ولی در "اثر" گرافیک تقریبا چنین تصوراتی شدنی نیست (بحث تصویرسازی در گرافیک، چیز دیگری است). چرا که گرافیک "شخصی" نیست و می‌خواهد ارتباط برقرار کند یعنی بایستی مخاطب را در نظر بگیرد. اثری که در طراحی و تولید آن، مخاطب نقشی نداشته باشد نمی‌تواند "اثر" گرافیکی موفقی باشد.

تفاوت چهارم را تقریبا همه می‌دانند. نقاشی تکثیر نمی‌شود حداقل با هدف تکثیر، ارائه نمی‌شود. اما گرافیک براساس تکثیر، طراحی و تولید می‌شود. واضح است که منظور از تکثیر، تمام گونه‌های آن است (چاپ، فیلم‌های اپتیک، فیلم‌های مگنت، امواج الکترونیکی و . . . ) .آثار تک نسخه‌ای در گرافیک جایگاهی ندارند چرا که هدف برقراری ارتباط را، عملیاتی نمی‌کنند. متاسفانه بی‌توجهی به این مسئله هم باعث شده که این روزها، گرافیک به سمت نمایشگاهی و جشنواره‌ای شدن پیش برود. پوسترها و جلدهایی که فقط در یک نسخه تکثیر می‌شوند و به قصد رتبه و جایزه رهسپار جشنواره‌های خارجی، یا بر دیوار نگارخانه‌ها و گالری‌ها می‌نشینند و می‌خواهند بیان هنرمندانه آن گرافیست ـ نقاش را رخ‌نمایی کنند.

نوشته شده توسط روابط عمومی انجمن در سه شنبه هفتم آذر 1385 ساعت 14:31 | لینک ثابت |
نوشتار به مثابه تصوير
تاملی برظرفيت های بصري نوشتار درتايپوگرافي

 
 دکترمحمد خزايي
 
 در آثار گرافيكي تصاوير و حروف بار پيام رساني اثر را بر عهده دارند. در بسياري از موارد، پيام نوشتاری با استفاده از حروف و متن به شكلي ارائه مي شود كه القاي فرم(شكل) و تصوير را در اثر مي نمايد. «تايپوگرافي» يا «خط نگاري» و «خط نگاره» اثر گرافيكي است كه حروف و کلمات ، ساختار اصلي آن را تشكيل مي دهد و در واقع كم و كيف تركيب بندي اثر به اعتبار نوشتار و يا حروف شكل مي گيرد .

 در اوايل سده بيستم ميلادي، هنر« گرافيك» با ورود به فضاي جديد تكنولوژي، جهشي را آغاز كرد. در اين عصر، هنر گرافيك ديگر به آن دسته از آثاري كه به صورت تك رنگ و با فرايند چاپ هاي دستي بر روي يك سطح ايجاد مي شد، خلاصه نمي گرديد. «گرافيك» حوزه نوين و گسترده اي شامل پوستر، تايپوگرافي، نشانه ، مصور سازي، صفحه آرايي و ... كه با عملكردهاي خود يك پيام يا اطلاعات خاصي را به صورت بصري ارائه مي‌كنند، اطلاق مي‌گردد. امروز طراح گرافيك مي‌كوشد تا با طراحي يا انتخاب علائم بصری و مجموعة تصاوير، رنگ و نوشتار و دركنار هم قرار دادن آنها ، اثري خلق کند تا پيام مشخصي را به مخاطبين خويش منتقل سازد .

 « تايپوگرافي» همانگونه كه اشاره شد، يكي از جلوه هاي بارز و با قدمت هنر «گرافيك» است. واژه‌ي «تايپوگرافي» در گذشته معادل طراحي حروف و آن دسته از آثار نوشتاري می شد كه با فرايند چاپ و تكثير به صورت تك رنگ حاصل و تقریباً در همین حدود خلاصه مي شد . اما امروز اين واژه شامل آثاری می شود که با استفاده از خط و يا خط و تصوير با رعايت اصول زيبا شناسي، اثري واحدي را ايجاد كند كه بيانگر اطلاعات و يا پيامي باشد . در بسياري از موارد، استفاده از حروف و متن به شكلي ارائه مي گردد كه القاي فرم(شكل) و تصوير را در اثر مي نمايد. طراحان در آثار خود با بزرگ نمايي، فشردگي و چيدن حروف در كنار هم، و گاهي تنها با دخل و تصرف در فيزيك حروف، ارتباط عميقي با موضوع به وجود مي آورند .

 در دهه‌هاي اخير در تلاشي ديگر هنرمندان گرافيك سعي در تقويت ويژگي بصري حروف و نزديك كردن نوشتار به وجه تصويري، چه به صورت مفهومي كه مخاطب بتواند بار معنايي آن را به راحتي درك كند و يا بصورت تصوير انتزايي كه بتواند نظر مخاطب به وسيله‌ي فرم، رنگ و .... جلب كند. اين نوعِ نگارش در قلمرو «تايپوگرافي» در اندك زماني، حوزه محدود «تايپوگرافي» سنتي را در هنر گرافيك ـ به ويژه در مغرب زمين، گسترش غير قابل تصوري را به خود اختصاص داد . با اين حركت و جهش سريع، تايپوگرافي به قلمرويي مستقل و داراي تعريف، اصول و حتي تاريخچه اي نوين دست يافت. «تايپوگرافي» در حوزه هاي مختلف هنر گرافيك شامل پوستر، طراحي حروف، نشانه و ... حضوري پر رنگ و گاهي هم به عنوان تنها عنصر تصويري غالب هویدا گشت .

