تبليغاتX
انجمن علمی هنر
 

  •  به نام خداوند جان و خرد

رامین شیخانی 

  • نام:رامین/نام خانوادگی:شیخانی/متولد:۱۳۴۴-تهران
  • کارشناس ارشد ارتباط تصویری دانشگاه هنر
  • مدیر گروه گرافیک و معاون دانشکده هنر دانشگاه آزاد(اسلامشهر)
  • عضو انجمن صنفی طراحان گرافیک ایران
  • عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی
  • شرکت در نمایشگاه های گروهی از جمله:
  • ششمین دوسالانه طراحان گرافیک معاصر ایران-۱۳۷۸
  • اولین نمایشگاه طراحی جلد کتاب-۱۳۸۲
  • چهارمین نمایشگاه دوسالانه عکاسی تهران-۱۳۷۲(مقام دوم)
  • نمایشگاه پوستر پوستر-نگارخانه تهران-۱۳۸۴
  • نمایشگاه نشانه ها-خانه هنرمندان ایران-۱۳۸۵و...

 

 برای دیدن آثار،به ادامه مطلب بروید.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط روابط عمومی انجمن در سه شنبه بیست و دوم خرداد 1386 ساعت 3:19 | لینک ثابت |

 

 

به نام خداوند بخشنده و مهربان 

 

  • نام:زهرا/نام خانوادگی:اسماعیلی تبار/متولد:۱۳۴۹-تهران
  • کارشناس ارشد نقاشی/دانشکده هنر و معماری دانشگاه آزاد(دانشجوی دوره دکترا)
  •  برگزاری چندین نمایشگاه انفرادی و حضور در نمایشگاه های جمعی از جمله:

 

برای دیدن آثار،به ادامه مطلب بروید.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط روابط عمومی انجمن در پنجشنبه هفدهم خرداد 1386 ساعت 3:13 | لینک ثابت |
بسم الله الرحمن الرحیم/هست کلید در گنج حکیم

متنی که پیش روی شماست به عنوان یک پیش خبر!!! می باشد.

متن پیش خبر!:معرفی و نمایش آثار اساتید دانشکده هنر

بیوگرافی و آثار این اساتید را به زودی خواهید دید:

۱-زهرا اسماعیلی تبار:ریاست فعلی دانشکده هنر/مدرس گروه نقاشی

۲-رامین شیخانی:معاون و مدیر گروه گرافیک/مدرس گروه گرافیک

و ...

اصل خبر:به زودی/در همین روزها . . .

نوشته شده توسط روابط عمومی انجمن در سه شنبه هشتم خرداد 1386 ساعت 2:20 | لینک ثابت |
  هوالله الخالق الباری المصور له الاسمائ الحسنی-

کارگاه نقاشی استاد مرتضی اسدی،صبح پنجشنبه با حضور دانشجویان علاقمند وا ساتید دانشکده هنر

دانشگاه آزاد واحد اسلامشهر در محل این دانشگاه برگزار گردید.

در این کارگاه یک روزه که از ساعت ۹ صبح با حضور استاد مرتضی اسدی آغاز گردید،دانشجویان علاوه

بر آشنایی با شیوه های کاری استاد،سوالاتی را در خصوص آثار ایشان و مسائل پیرامون جامعه هنری

،به ویژه نقاشی مطرح کردند.در ادامه استاد مرتضی اسدی به بیان نقطه نظرات خود و برداشت ها و

استدلال هایی که دانشجویان مورد سوال قرار داده بودند پرداخت.در این جلسه صمیمی که تا ساعت

۱۵ ادامه داشت ایشان همزمان با نقاشی،نکات آموزشی و موارد مهمی را پیرامون نقاشی و

تصویرسازی بیان کردند.گزارش تکمیلی متعاقبا ارسال خواهد شد.

 

 

عکس ها:مجید حسنوند

 

 

 

نوشته شده توسط روابط عمومی انجمن در پنجشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1386 ساعت 5:6 | لینک ثابت |
سومین نمایشگاه سالانه تایپوگرافی (حروف نگاری) پوسترایران «اسماء الحسنی»سومین نمایشگاه سالانه تایپوگرافی پوستر ایران با موضوع اسماء الحسنی به همت سایت اینترنتی تودی پوسترز ماه مبارک رمضان سال جاری برگزار می‌شود.

به گزارش خبرگزاری مهر، سومین نمایشگاه سالانه حروف‌نگاری پوستر ایران شهریور و مهرماه 86 در دو بخش مسابقه و آزاد برگزار خواهد شد که بخش مسابقه آن به منتخبی از اسماء الحسنی اختصاص دارد.

مراسم افتتاح و اعلام اسامی برگزیدگان نمایشگاه روز سه‌شنبه دهم شهریورماه برگزار می‌شود و جایزه خلاقیت برتر و ایده نو به مبلغ 50 میلیون ریال به برترین اثر نمایشگاه از نگاه داوران تعلق می‌گیرد. جایزه ویژه 15 میلیون ریالی و سه جایزه 10، هفت و پنج میلیون ریالی به نفرات اول تا سوم دیگر جوایز نمایشگاه تایپوگرافی است.

علاقمندان به شرکت در سومین نمایشگاه سالانه تایپوگرافی (حروف نگاری) پوستر ایران برای آگاهی بیشتر از نحوه برگزاری و دریافت فرم شرکت می‌توانند به کارگر جنوبی، انتهای لبافی‌نژاد نرسیده به جمالزاده، شماره 73، طبقه سوم، واحد 11 مراجعه کنند یا با شماره 66917853 تماس بگیرند.

دریافت فرم

نوشته شده توسط روابط عمومی انجمن در سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386 ساعت 10:40 | لینک ثابت |
 

بسم الله الشمس الضحی/

سلام و عرض ادب خدمت همه دوستان و بازدیدکنندگان محترم/

بالاخره و بعد از چندین ماه وقفه،کارگاه نقاشی و تصویر سازی استاد مرتضی اسدی پنجشنبه همین

هفته،یعنی مورخ ۲۷ اردیبهشت ماه ۱۳۸۶ در محل دانشکده هنر دانشگاه آزاد واحد اسلامشهر برگزار

خواهد شد.زمان برگزاری کارگاه از ساعت ۹ صبح الی ۱۵ خواهد بود و طی آن،دانشجویان با تکنیک

زیبا و منحصر به فرد ایشان آشنا خواهند شد.علی الظاهر قرار است جناب اسدی لطف فرموده و

این رویه را ادامه بدهند و با حضور بیشتر خود در جمع دانشجویان،به آموزش تکنیک های نقاشی

و تصویر سازی بپردازند.(گزارش تکمیلی متعاقبا ارسال خواهد شد)

طراح پوستر:حسین یوزباشی

نوشته شده توسط روابط عمومی انجمن در یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386 ساعت 3:52 | لینک ثابت |
بسم الله/

سایت رسمی فیلم

------------------------------------------------------------

داستان از اونجایی شروع شد که ما دانشجویان وزین و با ادب! رشته گرافیک اونقدر درس خوندیم و

زحمت کشیدیم تا بالاخره به واحد پوستر رسیدیم!روز انتخاب واحد شلوغ بود.گرم هم بود.ما هم

گرسنه بودیم و هم خسته و هم مظطرب!اما  با هر سختی بود اون روز گذشت

و ما برای کسب فیض و تحصیل دانش و طی مدارج علمی یک بار دیگر با غرور تمام حماسه آفریدیم!

و با حضور پرشور در صف های طویل انتخاب واحد مشت محکمی زدیم!

مقرر شد واحد پوستر رو در محضر استاد والا سرکار خانم شهباززاده باشیم که بعدها معلوم

شد ایشون برای این ترم نمی یاد و ما رو در غمی جانکاه فرو برد و این حسرت حالا حالاها از دل

ما دانشجویان پر نخواهد کشید.اما این غم جانکاه کم کم داشت ما رو از پا در می آورد که خبر آمد

استاد گرام سرکار خانم حقیقی بار سنگین آموزش ما رو به دوش جان! خریدن و قراره در محضر

ایشون به کسب فیض و تحصیل علم پوستر! مشغول بشیم/

من که خیلی از شیوه تدریسش راضی ام/خیلی خوش برخورد/مهربان/صبور و البته با کوله باری

از تجربه که هر جلسه بازش می کنه و به قاعده پنج سخنرانی پارلمانی برای بچه ها حرف می زنه!

رفتار عالی و روش تدریس متفاوتش برای همه لذت بخشه/ یکی از پروژه هایی که ایشون

پیشنهاد دادن طراحی پوستر فیلم یا پوستر تجاری به انتخاب بچه ها بود که همه به اتفاق

پوستر فیلمو انتخاب کردن و مقرر شد برای طراحی پوستر یک فیلم انتخاب بشه و با حضور همه

بچه ها یه اکران بریم! و بعد همه با اون برداشتی که از فیلم دارن یک پوستر طراحی کنن.

و اون فیلمی نبود جز شاهکار جاودانه گوئیلرمو دل تورو با نام هزارتوی پن/فیلم عجیبی بود/چقدر

انسانی و مبتنی بر اخلاق بود/انگار پیام همه خوبیهای عالم در چند جمله انتهایی فیلم به

زیباترین شکلی بیان میشد/موسیقی بی نظیر/و اشکها در انتها دیدنی بود . . .

مطالبی که در ادامه آمده تمام آن چیزی است که شاگردان کلاس تکنولوژی۳ که قرار است پوستر فیلم

هزارتوی پن را طراحی کنند، به آن نیاز دارند.به علاوه برای دیدن پوسترها/پس زمینه ها و خیلی

چیزهای دیگر در مورد این فیلم علاوه بر مطالعه کامل این مطالب سری هم به سایت رسمی این

فیلم بزنید.به امید موفقیت همگی دانشجویان. . .

------------------------------------------------------------------------------------------------

“هزارتوی پن”، ساخته “گی یر مو دل تورو” فیلمساز مکزیکی از سوی انجمن ملی منتقدان فیلم آمریکا به عنوان بهترین فیلم سال 2006 معرفی شد.

“هزارتوی پن”(Pan’s Labyrinth) که با تحسین منتقدان روبرو شده است درباره تخیلات یک دختر نوجوان اسپانیایی در زمان حکومت فاشیسم در اسپانیا است. این دختر برای رهایی از دست ناپدری فاشیست خود به یک سرزمین تخیلی روی می آورد... 

"افیلیا" کوچولو برای فرار از دست ناپدری نظامی و بدطینت خود به یک سرزمین عجیب در دل جنگل پناه می برد."دل تورو" ساده ترین و در عین حال صادقانه ترین فانتزی را با خشن ترین شکل رئالیسم اجتماعی تلفیق می کند تا ثابت کند فاشیسم یک قصه پریان درباره قدرت و کابوسی از وحشت است.

>> کاندید اسکار بهترین فیلمنامه (گي يرمو دل تورو)

 

.................................................................

>> برنده اسکار بهترين كارگردان هنري (گي يرمو دل تورو) 

.................................................................

>> کاندید اسکار بهترين فيلم غير انگليسي زبان (گي يرمو دل تورو)

 

.................................................................

>> برنده اسکار بهترین طراحی صحنه (گي يرمو دل تورو)

 

.................................................................

>> کاندید اسکار بهترین موسیقی متن (خاوير ناواراته)

 

.................................................................

>> برنده اسکار بهترین فیلمبرداری (گي يرمو ناوارو)

 

.................................................................

>> برنده اسکار بهترین چهره پردازی (ديويد مارتا)

----------------------------------------------------------------------------------

این فیلم تا به حال جوایز متعددی را از آن خود کرده است ، از جمله سه جایزه اسکار و جایزه بهترین فیلم خارجی گلدن گلوب. وقتی فیلم برای اولین در فستیوال کن اکران شد ، پس از اتمام فیلم حضار به مدت 22 دقیقه تمام برای فیلم ابراز احساسات کردند ، ‌چیزی که هیچگاه دیده نشده بود.


گی یر مو دل تورو

فیلم دو  دنیای روزمین و زیرزمینی را با مهارت روایت می‌کند و رخدادهای آن دو را به موازات هم پیش می‌برد. گرچه برای خلق شخصیت‌های تخیلی از جلوه‌های ویژه ، استفاده زیادی شده است ولی این جلوه‌های ویژه هیچگاه کل فیلم را تحت‌الشعاع خود قرار نمی‌دهند.

داستان فیلم : پیش‌درآمد فیلم با جهان زیرزمینی آغاز می‌شود. شاهزاده موآنا دختر پادشاه جهان زیرزمینی ، درباره جهان روزمین کنجکاو می‌شود و به جهان روزمینی می‌آید. اشعه خورشید حافظه‌اش را نابود می‌کند. شاهزاده موآنا در جهان روزمینی زندگی می‌کند و سرانجام پیر می‌شود و می‌میرد. مرگ وی باعث ناراحتی پدرش می‌شود. پادشاه اعتقاد دارد که سرانجام روح دخترش در کالبد دیگری حلول خواهد کرد و به دنیای زیرزمنی بازخواهد گشت.

در این قسمت ، فیلم کات می‌خورد و به اسپانیای زمان ژنرال فرانکو در سال 1944 می‌رویم. با دختر جوانی به نام اوفلیا آشنا می‌شویم که به افسانه جن و پری‌ها علاقه دارد ، پدرش را در جنگ از دست داده و مادرش مجبور شده با یک فاشیست به نام کاپیتان ویدال ازدواج کند. مادر اوفلیا باردارد و اوفلیا همراه وی در حال مسافرت است تا نزد ناپدری‌اش بروند.

اوفیلا روزی حشره‌ای شبیه یک پری می‌بیند که او را به یک هزارتوی اسرارآمیز هدایت می‌کند که به دنیای زیرزمینی ختم می‌شود. اینجاست که وی با پن برخورد می‌کند. پن در اساطیر یونانی به خدای محافظ چوپان‌ها و گله‌ها گفته می شود که پاها و شاخ‌هایی شبیه بز دارد. پن به او می‌گوید که وی همان شاهزاده گم‌شده دنیای زیرزمینی است ولی باید برای اثبات شایستگی خود قبل از کامل شدن قرص ماه سه کار انجام دهد. اوفیلا کار نخست را با موفقیت انجام می‌دهد ولی نمی‌تواند کار دوم را انجام دهد.

 

در اینجا فیلم یک بار دیگر به دنیای روزمینی منتقل می‌شود و خشونت کاپیتان ویدال را در شکنجه یک جمهوری‌خواه و کشتن یک پزشک نشان می‌دهد. مادر اوفلیا هم در حین زایمان می‌میرد ...

- هزارتوی پن ، تقریبا همه اجزایی را که برای موفقیت یک فیلم لازم است ، در خود دارد: کارگردانی و فیلم‌برداری و فیلم‌نامه خوب ، موسیقی خوب ، ضرب‌آهنگ همگن و متناسب. فکر می‌کنم هزار توی پن فیلمی باشد که تماشاگران با سلیقه‌های متفاوت را راضی کند ، چه آنها که به ژانر فانتزی علاقه دارند  و چه آنها که به فیلم‌های واقع‌گرایانه تاریخی و عبرت‌آمیز علاقه دارند. تقابل خیر و شر ، آزادیخواهی و فاشیسم در این فیلم جلوه خاص خود را دارد.

منبع:وبلاگ دیوانه!

------------------------------------------------------------------------------

بهتون توصیه می کنم ادامه مطلبو تا آخر بخونید/ضرر نمی کنید.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط روابط عمومی انجمن در شنبه پانزدهم اردیبهشت 1386 ساعت 2:18 | لینک ثابت |
۱۰تابلو جديدم را از بين بردم تا به طبيعت بازگردد!!!

مرتضي اسدي در گفت وگو با خبرنگار تجسمي فارس درباره دوسالانه‌هاي گرافيك و پوستر جهان اسلام گفت: اغلب نمايشگاه‌ها با همكاري دو يا سه نهاد برگزار مي‌شود كه اين ائتلاف براي اين است كه كاري بر زمين نماند و هيچ نگارخانه‌اي خالي از تابلو نماند.
اسدي كه در دومين دوسالانه نقاشي جهان اسلام در تركيب هيئت انتخاب آثار قرار داشت در اين باره گفت:فرهنگ ما درخدمت سياست ما قرار گرفته است و با اين وجود طي 20 سال آينده معلوم خواهد شد كه در زمينه فرهنگي وهنري چه فعاليت‌هايي در اين دوره صورت گرفته است.
وي درباره دوسالانه گرافيك ايران نيز گفت: دوسالانه‌ها هيچ فرقي با هم ندارند چون افرادي كه در تمامي دوسالانه‌ها در تركيب شوراي سياست‌گذاري، دبيري و يا هيئت انتخاب آثار قرار دارند نظراتشان تفاوتي نخواهد كرد و همان برنامه‌هايي كه در دوسالانه نقاشي صورت مي‌گيرد در دوسالانه‌هاي گرافيك نيز تكرار خواهد شد.
اسدي با بيان اين كه از اين پس درهيچ نمايشگاه و دوسالانه‌اي شركت نخواهد كرد، افزود: من اعتراضم را به اين جريانات با شركت نكردن در دوسالانه‌ها و نمايشگاه‌ها ابراز مي‌كنم و اخيراً نيز در اعتراض به برنامه‌ريزي‌هاي فرهنگي و هنري كشور، ۱۰تابلو جديدم را از بين بردم تا به طبيعت بازگردد.

نوشته شده توسط روابط عمومی انجمن در جمعه چهاردهم اردیبهشت 1386 ساعت 18:43 | لینک ثابت |
بسم الله/

اول سلام/

۱-بعد از چند وقتی که دل و دماغ چندانی برای پرداختن به امورات وبلاگیه! نداشتیم برگزاری یک

جشنواره جدید از طرف مدیریت و همکارانشون در دانشکده باعث شد تا دوباره دست به کیبورد!

شده و از احوالات دانشکده مظلوممون بنویسیم(مظلوم از این جهت که از یک مجموعه عظیم و

البته باکلاس دانشگاهی سهم هنری ها یک کلاس تئوری و یک کلاس دیگر تئوریه! و از این روست

که به پشت بام دانشکده هنر رو آوردیم.)

بگذریم.این جشنواره جدید که خلاقیت نام داره به همت ریاست دانشکده و معدود همکارانشون

والبته جمعی از اساتید و دانشجوها و بعد از برگزاری موفق و با برکت جشنواره پیامبر مهر ،برگزار

می شه.در قالب کارگاه ها/برنامه های پژوهشی/همایش و سخنرانی و ...

در همین راستا ! چند ورکشاپ در دانشکده برگزار شده که بدلیل عدم اطلاع بچه ها خیلی سر و صدا

نداشت.از جمله کارگاه های پتینه و کلاسهای خلاقیت بوده که به محض بدست آوردن اطلاعات بیشتر

حتما خواهیم نوشت.اما مطلب مهم اینکه این جشنواره با قبلی خیلی تفاوت داره! و چون محدوده

موضوعی گسترده ای داره،انتظار میره کارها و وقایع جالبی پیش رو داشته باشیم.