 همانطوري كه اشاره شد تايپوگرافي يا «خط نگاري» و «خط نگاره» اثر گرافيكي است كه نوشتار، شاكله اصلي آن را تشكيل مي دهد و در واقع، كيفيت تركيب اثر به اعتبار نوشتار و حروف ايجاد مي‌شود. طراحي و ابداع شيوه‌هاي جديد نگارش و نحوه ي كاربري هاي آنها از ديگر عملكرد هاي تايپوگرافي،است. از طرفي ديگر شايد هدف اصلي تايپوگرافي، سرعت بخشيدن به ارسال هر چه سريع تر پيام و برقراري ارتباط به صورت «زبان تصويري» نسبت به نوشتاري عادي باشد.

 در دنياي امروز انسان‌ها بيش از هر عصر ديگر- علي‌رغم فاصله‌هاي بسيار زياد مكاني، با هم‌ديگر در ارتباط هستند. اين ارتباط گاهي در كمترين زمان ممكن صورت مي‌گيرد و شايد به همين دليل عصر حاضر را «عصر ارتباطات» ناميده‌اند. در اين ارتباط تنگاتنگ، ديگر نوشتار ها و زبان‌هاي سنتي و حتي تخصصي، توانايي گنجايش وسيع و سريع آن را ندارند. در چنين وضعيتي شايد بيش از همه عناصز بصري مي‌توانند كارآمد باشند.

 اگر در گذشته «تايپوگرافي» طراحي حروف يا فن مكانيكي چيدن كلمات روي صفحه بود كه با استفاده از حروف چوبي ويا سربي براي انتقال مفاهيمي به مدد كلمات ارائه می شد اما امروز این هنر ، با جرأت و جسارت طراحان پيشرو و به مدد فن غول‌آساي چاپ و كامپيوتر و ... به مقوله‌يي بسيار پيچيده، ظريف و نافذ تبديل شده است كه در بسياري از ابعاد زندگي بشر نفوذ كرده است. اکنون این شاخه از هنر گرافیک در طراحی روزنامه‌ها و نشريات، تلويزيون، صفحات وب، تبليغات تجاري، بسته‌بندي كالاها، تابلو و ويترين فروشگاه‌ها، حتي معماري و آرايش فضا و طراحي پارك‌ها گرفته تا اشياي پيرامون و لوازم شخصي و البسه، حضوری ملموس دارد .

 خط و خط نگاري در هنر ايران به دليل زيبايي‌شناسي و ويژگي‌هاي كاربردي خاص آن، در همه ي شاخه هاي هنر هاي تجسمي به ويژه در هنر گرافيك جايگاهي ممتاز دارد. تنوع فراوان حروف و ساختار هندسي نظام‌مند آن، به طراحان گرافيك امكان تجربه‌هاي شخصي و ميدان وسيعي در تغييرات و تركيب حروف براي رسيدن به نمونه‌هاي جديد مهيا مي كند.

 به نظر مي‌رسد كه مفهوم تايپوگرافي در ايران مورد بررسي و تعريف جامع اي قرار نگرفته است. در حالي كه مي‌توان گفت هنر ايران سهم مهمي در خلق آثار خط نگاري و خط نگاره در طول تاريخ دارد. البته در پيشينه‌ي خوشنويسي و خط نگاري ايران نمونه‌هايي از تلاش فوق را مي‌توانيم در دوران مختلف به وفور شاهد باشيم. تلاشي كه در طول تاريخ خوشنويسي ايراني، براي ابداع شكل هاي نوين و كشف ظرفيتهاي بصري نوشتار انجام گرفته و در آن خط و نقش به گونه‌اي همساز درهم مي‌آميزند و خط تبديل به تصوير «خط نگاره» مي‌گردد، قابل چشم پوشي نيست. ولي بايد به اين نكته توجه داشت و آن اين واقعيت است كه اين حوزه امروز نياز به بازسازي و بازنگري مجدد دارد.

 در طراحي خط نگاري و خط نگاره ملحوظ کردن مواردی ضروری به نظر می رسد . استفاده از حوزه هاي گسترده فن‌آوري الكترونيكي و امكانات رايانه‌اي و توجه به تغيير و تحولاتي که در روند طراحي ايجاد شده از این جمله است . بعلاوه هر اثر هنري احساس خاصي را به مخاطب انتقال مي‌دهد که بخشي از اين احساس‌ها بازتاب هويت فرهنگي است . بنابراين بيش از هرچیز طراح ‌بايستي نسبت به فرهنگ مخاطبين اثر خود شناخت و توجه داشته باشد.

 امروزه دوران جديدي در طراحي گرافيك فرا رسيده و همه چيز در حال كامپيوتري شدن است ولي خوشبختانه علاقه به هنر خوشنويسي در بين هنرمندان جوان در حال احياست. بی تردید با شناخت اصول و مبادي اين هنر و با استفاده درست از فنآوري روز، خلاقيت در ارائه آثار به طرز شگفت آوري شكوفا می شود.

 همان گونه كه پيشتر اشاره شد حضور تايپوگرافي در بسياري از شاخه هاي هنر گرافيك مثل طراحي پوستر، طراحي حروف، نشانه، آگهي، روي جلد كتاب، نشريات و ... بسيار ملموس است .