از جمله این اتفاقات برگزاری یک کارگاه بزرگ نقاشی و تصویر سازی با حضور یکی از اساتید برجسته

و به نام این رشته است که به دلیل مسائل امنیتی از بردن نام ایشون تا قطعی شدن زمان کارگاه

مامور و معذوریم!اما فکر نکنید سرکاریه ها.نه عزیزجون.جدیه جدیه. . .برید اتود آماده کنید که کارگاه

بزرگ در پیش است. . .

نوشته شده توسط روابط عمومی انجمن در پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386 ساعت 2:49 | لینک ثابت |

عکس ها:اعلان

خبرگزاري فارس: با گشايش اولين جشنواره پوسترهاي «سفيد» در موزه هنرهاي معاصر فلسطين، بزرگ‌ترين حلقه پيوند پوستر با مفهوم ايستادگي و پايداري به شكل جرياني تثبيت شده، حرفه‌اي و مستمر شكل گرفت.

به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از روابط عمومي موزه هنرهاي معاصر فلسطين وابسته به فرهنگستان هنر، روز گذشته موزه هنرهاي معاصر فلسطين شاهد يك اتفاق فراموش ناشدني در عرصه پوستر و گرافيك بود. اين موزه كه با گشايش اولين جشنواره پوستر «سفيد» ميزبان بزرگترين عرصه حضور پوسترهاي نسل جوان طراحان گرافيك با مفهوم ايستادگي و پايداري شده است، استقبال بي‌سابقه‌اي را از اين رخداد جريان‌ساز در اولين روز برگزاري خود تجربه كرد.
برپايه اين گزارش، نخستين جشنواره پوستر «سفيد» كه توسط مركز كانون‌هاي فرهنگ و انديشه دانشگاهها و با مشاركت فعال مركز حفظ آثار و نشر ارزش‌هاي دفاع مقدس در موزه هنرهاي معاصر فلسطين گشايش يافته چشم اندازي از ثبت ارزش‌هاي ماندگار ايستادگي را از دريچه خلاقيت‌هاي بصري، تجربه‌هاي نوگرايانه و رويكردهاي نوين با قابليت‌هاي هنري، اجتماعي، فرهنگي و رسانه‌اي پوستر در سطحي وسيع و با حضور طيف متنوعي از گرايش‌هاي فكري پيش رو نهاده است.
اين گزارش حاكي است، بخش جنبي اين جشنواره با عنوان بازخواني صدام شامل آثاري از طراحان جوان مي‌باشد كه چهره ديكتاتور جلاد عراقي را از منظرهايي متفاوت ترسيم نموده است. برگزاركنندگان اين جشنواره اعلام كرده‌اند كه دوره‌هاي اينده نيز جريان خلاقيت‌هاي هنري طراحان پوستر بر محور ايستادگي تداوم خواهد يافت. در مراسم گشايش اين جشنواره در موزه هنرهاي معاصر فلسطين مسئولان فرهنگي، هنرمندان و هيات داوران اين دوره و نيز انبوهي از علاقمندان حضور داشتند.
اين نمايشگاه همه روزه به جز ايام تعطيل تا 30 ارديبهشت ميزبان عموم علاقمندان مي‌باشد.

نوشته شده توسط روابط عمومی انجمن در پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386 ساعت 2:4 | لینک ثابت |
گزیده آثار مریم عمویی/استاد مدعوو طراحی دانشکده هنر اسلامشهر
 
مریم عمویی
متولد 1351 تهران
دیپلم نقاشی از هنرستان هنرهای تجسمی دختران تهران 1370
لیسانس نقاشی از دانشکده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی هنر و معماری دانشگاه آزاد اسلامی تهران 1374
فوق لیسانس پژوهش هنر از دانشکده هنر و معماری آزاد اسلامی تهران 1380
عضو پیوسته‌ی انجمن نقاشان ایران
مدرس دانشگاه
شرکت در بیش از 20 نمایشگاه گروهی داخلی و خارجی
شرکت در 2 نمایشگاه انفرادی
‌نقاشی‌هایی که در گالری مریم عمویی در کارگاه می‌بینید ، بهار 1385 در گالری هفت ثمر به نمایش درآمده‌ است.
 
Paintings: Maryam Amouei    مریم عمویینمايشگاه‌ها
 
نمايشگاه گروهي دانشجويي، دانشگاه آزاد- 73
نمايشگاه گروهي، نگارخانه جمشيديه- 74
نمايشگاه گروهي تجلي احساس 1- فرهنگسراي نياوران- 74
نمايشگاه گروهي توسعة صادرات ايران- محل دائمي نمايشگاههاي بين المللي-75
نمايشگاه گروهي تجلي احساس 2- فرهنگسراي نياوران- 75
نمايشگاه گروهي نگارخانة جمشيديه- 75
نمايشگاه گروهي تجلي احساس 3- فرهنگسراي نياوران 77
نمايشگاه انفرادي گالري هفت ثمر- 79
نمايشگاه گروهي نقاشي زنان هنرمند نقاش تهران- فرهنگسراي نياوران- 80
نمايشگاه گروهي آبي- خانة هنرمندان- 81
نمايشگاه گروهي تجربه‌هاي نو- خانة هنرمندان- 81
نمايشگاه گروهي نقاشان زير 30 سال- خانة هنرمندان- 82
نمايشگاه گروهي ايران سرزمين صلح- فرهنگسراي نياوران- 82
نمايشگاه گروهي انجمن هنرمندان نقاش ايران- زنجان- 83
نمايشگاه گروهي انجمن هنرمندان نقاش ايران- گالري آبان- 84
نمايشگاه گروهي آبرنگ، گالري بنفشه- 85
نمايشگاه گروهي انجمن هنرمندان نقاش ايران- موزه معاصر اصفهان- 85
نمايشگاه انفرادي نقاشي- گالري هفت ثمر- 85
نمايشگاه گروهي صلح- فرهنگسراي نياوران- 85
نهمين نمايشگاه بين المللي هنر پكن- چين- 85
 
وی در مورد نقاشی‌هایش می‌نویسد:
 
پیکر‌هایی با چشمانی بسته ،گویی از دیدن تمام زیبایی‌ها و زشتی‌های جهان دست کشیده‌اند و در نهایت آرامش در انتظارند و خود را به گونه‌‌‌‌‌ای با طبیعت همراه‌ کرده‌اند تا با آن یکی شوند و در قالب درخت (درختی استوار که سر به فلک دارد و ریشه در خاک) درآیند. پس‌زمینه‌های تهی و روشن فضایی را ایجاد می‌کنند که برایمان نا آشناست . سفیدی این فضاها گرچه نشانی از خلوص و پاکی است اما ابهاماتی را نیز در خود دارد.
آیا بیننده با دیدن آن‌ها حتی لحظه‌ای به فکر فرو می‌رود؟
---------------------------------------------------------------
 
 
چند اثر دیگر در ادامه مطلب. . .

ادامه مطلب
نوشته شده توسط روابط عمومی انجمن در چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386 ساعت 2:37 | لینک ثابت |
قيصر امين‌پور در دوم ارديبهشت ماه سال 1338 در شهرستان گتوند از توابع استان خوزستان متولد شد و تحصيلات ابتدايي و متوسطه خود را در شهرستان‌هاي گتوند و دزفول به پايان برد. وي در آغاز عاشق نقاشي بود، اما سرانجام به سراغ شعر رفت و شعر او را به دانشكده ادبيات دانشگاه تهران كشاند.
امين‌پور در سال 1357 در رشته دامپزشكي از دانشگاه تهران پذيرفته شد، اما پس از يك سال از رشته دامپزشكي انصراف داد.
وي يكي از عوامل مؤثر در شكل‌گيري حوزه‌ انديشه و هنر اسلامي در سال‌هاي پس از پيروزي انقلاب اسلامي بود و از سال 60 تا سال سال 71 دبيري شعر هفته‌نامه سروش را بر عهده داشت.
امين‌پور همچنين در سال 1366 به همراه دوستان نويسنده و شاعرش، بيوك ملكى و فريدون عموزاده خليلى، نشريه سروش نوجوان را طراحى و منتشر كرد كه تا چندى پيش هم انتشار اين مجله با مسؤليت قيصر امين‌پور در سمت سردبيرى ادامه داشت، اما در سال 1382 از اين سمت كناره‌گيري كرد.
وي در سال 1363 كتاب‌هاي «تنفس صبح» و «در كوچه آفتاب» را منتشر كرد و در همان سال در رشته ادبيات فارسي دانشگاه تهران ادامه تحصيل داد. سپس «طوفان در پرانتز»(نثر ادبي) و منظومه «ظهر روز دهم»(براي نوجوانان) را منتشر كرد.
امين‌پور پس از ترك حوزه هنري، دوره كارشناسي ارشد ادبيات را در دانشگاه تهران آغاز كرد و در همان سال كتاب «مثل چشمه مثل رود» را (براي نوجوانان) به بازار نشر عرضه كرد.
آثار قيصر امين‌پور در محافل و جشنواره‌هاى ادبى همواره مطرح بوده و هستند؛ چنان كه وي در سال 1368 توانست تنديس «مرغ آمين» را از «جايزه ويژه نيما» دريافت كند و دو كتابش با نام‌هاى «ظهر روز دهم» و«به قول پرستو» در همان سال‌هاى نشر، يعنى در سال‌هاى 1365 و 1375 جايزه جشنواره كتاب كانون پرورش فكرى كودكان و نوجوانان را از آن خود كرد.
قيصر امين‌پور همچنين جايزه تنديس «ماه طلايى» را كه به برگزيدگان شعر كودك و نوجوان 20 سال اخير تقديم شده، به دست آورده است.
اگر بخواهيم شعرى از جنگ بگوييم حتماً سرآمد شاعران آن دوران، قيصر امين‌پور به يادمان خواهد آمد، همان كه روزگارى سروده بود:
«مى‌خواستم شعرى براى جنگ بگويم/ ديدم نمى شود/ ديگر قلم زبان دلم نيست/ گفتم:/بايد زمين گذاشت قلم‌ها را/ ديگر سلاح سرد سخن كارساز نيست/ بايد سلاح تيزتري برداشت/ بايد براى جنگ/ از لوله تفنگ بخوانم/ با واژه فشنگ.»
امين‌پور در سال 1376 با دفاع از رساله خود با عنوان «سنت و نوآورى در شعر معاصر» كه با راهنمايى محمدرضا شفيعى كدكنى به سرانجام رسيده بود، موفق به اخذ مدرك دكتراى ادبيات فارسى از دانشگاه تهران شد و بعدها اين پايان‌نامه در شمارگان بالايى به چاپ رسيد. وي درباره اين اثر مى‌گويد: «پيشنهاد بررسى درباره اين موضوع از طرف استاد ارجمند دكتر شفيعى كدكنى بود و من از ميان موضوعات مختلف، اين موضوع را به ضرورت بحث سنت و نوآورى، براى پايان‌نامه دكترى برگزيدم.»
درباره كتاب معروف وي (سنت و نوآورى در شعر معاصر) برخى از اهالى شعر و ادب معتقدند كه او درباره شاملو كمى بى‌عنايتى كرده و به حرف‌هاى اخوان بيشتر پرداخته كه شايد مأخذ لازم را در اختيار نداشته و درباره بعضى‌ها هم مثل خانلرى و توللى، گزينش غير لازم صورت گرفته است.
با اين همه بسيارى از كارشناسان مثل محمود فتوحى معتقدند كه اين كتاب امين‌پور در نوع خودش اولين پژوهش جدى دانشگاهى است كه به مسأله سنت و تجدد پرداخته است.
همچنين ضياء موحد متذكر شده است: «اگر كسى عظمت نيما را با اين كتاب نفهمد و متوجه نشود كه جاى اين آدم در تاريخ شعر ما كجاست، در جاى ديگرى نمى‌فهمد. من واقعاً بى‌طرفانه مى‌گويم كه با اين كتاب حق نيما ادا شده است.»
امين‌پور و اشعارش، نمونه كامل زبان نسل دوم انقلابند. نسلى كه از آرمان‌گرايى، رفته‌رفته به واقع‌گرايى رسيدند و همين واقع‌گرايى موجبات نو شدن افكار و آراى آنها شد. شايد به همين خاطر باشد كه آخرين اشعار امين‌پور بيش از پيش مورد استقبال و اشتياق نسل سوم انقلاب قرار گرفته است و آن‌ها در كتابخانه‌هاى خود، لااقل يكى از ديوان‌هاى او را به غنيمت برده‌اند.
وي در شعرهايش اغلب فضايى را به تصوير مى‌كشد كه نشان‌دهنده آرمان‌شهر شاعرانه اوست. البته چنانچه خود شاعر اعتراف مى‌كند، اين دنيا فقط در شعرهاى شاعران وجود دارد و وجود خارجى ندارد: «خدا روستا را.../ و بشر شهر را.../ ولى شاعران/ آرمان‌شهر را آفريدند/ كه در خواب هم آن را نديدند» و جالب آن كه شاعر بين بشر و شاعران تفاوت قائل شده است.
مى‌توان گفت كه سادگى، شعرهاي امين‌پور را دوست داشتنى مى‌كند. مى‌توان گفت كه تصويرهاى شاعرانه‌ وي مخاطبان را جذب مى‌كند. مى‌توان گفت كه شگردهاى ادبى شعرهايش، شيفته‌مان مى‌كند. مى‌توان گفت كه كشفى كه در شعرهايش مى‌كنيم، سر ذوق‌مان مى‌آورد. مى‌توان گفت كه صداقت شعرهايش، همذات‌پندارى ما را بر مى‌انگيزاند. مى‌توان دلايل بسيارى را به همين شكل آورد. اما به نظر، اين‌ها چيزى را كم دارند. چيزى كه همه اين اتفاق‌ها به واسطه حضور آن شكل مى‌گيرد و آن چيزى نيست جز حس شاعرانه شاعر؛ حسى كه نمى‌توان توضيحش داد و يا روى تخته سياه رسمش كرد.
آثاري كه تاكنون از او به چاپ رسيده، عبارت‌اند از: «تنفس صبح»(1363)، «در كوچه آفتاب»(1363)، «طوفان در پرانتز» - نثر ادبي (1365)، «ظهر روز دهم» - منظومه (1365)، «مثل چشمه مثل رود» - براي نوجوانان(1368)، «بي‌بال پريدن» - نثر نوجوان(1370)، «گفت‌وگوهاي بي‌گفت‌وگو»(1370)، «آينه‌هاي ناگهان»(1372)، «به قول پرستو» - شعر نوجوان(1375)، «گزينه اشعار»(1378)، «گل‌ها همه آفتاب‌گردانند»(1380)، «سنت و نوآوري در شعر معاصر»(1383) و «به قول پرستو» - شعر نوجوان (1386).

چند شعر و مطلب درباره قیصر امین پور در مطالب سال ۱۳۸۵/مه های آخرش!

نوشته شده توسط روابط عمومی انجمن در یکشنبه دوم اردیبهشت 1386 ساعت 16:45 | لینک ثابت |

پروژه هاي آموزشي عمراني واحد اسلامشهر صبح امروز توسط دکتر جاسبي رئيس دانشگاه آزاد اسلامي به بهره برداري رسيد.
     به گزارش آنا، ساختمان فاز سوم واحد اسلامشهر با مساحتي بالغ بر هفت هزار متر مربع، سايت انفورماتيک با مساحت سيصد متر مربع، کارگاه مکانيک با متراژ 250 متر مربع و استخر مجموعه فرهنگي شهيد عباسپور با مساحت سه هزار مترمربع، توسط دکتر جاسبي افتتاح شد.
     در اين مراسم شخصيت هايي نظير دکتر مهدوي رئيس منطقه هشت دانشگاه آزاد اسلامي، سروري نماينده مردم تهران و اسلامشهر در مجلس شوراي اسلامي، امام جمعه و فرماندار اسلامشهر و جمعي از مسوولان شهرستان حضور داشتند.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط روابط عمومی انجمن در جمعه سی و یکم فروردین 1386 ساعت 5:47 | لینک ثابت |
بسم الله/

غرض از مزاحمت اینکه پیرو مطلب چند روز پیش درباره ورکشاپ بچه های دانشکده هنر با موضوع

هویت باید بگیم که زمان این ورکشاپ پنجشنبه ۳۰ فروردین ۸۵ معین شد.این ورکشاپ که همزمان با

حضور ریاست دانشگاه آزاد دکتر جاسبی و احتمالا با افتتاح ساختمان جدید دانشگاه آزاد اسلامشهر

خواهد بود در محوطه دانشگاه و با حضور دانشجویان دانشکده هنر از ساعت ۹ صبح آغاز خواهد شد.

دانشجویان در رشته های تصویرسازی/نقاشی و طراحی پوستر به خلق اثر خواهند پرداخت.

نوشته شده توسط روابط عمومی انجمن در سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386 ساعت 17:17 | لینک ثابت |

طراح پوستر : مهدی صادقیپوستر:مهدی صادقی

 براساس اعلام دبیرخانه انتشارات رسم ، نمایشگاه "40 سال گارسیا مارکز" ساعت 30/17 اول اردیبهشت در نگارخانه ممیز خانه هنرمندان گشایش می‌یابد.

در این نمایشگاه 83 پوستر و تصویرسازی از 62 هنرمند به نمایش گذاشته می‌شود که تا روز پنج‌شنبه (6/2/86) دایر خواهد بود.

محمد علی سپانلو ، محمد رضا دادگر ، باسم الرسام ، داریوش مختاری و منوچهر عبداله‌زاده آثار ارسالی برای این نمایشگاه را ارزیابی و انتخاب کردند.

اسامی طراحانی که آثارشان در این نمایشگاه عرضه خواهد شد ، عبارتند از :

نرگس آلادپوش ، بهرام ابوالفتحی ، نگین احتسابیان ، رامین اعتمادی ، اونیش امین‌ الهی ، مهسا بابایی‌پور ، حامد بارئی طبری ، پیمان بانی شرکا ، علی بخشی ، مجید بلوچ ، مهستی جنابی ، محمد جمشیدی ، پدرام حربی ، مریم حسن‌نژاد ، صوفیا خداداده ، سحر خراسانی ، فرهنگ خشای ، ندا راثی ، منیره رجب کلته ، علیرضا روانی‌پور ، رشید رهنما ، شادی زمردین ، مازیار زند ، حسین سامانی ، فاطمه سعیدالذاکرین ،‌رسول سلطانی ، فریبا سلیمانی ذوقی ، محمود سمندریان ، میلاد شاهجانی ، امین شاهد حق‌قدم ، آتوسا شاملو ، سمائه شریفی ، اشکان شفاعتی ، تورج صابری‌وند ، مهدی صادقی ،‌ ارغوان صمدیان ، سیما طاهرخانی ،‌ حسین عبدالمحمدزاده ، سمیرا عرب سلمانی ،‌ نجوا عرفانی ، امید عروجی ، پوریا عریانی ، حسام علیپور ، سوگل غفاری تهرانی ، هوشنگ کاظمی ، ندا کردی ، فهیمه کریمی ، طلیعه مجدآبادی ، آنیلگا محمودی ، داریوش مختاری ، سعید مزینانی ، علی مشهدی رفیع ، نسترن میرمحمد صادق ، خدیجه نادری ، سلیم ناظریان ، امید نعمتی ، شادی نویایی ، امید هامونی ، احمد یاری ، آرزو یاغلی ، حسین یوزباشی و کسرا یوسفی.

نوشته شده توسط روابط عمومی انجمن در یکشنبه بیست و ششم فروردین 1386 ساعت 20:39 | لینک ثابت |

تصویر:Rothko.jpgمارک روتکو/زندگینامه

تولد و مهاجرت

با نام کامل مارکوس روتکویچ در سال ۱۹۰۳ در شهر دوینسک روسیه به دنیا آمد. در ۱۹۱۳ به همراه خانواده به آمریکا مهاجرت کرد.

تحصیلات

بین سالهای ۲۵-۱۹۲۱ در دانشگاه ییل و اتحادیه هنر جویان نیویورک هنر آموزی کرد. وی به مطالعه رنگ،اسطوره شناسی و روانشناسی یونگ پرداخت.

تجربیات هنری

یکی از دو اثر روتکو که در موزه هنرهای معاصر تهران نگهداری میشود.((سایت موزه هنرهای معاصر تهران))
یکی از دو اثر روتکو که در موزه هنرهای معاصر تهران نگهداری میشود.((سایت موزه هنرهای معاصر تهران))

نخستین نمایشگاه انفرادی خود را در۱۹۳۳ در گالری هنرهای معاصر در نیویورک بر پا کرد،در همان سال با آدولف گاتلیب گروه ده راد بنیان نهاد. در ۴۷-۱۹۴۲ به نقاشی سورئالیستی و شکلهای زنده نما روی آورد. در ۱۹۴۸ با همکاری هنرمندانی چون ماذرول و نیومن هنرکده‌ای در نیویورک تاسیس کرد. نمایشگاه انفرادی و مرور آثار خویش را در نیویورک و چند شهر اروپایی تشکیل داد. روتکو یکی از شخصیت‌های برجسته مکتب نیویورک و ویژه یکی از آفرینشگران نقاشی میدان رنگ آمریکایی است.

ماجرای ساختمان سیگرم

در سال ۱۹۵۸سفارش کشیدن نقاشی‌هایی را برای ساختمان سیگرم در نیویورک دریافت کرد(ساختمانی به معماری مشترک میس وان در روهه و فیلیپ جانستن)هنگامی که اتاق کنفرانس به رستوران تبدیل شد،روتکو تابلوهای خود را از این ساختمان بیرون کشید.(برخی از این آثار در گالری تیت لندن نگهداری می‌شوند).

 پایان زندگی

وی در سال ۱۹۷۰ در نیویورک در گذشت و در هنگام مرگ ۶۶ سال داشت. پس از کالبدشکافی٬علت مرگ وی خود کشی با مصرف بیش از حد دارو و جراحات فراوان خود کرده در کارگاهش اعلام شد.

ویژگیهای آثار روتکو

وی بین سالهای ۵۰-۱۹۴۷ به بیان تصویری خاص خود دست یافت که از دو یا سه مستطیل رنگی تشکیل مشود که در زمینه‌ای با رنگی متفاوت،معلق بر یکدیگرند.هیچ یک از رنگها شفاف و نهایی نیست. رنگهای او سیر و روشن اند و از میان لفافه‌های خفیفی در برابر چشمان تغییر مایه می‌دهند،یا در اطراف لبه‌های نامشخص شان فروکش می‌کنند.رنگهای زمینه نیز به نحو نامحسوسی تغییر مایه می‌دهند

.........................................................................................................................

در این اثر, در صفحه ای مستطیل شکل رنگی قوی روی بوم شناور است. مرز محو شدة آنها که با توده های رنگ ایجاد شده, چنین به نظر می رسد که با ابهامی جادویی ایجاد شده. تابلو از درخششی آسمانی پر شده, رابطة فرم و کنتراست رنگها در روشنایی درونی تابلو حل شده. با این وجود عمیقاً یادآور سکون است, آثار روتکو حاوی حسی بسیار صمیمانه هستند, چنانکه گویی, مظهر آرزو و تعمق بسیار می باشد. روتکو در سال 1913 همراه والدینش به ایالات متحد مهاجرت کرد, او بزرگترین نقاش خودآموخته بود, که معمولاً با مقیاس بزرگ کار می کرد. وی قصد داشت بیننده را در مجموعة سرد و گرم رنگ فرو ببرد و گفته, " من تابلوهای بزرگ می کشم, چون می خواهم حالتی صمیمی ایجاد کنم ", یک تابلوی بزرگ معامله ای بی واسطه است و شما را به درون آن می برد. روتکو در اکسپرسیونیسم انتزاعی پیشگام بود و بومهای بدون طرح او, بیانگر روح حقیقی جنبش است که واکنشی به اسرار دست نیافتنی روح بشر می باشد.

.....................................................................................................................

کارهای تماماً انتزاعی روتکو، واجد فشردگی و شدتی هستند که جلوه تداوم و عشقی است که او در پویشی 30 ساله نثار اثرش کرده است. دشواری تجربه جنگ و حساسیت روتکو، او را به سمت تمدن باستان و میراث و سنت کهن سوق داد. در واقع او خود را ناگزیر از رجوع سنت می یابد؛ او ریشه های بحران جهان جنگ زدهٔ زمانش را تا گذشته های دور و برخی ویژگی های نهفته در خود بنیادهای فرهنگی غرب دنبال کرد. نگاه او به گذشته نگاهی انتقادی بود که توان پرشس و پاسخگویی داشت و همین موجب استقلال ذاتی اثر روتکو شد. رجوع او به پاره های گذشته به قصد تصرف صوری هنر کهن و دستکاری اش یا تقلید از آن نبود، بلکه او جسورانه بی آنکه میخ کوب معمای بیان باشد، انسان را به مثابه دغدغه اصلی اش با میراث کهن درمی آمیزد. در نهایت روتکو راه گذر از بحران را شاید همدلی و انعکاس کلیت عواطف انسانی می داند.او نه فرمالیست است و نه هیچ علاقه ای به بازی های صوری رنگ و بافت و غیره دارد. روتکو با هنر توتم وارش قصد دارد ما را به اندیشیدن در باب ماهیت انسان ترغیب کند و هرچند که این از دید بعضی پساختارگراها و پسامدرنیست ها خام جلوه کند. دقیقاً همان چیزی است که هنر او را ماندنی کرده است. چیزی که خود هنرمندان پسامدرنیست سودای آن را در سر دارند.

......................................................................................................................

چند مطلب و تصویر دیگر در ادامه مطلب.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط روابط عمومی انجمن در شنبه بیست و پنجم فروردین 1386 ساعت 18:46 | لینک ثابت |

بسم الله/

عرض سلام خدمت بازدید کنندگان محترم وبلاگ/بالاخره بعد از مدتها خبر برگزاری و همچنین اسامی

برگزیدگان دومین دوسالانه بین المللی پوستر جهان اسلام اعلام شد.متن خبر به همراه اسامی در

ادامه آمده است.

به گزارش سایت خبری رسم و به نقل از سایت فرهنگستان هنر ، دومین دوسالانه پوستر جهان اسلام ، سوم اردیبهشت در مجموعه صبا گشایش می‌یابد.

دبیرخانه دوسالانه اعلام کرد تاکنون هنرمندان 38 کشور جهان آثار خود را برای شرکت در نمایشگاه ارسال کرده‌اند. همچنین در بخش داخلی 800 هنرمند ، اقدام به ارسال نزدیک به 1700 اثر ، به این دبیرخانه نموده‌اند.

در روزهای برپایی این دوسالانه ، نشست‌های پژوهشی با موضوع جریان‌شناسی ، آسیب‌شناسی و سیری در کارنامه دستاوردها و تجارب هنرمندان ایرانی در عرصه گرافیک و پوستر ، شناخت بسترها و زمینه‌های تکوین فرهنگ و دانش تصویری نوین در ایران از زبان پیشگامان و پیشکسوتان این هنر در ایران و نیز با حضور صاحبنظران ، کارشناسان و هنرمندان برگزار خواهد شد.

آبروانی ، احمد / ابوعففا ، محمد / اجاقلو ، امین / احمدی ، پویا / ادیبی ، فرزاد / آریافر ، مائده / آزاد ، مریم / اسدخانی ، محراب / اسکورویدر ، مکس / اسلام‌نژاد ، محرم / اسلامی ، سید عباس / اسلامی ، سید محمد مهدی / اشتری ، شهاب / اصغر ، عدنان / افسر ، مریم / آقاقلی‌زاده ، احمد / اکتاس ، اوزگور / آکوچکیان ، مرتضی / آلپیسبایوف  عسل / الوارث ، وائل محمد / امامی‌فر ، نظام‌الدین / امین‌ الهی ، اونیش / آنسامن ، نوت خویان / انصاری ، صادق / انعیم ، غازی / انگورج ، هدی / انوری ، سید مجید / ایزدپناه ، برنا / ایهم ، حماده / بارئی طبری ، حامد / بختیاری‌فرد ، حمید رضا / برزگر ، محمود / بکایی ، هنگامه / بنی‌حسن ، محمد / بهداد ، سعید / بی‌بی‌شهربانویی ، سید نوید / بیات ، حسین / بیانی ، پرویز / بیسر ، سلن / بیک ، کامنام / بیگ پور ، کوروش / پاراسمند ، محمد رضا / پارسا‌نژاد ، کوروش / پارسا ، احسان /  پاشایی ، هیوا / پروانه ، مریم / پورحسین ، پیمان / پورسلطانی ، عرفان / پیپو ، کری / پیراسته بروجنی ، نیما / تای کیونگ ، کن / تطهیری مقدم ، ساناز / تقوی پویا ، تیام / تندر ، شهاب / تنهایی ، آرش / تنهایی ، مهدی / تونتی ، استفانو / جلدی ، هادی / جمشیدی ، محمد / جمشیدی شهمیری ، رضا/ جوانبخت ، بهزاد / جوکیتیس ، روبرتاس / حاتمی ، شاپور / حاجی صفی ، سارا / حاجی محمدی ، مهدی / حسن‌زاده ، محمد / حسین‌نیا مطلق ، امید / حسینی ، علی اصغر / حصارکی ، علیرضا / حق‌پرست ، مریم / حق‌جو ، امین / حقیقی ، ابراهیم / حکیمی ، حامد / حمیدی ، بهرام / حیدری ، شاهرخ / خاکپور ، علیرضا / خانجان‌زاده ، دامون / خجسته ، فرهاد / خزائی ، محمد / خزائی ، میثم / خسروجردی ، حسین / خسروی ، ابوالفضل / خورشیدپور ، علی / رخشانی ، حسین / درویشی ، مهدی / دلواری ، هما / دوایی ، مهدی / دیانی دردشتی ، آرزو / دیهیم ، روزیهام / ذکریایی ، هادی / رئوفی ، رامین / راشد ، محمد رضا / راضی ، محمد مهدی / رجبی  یونس / رحیم زاده  ، مونا / رحیمی‌زاده ، پژمان / روشنائی ، مهدی / ریماوی ، طارق / زارع ، محسن / زاهدی ، فاضله / زمانی ، مهران / زند ، مازیار / زنگانه ، صالح / ژیانی ، فریب / ستوده ، سارا / سعیدی ، مهدی / سلیمانی ، علی / سلیمی خلیق ، سیروس / سودآک ، اومات / سونگ جائو ، کیم / سوهونگ ، لائو / سیاری ، زیبا / سیامک‌نژاد ، عبدالحمید / شاکری ، مسعود / شاملو ، آتوسا / شرف ، هانی / شریعتی ، زینب / شفیعی ، روح‌اله / شهابی ، سارا / شهلایی مقدم ، فاطمه / شیخ اوغلی ، آیدین / شیخ رضایی ، محمد صابر / شیشه‌گران ، بهزاد / شیوا ، قباد / صابری‌وند ، تورج / صبیح ، احمد / صفایی ، ایمان / صفایی ، نرگس / صفایی ، نسترن / صیفوری ، بیژن / عابدینی ، کسری / عباسی ، مجید / عبداله ، محمد / عبداله‌زاده ، امیر یاشار / عبداله‌زاده ، منوچهر / عبدالسلام ، محمد / عدالتی ، حامد / العدوی ، زهدی / عدیلی‌پور ، محمد / عرب سلمانی ، سمیرا / علی ایروانی ، بهمن / علیپور ، حسام / عمرانی  سید احسان / عناصری  علیمراد / عنتابی ، احسان / غلامی ، مهدی / فاتحی ، مهدی / فانی ، سیاوش / فانی ، علیرضا / فرهادی ، امراله / فریدنژاد ، شروین / فرید ، حمید / فلاح کردی ، علی / فلور ذبیحی ، نغمه / قاسمی ، حامد / قاضی نوری ، حمید رضا / قربانعلی ، محمد / قریشی ، پردیس / قشلاقی ، آیدین / قوچی بیک ، امیر حسین / کاشانی ، مجید / کان لیائو آنتونی ، هونگ / کر ، راس / کرکه آبادی ، فاطمه / کرم مصطفی ، صادق / کری ، رئوف / کریمی ، مرتضی / کسایی ، آریا / کشمیری ، سام / کلامی ، کیومرث / کمالی ، رسول / کوبیکا ، سباستین / کورتواز ، سباستین / کوزمین ، آناتولی / کوندی ، علیرضا / گاون ، یوسف / گراملیچ ، گوتز / گیتی‌نژاد ، روح اله / گیور ، مریم / مؤمن ، پروانه / متبحری ، بهزاد / متدین ، محمد رضا / مثقالی ، فرشید / محجوب ، محمد مهدی / محمدی ، مهدی / محمدیان ، هادی / محمودی ، آنیلگا / مختاری ، داریوش / مدرس احمدی ، عبدالرحیم / مرادی سیرچی ، فاطمه / مرزبان ، فتح‌اله / مشکی ، ساعد / مظاهری طاری ، محمود / مظلومی ، بهرنگ / معزی ، هادی / مقدم ، فرهود / مقصودی ، میثم / ملک ، سعید / ملکی ، نیک / منتظر صاحب ، پریسا / منتظری ، امین / منجزی ، رضا / منطق ، داود / مهدوی ، احسان / مهدوی ، آرمین / مهدیان ، مهدی / مهدی‌زاده فرساد ، پریسا / مهرورز ، مانی / موسوی ، نرگس / موسوی کلانتری ، سید مصطفی / موسی‌زاده ، سیدحسن / میرحسینی ، جواد / میسزا ، بارتوز / نجابتی ، مسعود / نجفی ، امیر / نصر اصفهانی ، غلامرضا / نصیری ، ناصر / نقاش‌زاده ، مهدی / نوروزی ، حسین / نوروزی تبریزی‌نژاد ، احمد / نیکزاد ، سمیه / نیکومرام ، مسعود / نیگارد ، فین / وکیلی ورجویی ، علیرضا / ونزل ، رنه / هاشمی مقدم ، آنیتا / هنرور ، علی / هولارز ، یوزف / هونگ چی ، لین / یزدانی ، نیما / یوزباشی ، حسین

نوشته شده توسط روابط عمومی انجمن در دوشنبه بیستم فروردین 1386 ساعت 20:38 | لینک ثابت |
بسم الله الرحمن الرحیم/هست کلید در گنج حکیم

اول سلام/

سال جدید برهمه دوستان و بازدیدکنندگان محترم مبارک.

سال رو که با کلی اتفاقات و فراز و نشیب شروع کردیم و فروردین هم از نیمه گذشت.کلاس های ترم

جدید که علی الظاهر از بهمن سال پیش شروع شده بود هم تشکیل شد و دوستان دانشجو کم کم

به حضور در کلاس و  در محضر اساتید رضایت دادند!

اما امروز یه خبر نسبتا موثق در دانشکده پیچ خورد! و اون برگزاری ورکشاپ با موضوع هویت و با حضور

اساتید و دانشجویان و ریاست دانشکده و مسئولان و ازهمه مهمتر ریاست دانشگاه آزاد دکتر جاسبی

بود.زمان و مکان برگزاری اعلام نشده اما اونچه قطعیه برگزاری ورکشاپه!

این چند خط رو ما سرخود و همینجوری نوشتیم و اگه اطلاعات تکمیلی به دستانمون رسید حتما اضاف

می کنیم.این وبلاگ هم کماکان بی حساب و بی برنامه آپ می شه و انشاالله بعد از فارغ شدن ما از

تحصیل یا بسته میشه یا بقیه بچه ها میان و نهضت رو ادامه میدن.علی ای حال همین!

نوشته شده توسط روابط عمومی انجمن در یکشنبه نوزدهم فروردین 1386 ساعت 19:54 | لینک ثابت |
 

 بسم الله/

این ور شهر یه جور شلوغه و اونور هم یه جور دیگه.اما این کجا و اون کجا؟

رقابت بر سر خرید گرونتر و قشنگتر و لوکس تر و ... کجا و ترس از خجل موندن پیش خانواده کجا؟

هفت سین های مجلل این ور کجا و سفره ناقص و خالی اونور کجا؟

برای درک بهترش می شد این روزها یه چرخی توی این شهر شلوغ زد.شهری که تو این روزها رنگ

دیگه ای داره.کاسب دنبال کاسبی بیشتر/کارمند دنبال عیدی و پاداش و . . ./اما انگار یه عده ای

فارغ از این تکاپو( که بیشتر به یک بالماسکه! شبیهه )و هفت تا آسمون بالاتر از این آسمونی که بالای

سر ماست شاهد نمایشند و قاه قاه به بازیگرای نمایش می خندن.نمی دونم شایدم های های گریه

می کنن به اوضاع شهر ما.شهری که چند سال قبل از اینها لایق میزبانی قدومشون بود و امروز دیگه

نه اثری ازاونها هست و نه یادی.فقط شاید گهگاهی نقاشی های پوسته شده و رنگ پریده دیوارها

که تو هجوم بیلبوردهای رنگ و وارنگ دیگه دیدنی هم نیستن ما رو یاد اونها بندازه.این شهر دیگه انقدر

آلوده شده که تو غبار خاکستریش  نمی شه از هوای پاکی که اونها تنفسش کردن یکی دو دمی

گرفت تا شاید زندگی قابل تحمل تر بشه!