 در پايان فراموش نكنيم دشوارترين بخش هنر تايپوگرافي، ايجاد فضايي تصويري به وسيله‌ي حروف و كلمات است كه بتواند مخاطب را به روح اصلي موضوع اثر نزديك كند. با تأكيدي مجدد، با شناخت ملاك‌هاي زيبايي‌شناسي و با فهم صحيح از هنر ايراني خصوصاً هنر خوشنويسي، مي توان آن را از تايپوگرافي غربي متمايز ‌ساخت.
نوشته شده توسط روابط عمومی انجمن در سه شنبه هفتم آذر 1385 ساعت 9:48 | لینک ثابت |

    عکاس : امیر حسین عالی    

 

عکاس : امیر حسین عالی    

عکاس : امیر حسین عالی

عکاس : امیر حسین عالی

عکاس : امیر حسین عالی

عکاس : امیر حسین عالی

عکاس : امیر حسین عالی

عکاس : امیر حسین عالی

عکاس : امیر حسین عالی

عکاس : امیر حسین عالی

عکاس : امیر حسین عالی

عکاس : امیر حسین عالی

عکاس : امیر حسین عالی

عکاس : امیر حسین عالی

عکاس : امیر حسین عالی

عکاس : امیر حسین عالی

عکاس : امیر حسین عالی

عکاس : امیر حسین عالی

 

نوشته شده توسط روابط عمومی انجمن در دوشنبه ششم آذر 1385 ساعت 21:48 | لینک ثابت
فراخوان هیجدهمین رقابت بین المللی پوستر و هنر گرافیک شومون فرانسه

به گزارش "رنگ" فراخوان هیجدهمین رقابت بین المللی پوستر و جشنواره هنر گرافیک شومون فرانسه ۲۰۰۷ منتشر شد.

متن این فراخوان بدین شرح می باشد:

۱۲می تا ۲۴ ژوئن ۲۰۰۷،شومون، فرانسه
با حمایت وزارت فرهنگ و ارتباطات
تایید شده توسط ایکوگرادا
 
مقدمه:
رقابت بین المللی پوستر شومون در بطن جشنواره بین المللی هنر گرافیک شومون فرانسه جای دارد.
هر گونه پوستر اعم از فرهنگی ، سیاسی ، اجتماعی و تجاری را با هر گونه چاپ از اول ژانویه ۲۰۰۴را میپذیرد.این پوسترها میتوانند توسط اشخاص حقیقی یا سازمانهای دولتی چاپ شوند.
 
اهداف:
هدف از برگزاری این رقابت مرور تولید پوستر در سراسر جهان در طول سه سال گذشته بوسیله طراحان گرافیک و استودیوهای طراحی است.
 
پوسترهای برگزیده در طول فستیوال نمایش داده میشوند و به آنها جوایزی اهدا میشود.
 
توجه:
شرکت کنندگان دررقابت قبلی پوستر شومون ، لطفا" پوسترهایی متفاوت با آثار ارسالی خود در دوره قبل ارسال نمایند.
 
نمایشگاه :
در ۲۴ و ۲۵ فوریه سال ۲۰۰۷ داوری اولیه توسط طراحان گرافیک فرانسوی و بین المللی انجام شده و پوسترهای برگزیده طبق مقرراتی که برپایه نمایشگاه بین المللی میباشد ، انتخاب میشوند.
 
جوایز و گواهیها:
هیئت داوری بین المللی که عمدتا" از طراحان گرافیک شناخته شده در سطح بین المللی به نمایندگی از حداقل چهار قاره تشکیل شده و فهرست اسامی آنان از آغاز ماه مارس ۲۰۰۷ قابل دسترسی میباشد، انتخاب نهایی خود را از میان پوسترهای انتخاب شده از داوری اولیه انجام خواهد داد.
هیئت داوران بین المللی پس از جلسات خود درروزهای جمعه و شنبه ۱۱ و ۱۲ می، اسامی برندگان جوایز را درروز ۱۲ می اعلام و جوایز یک اثر یا سری آثار را بدین ترتیب اهدا خواهند کرد:
جایزه اول: ۷۵۰۰ یورو
جایزه دوم : ۴۵۰۰ یورو
جایزه سوم:۳۰۰۰ یورو
هیئت داوری بین المللی همچنین جایزه عالی ایکوگرادا وبنا بر تشخیص جایزه ویژه ای نیز اهدا خواهد کردکه یک گواهی خواهد بود.
 
حقوق و قوانین:
نام مولف بر روی تمام آثار در تمام رسانه ها قید خواهد شد.
پوسترها عکاسی خواهند شد و پدیدآورنده آثار بطور رایگان ، اجازه تکثیر این عکس ها و بیوگرافی خود را داده است.همچنین استفاده از این آثار به طور مستقیم بصورت تکثیردرکاتالوگ و روزنامه ها،نمایش ، برقراری ارتباط عمومی ، اهداف آموزشی و یا دیجیتالی کردن بصورت  DVD یا  CD-ROM و برروی شبکه اینترنت و یا هرگونه رسانه آنالوگ و دیجیتال وهمچنین تلویزیونتوسط جشنواره پوستر شومون بلامانع است.
پدیدآورنده اثربا کلیه شرایط ذکر شده موافق است.
 
 
شرایط  ثبت نام:
این رقابت باید طبق ضوابط ایکوگرادا انجام شود و افراد شرکت کننده دراین رقابت باید با تمام موازین آن موافق باشند.
هنرمندان میتوانند از یک تا پنج پوستر ارسال نمایند.آثار باید بعد از ۱ ژانویه ۲۰۰۳ خلق شده باشند.
پوسترها باید روی کاغذ چاپ شوند ، هر گونه چاپ قابل قبول است.
هنرمندانی که آثارشان در داوری اولیه پذیرفته شود ، باید یک نسخه دیگر از اثرخود را برای شرکت در نمایشگاه ارائه دهند.
برگزارکنندگان حق امتناع از قبول اثری که خلاف اخلاق یا باورهای مذهبی یا ملی باشد را دارند.
 