اونها به رسالت خودشون عمل کردن.روزی ندایی داده شد و مردان واقعی فراخوانده شدند.اونهایی که 

رفتن الان در بهترین مکان بهشت و در جوار پروردگار روزی می گیرن.اونهایی هم که موندن بار سنگین

امانت به دوش دارن.بعضیا زیر این بار خم شدن و شکستن و بعضیا هنوز پای عهد و پیمانشون هستن.

اما امروز قطعه شهدای بهشت زهرا دیدنی بود.مادرها با هزار شوق و خوشحالی و با سبزه و سنبل و

هفت سین سراغ مزار پسرشون می رفتن/سفره ترمه رو با سلیقه بسیار در کنار مزار پهن می کردن

دونه دونه سین های سفره رو می چیدن.هوا هم دیگه داشت تاریک می شد.کم کم می شد سوسوی

فانوس هایی که از لابه لای قبرها چشمک می زد رو ببینی.وای که چقدر باشکوه بود

یه عده که هنوز رسم مردونگی و غیرتو از یاد نبرده بودن اومده بودن تا با عرض ادب به ساحت شهدا 

سال جدیدو شروع کنن.

اما دلمون گرفت. . .

آخه اینور شهر ماجرا چیز دیگه ایه.سال نو اینور شهر یه جور دیگه اس.نمی دونم شاید هم دیگه

باید کم کم اونور شهرو فراموش کرد و سالو به سیاق اینور شهریا نو کرد.شاید دیگه کمتر باید به دیوارها

نگاه کرد.شاید بیلبوردهای هفت رنگ دیدنی تر باشن.شاید باید کمتر به اون ور شهر سر زد مبادا دلمون

بگیره.مبادا قول و قرارمون یادمون بیافته.مبادا خجالتزده و شرمنده بشیم.مبادا . . .

اما با نگاه خسته و پر معنای اون مادری که پای مزار پسر جوونش هفت سین چیده و تنها نشسته

چه کنیم؟با نگاه معصوم دختری که همیشه آرزو داشته لحظه تحویل سال دستش تو دست باباش باشه

چی ؟با وجدانمون؟با دلمون؟ یعنی میشه اینها رو هم فراموش کنیم. . .

 

علی ای حال سال نو بر همتون مبارک/التماس دعا

   

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

عکس ها:۲۹/۱۲/۱۳۸۵-حسین یوزباشی

نوشته شده توسط روابط عمومی انجمن در سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385 ساعت 21:25 | لینک ثابت |
نقاشیخط:عین الدین صادقزاده 

بسم الله/

امسال هم تمام شد! ! !

ما ماندیم و تنهایی و سالی پر از فراز و نشیب و خاطرات خوب و بدش/سالی که گذشت و اتفاقات زیادی

در اطرافمان افتاد و از بعضی لذت بردیم و از بعضی هم رنجیدیم/بعضی هم اصلا برایمان اهمیت نداشت.

خلاصه اینکه برای ما که دانشجو هستیم! سال پرکار و پرباری بود/این چند روزه آخر سال هم مهلتی

است تا بنشینیم و ببینیم چند چندیم؟!

چه قدر خوب بودیم/چه قدر بد؟

چه قدر مفید بودیم/چه قدر بلا استفاده؟

کجا انصاف به خرج دادیم/کجا بی انصافی کردیم؟

کجا از حق دم زدیم/کجا ناحق گفتیم؟

خلاصه اینکه حساب کتاب کنیم و ببینیم وجودمان چه دردی از دنیا دوا کرده؟

اصلا کمک حال بوده ایم یا سر بار؟

و هزاران آیا و اما و اگر و شاید دیگر.مهم این است که هرکس پیش وجدانش سربلند باشد و بس.

ای کاش در سالی که می آید توان آن را داشته باشیم که قدمی در راه حق برداریم.

ای کاش در سالی که می آید توفیق آن داشته باشیم تا گره از کار گرفتاری بگشاییم.

ای کاش در سالی که می آید کمتر برنجانیم و بیشتر شاد کنیم.

ای کاش در سالی که می آید قدرت آن داشته باشیم تا کمک حال دیگران و خود در فهم حقیقت هنر

و به کارگیری آن در جهت رضای پروردگار باشیم.

ای کاش در این سال خدایمان از ما خوشنود باشد.ای کاش  . . .

اما همین جا از همه کسانی که ما را در این یکساله یاری کردند تشکر می کنیم و برای همه دوستان

آرزوی سالی خوب و توام با موفقیت و بهروزی داریم. . .

با تشکر فراوان/روابط عمومی انجمن علمی هنر

 

نوشته شده توسط روابط عمومی انجمن در دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385 ساعت 22:2 | لینک ثابت |
 
 
گردآوری:مهرناز نصیری

امیل نولده (زادهٔ ۷ اوت ۱۸۶۷ - درگذشتهٔ ۱۵ آوریل ۱۹۵۶)، یک نقاش آلمانی بود.او یکی از اولین نقاشان اکسپرسیونیسم و یکی از نقاشان بزرگ آبرنگ قرن ۲۰ام بود.

نولده به خاطر انتخاب رنگهای پر معنی و رسایش مشهور است. قرمز پر رنگ و زرد درخشنده اغلب در کارهایش دیده می‌شود که یک حالت درخشنده و نورانی به کارهایش می‌دهد، در غیر اینصورت کارهایش تاریک و محزون است.

نولده در یکی از دهکده‌های آلمان به دنیا آمد و در همانجا نیز مرد. پدر و مادر او پروتستاتی بودند. او از سال ۱۹۰۲ شروع به نقاشی کرد. از سال ۱۹۰۶ تا ۱۹۰۷ او یکی از اعضای گروه هنری پل بود.او یکی از حامیان حزب نازی از اوایل دههٔ ۱۹۲۰ بود. او عقاید منفی خود را راجع به هنر یهودی بیان می‌کرد و به اکسپرسیونیسم توجه خاصی مبذول می‌داشت تا یک روش آلمانی باشد. با این حال هیتلر هیچ کدام از شیوه‌های هنر مدرن را نپذیرفت و آن را هنر مبتذل میدانست و کار‌های نولده رسما توسط رژیم نازی محکوم شد. بعد از آن زمان حدود ۱۰۰۰ اثر هنری او از موزه‌ها برداشته شد و اجازه نداشت که نقاشی کند، حتی به صورت اختصاصی. با این وجود او صدها اثر آبرنگ خلق کرد که آنها را ((نقاشی‌های نقاشی نشده)) نامید. بعد از جنگ جهانی دوم نولده دوباره مورد توجه و احترام قرار گرفت. کارهای آبرنگی او شامل مناظر طبیعی آلمان می‌باشد.

...........................................................................................................................................

 
اميل نولده پيشگام هنر ملي المان(1867_1956)
يکي از پيشاهنگ هاي اکسپرسيونيسم المان اميل نولده است که تاثير زيادي از لحاظ رنگ بر اکسپرسيونيسم گذاشت در واقع گويايي و نيروي بيان استعاري رنگ نلده را به نقاشي کشانيد .او راه طولاني را طي کرد تا به ديد رنگيني از جهان به عنوان يک نماد بيان شخصي دست يافت.
نلده علاقه اي مفرط به تجسم تجربه هاي رواني داشت.
رامبراند  گويا  دميه نخستين شخصيت هاي مقدس او بودند او استادان مزبور رابه قدرت بياني و تواناييشان در ضبط وتلخيص خصيصه رواني ادم ها مي ستود.
او علاقه اي شديد به نمايش ويژگي هاي فردي اشخاص در قالب طراحي چهره روستاييان نشان مي داد اين طرح ها طبيعت گرايانه بودند ولي تمايل هنرمند را به چهره هاي زمخت اشکار مي کنند در اين ها نيروهاي اغازين و ازلي بر طنز کاريکاتور ساز چيره مي شوند گويي نيرويي شيطاني بر اين چهره ها پرتو افکنده اند و به ان ها خصلت نقابگونه بخشيده است .

ادامه مطلب
نوشته شده توسط روابط عمومی انجمن در شنبه بیست و ششم اسفند 1385 ساعت 19:29 | لینک ثابت |

 «كانسپتچوال آرت» = «هنر مفهومي» ی

هفت سال پيش در موزه‌هاي معاصر تهران نمايشگاهي برگزار شد:«كانسپتچوال آرت» = «هنر مفهومي» يا همان كه امروزه هنر جديدش مي‌نامند. هنر مفهومي يعني هنر به‌مثابه مفهوم و تحليل، تعبيري است كه به نظريه‌هاي موجود در فلسفه هنر برمي‌گردد كه در واقع محك اعتباري بر آن است. پا گرفتن جريان هنر مفهومي غنيمتي به‌شمار مي‌رود؛ غنيمتي كه حتا بسياري بي‌ريشه بودن آن را در ايران ناديده گرفته و باافتخار، نمايشگاه‌هايي در ايران برپا ‌مي‌كنند و آثارشان را به بينال‌هاي مهم هنري هم ‌مي‌فرستند. منتقدان و صاحب نظران هنري گلايه‌مندانه از زيره به كرمان بردن سخن مي‌گويند و اين پرسش مطرح را كه چگونه با سابقه‌اي كمتر از ‌50 - ‌40 سال هنر و آموزش نقاشي در ايران، جهشي چندساله كرده و به اين سبك هنري همپاي دنيا رسيده‌ايم؟

به گزارش خبرنگار بخش هنرهاي تجسمي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، چهارمين نمايشگاه هنر جديد ايران در اشكال، چيدمان، هنر ويديويي، هنر شبكه‌يي، هنر عكاسي، هنر زميني، هنر اجرايي با عنوان "پرواز - پايداري"، سوم خرداد ماه سال 86 همزمان با روز ملي مقاومت،‌ ايثار و پيروزي برپا مي‌شود.

اين نمايشگاه با دبيري اصغر كفشچيان‌مقدم و شوراي برنامه‌ريزي متشكل از حسين خسروجردي، طاهر شيخ‌الحكمايي، غلامحسين نامي، احمد نادعليان، ايرج اسكندري، عبدالمجيد حسيني‌راد، مصطفي گودرزي، غلامعلي طاهري و بهنام كامراني تدارك ديده شده است.

سومين دوره نمايشگاه هنر مفهومي كه از دور دوم نام هنر جديد به‌خود گرفت، در راستاي محفوظ ماندن حيثيت و هويت موزه‌ هنرهاي معاصر تهران، دو سال پيش از موزه‌ خارج شد و به باشگاه دانشجويي دانشگاه تهران رفت و از سوي برخي هنرمندان هم زمزمه‌هايي از گله‌مندي خروج از موزه به گوش رسيد كه نوعي از به رسميت نشناختن باشگاه دانشجويي دانشگاه تهران بود.

اكنون قرار است نمايشگاه چهارم هنر جديد، توسط معاونت پژوهش و ارتباطات فرهنگي بنياد شهيد و امور ايثارگران و با مشاركت جهاد دانشگاهي واحد تهران و همكاري مراكز هنري و دانشگاهي در همان مكان برپا شود.

برگزاركنندگان تا 22 فروردين ماه 86 به شركت‌كنندگان مهلت دادند تا آثارشان را به‌صورت نوشتاري، طراحي، ديجيتالي، فيلم و ...، به دبيرخانه نمايشگاه واقع در خيابان انقلاب، خيابان 16 آذر، ساختمان امور دانشجويي دانشگاه تهران، دبيرخانه نمايشگاه هنر جديد، ارايه كنند.

نوشته شده توسط روابط عمومی انجمن در پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1385 ساعت 16:59 | لینک ثابت |

"... نه، مي‌دانم همه‌اش بهانه است، او جان مرا مي‌خواهد؛ عشق و شفقت هم بهانه است، او حضور مرا مي‌خواهد؛ حضور كامل مرا مي‌خواهد. صداي آب رودخانه، سبزي درختان، لطف بهار هم بهانه است؛ او حضور مداوم مرا مي‌خواهد؛ ترانه و تصوير همه‌اش بهانه است، تا جان مرا تا قطره آخر بمكد و بي‌خويشي در رگ‌هايم جاري كند."

به گزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، گمان كرديم كه ديگر تمام شد؛ سال 85 هم با همه‌ي تلخ كامي‌هايي كه در غم مرگ هنرمندان از دست‌رفته داشتيم تمام شده است. گمان كرديم امسال چون سال‌هاي پيش اگرچه سال پرمرگ و تلخي در هنر بوده، اما پرونده‌ي مرگش در حال بسته شدن است كه يك‌باره خبر مرگ رسول ملاقلي‌پور شوك ديگري وارد كرد و همه را در حيرت تقدير مرگ نشاند.

سال 85 با مخابره‌ي خبر درگذشت پير مجسمه‌هاي سنگي ايران آغاز شد و به هجرت صداي ماندگار خسرو شايگان در سينما رسيد.

خبر درگذشت استاد علي‌اكبر صنعتي - پيشكسوت مجسمه‌سازي ايران – نخستين خبر هجرت سال بود. او 13 فروردين ماه در جان مجسمه‌هايش دميد. اين استاد مجسمه‌ساز و چهره‌ي ماندگار و افتخار فرهنگ و هنر ايراني، در آستانه 90 سالگي و در شرايطي كه بيش از يك سال بود كه به عارضه شديد مغزي دچار شده و توان حركتي و كلامي خود را از دست داده بود و شبانه روز تحت نظر پزشكان قرار داشت، درگذشت. صنعتي و آثارش را بخشي از روند تحول مجسمه‌سازي معاصر ايران مي‌دانند.

مابقی در ادامه مطلب. . .


ادامه مطلب
نوشته شده توسط روابط عمومی انجمن در پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1385 ساعت 16:55 | لینک ثابت |
   افزايش وام شهريه تا سقف ‌٥٠ درصد و كاهش ‌٥/٢ درصدي نرخ كارمزد

بسم الله/

آقا عجب دنیای باحالی داریم ما دانشجویان(همچنین خانم ها/جسارت نباشه!!!) این همه مسئولان

ذیربط و ...ربط دارن چپ و راست برای ما زحمت می کشن اونوقت ما هی نشستیم مثل این خاله زنکا

(والبته دایی زنک ها!!!مخصوص آقایون) غر می زنیم که آی داد آی بیداد.ما به حقوق دانشجویی خودمون

نرسیده ایم و جامون خوب نیست و شهریه زیاده و امکانات نیست و سیمان گرون شده و گوشت کیلو

پنج هزار تومنه و زندگی سخت شده و از اون حرفها!!! نمونه اش همین چند تا مطلب مختصری که ما از

دانشکده خودمون به رشته! تحریر در آوردیم که با سیل بی امان حملات ناجوانمردانه و انتحاری! روبرو شد

اصلا انگار به ما نیومده تو این دوران کمپوتی! دانشجویی(منظور کوتاهی زمان است!) دو تا جنگولک بازی

و پشتک وارو از خودموم در کنیم! که حداقل بعدنها برای زن و بچمون(یا همسر و بچمون!!)تعریف کنیم که

آره بابا ما چنین بودیم و چنان بودیم و الان دچار ریزش از ناحیه کرک و پر! شده ایم!!خلاصه اینکه ما هاج و

واج ماندیم که چی بود و چی شد و چی خواهد شد(فلسفه عالم همینه جون شما!).

حالا این همه خزعبلات! گفتیم برای اینکه یک پیام اخلاقی صادر کنیم:آی جوون/آی دانشجو/آی خونه دار

و بچه دار/زنبیلو بردار و ...////ببخشید اصلاح میکنیم:آی دانشجوی جوون:اینهمه مسئولای دانشگاه

به فکرتون هستن اونوقت هی گیر بدید/هی اعتراض کنید/هی بگید فضا هنری نیست/جامون کوچیکه

انجمن فعال نیست/زمین کجه! و قص علی هذا. . .

همین خبر رو در ادامه بخونید و از کرده خود پشیمان بشید و از درگاه ربوبی طلب عفو کنید.آخه این چه

کاریه که دانشجو به همه چی کار داشته باشه!درستو بخون برو دنبال زیندگی پدر جان/آفرین. . .

 

مدير تسهيلات اعتباري دانشگاه آزاد اسلامي از افزايش مبلغ وام شهريه دانشجويان تا سقف 50 درصد و كاهش نرخ كارمزد خبر داد.

محمد حسين سدهي نيا در گفت‌وگو با خبرنگار صنفي آموزشي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، گفت:‌ مبلغ وام شهريه دانشجويان بر حسب ضريب نياز دانشجويان كم بضاعت مستعد، نوع رشته و عنوان شهريه حداكثر تا 50 درصد كل شهريه افزايش يافته است.

وي پايين بودن ضريب تعيين شده در بعضي از رشته‌هاي تحصيلي را از دلائل عدم تمايل دانشجويان در استفاده اين تسهيلات عنوان كرد و افزود: بر اين اساس ميزان مبلغ وام افزايش يافت.

سدهي نيا تاكيد كرد: واحدها بايد با در نظر گرفتن خصوصيات بودجه‌اي تسهيلات تخصيصي و محدوديت زماني با اولويت از اين اعتبار براي اعطاي تسهيلات به دانشجويان حداكثر استفاده را كنند.

وي در ادامه افزود: واحدها در اولويت بعدي بايد با استفاده از منابع صندوق قرض‌الحسنه دانشجويان مساعدت لازم را به دانشجويان براي تامين بخشي از شهريه فراهم كنند.

مدير تسهيلات اعتباري دانشگاه آزاد اسلامي همچنين از كاهش نرخ كارمزد بازپرداخت وام از 4 درصد به 5/2 درصد خبر داد و افزود: براي يكسان شدن نرخ كارمزد و كمك در جذب هر چه سريعتر در جهت اعطاي تسهيلات به دانشجويان و كمك به خانواده هاي كم بضاعت براي تامين بخشي از شهريه نرخ كارمزد بازپرداخت وام كاهش يافت.

وي خاطر نشان كرد: واحدها بايد با در نظر گرفتن خصوصيات بودجه‌اي اين تسهيلات نسبت به جذب آن با رعايت شرايط و ضوابط قرض الحسنه صندوق رفاه دانشجويان اقدام كنند.   

نوشته شده توسط روابط عمومی انجمن در دوشنبه بیست و یکم اسفند 1385 ساعت 12:29 | لینک ثابت |

بسم الله/

اشتباه نکنید.ما هنوز همان وبلاگ هنری بچه های انجمن هستیم!!!.و از سر بیکاری از خودمان اشعار

صادر نکرده ایم!!!.مطالبی که در ادامه می خوانید مربوط است به یکی از بزرگترین هنرمندان معاصر که

به حق می توان گفت یکی از نوابغ ادبیات کشورمان است.او قیصر شعر ایران است(برگرفته از تیتر یکی

از مجلات هفتگی!)سادگی بخصوصی در اشعارش دارد  که مخاطبش را بدون درگیر کردن با کلمات عجیب

و غریب و قلمبه سلمبه به سمت محتوا می برد.هر شعر قیصر یک تابلوی بی نقص است که در عین

سادگی و به دور از پرگویی حرفهای بزرگی دارد. . .اما چی شده که سراغ شعر و ادبیات رفتیم. . .! ! !

..........................................................................................................................................

غزل دلتنگی


هر چند که دلتنگ تر از تنگ بلورم
با کوه غمت سنگ تر از سنگ صبورم
اندوه من انبوه تر از دامن الوند
بشکوه تر از کوه دماوند غرورم
یک عمر پریشانی دل بسته به مویی است
تنها سر مویی ز سر موی تو دورم
ای عشق به شوق تو گذر می کنم از خویش
تو قاف قرار من و من عین عبورم
بگذار به بالای بلند تو ببالم
کز تیره ی نیلوفرم و تشنه ی نورم

 ..........................................................................................................................................

فال نیک

گفتی: غزل بگو! چه بگویم؟ مجال کو؟
شیرین من، برای غزل شور و حال کو؟

پر می زند دلم به هوای غزل، ولی
گیرم هوای پر زدنم هست، بال کو؟

گیرم به فال نیک بگیرم بهار را
چشم و دلی برای تماشا و فال کو؟

تقویم چارفصل دلم را ورق زدم
آن برگهای سبِِِِزِِِ سرآغاز سال کو؟

رفتیم و پرسش دل ما بی جواب ماند
حال سؤال و حوصله قیل و قال کو؟

...........................................................................................................................................

دردها...


دردهای من
جامه نیستند
تا ز تن در آورم
چامه و چکامه نیستند
تا به رشته ی سخن درآورم
نعره نیستند
تا ز نای جان بر آورم

دردهای من نگفتنی
دردهای من نهفتنی است

دردهای من
گرچه مثل دردهای مردم زمانه نیست
درد مردم زمانه است
مردمی که چین پوستینشان
مردمی که رنگ روی آستینشان
مردمی که نامهایشان
جلد کهنه ی شناسنامه هایشان
درد می کند

من ولی تمام استخوان بودنم
لحظه های ساده ی سرودنم
درد می کند

انحنای روح من
شانه های خسته ی غرور من
تکیه گاه بی پناهی دلم شکسته است
کتف گریه های بی بهانه ام
بازوان حس شاعرانه ام
زخم خورده است

دردهای پوستی کجا؟
درد دوستی کجا؟

این سماجت عجیب
پافشاری شگفت دردهاست
دردهای آشنا
دردهای بومی غریب
دردهای خانگی
دردهای کهنه ی لجوج

اولین قلم
حرف حرف درد را
در دلم نوشته است
دست سرنوشت
خون درد را
با گلم سرشته است
پس چگونه سرنوشت ناگزیر خویش را رها کنم؟
درد
رنگ و بوی غنچه ی دل است
پس چگونه من
رنگ و بوی غنچه را ز برگهای تو به توی آن جدا کنم؟

دفتر مرا
دست درد می زند ورق
شعر تازه ی مرا
درد گفته است
درد هم شنفته است
پس در این میانه من
از چه حرف می زنم؟

درد، حرف نیست
درد، نام دیگر من است
من چگونه خویش را صدا کنم؟

..........................................................................................................................................

از تبار آفتاب

سنگ ناله مي‌كند، رود رود بي‌قرار
كوه گريه مي‌كند، آبشار آبشار
آه سرد مي‌كشد، باد، باد داغدار
خاك مي‌زند به سر آسمان سوگوار
سرو از كمر خميد، لاله واژگون دميد
برگ و بار باغ ريخت، سبز سبز در بهار
ذره ‌ذره آب شد، التهاب آفتاب
غرق پيچ و تاب شد، جست‌وجوي جويبار
بر لبش ترانه آب، از گدازه‌هاي درد
در دلش غمي مذاب، ‌صخره صخره كوهوار
از سلاله سحاب از تبار آفتاب
آتش زبان او ذوالفقار آبدار
باورم نمي‌شود كه كسي شنيده است
زير خاك گم شوند قله‌هاي استوار
بي‌تو گر دمي‌ ‌زنم، هر دمي هزار غم
روي شانه دلم هر غمي هزار بار
هر چه شعر گل كنم گوشه جمال تو!
هر چه نثر بشكفم پيش پاي تو نثار!

...........................................................................................................................................

 

اگردل دلیل است. . .

سراپا اگر زرد و پژمرده ايم 

ولي دل به پاييز نسپرده ايم

 چو گلدان خالي، لب پنجره

پر از خاطرات ترك خورده ايم

 اگر داغ دل بود، ما ديده ايم

اگر خون دل بود، ما خورده ايم

 اگر دل دليل است، آورده ايم

اگر داغ شرط است، ما برده ايم

 اگر دشنه دشمنان، گردنيم!

اگر خنجر دوستان، گرده ايم؟!

گواهي بخواهيد، اينك گواه:

همين زخمهايي كه نشمرده ايم!

 دلي سربلند و سري سر به زير

از اين دست، عمري به سر برده ايم

ادامه مطلب
نوشته شده توسط روابط عمومی انجمن در یکشنبه بیستم اسفند 1385 ساعت 15:54 | لینک ثابت |

 

 

بسم الله/

سلام به همه! دوستان و همکلاسی ها و هم دانشکده ای ها!!!/معلوم نیست ما چی از جون این

اینترنت و بلاگفا می خوایم که هی چپ و راست این وبلاگو آپ می کنیم.اصلا چه معنی داره اینترنت

انقدر به روز و بهتر بگیم به ثانیه! باشه.اصلا یعنی چی که عصر ما عصر ارتباطاته.!.کی گفته ما به عنوان

هنردانشجو ! ! ! (یا همان هنرجو) باید وقتمونو صرف این جنگولک قمیش ها ! بکنیم.مگه ما کار و

زیندگی نداریم که همش نشستیم تو اینترنت و اونترنت ببینیم کی چه وقت میاد رو وبلاگ ما نظر میده

یا کی می شه وبلاگ ما رونق بگیره و بچه ها بفهمن یه اتفاقی تو اینترنت به اسم دانشجوهای

دانشکده می افته! ! !راستشو بخواین(اصولا راسته گران تر از بقیه اعضای گوسپند است پس راسته

نخواهید که فقط برای از ما بهترونه)ما دیگه امیدمون بالکل(یعنی به کلی!) منقطع شده از همه چیز.

چه از انجمن بازی و ورکشاپ و گروه هنری و .... و چه از پی بردن به چیستی کائنات! ! !

اما دلمون نمیاد اینهمه وقت و انرجی! که صرف کردیم(خواهش می کنم!)هدر بره.آخه چرا نمی شه

دو تا از بر و بچ دانشکده . . .

اصلا بی خیال.می ترسیم بنویسیم شر بشه!همه اینا رو گفتیم که بگیم بابا بر و بچ دانشگاهای دیگه

جمع می شن با هم کارهاشونو از اتود تا کار ژوژمان نمایشگاه می کنن. . .خیلی بیکارن ! نه ؟

..........................................................................................................................................

با تشكيل گروه " كلاغ زرد"، نمايشگاهي از آثار تجسمي جمعي از دانشجويان دانشگاه هنر در تهران برپا شد.

به گزارش بخش هنرهاي تجسمي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اين نمايشگاه دربر گيرنده‌ي آثار حجم، نقاشي، گرافيك و پوستر محمد حاج‌هاشمي، داوود ميرزايي، کميل ظريفيان يگانه، محسن اسراريان، اميرمحمد پورحسن، مسعود کامراني، رضا منجزي و هادي ميلانلو است كه در قالب نمايشگاهي با عنوان "نمايشگاه شماره صفر" برپا شده است.

اين نمايشگاه هشت روزه، تا 21 اسفندماه جاري، در نگارخانه‌ي هنر واقع در خيابان انقلاب، چهارراه ولي‌عصر (عج)، کوچه شهيد بالاور، بن بست اول، سمت چپ، شماره‌ي هشت، داير است.

 

نوشته شده توسط روابط عمومی انجمن در چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385 ساعت 14:10 | لینک ثابت |

تاريخ هنر نقاشي در ايران به زمان غارنشيني برميگردد. در غارهاي استان لرستان تصاوير نقاشي شده از حيوانات و تصاوير کشف شده است.  نقاشيها بوسيله (W.Semner) بر روي ديواره هاي ساختمانها در ملاير و فارس که به 5000 سال پيش تعلق دارند کشف شده است.

نقاشي هاي کشف شده در مناطق تپه سيالک و لرستان بر روي ظروف سفالي، ثابت مي کند که هنرمندان اين مناطق با هنر نقاشي آشنايي داشته اند.

برای مطالعه به ادامه مطلب بروید.

p114.jpg (58529 bytes)


ادامه مطلب
نوشته شده توسط روابط عمومی انجمن در جمعه یازدهم اسفند 1385 ساعت 22:48 | لینک ثابت |
 

تصویر:Caspar David Friedrich 032.jpgمهاجر بر فراز دریای ابرها/اثر کاسپار داوید فریدریش

رومانتیسیسم، عصری از تایخ فرهنگ در غرب اروپاست، که بیشتر روی آثار هنر، ادبیات و موسیقی نمایان شد.

رومانتیسیسم در اصل، حرکتی هنری و روشنگرایانه بود که در قرن هجدهم (میلادی) در اروپای غربی شکل گرفت و تا حدودی بر ضد جامعه اشرافی و عصر روشنگری (به طور بهتر عقلانی) بود. گفته می‌شود که ایدئولوژی انقلاب فرانسه و نتیجه‌های آن این طرز فکر را تحت تاثیر خود قرار داد.

رومانتیسیسم، همانطور که از نامش پیداست، هرآنچه است که با احساسات و عاطفه در تماس باشد. از دید انسان رومانتیک، جهان به دو دسته عقلانی (به قول نووالیس: جهان اعداد و اشکال) و به دسته احساسات و یا به طور بهتر والاترین‌ها و زیبایی‌ها تقسیم می‌شود.

رومانتی سیسم/ساناز نافذ

 47m0137a.jpg

نام جنبش هنری است که در اواخر سده ی هجده و اوایل سده ی نوزدهم میلادی شکل گرفت. و در معنای عام، به دوره هایی اطلاق می شود که کیفیتهای عاطفی و تخیلی در هنر و زندگی مورد تاکید قرار می گیرند. دوره ی اوج این جنبش بین سالهای 1790تا 1840 بود و در اصل انگلستان، زادگاه این شیوه بود. مضمون های شاخص هنر رمانتیک عبارت بودند از : عشق به منظره های بکر طبیعی و امور رمز آمیز غریب در هر هیئت و ظاهری، غم غربت درباره ی دوران گذشته، اشتیاق پرشور به نیروهای لگام گسیخته، تمایل شدید به آزادی و... ( واژه ی رمانتیک در لغت به معنای خیالی، افسانه وار و واهی است)
در همین معنا رمانتیسم چون یک روش هنریِ متضاد با کلاسیسیسم و رئالیسم دانسته می شود. رمانتی سیسم اصطلاحی است که در تاریخ هنرهای نوین نمی توان آن را کنار گذاشت، این اصطلاح را اواخر قرن هجدهم، ابتدا منتقدین آلمانی برای تفکیک خصوصیات هنری "مدرن" از خصوصیات " کلاسیک" به کار بردند. رمانتی سیسم به قدری جلوه ها و نمودهای متنوعی دارد که ذکر یک توصیف واحد برای آن غیر ممکن است. اما موضوع اصلی آن اعتقاد به ارزش تجربه ی شخصی و فردی است، در واقع رمانتیسم واکنشی بود در مقابل خردگرایی عصر روشنگری و نظم سبک کلاسیک. واژه ی رمانتیک از واژه ی فرانسوی " رُمانس" – به معنای داستان تخیلی قرون وسطایی که به زبانهای لاتینی نوشته می شد – مشتق شده است. و در اصطلاح تاریخ هنر و نقد هنری به کاربرد صور به صورت غیر صحیح، نااستوار، غیر منطقی، شخصی و بیانگر در هر اثر هنری اشاره دارد( در نقطه ی مقابلِ گرایش به صور صریح، استوار، منطقی، غیر شخصی، و دارای تناسب آثار کلاسیک).
هنر رمانتیک از اصول و قواعد معین زیبایی صوری پیروی نمی کند، ولی همچون هنر کلاسیک گرا، بیشتر به مفاهیم آرمانی می پردازد تاامور واقعی.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط روابط عمومی انجمن در جمعه یازدهم اسفند 1385 ساعت 22:43 | لینک ثابت |

محمد مددپور

رنگ و نور

رنگ ها هر یک بنابر ممیزات خویش متضمن معنایی سمبولیک هستند. حالات روحانی و نفسانی آدمی و نحوه تحقق وجود موجودات و اموردر عالم همواره با بیان سمبولیک در ساحت هنر توأم بوده است. در سمبولیسم طبیعی رنگ¬ها بسیار ساده در کار می¬آیند، چنان¬که سبز و سفید و آبی و بی¬رنگ مظاهر تازگی، پاکی، آسمان وبی تعقلی است. اما در هنر دینی و اساطیری حد مظهریت رنگ¬ها از این فراتر می¬رود. فی¬المثل در فرهنگ اسلامی سمبولیسم رنگ سبز(1) متضمن عالی¬ترین معانی عرفانی است و به¬این¬ صورت بالاخص در اطراف نام حضرت خضر(ع) تجلی می¬کند. خضر سبزپوش جاوید است. عطار در منطق¬الطیر از قول طوطی می¬گوید:

خضر مرغانم از آنم سبزپوش
تا توانم کرد آب خضر نوش

برای مطالعه به ادامه مطلب برویدو


ادامه مطلب
نوشته شده توسط روابط عمومی انجمن در جمعه یازدهم اسفند 1385 ساعت 0:18 | لینک ثابت |

پیشینه

در فاصله سال های 1908-1907سبکی جدی در نقاشی و تا حد محدود تری در مجسمه سازی ظهور کرد،که از نقاط عطف هنر غرب به شمار می آید.

معرفی

واژه کوبیسم از ریشه Cube به مکعب اخذ شده. کوبیستها کوشش می کنند تا کلیت یک پدیده(وجوه مختلف یک شیء) را در آن واحد در یک سطح دو بعدی عرضه کنند،کوبیسم از این جهت مدعی رئالیسم بود،ولی نه رئالیسم بصری و امپرسیونیستی بلکه رئالیسم مفهومی.

مراحل

کوبیسم به دو مرحله تقسیم می شود:

  • کوبیسم تحلیلی 12-1911
  • کوبیسم ترکیبی14-1912

تاثیرات

این سبک جنبشی خلاق و زایا را به وجود آورد که به پیدایش حرکت ها و سبک های فراوانی در قرن بیستم منتهی شد،که از آن جمله فوتوریسم،اورفیسم،پوریسم(ناب گرایی)و ورتیسم را می توان نام برد.

هنرمندان

بجز ژرژ براک و پابلو پیکاسو که از آنها به عنوان آفرینندگان این سبک یاد شده، خوان گریس بخصوص پس از این دو و درغالب کوبیسم ترکیبی به خلق آثاری پرداخت یکی ار مشهورترین آثار نقاشی دنیا، گورنیکا، اثر پیکاسو و در سبک کوبیسم است.

پابلو پیکاسو ، چهره خود نقاش

پیكاسو تنها یك نقاش حرفه ای نبود او كسی بود كه از تكنیك های مختلف برای خلق آثار هنری استفاده میكرد. تكنیك هایی كه تا آن روزگار هیچكس جرات استفاده از آنها را نداشت.

او در مجسمه سازی، قلم زنی، حكاكی روی چوب، معماری و ... تبحر داشت و همواره بدنبال چیزهای نو می گشت، سعی میكرد آنها را تجربه كند و احساسات خود را با آنها بیان كند، احتمالا" به همین خاطر هم بود كه تنها به نقاشی كفایت نكرد و بدنبال سایر رشته های هنری رفت.

شاید ندانید كه صحنه های بسیاری از باله ها و اپراهای آهنگسازان بزرگ معاصر خود را طراحی میكرد و میساخت. مانند باله پوچینلا از دوست نزدیكش ایگور استراوینسكی!

پیكاسو در سال 1881 بدنیا آمد و سالهای اولیه زندگی خود را در پاریس گذراند. در دوران جنگ جهانی اول به رم رفت و با یك بالرین روس ازدواج كرد.

در سال 1927 با یك دختر 17 ساله آشنا شد و مدتی را با او زندگی کرد. در سال 1936 با یك خانم دیگر بنام Dora Maar كه عكاس بود آشنا شد و ...

در سال 1943 با یك خانم دیگری كه نقاش بود آشنا شد و ... در نهایت از سال 1951 تا 1973 كه فوت كرد با خانمی بنام Jacqueline Roque زندگی میكرد.

ظاهرا" پیكاسو علاقه خاصی به زنها داشت و غیر از اینكه در زندگی غرق آنها بود تا مدت ها نقاشی های وی مشخصآ تنها راجع به زنها بود.

دو دوره اول هنری وی در طبقه بندی ها بنامهای Blue & Rose میباشد. در دوران آبی سبك كاری وی اغلب شامل سایه های آبی كشیده شده از اجسامی بود كه تنها به نیمی از آنها به تصویر كشیده می شد.

در دوران رز از آبی به سمت صورتی تمایل پیدا كرد و نقاشی های وی به دنیای واقعی نزدیكتر شدند.

او سپس به سبك كوبیسم روی آورد كه در آن اشیا را توسط اشكال ساده هندسی به تصویر كشاند.

پیکاسو از پایه گذاران سبك synthetic cubism بود كه در آن اشیاء از زوایای مختلف در یك شكل بصورت همزمان كشیده میشوند.

برای دیدن آثار و مطالعه مطالب بیشتر گزینه ادامه مطلب را انتخاب کنید.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط روابط عمومی انجمن در دوشنبه هفتم اسفند 1385 ساعت 21:38 | لینک ثابت |
اولین نمایشگاه مجازی ماهانه رنگ گالری در پی فراخوان مجله الکترونیکی «رنگ» در ماه گذشته با موضوع لوگوتایپ (نشانه نوشته) اکنون پیش روی شماست.
رنگ از میان آثار ارسالی تعداد ۷۲ اثر را جهت نمایش در رنگ گالری انتخاب کرده است.