هزینه ها:
هزینه ارسال پوسترها از قبیل عوارض گمرکی به عهده فرستنده است.
برگزار کنندگان حق هر گونه امتناع از گرفتن آثاری که دارای هزینه گمرکی باشد را دارند.
به منظور پرهیز از هرگونه هزینه گمرکی،در ارسال آثارباید مورد چاپی فاقد ارزش تجاری “printed matter,no commercial value” اعلام شده باشد.
 
اطلاعات زیر باید در پشت هر پوستر قرار گیرد:
 -نام هنرمند
 -شماره پوستر در گوشه سمت چپ بالا
 -عنوان پوستر به فرانسه یا انگلیسی در صورت لزوم
 
هر فرم فراخوان شامل لیست پوسترهای ارسالی و شماره آنها و هرگونه اطلاعات درخواستشده  است.
این فرم باید با حروف بزرگ و به زبان انگلیسی یا فرانسه تکمیل شودودرابتدا با نام خانوادگی هنرمند یا نماینده وی امضاء گردد.
فرم مزبور نباید در پشت پوستر چسبانده شود.
سایز هر پوستر) طول * عرض ) باید بر حسب سانتیمتر در نظر گرفته شود.
فرم های ناقص زمینه ساز محرومیت از این رقابت خواهد بود.
پوستر نباید دارای قاب باشد یا روی مقوا چسبانده شود.
آثار باید بادقت حمل شوند و هزینه آن برعهده شرکت کننده است.
برگزارکنندگان هیچگونه مسئولیتی درقبال مفقود شدن یاخسارت به آثار در هنگام حمل را ندارند.
لطفا"به همراه هر پوستر ارسالی نسخه دیجیتالی آنرا به صورت DVD یا CD-ROM در فرمت JPEG ضمیمه نمایید.
اگر پوستر ارسالی تلاش گروهی است نام هر هنرمند باید در فرم فراخوان درج شود.
 
آخرین مهلت ارسال آثار:
آخرین مهلت ارسال آثار تاروزجمعه ۲۶ ژانویه ۲۰۰۷میباشد.
پوسترهای تحویل داده شده بعد از این تاریخ موردقبول نمیباشد.
 
آدرس پستی برای ارسال آثار:
آثارباید به آدرس زیر ارسال شود:
Festival International de l'Affiche
et des Arts Graphiques de Chaumont
۷/ ۹, avenue Foch, ۵۲ ۰۰۰ Chaumont - France
 
T +۳۳ (۰)۳ ۲۵ ۰۳ ۸۶ ۸۰
F +۳۳ (۰)۳ ۲۵ ۰۳ ۸۶ ۹۸
 
نوشته شده توسط روابط عمومی انجمن در یکشنبه پنجم آذر 1385 ساعت 21:41 | لینک ثابت

 

نمایشگاه نشانه‌ها/خانه هنرمندان ایران

۵ آذر ۱۳۸۵

نوشته شده توسط روابط عمومی انجمن در یکشنبه پنجم آذر 1385 ساعت 19:38 | لینک ثابت |

رئيس سازمان سنجش:حذف كنكور شعاري بيش نيست

خبرگزاري فارس: رئيس سازمان سنجش كشور گفت: متاسفانه شعار حذف كنكور يك شعار توفاني و سياسي است كه تنها عده‌اي براي پركردن وقت خود آن را به زبان مي‌آوردند.

به گزارش خبرنگار اجتماعي فارس، عبدالرسول پورعباس صبح امروز در مراسم توديع پوركاظمي معاون فني وآماري سازمان سنجش و معارفه خدايي به عنوان معاون جديد با اعلام اين مطلب افزود: به جرات مي‌توان گفت هيچ كدام از كساني كه دم از حدف كنكور مي‌زنند به عواقب آن فكر نكرده‌اند زيرا در اين صورت بايد از خود مي‌پرسيدند كه چه چيزي را بايد جايگزين آن كنند.
پورعباس به مثال برخي مسولان در خصوص حذف آزمون كنكور كارداني توسط دانشگاه آزاد اشاره كرد و گفت: به ما ايراد مي‌گيرند كه چگونه دانشگاه آزاد توانسته اين موضوع را حل كند پس ما هم مي‌توانيم در حالي كه بايد گفت دانشگاه آزاد اسلامي نمي‌تواند ملاكي براي نسخه‌پيچي آموزش عالي كشور باشد.
وي ادامه داد: شاهد اين مدعا اين است كه دانشگاه آزاد در بيشتر موارد و در بيشتر رشته‌ها با كمبود دانشجو مواجه شده و بارها اطلاعيه‌ براي تكميل ظرفيت رشته‌هاي خود داده است.
پورعباس تصريح كرد: برخي مسولان به كارهاي انجام شده در دانشگاه آزاد اسلامي استناد مي‌كنند درحالي كه بايد گفت دانشگاه آزاد نمي‌تواند الگوي مناسبي براي‌ آموزش عالي كشور باشد.
رئيس سازمان سنجش و آموزش كشور همين با اشاره به اين مطلب كه حدود 520 هزار نفر تاكنون در آزمون كارشناسي ارشد به صورت اينترنتي شركت كرده‌اند گفت: اين موفقيت بسيار ارزنده و بزرگ بوده است زيرا براي اولين بار در كشور ثبت نام از طريق كاغذ كنار گذاشته شده است.
وي ادامه داد: اين موفقيت نشان دهنده وجود زيرساخت‌هاي اينترنتي در كشور است كه نويد بخش فعاليت‌هاي آينده اينترنتي كشور حتي در ثبت‌نام كنكور سراسري است.
پورعباس همچنين در خصوص لايحه تنظيم شده سازمان سنجش در خصوص كنكور نيز گفت: اين لايحه تنظيم شده و به رياست جمهوري نيز فرستاده شده ولي رياست جمهوري عقيده داشتند كه اين لايحه بايد در شوراي عالي انقلاب فرهنگي مورد بررسي قرار گيرد .