همچنین دومین نمایشگاه رنگ گالری در ایام نوروز و با موضوع کارت پستال نوروز ۱۳۸۶ منتشر خواهد شد. «رنگ» مشتاقانه منتظر آثار شما برای رنگ گالری دو می باشد.در ادامه گزیده ای از آثار به نمایش درآمده را خواهید دید.همچنین برای بازدید کامل از گالری به این آدرس بروید:اینجا

فصلنامه پژوهه/ ۱۳۸۳
وحید عرفانیان/ ۱۳۶۰/ مشهد


مجله الکترونیکی رنگ/ ۱۳۸۵
فرهاد فزونی/ ۱۳۵۷/ تهران


عجیب/ ۱۳۸۵
داریوش مختاری/ ۱۳۳۴/ تهران 

شوکران
ساعد مشکی/ ۱۳۴۲/ تهران

آیدین آغداشلو/ ۱۳۸۲
آرمین مهدوی/ ۱۳۵۵/ تهران

انجمن علمی هنر/ ۱۳۸۵
حسین یوزباشی/ تهران

خدمات طراحی و چاپ رث
ابراهیم حقیقی/ ۱۳۲۸/ تهران

مروا/ ۱۳۷۵
مسعود سپهر/ ۱۳۳۵/ تهران

مجله مجسمه
قباد شیوا/ ۱۳۱۹/ تهران

نگارخانه لاله/ ۱۳۸۵
رضا عابدینی/ ۱۳۴۶/ تهران

همايش هنر و ادبيات ديني/ ۱۳۸۴
فرزاد اديبي/ ۱۳۴۶/ تهران

سیستم های گرمایشی اخگر/ ۱۳۸۳
تهمتن امینیان/ ۱۳۵۵/ تهران


کمان/ ۱۳۷۵
کوروش پارسانژاد/ ۱۳۴۶/ تهران

گروه گرافيك آدم‏/  ۱۳۷۷‏
بهراد جوانبخت ‏/  ۱۳۵۵‏/  تهران

نوشته شده توسط روابط عمومی انجمن در یکشنبه ششم اسفند 1385 ساعت 11:12 | لینک ثابت |
Image:Modigliani1918.jpg

اول سلام!

جاتون خالی امروز با یکی از همکلاسی ها(بچه های گرافیک!!) قرار گذاشتیم که یه سری از آثار

جاودانه سینما رو تهیه کنیم و در زمان های مقرر بصورت دسته جمعی تماشا کنیم و بعد یه کمی

درباره اونچه که ازحال و هوای فیلم دستگیرمون شده حرف بزنیم(سادش اینکه جو سینما ما رو گرفت و

از اونجایی که خیر سرمون با هنر اونم از نوع تجسمی!! یه نسبتای دوری،(منظورم همون دانشجوی

هنره)داریم،سعی کردیم خز!نباشیم و سراغ آثار برتر سینمای جهان بریم،البته توهین به دوستداران

بروسلی و جت لی و جکی جون!!!(ببخشید چان)نباشه ها.آخه ما کلا یه کم متفاوتیم!!!

خلاصه رفتیم و چند عدد دی وی دی کاملا مجاز و اخلاقی! گرفتیم و قرار نمایش هم شد امشب(۵/۱۱)

آن چند فیلم اینها بودند:ژاکت/مرد سیندرلایی!/دریای درون/!مودیلیانی!/سینما پارادیزو/۱۹۰۰/مالنا

(این سه تای آخر کارهای جاودانه تورناتوره با موسیقی شاهکار موریکنه!) و البته ... که از بردن نام

آنها در این مجال معذوریم.البته این ها رو هم سهوا لو دادم!.خلاصه ساعت مقرر فرا رسید و همکلاسی

شفیق و اهل هنر ما با یه کم تاخیر اومد.نمایش اولمون هم به قید قرعه شد مودیلیانی!!!

همه این حرفها رو زدم که برسم به این نکته:آمدئو مودیلیانی/

خودم ده پانزده باری فیلمو دیده بودم و از اونجایی که به نقاشی علاقه وافر دارم! و البته شیفته آثار

مودی! شده بودم رفتم و به هر بدبختی بود کتاب آثارشو گیر آوردم و البته خریدم!(عمرا گیر نمیاد!)

بگذریم از اینکه بیشتر آثار مودی! پیکره های برهنه و ... هستند اما از وقتی با شخصیت این هنرمند از

طریق اون فیلم آشنا شدم خیلی دوست داشتم آثارشو ببینم و مجموعشو داشته باشم.

علی ای حال ما فکر می کردیم فقط خودمونیم که باهاش(مودی) حال کردیم اما به محض اینکه سرچ!!!

کردیم دیدیم زکی،همه فیلمو دیدن و حال کردن و مطلب هم دربارش نوشتن.!!! ما آخرین نفراتیم...

اما خیالی نیست.بیوگرافی و آثارشو میزاریم،ببینید.اگر فیلمشم گیرتون اومد ببینید!ما که دی وی دی

به کسی قرض نمی دیم و کپی هم نمی کنیم(چون بر اساس قانون کپی رایت کار خیلی بدیست!)

اگرچه وقتی از چند تا از بچه های دانشکده درباره مودیلیانی پرسیدیم حتی اسمشم نشنیده بودن!!!

بالاخره فضا هنریه دیگه/انقدر آدمو مجذوب می کنه که دیگه وقت مطالعه تاریخ هنر پیدا نمی کنه!!!

برای دیدن آثار و خواندن مطالب روی گزینه ادامه مطلب کلیک کنید. . .


ادامه مطلب
نوشته شده توسط روابط عمومی انجمن در یکشنبه ششم اسفند 1385 ساعت 1:28 | لینک ثابت |
 

اول/سلام

دوم/ممنون از اینکه از وبلاگ ما بازدید کردید

سوم/برای اینکه مطالب ما عموما با تصویر همراه هستند و برای سهولت در انتخاب و مطالعه مطالب

موضوع مرد نظرتان را در بخش آرشیو موضوعی انتخاب کرده و مطالعه کنید.

با تشکر/روابط عمومی انجمن

نوشته شده توسط روابط عمومی انجمن در چهارشنبه دوم اسفند 1385 ساعت 8:54 | لینک ثابت |
«پل سزان» Paul cezanne نقاش بزرگ فرانسوی در ۱۹ ژانویه ۱۸۳۹ در «اکسن پرووانس Aixe –en – province» واقع در جنوب فرانسه متولد گردید و در ۲۲ اکتبر ۱۹۰۶ در مولد خویش درگذشت.پدرش ثروتی اندوخته بود و به بانکداری اشتغال داشت و زندگیشان به آسودگی می گذشت. پل در مدرسه ی اکس که «امیل زولا»نیز در آنجا تحصیل می کرد، درس می خواند و پیوند دوستی میان آن دو از همان جا آغاز شد. در روزهای عید که شاگردان رژه می رفتند «پل» شیپور و «امیل» قره نی می زد.سزان نخست تمایلی به «رمانتیسم» نشان داد. اشعار «بودلر» را حفظ کرد و از موسیقی «واگنر» لذت می برد. تأثیر«زولا» که بعدها پیشوای نویسندگان «رئالیست» شد، او را به این مکتب متمایل ساخت. پدرش میل داشت پسر را جانشین خود سازد و با «پل» که علاقه ی وافری به نقاشی داشت مخالفت می کرد.
همین مخالفت سبب شد که «پل» وارد دانشکده ی حقوق شود و ضمناً در بانک پدرش؛ به کار مشغول گردد. سزان سالها با پدر در مبارزه بود تا بالاخره در ۲۴ سالگی پس از فراگرفتن اصول مقدماتی نقاشی در زادگاهش برای آشنایی با نقاشی مدرن، از پدر اجازه گرفت و به تشویق «زولا» به «پاریس» رفت و نزدیک او اطاقی گرفت.در این هنگام مبارزه ی دیگری برای او آغاز شد، زیرا سزان می دید که قادر نیست درسها و کار مرتب هنرستان را تعقیب کند با آن که خیلی کار می کرد، و خیلی زحمت می کشید پس از دو سال و نیم در امتحانات ورودی «بوزار» پاریس رد شد.در پاریس با «کامیل پیسارو C.Pissarro» نقاش بزرگ «امپرسیونیست» آشنا شد و به راهنمایی او به شیوه ی «امپرسیونیسم» تمایل یافت.در ۲۷ سالگی نخستین بار تابلویی به «سالن پاریس» برای نمایش فرستاد اما چون اعتنایی به اثرش نکردند در اعتراض نامه ی خود چنین نوشت: «من نمی توانم داوری بی پایه ی کسانی را که برای قضاوت آثارم برنگزیده ام، بپذیرم.»زندگی در پاریس چندان مطبوع سزان نشد و به «اکس» برگشت اما زندگی در آنجا را هم نامساعد دید و دوباره به پاریس بارگشت.پدرش ماهیانه ای برای او مقرر کرد، و او گاه در پاریس و زمانی در ملک خود در اکس به حرفه ی نقاشی که پیش گرفته بود، مشغول شد.«زولا» در پاریس، که پس از جنگ ۱۸۷۰ چهره ی تازه ای یافته بود، شهرت و ثروت یافت. اما سزان جز طعن و بی اعتنایی نصیبی ندید.با این همه سزان هرگز از راهی که پیش گرفته بود منصرف نشد و کوشش مداوم برای تحقق مطلوبی که در نقاشی داشت، او را خسته نکرد. این مطلوب چه بود؟ سزان خود در جواب این سؤال گفته است:«من می خواهم از امپرسیونیسم هنر متین و استواری مانند آثار استادان قدیم به وجود آورم.»اما سزان در واقع کمتر از آنچه ازین گفته برمی آید به امپرسیونیسم نظر داشت. او هیچ وقت کاملاً زیر بار این شیوه نرفت و به زودی متوجه ی نقص آن شد و راهی دیگر پیش گرفت که اساساً نقطه ی مقابل امپرسیونیسم بود.سزان برخلاف امپرسیونیست ها که «فرم» را فدای کیفیت نور و رنگ می کردند مانند همه ی نقاشان «کلاسیک» فریفته ی فرم بود. توجه مداوم به شکل و فرم او را بیش از پیش به کشیدن منظره و اشیا بیجان متمایل ساخت، اگر هم به تصویر آدمی می پرداخت آن را چون شیئی بیجان فرض می کرد.وقتی چهره ی « ولار Vollard را می کشید از جنبش او به خشم آمد و فریاد زد: «بدبخت، چقدر بگویم باید مانند سیب قرار بگیری مگر سیب هرگز می جنبد؟!»سزان از هنرمندانی نبود که در پژوهش خویش آسان به مقصود می رسند. برعکس، حیات هنری او یک رشته تلاش مداوم بود. و آسان راضی نمی شد و چون از عهده نقشی که در نظر داشت بر می آمد نقش دشوارتری پیش می گرفت.در تمام دوران این تلاش و کوشش؛ اهمیت او پوشید، ماند شاید اگر ثروت و سر سختی او نبود از نقاشی دست برمی داشت. به تدریج که زمان، پیش می رفت سزان در گوشه گیری و تلخی خود راسخ تر می شد زیرا طبعاً لجوج و کم حرف و گرفته نیز بود.وقتی تازه به پاریس رفته بود زولا درباره اش به دوست خود چنین نوشت: «کوشش در قبولاندن عقیده ای در سزان، مانند کوشش در به رقص آوردن برجهای کلیسای نتردام است. از مباحثه وحشت دارد، یکی به علت آن که سخن او را خسته می کند، دیگر آن که مبادا ناچار شود، اگر طرف درست بگوید، نظر خود را تغییر دهد... ولی چه وجود نازنین و مهربانی است! همیشه در سخن موافقت می کند؛ بی آن که اندیشه ی خود را ذره ای تغییر دهد. مکرر دچار نومیدی می شود.با آن که مدعی است موفقیت را بسیار کوچک می شمارد، می بینیم که اگر روزی توفیق بیابد بسیار شاد خواهد شد. وقتی تابلویی می کشد و خوب از کار درنمی آید سخن از برگشتن به اکس می کند... هر آن ممکن است برگردد».در سی سالگی عاشق یکی از مدلهای خود به نام «هورتانس» شد و سال بعد پسری از او متولد شد که سزان بی نهایت به آن علاقمند بود.سزان نقاشی را از حیث اینکه هنر است دوست می داشت، نه برای کسب مال. حتی گویند مکرر به کشت زارها یا بیشه ها می رفت و منظره ای را نقاشی می کرد و موقع مراجعت تابلوی ترسیمی را همان جا می گذاشت و اعتنایی به آن نمی کرد، به دنبال او، زنش می رفت و کارهای او را جمع می کرد و به خانه می آورد، گویی نظرش مطالعه در طبیعت بود نه نقاشی.تا پنجاه سالگی تابلوهای سزان به فروش نمی رفت. بقال سر کوچه ی او یکی از تابلوهایش را به جای طلب خود قبول کرد. چند تابلو را هم سزان با لوله های رنگ روغن و لوازم دیگر نقاشی عوض کرد. پس از مرگ رنگ فروش، همسرش تابلوهای سزان را به تفاوت از ۴۵ تا ۲۱۵ فرانک فروخت ده سال بعد سزان کم کم شهرتی پیدا کرد. در آن موقع ۳۲ تابلو سزان به قیمت پنجاه و یک هزار فرانک به فروش رفت و از آن پس روز به روز به قیمت آثارش افزوده شد.در اواخر عمر بود که سزان از گمنامی به در آمد و مورد توجه نقاشان جوان و هنرشناسان واقع شد، و از او برای شرکت در نمایشگاههای مختلف دعوت کردند.سزان در سالهای آخر عمر با زن و فرزندش در ملک خود می زیست. هر روز در لباس ساده روستایی برای نقاشی به صحرا می رفت، اما مرض قند و گرفتاریهای عصبی، سوءظن و وسواس آسوده اش نمی گذاشت. در همین اوان به «امیل برنار» نوشت که : «من پیر و بیمارم اما سوگند خورده ام که در حال نقاشی بمیرم.» ، اما در تب رماتیسم مرد و آخرین دقایق زندگیش در هذیان گذشت. در هذیان دائماً به مدیر موزه ی شهراکس که هرگز حاضر نشده بود کوچکترین ارزشی برای آثار او قایل شود، ناسزا می گفت.از تابلوهای مشهور سزان می توان «ورق بازان» ، «غرش» ، «مردی با پیپ» ، «مادام سزان در گلخانه» ، «باد و طوفان» ، «آب تنی کنندگان» ، «درختان سپیدار» ، «دهقان پیر» ، «طبیعت های بیجان» ، «مجسمه عشق و اشیا بیجان» ، «نوازنده ی پیانو» ، «امیل زولا و پل الکسیس» و تصویری که از خود کشیده، را نام برد.

برای دیدن آثار و مطالعه چند مطلب درباره سزان روی گزینه ادامه مطلب کلیک کنید.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط روابط عمومی انجمن در سه شنبه یکم اسفند 1385 ساعت 23:31 | لینک ثابت |

نقاشی مدرنیست

 کلمنت گرین بِـرگ/ترجمة محمدرضا ابوالقاسمی

کلمنت گرین برگ(Clement Greenberg) یکی از مهم¬ترین منتقدان هنری دورة پس از جنگ جهانی دوم در امریکا است و نقاشی ¬مدرنیست(Modernis Painting) (1960) از مشهورترین مقاله¬¬های ¬اوست. گـرین¬بـرگ در این مقاله می¬کوشد نشان دهد که «قابلیت یگانه¬ و اختصاصی هر هنر، دقیقاً با ماهیت رسانه¬ای (medium) آن هنر مطابقت دارد». به¬نظر او محدودة فعالیت هنرمند را خواص و ویژگی¬های فُرمی رسانه¬های مختلف هنری تعیین می¬کند. گرین¬برگ بر این باور است که فقط هنــر مدرنیست به ماهیت خودش می¬اندیشد و محدودیت¬ها و قابلیت¬هایش را به¬خـوبی می¬شناسد. برای نمونه، نقاشی مدرنیست به¬جای آن که بکوشد از محدویت¬های سطح تخت بوم فراتر رود، سعی می¬کند از همین سطح تخت بیشترین بهره را ببرد. نقاشی مدرنیست این قبیل محــدودیت¬ها را به جان می¬خرد تا نشان دهد آن¬ها جزء ذاتی نقاشی هستند. گرین¬برگ می¬گوید منتقدان به جای آن¬که ویژگی¬ها و خصوصیات فُرمی نقاشی¬های ماقبل مدرن را مورد توجه قرار دهند، به¬غلط قدرت آن¬ها را در بازنمایـــی دقیق جهان و انعکاس واقعیت می¬ستایند. بـر این اساس، گرین¬برگ نتیجه می¬گیرد نقاشی مدرنیست تنها نقاشی است که نظریة فُــرمالیسم را در عمل اجرا می¬کند. نظریة فرمالیسم را نخستین بار کلایو بل (Clive Bell) مطرح کرد و تــوضیح داد که اثـــر هنـری، خودمختار و مستقل از جهان خارج است. بِل عقیده دارد معیار ارزش¬گذاری نقاشی، مضمونِ تصاویـر نیست بلکه جـوهرة حقیقی نقاشی در جست¬وجو و انکشاف فُرم متجلی می¬شود. هنر مدرن به¬خوبی از این دیدگاه استقبال کرد و از آن برای پیشرفت خود کمک گرفت. دیدگاه¬های گرین¬برگ در این مقاله سبب می¬شود تا تأثیرات نگرة فرمالیسم بر رشد و تحول هنر مدرنیست را بهتر بشناسیم.


مـدرنیسـم فقط به هنــر و ادبیات محدود نمی¬شود و امروزه تقریباً همة آن چیزهایی را که در فرهنگ ما جاری و ساری است در برمی¬گیرد. مدرنیسم هم¬چنین به¬معنی نوسازی تاریخی است. تمدن غرب اولین تمدنی نیست که گذشته¬اش را بازنگری می¬کند و ریشه¬هایش را به پرسش می¬کشد؛ اما این تمدن بیش¬از سایر تمدن¬ها برای بازنگری گذشتة خود تلاش کرده است. من مدرنیسم را تشدید و تقویت همین به نقــدکشیدن خود (Self-Criticism) می¬دانم که نخست با کانت آغاز شد. او نخستین کسی بود که ابزارها و روش¬های نقد را هم مورد نقد قرار داد. من کانت را نخستین مدرنیست حقیقی می¬دانم.
از دید من مدرنیسم بدین معناست که ما روش¬های اختصاصی یک نظام فکری(discipline) به¬خصوص را برای نقد کردن همان نظام به کار بگیریم. البته هدف این نقد، سرنگون کردن آن نظام نیست، بلکه می¬کوشد قابلیت¬های نظام فکری مورد نظر را به بهترین و استوارترین شکل ممکن بشناساند. کانت از منطق استفاده کرد تا محدودیت¬های علم منطق را آشکار کند. او بسیاری از پیش¬فرض¬های سنتی منطق را کنار گذاشت و بدین ترتیب توانست زواید این علم را بپیراید و مطمئن¬ترین بنیاد را برای منطق تأسیس کند.
مدرنیسم از عصر روشنگری(Enlightenment) آموخته که خودش را نقد کند، اما شیوة که مدرنیسم برای نقدکردن خود به¬کار می¬گیرد با شیوة نقد روشنگری تفاوت دارد. روشنگری، پدیده¬ها را از بیرون نقد می¬کرد زیرا نقد کردن از بیرون، معمولی¬ترین روش نقد است و معنایی هم که ما معمولاً از نقد در ذهن داریم به همین شیوه اشاره دارد. اما مدرنیسم از درون نقد می¬کند و روش¬ها و روندهای عمل نقد را هم به نقد می¬کشد. بنابر آن¬چه که گفته شد، انتظار می¬رود نقد کردن از درون، ابتدا در حوزة فلسفه پدیدار شود زیرا فلسفه، فی حد ذاته و بنابر تعریف، یکی از روش¬های نقد است. علی¬رغم این، فلسفه در قرن نوزدهم صرفاً به نقد خود محدود نشد و به حوزه¬های گوناگون دیگری هم وارد شد. در این قرن، هر نوع فعالیت اجتماعی ناگزیر بود برای خود توجیه عقلانی بیاورد؛ از این¬رو حتی حوزه¬های بی ارتباط با فلسفه هم ناچار بودند برای دستیابی به این توجیه عقلانی خودشان را به شیوة مورد نظر کانت به نقد بکشند.

اکنون می¬دانیم بر سر حوزه¬هایی مانند دین که نتوانستند حقانیت خود را با کمک نقد درون¬نگــر «کانتی» ثابت کنند، چه آمده است. در نگاه نخست به¬نظر می¬رسد موقعیت هنر و دین از این نظر یکسان است و هر دو یک گرفتاری مشترک دارند.
وقتی در عصر روشنگری تمامی وظایف سنتی و مهم هنر از آن سلب شد، چنین به¬نظر می¬رسید که هنرها صرفاً به سرگرمی¬هایی ساده مبدل شده¬اند و خود سرگرمی هم مثل دین تبدیل شده است به نوعی وسیلة درمانی، تنها کاری که هنرها برای رهایی از تنزل مقام می¬توانستند بکنند این بود که نشان دهند هنـر تجــربة بی¬مانندی برای مخاطبانش مهیا می¬کند که در نوع خود بی¬نظیر است و از هیچ فعالیت دیگری به دست نمی¬آید.
در همین عصر بود که هنرهای مختلف دریافتند برای رهایی از این تنزل مقام، باید از ویژگی¬های منحصر به¬فردشان یاری بگیرند. هنرها برای این¬که اهمیت سابق خودشان را دوباره به دست آورند، ناچار بودند یگانگی و بی¬همتایی خود را با وضوح تمام به نمایش بگذارند. در عصر روشنگری هنرهای گوناگون برای متمایز کردن قلمرو خود از سایر هنرها ناگزیر بودند عملکرد اختصاصی داشته باشند و ویژگی¬های مختص به خودشان را به¬کار گیرند. از این طریق هر هنری می¬توانست قلمرو فعالیت و قابلیت منحصر به¬فردش را معین کند و در عین حال از داشته¬های اختصاصی¬اش بهتر از قبل محافظت نماید.
به¬زودی مشخص شد که قابلیت یگانه و اختصاصی هر هنر، دقیقاً با ماهیت رسانه¬ای آن هنر مطابقت دارد. هنرها در این دوران می¬خواستند با نقدکردن خود، کلیة تأثیرات سایر هنرها را بزدایند. بدین ترتیب تک تک هنرها «بازپیرایی» و «خالص» شدند و همین خلوص، ویژگی¬های اختصاصی و استقلال هر یک از آن¬ها را تضمین می¬کرد. در این زمان «خلوص» به¬معنای شناختن قابلیت¬ها و محدودیت¬های خویشتن بود و اقدام متهوارنة هنرها در نقد کردن خود، کمک کرد آن¬ها خودشان را به عمیق¬ترین شکل ممکن بشناسند و از توانایی¬هایشان آگاهی بیابند.
نقاشی¬های واقع¬گرا (رئالیست) و دیدفریب کوشیده بودند رسانة نقاشی و محدودیت¬های آن¬ را لاپوشانی کنند و برای همین از جلوه¬های بصری دیدفریب حجابی ساخته بودند که آن محدودیت¬ها را پنهان می¬کرد. اما مدرنیسم نه¬تنها چنین محدودیت¬هایی را پنهان نمی¬کند بلکه به کمک اثر هنری توجه ما را به آن¬ها جلب می¬نماید. محدودیت¬های اختصـاصی رسانة نقاشی ـ سطح ¬تخت، شکل قاب، خــواص و ویــژگـی¬های رنگ ـ از دید استــادان قدیمی نقطه¬ضعف¬هــای این هنـــر بودند و فقط به شکل تلویحـی و نامستقیم به وجودشان اعتراف می¬شد. اما نقاشی ¬مدرنیست همین محدودیت¬ها را عوامل ¬مثبتی می¬دانـد که می¬توان آشکارا از آن¬ها سخـن گفت. نقاشی¬های مانه(Manet) نخستین آثـار مــدرنیستـی هستند زیـرا صریحاً نشان¬ می¬دهند سطحی که نقاشی روی آن شکل¬می¬گیرد تخت و هموار است. امپـرسیونیست¬ها، به¬تبعیـت از مــانــه، زیرنگاره(underpainting) و لعـــاب¬کاری(glazing) را کنار گذاشتند تا چشم را بی¬واسطــه با این واقـعیت آشنا کنند که رنگ¬های به¬کار رفته در تابلو، همان رنگ¬های واقعی درون قوطی رنگ است. در واکنشی دیگر، سزان واقـع¬نمــایی یا شبیه¬سازی را قربانی¬کرد تا ترکیب¬بندی را با شکل مستطیل بوم تطبیق دهد.

تن دادن به تختی ناگزیر بوم، ویژگی بارز هنرهای تصویری در دورة مدرنیسم است. پذیرش این واقعیت سبب شد که هنرهای تصویری خودشان را براساس همین اصل تعریف کنند و به نقد بکشند، تا آن¬جا که نهایتاً اصل تسطُح به¬عنوان ویژگی اختصاصی نقاشی پذیرفته شد. می¬دانیم که شکل بستة قاب، محدودیتی است مشترک میان نقاشی و تئاتر، رنگ نیز وسیله یا وجه مشترک نقاشی، تئاتر و تندیس¬سازی است؛ اماسطح تخت، یا همان دو بُعدی¬ بودن (two-dimensionality) بـــوم، تنها ویژگی اختصاصی نقاشی است و به¬همین خاطر نقاشی مدرنیست همین تسطُح را مبنای کار خود قرار داد.
استــادان قدیمی هم دریافته بودند که حتماً باید یک¬پارچگی را در صفحة تصویر(1) حفظ کنند. معنای این سخن آن است که شاهکارهای قدیمی به قیود سطح تخت بوم تن می¬دادند اما در همان حال توهم بُعد سوم [حجم] را به حد اعلی آن می¬رساندنــد. این تنــاقـض صـوری ـ یا بنابر اصطلاحی رایج، کشمکش دیالکتیکی ــ رمز اصلی توفیق آثار آنان بود و امروز نیز هنرهای تصویری برای رسیدن به موفقیت، باید با این کشمکش دیالکتیکی همراه شوند. هنرمندان مدرنیست با این تناقض صوری مقابله نکردند و برای حل آن گامی برنداشتند، در عوض کوشیدند مناسبات این ناسازگاری را معکوس¬کنند. هر کسی پیش از آن که دریابد مسطح¬ بودن بوم چه پیامدهایی دارد، پیشاپیش می¬داند که تصاویر فی¬نفسه تخت¬اند و مُسطح، و عمق هیچ نیست مگر گونه¬ای توهم بصری. ما معمولاً به¬جای آن¬که تــوجـــه خود را به تصـویــرهـای شاهکارهای قــدیمی معطـوف کنیم، بیش¬تر می¬خواهیم بدانیم چه [وقایع و رُخدادهایی] درون این آثار جریان دارند. اما وقتی روبه¬روی یک نقاشی مدرنیست می¬ایستیم، پیش از هر چیز تصــویر می¬بینیم [نه رُخداد و حادثه]. در واقع تـوجه ویژه به تصویر، بهترین شیوة برخورد با هر اثر تصویری است، خواه شاهکاری قدیمی باشد خواه اثری مدرن. ویژگی بارز مدرنیسم آن است که توجه ویژه به تصویر را تنها و ضروری¬ترین نحوة نگریستن به یک اثر تصویری می¬داند و سرانجام هم موفق شد این شیــوة نگاه را بر کرسی بنشاند. در واقع این موفقیت را می¬توان ثمرة تلاشی دانست که مدرنیسم برای نقد خودش انجام داده بود. اشتباه خواهد بود اگر بگوییم نقاشی مدرنیست در واپسین مرحلة حرکتش، بازنمایی اُبـژه¬های جهان بیرون را رها کرده، بلکه بهتر است بگوییم نقاشی مدرنیست اصولاً بازنمایی فضایی را که اُبژه¬های ملموس و سه بُعدی می¬توانستند درون آن استقرار یابندکنار گذاشت. بر خلاف نظر کاندینسکی و مُندریان، نمی¬توان با قاطعیت ادعا کرد که انتـــزاع یا نقاشی غیر فیگوراتیو فی¬نفسه مرحله¬ای کاملاً ضروری در روند تکامل هنرهای تصویری است. در واقع بازنمایی یا تصویرسازی(Illustration) به¬خودی خود بی¬همتایی هنر تصویری (pictorial art) را مخدوش نمی¬کند بلکه سخن بر سر تبعاتی است که مستقیماً از بازنمایـی تام و تمام اُبـــژه¬ها به¬وجود می¬آیند. تمامی اشیای جهان ما(و از جمله خود تصاویر) در فضای سه بُعدی استقرار دارند و هرگونه تصویری که از یک شئی معمولی کشیده می¬شود به¬تنهایی قادر است کلیة ویژگــی¬های این فضا را در ذهن بیننده تداعی کند. برای مثال حتی تصـــویر ناقص و ناواضح فیگـورانسان یا یک فنجان، فضای سه بُعدی را در نظر ما تداعی می¬کند و سطح دو بُعدی تصویر را از میان می¬برد. بُعد سوم از اختصاصات مجسمه است حال آن¬که نقاشی مدرنیست برای حفظ استقلال خود مشخصاً اشتراک ظاهری با مجسمه را کنار گذاشته است. در نتیجه نقاشی ضمن تلاش برای فاصله گرفتن از تصویر حجم¬دار به انتزاع رو آورده و من دوباره تکرار می¬کنم پیدایش انتزاع در نقاشی به هیچ وجه معلول گسست از بازنمایی(Representation) یا روایت¬گری ادبی نبوده است.

نقاشــی مدرنیست در همان حال¬که علیه استیلای تندیس¬وارگـــی(Sculptural) می¬جنگــد، سنت و مضامیــن سنتـی را هم تداوم می¬دهد. با این همه در ظاهر امر به¬نظر می¬رسد نقاشی مدرنیست به¬کلی از سنت¬ها گسسته است. مجسمــه دین زیادی بر گردن نقــاشـی غــرب دارد. زیرا نقاشی برای خلــق توهم فضــای سه بُعدی از مجسمه آموخته که چگونه با سایه¬زنی (shading) و حجم¬دهـی، (modeing) توهم حجم را القــــا کند و حتی ¬آموخته که چگونه توهم برجستگی را در توهم عمق به کار بنشاند و نمایش دهد. با این همه سابقة مبارزه علیه تندیس¬وارگی به پیش از ظهور مدرنیسم می¬رسد. برخی از شاهکارهای بزرگ نقاشی غرب محصول تلاش¬هایی¬اند که در طول چهار قرن گذشته برای فاصله گرفتن از تندیس¬وارگی صورت پذیرفته است. این تلاش¬ها نخست در ونیز و در قرن شانزدهم آغاز شدند و در طول قرن هفدهم به اسپانیا، بلژیک و هلند هم گسترش یافتند. نقاشان در طول این دو قرن برای رها شدن از استیــلای مجسمه، در نحوة کاربرد رنگ تجدید نظر کردند. در واقع تلاش¬های داویــد David برای احیای دوبارة نقاشی مجسمه¬گونه در قرن هجدهم به هدف آن بود که نقاشی را در برابر نفوذ مخرب هنرهای تزئینی حفظ کند. او معتقد بود نقاشان قبل از خودش برای خلاص شدن از سلطة مجسمه بر نقاشی، یکسره به دامن رنگ پناه برده¬اند و همین تأکید بیش از حد بر رنگ¬پردازی، نقاشی را به¬گونه¬ای هنــر تزئینی تقلیل داده است.
با این همه رنگ به آثار خود داوید هم (که بیش¬تر پرتره هستند) قوام می¬بخشد. اگر چه اَنگـر(Ingres)، که شاگرد داوید بود، همواره رنگ را مطیع [طرح] می¬دانست اما آثارش چندان توهم حجم ایجاد نمی¬کنند. در واقع نقاشی¬های انگر تندیس¬وارگی اندکی را به نمایش می¬گـذارند و این امـــر از قرن چهاردهم بدین سو بسیار کم¬سابقــــه بوده است. به این ترتیب تا اواسط قرن نوزدهم تمامی تلاش نقاشان صرف این می¬شد که با تندیس¬وارگی و سلطة مجسمه مبارزه کنند.
اما مدرنیسم خودآگاهی فزون¬تری به این مبارزه بخشید. مانه و امپرسیونیست¬ها مناقشة رنگ و طرح را کنار گذاشتند و در عوض توجه خود را بر تجربة بصری(Optical experience) متمرکز کردند. از دید آنان در گذشته توهم حجم و عمق، تجربه بصری از یک اثر نقاشی را از میدان به در کرده و الویت را یک¬جا به تجربة بساوایی(2) بخشیده بود. امپرسیونیست¬ها برای رسیدن به تجربه بصری ناب، سایه¬زنی، حجم¬پردازی و هر چیز دیگر را که تـداعـی¬کنندة مجسمـه بود، به کل کنار گذاشتند. موضع¬گیری سزان و کوبیست¬ها در برابر امپرسیونیسم، شبیه بود به موضع داوید در مقابل فراگونار(Fragonard)؛ به بیان دیگر، داوید، سزان و کوبیست¬ها جملگی به¬دنبال آن بودند که دوباره حجم¬پردازی را در نقاشی احیا کنند. اما نکتة جالب توجه آن است که نتیجة تلاش¬های داوید و انگر به تندیس¬وارگی محض ختم نشد و از آن¬ سـو هم جنبش ضــد انقلاب کـــوبیست، مآلاً به¬گونه¬ای نقاشی بدون عمق انجامید، تا جایی که می¬توان ادعا کرد تصاویر تخت کوبیست، از زمان چیمابوئه (Cimabue) تاکنون در هنـــــر مغرب¬زمین همتـای دیگری نداشته است. در این¬جا منظور از تصویر تخت آن است که به¬سختی می¬توان در نقاشی¬های کوبیست شی را دید که در جهان ما به¬ازا داشته باشد.

در همین زمان و در کنار تلاش کوبیست¬ها، سایر قواعد اساسـی نقاشـــی نیز به پرسش کشیده شدند، هر چند نتایج به دست آمده به¬اندازة نتایج هنــر کوبیست چشمگیر نبودند. من در این نوشتار مجال ندارم برای روشن¬شدن این تلاش¬هـا به¬طور مبسوط شرح دهم چگونه [در امپرسیونیسم] خطوط شکل¬دهندة عناصر تصویر (Picture's inclosing shape) مضمحل شدند، آن¬گاه دوباره استحکام قبلی خود را باز یافتند و باز [در هنر کوبیست] از میان رفتند و پس از آن بارها به¬دست نسـل¬های متوالی نقاشان مدرنیست، مجزا و مستحکم بر پهنة بوم پدیدار شدند. در این¬جا فرصتی نیست تا نشان دهم قواعد مربوط به پرداخت نهایی اثر، بافت رنگ و ارزش و تباین رنگ¬ها چگونه بارها و بارها به شکل¬های گوناگون آزموده شدند. نقاشان به دو دلیل خطر فرو شکستن قواعد سنتی را می¬پــذیرفتند: اولاً به دنبال شیوه¬های جدید بیان می¬گشتند، ثانیاً می¬خواستند این شیوه¬های جدید را درمقام قاعده و هنجار بر کرسی بنشانند. آنان با به¬کار بستن این شیـــوه¬های نو، می¬کوشیدند ضرورت توجه به آن¬ها را نشان دهند و هم¬زمان کاستی¬هایشان را هم برطرف کنند. واقعیت آن است که آزمودن این شیوه¬های جدید هنــــوز هم به پایان نرسیده و تا مــرز ساده¬¬سازی¬ها و پیچیده¬سازی¬های افراطی پیش رفته است. در واقع آثار متأخر آبستره بر بستر همین افراط و تفریط¬ها رشد کرده¬اند.
اما این ساده¬سازی¬ها و پیچیده¬سازی¬ها به هیچ وجه به¬معنای افسارگسیختگی نیست، زیرا مدرنیست¬ها به¬خوبی می¬دانند که قواعد و اصول یک نظام فکری، هنگامی به¬طور دقیق و اساسی تحکیم می¬شـود که آن نظام، دامنة آزادی¬ها و اختیارات را محدود کند. (آزادی واژه¬ای است که به¬هنگام بحث در باره هنر آوانگارد و مدرنیست، سوء استفاده¬های زیادی از آن می¬شود.) قواعد و قراردادهای اصولی نقاشـی، هم¬زمان محدودیت¬هایی نیز برای این هنر ایجاد می¬کنند. اگر بنا باشد سطحی پوشیده از نقش را نقـاشی بنامیم، باید پیشاپیش به این محدودیت¬ها تن داده باشد.
مدرنیسم دریافته است که اگر بخواهد این محدودیت¬های تحمیلی را عقب¬تر بِرانَد، باید بتواند آن¬ها را صــریح¬تر و آشکارتر از پیش نمایان کند. نخست چنین به¬نظر می¬رسد که خطوط متقاطع سیاه و مستطیل¬های رنگی آثار مُندریان برای خلق یک تصویر کفایت نمی¬کنند. اما آثار او با تکرار همین شکل¬های ساده علناً قاعدة تنظیم¬گری (regulating norm) را به¬وجود می¬آورند که کامل است و به¬قدر کافی توان¬مند. شاید در ظاهر چنین به¬نظر برسد که هنر مُندریان ماهیتاً الگوی مشخصی ندارد و به¬هیچ قاعده¬ای تن نمی¬دهد؛ اما گذشت زمان نشان داده که آثــار او از بــرخی جهــات بسیار منظـم¬اند و کاملاً در چارچوب قــراردادها و هنجــارها عمـل می¬کنند. وقتی با انتزاع ناب آثار او اُنس می¬گیریم، در می¬یابیم که نقاشی¬های او بیش از آثار متأخر مونـه (Monet) به سنت پایبندند. به بیان دقیق¬تر، آثار مُندریان از نظر رنگ¬بندی و سرسپردگی در برابر شکل قاب، در قیاس با آثار مونه سنتی¬ترند.