نوشته شده توسط روابط عمومی انجمن در یکشنبه پنجم آذر 1385 ساعت 14:36 | لینک ثابت |

درباره فردریک تالبرگ


نقش فردریک تالبرگ در روند شکل‌گیری طراحی گرافیک نوین ایران ، موثر و منحصر بفرد است. دانستن اطلاعاتی هرچند اندک درباره این پیشکسوت ، خالی از لطف نخواهد بود. امید که نظرات و دانسته‌های شما ، تکمیل کننده این اطلاعات باشد.

 

فردریک تالبرگ از پدر و مادری سوئدی در روسیه به دنیا آمد.تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در کالج سوئدی "سنت کاترین پطرگراد" گذراند و پس از اتمام دانشکده افسری ، از دانشکده هنرهای زیبای مسکو فارغ‌التحصیل شد .

تالبرگ در 1301 خورشیدی به ایران سفر کرد و از 1308 در ایران ساکن شد. او در 1314 به تبعیت دولت ایران درآمد. در جریان جنگ دوم جهانی و اشغال ایران توسط نیروهای مهاجم ، در 7/6/1322 بازداشت و یکسال بعد در 19/6/1323 آزاد شد .

پس از تاسیس راه آهن ایران در 1317، فردریک تالبرگ در تاریخ 23/7/1326 به سمت بازرس ویژه راه آهن منصوب شد . او مدیر مجله راه آهن هم بود .

تالبرگ تزیینات نمایشگاه و سالن موزه در جریان جشن بیستمین سال تاسیس راه آهن را انجام داد و به همین خاطر از سوی وزارت فرهنگ و هنر به دریافت نشان هنر نائل شد . علاوه بر طراحی آرم راه آهن ، طراحی‌های دیگری هم برای راه آهن انجام داد نظیر : طرح لباس متحدالشکل کارکنان راه آهن ، طرح تقویم ، طرح مدرک تحصیلی ، تزیین طاق نصرت ، قفسه‌بندی انبارها و . . .

(گردآوری : مریم سیفی)

نوشته شده توسط روابط عمومی انجمن در شنبه چهارم آذر 1385 ساعت 20:23 | لینک ثابت |

موسسه انتشارات رسم در نظر دارد همزمان با سفر گابریل گارسیا مارکز (gabriel garcia marquez) به ایران در فروردین آینده و بمناسبت هشتادمین سال تولد ، چهلمین سال انتشار داستان "صدسال تنهایی" و بیست و پنجمین سال دریافت جایزه نوبل ، نمایشگاه طراحی پوستر و تصویرسازی با عنوان " 40 سال گارسیا مارکز " برگزار و کتاب گزیده آثار ارسالی را منتشر کند.

 برگزارکننده : انتشارات رسم

 دبیر نمایشگاه : مهدی صادقی

 موضوع نمایشگاه :
الف. طراحی پوستر :
ـ هشتاد سالگی گابریل گارسیا مارکز
ـ چهل سالگی انتشار کتاب "صد سال تنهایی"
ـ گابریل گارسیا مارکز و رئالیسم جادویی
ـ پرداخت‌های تصویری جریان سیال ذهن در آثار مارکز
ب. تصویرسازی :
ـ تصویرسازی چهره مارکز با توجه به آثار
ـ تصویرسازی تک فریم یکی از داستا‌ن‌های مارکز
ـ پرداخت‌های تصویری جریان سیال ذهن در آثار مارکز

 

شرایط :
ـ شرکت‌کنندگان در هر بخش ، فقط دو اثر می‌تواند ارسال کنند
ـ در هر دو بخش ، تکنیک آزاد است
ـ فقط فایل آثار ارسال شود و نیازی به ارسال پرینت و پلات نیست
ـ ارسال مشخصات هنرمند (نام و نام خانوادگی ، شماره تلفن ، نشانی و ایمیل) بصورت فایل word الزامیست

مقررات :
ـ برگزارکننده می‌تواند آثار منتخب را در نمایشگاههای مختلف به نمایش بگذارد
ـ برگزارکننده مجاز است از آثار ارسالی ، برای تبلیغات فرهنگی این نمایشگاه استفاده کند
ـ دبیرخانه از پذیرفتن آثاری که برخلاف اصول اخلاقی ، باورهای ملی و مذهبی باشد و آثار فاقد مشخصات ، معذور است
ـ آثار ارسالی عودت داده نخواهد شد
ـ شرکت‌ در فراخوان ، به منزله تایید و پذیرفتن شرایط و مقررات این نمایشگاه است

 هزینه :
ـ تمام هزینه‌های این نمایشگاه برعهده برگزارکننده بوده و شرکت‌کنندگان هیچ هزینه‌ای را پرداخت نمی‌کنند

 مشخصات آثار :
ـ اندازه 50 در 70 سانتی‌متر
ـ فضای رنگی   CMYK
ـ گونه   TIF
ـ دقت   300 dpi
ـ بازنوشت   DVD  یا  CD-ROM

 زمان‌بندی :
ـ مهلت پایانی ارسال آثار :   20/11/85(تمدید شد/به انتهای خبر مراجعه کنید)
ـ انتخاب آثار :    23/11/85  تا  25/11/85
ـ مراحل تولید هنری و فنی انتشار کتاب :   26/11/85 تا 15/1/86
ـ نمایش آثار : 25/1/86 تا 30/1/86 . خانه هنرمندان ایران (نگارخانه میرمیران)

 توضیح :
ـ گروه انتخاب ، آثار دریافتی را بازبینی کرده و تعداد پنجاه اثر را برای نمایش در خانه هنرمندان انتخاب می‌کنند. یکصد اثر انتخابی این گروه ، در کتاب مربوطه چاپ خواهد شد
ـ این گروه ، متشکل از سه طراح گرافیک و تصویرساز و دو نویسنده و مترجم آثار مارکز می‌باشد
ـ به تمام هنرمندانی که آثارشان برای نمایشگاه انتخاب شود ، گواهی حضور در نمایشگاه اعطا می‌شود
ـ به شرکت‌کنندگانی که آثارشان در کتاب چاپ شود ، یک جلد کتاب اهدا و به نشانی آنها ارسال خواهد شد
ـ خبرهای مربوط به مراحل مختلف این نمایشگاه ، از طریق سایت رسم منتشر می‌شود
ـ علاقه‌مندان می‌بایست سی‌دی آثار را بهمراه فایل مشخصات خود ، حداکثر تا بیستم بهمن با پست پیشتاز به این نشانی ارسال کنند :
تهران. صندوق پستی 345 – 15655
تلفن  77503402 – 021
i n f o @ r a s m . i r

لینک‌های مرتبط :

ـ سایت گابریل گارسیا مارکز
ـ درباره گارسیا مارکز (به فارسی)
ـ درباره گارسیا مارکز و صد سال تنهایی (به فارسی)
ـ کتاب صد سال تنهایی
ـ کتاب کسی به سرهنگ نامه نمی‌نویسد
ـ کتاب رویاهایم را می‌فروشم
ـ درباره سفر گارسیا مارکز به ایران

مهلت ارسال آثار تا ۲۸ بهمن تمدید شد!

منبع:سایت رسم

نوشته شده توسط روابط عمومی انجمن در چهارشنبه یکم آذر 1385 ساعت 23:0 | لینک ثابت |
 
پل ها؛ متن سخنرانی رضا عابدينی هنگام دريافت جايزه پرنس کلاوس


رنگ/ گروه خبر: مراسم دهمين دوره ي جايزه‌ي پرنس كلاوس،  ۱۳ دسامبر – ۲۲ آذرماه جاري – با حضور ملكه‌ي هلند در آمستردام، برگزار ‌شد.
جايزه‌ي فرهنگي بنياد پرنس کلاوس، شاهزاده هلند، هر ساله به‌منظور توسعه‌ي فرهنگ، افزايش آگاهي فرهنگي و ارتقاي تبادل فرهنگي و توسعه آن است به هنرمندان، متفکران و بنيادهاي فرهنگي جهان اعطا مي‌شود.
رضا عابدينی، نامزد دريافت جايزه‌ي اصلي پرنس كلاوس، هنگام دريافت جايزه اش خطابه اي را برای حضار ایراد  کرد.
متن این سخنرانی از اين قرار است:
تصاوير از عليرضا صديقی / آمستردام / مجله الكترونيكي رنگ

هنگامي که قرار شد متني به عنوان خطابه‌اي کوتاه در اين مراسم با شکوه ايراد کنم، به اين فکر افتادم که از تاريخ شروع کنم و به "ارتباط" که اصلي‌ترين بخش حرفه‌ي من است، در طول تاريخ بپردازم، به نخستين ارتباط ميان ايرانيان و هلندي‌ها. بعد از جستجو و مطالعه‌ي اسناد تاريخي به موضوع بسيار جالبي برخوردم. اولين هلندي که پا به ايران گذاشت و مقيم ايران شد نقاشي بود به نام «يان فان هسلت» (Jan Van Hasslt) که در حدود سال ۱۶۲۰ ميلادي يا پس از آن به ايران آمد و به به دربار وقت ايران رفت و آمد داشت و با پادشاه هنردوست ايران عصر صفوي، شاه‌عباس بزرگ رابطه‌ي بسيار صميمانه و نزديکي پيدا کرد. او مدت بيست‌سال در ايران زندگي کرد و حضوري تاثيرگزار داشت تا آنجا که در نقاشي ديوارهاي کاخ اختصاصي پادشاه صفوي يعني کاخ چهلستون که براي پذيرايي و استقبال از ميهمانان خارجي شاه‌عباس به دستور او ساخته شد، در کنار استادان نقاش ايراني حضور داشت. يکي از نقاشي‌هاي سردر بازار قيصريه، مهم‌ترين مرکز تجارت و بازرگاني ايران و جاده ابريشم در اصفهان، يکي از بزرگ‌ترين شهرهاي جهان در سده‌ي هفدهم ميلادي نيز از آثار اوست. به تشويق او بود که شاه‌عباس بزرگ، سفيري روانه هلند کرد که به گواهي تاريخ، شاهزاده «هندريک» و ديگر رجال و اشراف هلندي از او استقبال گرمي کردند. اين گونه، نخستين ارتباط ميان ايران و هلند، توسط يک نقاش برقرار شد، يعني از راه تصوير! يک سده پس از آن، رامبراند، نقاش بزرگ هلندي که خود از مجموعه‌داران بزرگ آثار هنري و علاقه‌مند به نقاشي ايراني بود و بسياري از آثار خود را همچون «مجلس درويشان» متاثر از نقاشي ايراني آفريد، پيشگام ارتباط دوباره‌ي دو ملت, اين بار باز هم از راه تصوير شد.
در طول سده‌ها، سفيران و بازرگانان بسياري از هلند به ايران سفر کردند و رابطه‌ي هنري و تجاري ميان ايران و هلند، صورت جدي‌تري به خود گرفت.
نکته‌ي ظريف و قابل توجه در اين ميان آن بود که همه‌ي اين بازرگانان و سفيران، براي ورود به اصفهان، پايتخت ايران و دربار پادشاه، ناگزير از گذشتن از روي «پل خواجو» يکي از پل‌هاي زيبا و به نام ايران –که هنوز هم در اصفهان پابرجاست- بودند.

از اختصاص اين جايزه نه تنها به خودم بلکه به خودم به عنوان يک «طراح گرافيک» بسيار شادمانم چراکه به باور من، «طراحي گرافيک»، هنر راستين عصر ما و معناي واقعي «پل» ميان انسان‌هاست.


در اين تاريخچه‌ي کوتاه نيز چون سراسر تاريخ زندگي بشر، با پل و مفاهيم و نشانه‌هاي نمادين آن براي گذر از جهاني به جهاني ديگر يا فرهنگي به فرهنگي ديگر، بسيار برخورد خواهيم داشت.
بي‌ترديد امروزه، مفهوم «گذر»، محدود به عبور فيزيکي از يک پل نيست و واژه‌ي پل نيز تنها به فيزيک آن اشاره ندارد. در زندگي و دنياي امروز ما، «رسانه‌ها» و مهم‌ترين آن‌ها يعني «طراحي گرافيک» نقش اين پل را بازي مي‌کند. ازين رو از اختصاص اين جايزه نه تنها به خودم بلکه به خودم به عنوان يک «طراح گرافيک» بسيار شادمانم چراکه به باور من، «طراحي گرافيک»، هنر راستين عصر ما و معناي واقعي «پل» ميان انسان‌هاست.
من متعلق به فرهنگي هستم که هنوز اسطوره در بطن آن جاري است و هنر هنوز به پايان نرسيده است. به گمان من، طراحي گرافيک، صورت بسيار پيچيده و تغييرشکل يافته‌ي اسطوره در زمان ماست و با نگاهي فراتر از تاريخ، به خوبي مي‌توان اين صورت‌هاي دگرگون شده‌ي اسطوره‌ها را در آن بازشناسيد. چندان بي‌دليل نيست اگر ما امروز به شکل‌ها و ميان‌برهاي کوچک روي صفحه‌ي کامپيوترهايمان «Icon» مي‌گوييم.
حرف‌ها و کلمه‌ها نيز خود، چهره‌ي ديگري از اسطوره‌هاي زمان ما هستند. امروز نوشته‌ها يگانه وسيله‌ي نگهداري  داده‌ها و دانش نيستند بلکه تصاوير نيز بخش مهمي ازين وظيفه را بر عهده دارند. ازين‌روست که پرداختن به شکل و ساختار کلمات يا به زبان ديگر خوش‌نويسي و تايپوگرافي، از اهميت ويژه‌اي برخوردار است و اين همان موضوع مورد علاقه‌ي من و بسياري ديگر از طراحان گرافيک و هنرمندان جهان است.
در آغاز عهد جديد مي‌خوانيم که: «در ابتدا کلمه بود...» و در مضموني مشابه در تصوف ايراني نيز مفهومي وجود دارد که: «تمامي معاني عالم در يک جمله مستطر است و تمامي معاني آن جمله در يک کلمه و همه‌ي معاني آن کلمه در نقطه‌ي آن نهفته است.» اين همان مضموني است که در فيلم «در ابتدا» به آن پرداخته‌ام.


جسم آدمي در باورهاي فرهنگ متکثر جهان ايراني، «جهان کوچک» خوانده مي‌شود و روح او –همان‌گونه که من، بسيار در آثارم سعي در نشان‌دادن آن داشته‌ام-  محل نزول کلمه‌هاست.
 

در فرهنگ ايراني عصر اسلامي، کلمات، محل تجلي حقيقت‌اند. به همين دليل است که خط و خوش‌نويسي، شريف‌ترين هنرها نزد ايرانيان است. نوشتن که ما آن را «خوش-نويسي» مي‌خوانيم، آييني مقدس بوده است.
به يک معنا، کلمات، خود، محل گذرند؛ جايگاه عبور حقيقت. پل‌هايي براي ارتباط ميان حقيقت و انسان و انسان‌ها با همديگر. اين مفاهيم با گذر زمان و تغييرات فراوان و ظهور مدرنيسم دگرگون شدند. کلمات، تقدس خود را از دست دادند و تنها به ابزاري براي انتقال اطلاعات، فروکاهيده شدند. امروز آن‌ها دوباره از روزني ديگر سر برآورده‌اند: طراحي حروف و تايپوگرافي به معناي اعم آن براي تصويرکردن کلمه‌ها به ويژه در طراحي گرافيک معاصر. در طراحي گرافيک، تکثير شدن و تکثر بخشيدن، حضور مهمي دارد. به جرات مي‌توان گفت که در گذشته، مردم به ديدن آثار هنري مي‌رفتند و امروز اين آثار گرافيکي هستند که به ديدار آن‌ها مي‌روند و اين راز ويژگي منحصر به فرد در دستان هنرمند طراح است. هر اثر هنري مي‌تواند در حکم کلمه‌اي باشد، پلي براي گذر از معنايي به معنايي و از جهاني به جهاني ديگر.
جسم آدمي در باورهاي فرهنگ متکثر جهان ايراني، «جهان کوچک» خوانده مي‌شود و روح او –همان‌گونه که من، بسيار در آثارم سعي در نشان‌دادن آن داشته‌ام-  محل نزول کلمه‌هاست. ازين رو، تن آدمي نيز چون کلمات، مقدس است و گذرگاهي ست براي گذر معاني و مفاهيم. کلمه‌ها تکثير مي‌شوند و از تن آدمي مي‌گذرند، شاکله‌ي او را مي‌سازند و با او يکي مي‌شوند. اين گونه، انسان خود، «کلمه» مي‌شود، «پلي» براي گذر.
من از روي «پلي» که با تن خود از کلمات ساخته‌ام، گذر کرده‌ام و اينک نزد شما هستم.
 
منبع:رنگ
نوشته شده توسط روابط عمومی انجمن در چهارشنبه یکم آذر 1385 ساعت 19:46 | لینک ثابت |

چند فریم از خسروجردی


 نمایشگاه آثار حسین خسروجردی در قم گشایش یافت. (مهسا بابایی‌پور ) 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط روابط عمومی انجمن در چهارشنبه یکم آذر 1385 ساعت 17:19 | لینک ثابت |
 
اسامي راه يافتگان بخش پوستر جشنواره ملي مقاومت اعلام شد


نخستين جشنواره ملي مقاومتبه گزارش بخش خبري "رنگ" اسامي راه يافتگان بخش پوستر نخستين جشنواره ملي مقاومت اعلام شد.

بنا بر اين گزارش آثار، ارسلان آقاجاني، سحر صادقي، محمدصابر شيخ رضايي و محمد توكلي، عليرضا الهي، بشير باستاني، سياوش فاني، حسين يوزباشي، عبدالرحيم مدرس احمدي، محمد رضا قادري، نغمه فلور ذبيحي، سهراب فرح‌منش، محمد صابر شيخ رضايي، سيد‌امين باقريف محمد‌مهدب محجوب، تهمتن امينيان، پيمان پورحسين، علي‌اصغر حسيني، آريا كسايي، مهسا قبايي، پدرام تنعمي، سيد‌احسان برآبادي، اميرحسين قادري، مازيار زند، پويا عباسيان، محمد مظفري، عليرا مصطفي‌زاده ابراهيمي، شاهرخ حيدري، ابراهيم كاشاني، علي افسرپور، سارا مصلحي، سعيد بهداد، مرتضي اتابكي، نفيسه شاطر مفيدي، سعيد ملك، بهمن علي ايرواني، بابك كاظمي، محمد رحيم‌پور، امير انعامي، پژمان رحيمي‌زاده، فرخ ماهراني، مهشيد مهاجر، مجتبي احمدي، ليلا ميري، شبنم رضوي، عليرضا وكيلي ورجوي، شاپور حاتمي، مازيار ميثمي فر، سيد‌اميرعلي محسنيان، مجيد زارع ‌زرديني، خديجه نادري، رسول كمالي دولت آبادي، پدرام حربي، كامران مهرزاده، ابوالفضل خسروي، ساعد مشكي، سيد‌محسن حسيني، صادق مصلح  به بخش مسابقه پوستر راه پيدا كردند.

لازم به ذكر است اين هنرمندان از ميان ۳۱۲ شركت كننده با ۷۵۴ اثر موفق شدند در بخش مسابقه جشنواره راه پيدا كنند.
نخستين جشنواره‌ هنرهاي تجسمي مقاومت توسط انجمن هنرهاي تجسمي انقلاب و دفاع مقدس از ۶ تا ۲۵ آذرماه در موزه هنرهاي معاصر تهران برگزار مي‌شود.

نوشته شده توسط روابط عمومی انجمن در چهارشنبه یکم آذر 1385 ساعت 15:10 | لینک ثابت |
"نشان" حوزه هنری طراحی شد
"نشان" حوزه هنری که به صورت نوشته است از میان صدها نشان طراحی شده توسط طراحان گرافیک کشور انتخاب و تصویب شد.
به گزارش خبرگزاری مهر، صداقت جباری در این نشانه عنوان "حوزه هنری" را با استفاده از امکانات خوشنویسی ایرانی - اسلامی به صورت لوگو تایپ طراحی کرده است.

توجه به معماری بنای حوزه هنری و الهام گرفتن از ارسیهای این بنا و نیز تداعی "قلبهای به هم پیوسته" از طریق به هم پیوند دادن حروف "ح" در ابتدای عبارت "حوزه هنری" و اتصال آن به حرف "ی" انتهای آن از جمله ویژگیهای آرم جدید حوزه هنری است.

جباری در این لوگو تایپ حرف "ح" را با هفت پیچش به حرف "ی" متصل کرده است تا علاوه بر ایجاد جلوه ای از هفت هنر، همبستگی هنرها را نیز که هدف عمده حوزه هنری محسوب می شود را به این طریق تصویر کند.
نوشته شده توسط روابط عمومی انجمن در چهارشنبه یکم آذر 1385 ساعت 13:44 | لینک ثابت |
 
offshore