امیــدوارم خواننده دریابد که من برای تشریح مبنای منطقی مکتب هنری مُندریان ناچارم برخی چیزها را سـاده کنم و در برخی دیگر اغـراق، نقاشی مُندریان می¬کوشد سطحی کاملاً تخت و بدون عمق را نشان دهد اما در این راه کاملاً موفق نمی¬شود. ظاهراً توجه بسیار زیاد به ترکیب¬بندی صفحة تصویر نباید بگذارد توهم حجم یا نقاشی دیدفریب (trompe-Ioeil) به وجود آید. اما در عمل چنین نمی¬شود و همین صفحة تخت تصویر، بیننده را با توهم بصری(Optical illusion) می¬فریبد. علت هم روشن است زیرا اولین نشانی که بر روی یک سطح تخت ایجاد می¬شود، تختی بالقوة سطح مورد نظر را از میان می¬برد. ترکیب¬بندی¬های آثار مُندریان هم از این قاعده برکنار نیستند و گونة ویژه¬ای از توهم بُعد سوم را بر روی سطح تخت تابلو به¬وجود می¬آورند.
اما بُعد سوم در آثار مُندریان دقیقاً تصویری (pictorial) و بصری(optical) است. بدین معنا که مانند نقاشی¬های رئالیست، توهم حجـم و برجستگی ایجاد نمی¬کند. بیننـده به¬هنگام مواجهه با شاهکارهای قـدیمـی، اسیر توهم عمق می¬شود و تصور می¬کند قادر است وارد تابلو شود و قدم¬زنان به عمق تصویر برود. اما توهم عمق در آثار مُندریان از آن¬گونه است که فقط اجازه می¬دهد بیننده به آن بنگرد و به¬کمک چشم در آن سیر و سیاحت کند.
امروز دیگر روشن شده است که همة نئوامپرسیونیست¬ها فریب علم را نخورده بودند زیرا می¬دانیم که تجلی کامل نقـدکردن خویشتن – آن¬گونه که مورد نظـر کانت بود – نخست در علم پدیدار شد نه در فلسفه، تازه وقتی هنر، نقدکردن خودش را شروع کرد فلسفه به تکاپو افتاد و برای این که از قافله عقب نماند به روش علمی توجه نشان داد و خودش را به نقد کشید. البته فلسفه در دورة رنسانس متقدم هم به علم نزدیک شده بود، اما نزدیکی فلسفه و علم در دورة جدید عمیق بود و شدت بیشتری داشت. هنرهای تجسمی در دوره مدرنیسم می¬خواستند صرفاً در حوزة تجربة بصری کار کنند و از داده¬های سایر تجربیات فاصله بگیرند. اما این خواسته به¬دست نمی¬آمد مگر با پیروی از روش¬های منسجم علمی. در روش علمی حل مسئلة، فقط باید مسئله مورد نظر را به اجزای تشکیل¬دهنده¬اش تجزیه کرد و با استفاده از مناسبات میان این اجزا به حل مسئله پرداخت. مثلاً برای حل مسئله¬ای در علم فیزیولوژی، صرفاً باید از مناسبات علم فیزیولوژی بهره گرفت و دیگر نمی¬توان پای روان¬شناسی و سایر علوم را نیز به میان کشید. بدین ترتیب می¬بینیم که برای حل یک مسئله فیـــزیولــوژی نخست باید آن را بــه اجــزای بنیـــادین تشکیل¬دهنده¬اش تقلیل داد. نقاشــی مدرنیست هم طبق این روش، قبل از به تصویر کشیدن مضمون¬های ادبی، نخست آن¬ها را به مناسبات بصری و کاملاً دو بُعدی ترجمه می¬کند. به بیان دیگر، هر مضمون ادبی می¬بایست پیش از به¬تصویر کشیده¬شدن، خصوصیات ادبی خود را به¬طور کامل از دست بدهد. اما باید توجه داشت که انسجام بصری، فی¬نفسه ارزش زیباشناختی ندارد و نتایج زیباشناختی به بار نمی¬آورد، حتی اگر بهترین آثار هنری از هفتاد، هشتاد سال پیش تا امروز به طور فزاینده دنبال دستیابی به چنین انسجامی بوده باشند. در هنر زمانة ما، همچون گذشته، فقط انسجام زیبا شناختی مهم است و ارزش دارد نه هیچ چیز دیگر. اما باید توجه داشت که این انسجام صرفاً در آثار هنری یافت می¬شود نه در روش¬ها یا ابزارهای آفرینش هنری. با این همه می¬توان گفت همگرایی علم و هنر کاملاً یک اتفــاق بوده است. علم و هنـر هیچ¬کدام باور ندارند که آن دیگری می¬تواند کاری فراتر از حد توانش انجام دهد. علی¬رغم این، همگرایی آن¬ها نشان می¬دهد که هنر مدرنیست و علم در بستر تاریخی و فرهنگی مشترکی رشد کرده¬اند.

آنچه در این جا باید بدانیم این است که هنر مدرنیست خودش را از درون و بــه¬شکل خــودجوش نقــد می¬کند. هنــر مدرنیست از همه جهت به عمل کردن بها داده و هرگز یک تئوری صرف نبوده است. قول رایج آن است که هنر مدرنیست کاملاً طبق برنامه عمل می¬کند، ولی باید توجه داشت که هنر مدرنیست کم¬تر از هنر رنسانس یا آکادمیک، طبق طرح و برنامه پیش می¬رود. اگر چند استثنا را کنار بگذاریم، استادان [هنر] مدرنیسم حتی به اندازة کورو (Corot) به ایده¬ها و افکار مستحکم هنری پایبند نبوده¬اند. اگر می¬بینیم هنرمندان مدرنیست بر برخی موارد خیلی تأکید دارند یا از برخی چیزها پرهیز می¬کنند صرفاً به این خاطر است که جایگاه محکم¬تری برای خودشان مهیا کنند. اهداف مستقیم هنرمندان مدرنیست نهایتاً قائم به فرد باقی ماند و حقانیت و موفقیت آثارشان نیز بیش از هر چیز به خود هنرمند متکی بود. در نتیجــه موفقیت¬های هنر مدرنیست هرگز به قالب یک حرکت گروهی در نیامد. در واقع پس از آن که در طول چندین دهه مقدار زیادی از دستاوردهای فردی هنرمندان روی هم انباشته شده، تازه ما فهمیدیم که نقاشی مدرنیست تلاش کرده است خودش را به نقد بکشد. هیچ کدام از هنرمندان مدرنیست هم از این تلاش آگاه نبودند و نیستند و در واقع اگر آگاه بودند هرگز توفیقی در کارشان حاصل نمی¬شد. بنابر این می¬بینیم که در دورة مدرنیسم، هنر همان راهی را پیموده است که پیش¬تر و در دوره¬های دیگر پشت سر گذاشته بود.
در این جا لازم می¬دانم تأکید کنم که هنر مدرنیست به هیچ وجه یک¬باره از گذشتة خود نگسسته است. هنر مدرنیست را شاید بتوان گونه¬ای تحول یا تغییر شکل و در عین حال تداوم سنت¬های ماقبل مدرن دانست. این هنر، از دل گذشته بیــرون می¬آید بی¬آن¬که از گذشته بِبُرد یا آن¬ را به¬تمامی نادیده بگیرد. در ضمن هر جا که هنر مدرنیست گذشته را تمام¬شده بپندارد دیگر در سیر حرکت هنر جایی نخواهد داشت. می¬دانیم که در آغاز، تصاویر براساس مجموعه¬ قواعد مشخصی شکل گرفته¬اند. پس¬ هرگونـــه تصویرسازی پیشاپیش به¬معنای تبعیت از مجموعـــه¬ای از قواعد است. نقاش یا حکاک دورة نوسنگی می¬توانست قواعد مربوط به قاب تصویر را نادیده بگیرد، زیرا او به¬جای تصویر(Picture)، تمثال (image) می¬آفرید و اثرش را بر روی سطحی می¬کشید که ابعاد و اندازة مشخصی نداشت (اشیای کوچکی مانند استخوان یا شاخ از این قاعده مستثنایند و سطح¬شان محدود است). در واقع طبیعت، سطح نامحدودی را در اختیار هنرمند قرار داده بود. اما خلق کردن تصویر، برخلاف تمثال، نیازمند انتخابی سنجیده و پذیــرش آگاهانـة محدودیت¬هاست. سنجیدگی (deliberateness) همان مفهومی است که مدرنیسم پیوسته از آن دم می¬زند و آن¬ را معرف این واقعیت می¬داند که مجموعة محدودیت¬های پیش¬روی هنر، همان محدودیت¬های انسان است.

در این¬جا دوباره تکرار می¬کنم که هنر مدرنیست صرفاً در نظریه¬پردازی محدود نمی¬ماند، بلکه قابلیت¬های نظریات مختلف را به عمل درمی¬آورد. هنـــر مـدرنیست ناخواسته در کنار همین روند، رابطة نظریه¬های هنری با عمل آفرینش هنــری را نیز به بوتة آزمایش می¬گذارد. هیچ جنبشی به¬خوبی مدرنیسم نتوانسته است نظریه¬ها را در عــرصـة عمل بیــازماید. هنــــــر مدرنیست نشان داد که می¬توان بسیاری از اصول تثبیت¬شدة آفـــرینش هنـــری را نادیده گرفت ولی همچنان به آفرینش و تجربة هنری ادامه داد. هنر مدرنیست اغلب ارزش¬های قدیمی هنری را بدیهی و همیشگی می¬داند و بی¬آنکه با آن¬ها در بیفتـــد، از کنارشان می¬گذرد. مدرنیسم شهرت از یاد رفتة هنرمندانی مثل اوتچلو، پی¬یرو، ال¬گرکو، جورجو دولاتور و حتی ورمیر را دوباره احیا کرد، اما قطعاً در احیای مجدد شهرت هنرمندان دیگری مانند جیـــوتو نقشی نداشت. با این همه مــدرنیسم به هیچ¬وجه مقام هنرمندانی چون لئوناردو داوینچی، رافائل، تیسیـن و [آنتوان] و اتو را کم¬اهمیت نمی¬داند. مدرنیسم می¬گوید اگر چه در گذشته از استادانی مانند لئوناردو یا رافائل تجلیل شده، اما این تجلیل¬ها غالباً به دلایل نادرست یا نامربوط صورت گرفته است.
امروزه نیز دلایلی که برای ستایش هنرمندان به کار می¬رود غالباً نادرست و نامربوطند. همان¬طور که نقد هنری در دورة ماقبل مدرن، پشت سر هنر حرکت می¬کرد امروز نیز نقد هنری از هنــــر مــدرنیست عقب مانده است. خیلی از مطالبی که این¬روزها دربارة هنر معاصر نوشته می¬شود فقط به¬درد روزنامه¬ها می¬خورد و با نقد واقعی فاصلة بسیار دارد. منظورم آن است که نقدهای ژورنالیستی، هر کدام از مراحل نوپیدای هنر مدرنیست را سرآغاز دورة کاملاً جدیدی می¬دانند که به¬کلی از سنت¬ها و قراردادهای قدیمی بریده است. هر بار منتظر نشسته¬اند سبکی ظهور کند کاملاً متفاوت از سبک¬های پیشین و «رهاشده» از قواعد و قراردادها؛ تا جایی که هر فرد آگاه و ناآگاهی به خود اجازه می¬دهد دربـارة آن، حرفی بزند. و هر بار که یکی از سبک¬های هنر مدرن جایی برای خود باز می¬کند و سرانجام قابل فهم می¬شود، یا هر بار که مشخص می¬گردد هنرمند و مخاطب این¬بار هم مثل گذشته با هم ارتباط برقرار می¬کنند، امید و انتظارات ژورنالیست¬ها نقش برآب می¬شود.

اگر هنر اصیل زمانة خود را بریده از سنت بدانیم، در واقع آن را به هیچ گرفته¬ایم. هنر مانند بسیاری امور دیگر، متداوم است. اگر تاریخ هنر و ضرورت تداوم معیارهای اصیل هنری را کنار بگذاریم، آن¬گاه دیگر چیزی به نام هنر مدرنیست وجود نخواهد داشت.


پی¬نوشت¬ها :

1- Picture plane که به آن «سطـح تصــویر» هم می¬گوینـد و به¬معنای سطحی تخت و واقعی¬ است که تصویر بر روی آن کشیده شده باشد. در برخی موارد صفحة تصویر چون یک حایل شفاف میان نگرنده و فضای تصویری عمل می¬کند و مرجعی است برای ایجاد توهم عمق در تصویر دو بٌعدی (منبع: پاکباز، رویین1378، دایرةالمعارف هنر، انتشارات فرهنگ هنر معاصر، تهران، ص: 342).

2- خاصیت ملموس کردن اشیا و اجسام در هنرهای تجسمی.(م)

3- پیش از ظهور کوبیسم، نقاشان کوشیده بودند علیه امپرسیونیسم جبهه بگیرند و حجم را دوباره به نقاشی باز گردانند. اما کوبیست¬ها حجم¬پردازی را کنار گذاشتند و نقاشی را به تصویر تخت مبدل کردند؛ از این¬رو گرین برگ کوبیست را ضد انقلاب می¬داند.(م)


منبع :

Greenberg, Clement(1995) Modernist Painting,
In: the philosophy of Art / Reudings Ancient and Modern, ed . By : Alex Neill and Aaron Ridely, New york: Mc Graw Hill ; PP: 110 – 116

نوشته شده توسط روابط عمومی انجمن در شنبه بیست و هشتم بهمن 1385 ساعت 23:16 | لینک ثابت |
دریافتگری یا امپرسیونیسم شیوه هنری گروه بزرگی از نگارگران آزاداندیش و نوآور فرانسه در نیمه دوم سده نوزدهم بود که بزودی جهانگیر شد. این شیوه مبتنی است بر نشان دادن دریافت و برداشت مستقیم هنرمند از دیده‌های زودگذر با بکار بردن لخته رنگ‌های تجزیه شده و تابناک برای نمایش لرزش‌های نور خورشید. در این روش اصول مکتبی طراحی دقیق و سایه روشن کاری و ژرفانمایی (پرسپکتیو) فنی و ترکیب بندی متعادل و معمارانه رعایت نمی‌شود.

شیوه دریافتگری به عنوان انجمنی خصوصی از سوی گروهی از هنرمندان ساکن پاریس آغاز شد و این انجمن در سال۱۸۷۴ به نمایش همگانی آثار خود پرداخت. نام این جنبش از نام یک نقاشی از کلاود مونه به نام دریافتی از طلوع آفتاب (در فرانسوی: Impression, soleil levant) گرفته شده است. نام امپرسیونیسم را نقادی به نام لویی لِروی در یک نقد هجوآمیز ساخت. دریافتگری همچنین نام نهضتی در موسیقی است.

ویژگی ها

موسسان این مکتب با هدف نقض هنر رسمی نیرو گرفتند،آنها از ارائه اشکال با خطوط محیطی واضح سربازدند و از روال رنگ آمیزی به پیروی از عرف و طبیعت سرپیچی کردند. استفاده از رنگهای خالص و شفاف با ضرب قلم های مستقل و تا حدی سریع از ویژگی های بارز آثار نقاش امپرسیونیست هاست. تئوری رسمی آنها بر این اصل نهاده شده بود که رنگها به جای آنکه بروی جعبه رنگ با هم ترکیب شوند باید به طور خالص بروی پرده نقاشی ریخته شوند. این هنرمندان در مورد به تصویر درآوردن پیکره آدمی به نحوی پذیرفتنی و باور پذیر که از دیر باز مشکل ترین بخش هنر نقاشی بود بی توجه بودند و گویی میلی به کوشش در این خصوص نداشتند،یا نمی خواستند که یک فضای قابل قبول ایجاد کنند که ارزش نام هنر را داشته باشد.

سال های مهم امپرسیونیست

  • 1858 کلود مونه که در آن زمان تنها 15 سال داشت به کمک یوگن بودین تاثیر نور بر مناظر طبیعت را درک کرد،مونه بعده به عنوان یکی از بزرگترین هنرمندان این سبک شناخته شد.
  • 1863 رد آثار امپرسیونیست های جوان و نمایش این آثار در تالار مردودین (تالار عدم پذیرش)،این برحه را می توان آغاز جدی امپرسیونیست دانست.
  • 1866 تالار مردودین (تالار عدم پذیرش) در این سال میزبان آثاری ازادگار دگا،فردریک بازیل،برشا موریسون و آلفرد سیسیلی شد.
  • 1870 جنگ سال 1870 این جنگ موجب جدایی موسسان گردید.

فردریک بازیل درجنگ کشته شد،آگوست رنوار مجروح شد، ادگار دگا داوطلب جنگ شد،پل سزان درپروئنس پناه گرفت، کامیل پیسارو،کلود مونه و آلفرد سیسلی به لندن رفتند.

  • 1873 دوراند روئل(حامی مالی امپرسیونیست ها) خود را قادر به فروش آثار امپرسیونیسم آینده ندید بنابراین در سال 1873 مجبور شد خرید خود را متوقف نماید.
  • 1874 در این سال آنها آثار خود را در نادار جاییکه آثارشان را ارائه کردند ولی با عدم پذیرش تالار مواجه شدند ،به معرض نمایش گذاردند.
  • 1876 پل سزان حاضر نشد در نمایشگاه دوم در نادار شرکت کند،در این نمایشگاه 74 اثر از ادگار دگا و همچنین آثار ی از برث موریست به نمایش در آمد.
  • 1879 حضور برث موریست در نمایشگاه سال 1879 بیانگر از هم پاشیدگی گروه شد. آگوست رنوار ترجیح داد تا آثار خود را به تالار رسمی بفرستد.
  • 1880-81 دگا به همراه پیسارو کوشید تا اتحاد گروه را حفظ نماید اما تلاش‌های وی باشکست مواجه شد زیرا مونه، سیسیلی و آگوست رنوار در نمایشگاه پنجم که درآوریل سال 1880 افتتاح شدحضور پیدا نکردند با این وجود آثار هنری گاگویین برای اولین بار در این نمایشگاه به معرض نمایش گذاشته شد. در سال 1881 برخی از امپرسیونیست‌ها از جمله پیسارو،دگاس،گایلومین،و برث موریست به نادار برگشتند.
  • 1894 در سال (1894) 29 اثر هنری از میان 65 اثر اهداء شده توسط کایلبوت به موزه لوگزامبورگ با عدم پذیرش مواجه شدند.
  • 1903 کامیل پیسارو پدر امپرسیونیسم در سال 1903 چشم از جهان فرو بست.

همه مردم بر این اعتقاد بودند که این جنبش مهم‌ترین تحول هنری قرن به شمار می‌‌رود و همه اعضا ء گروه او جزء بهترین نقاشان به شمار می‌‌روند. امپرسیونیست‌ها علاوه بر تأثیر عمیقی که بر فرانسه داشتند بر دیگر کشورها نیز به ویژه آلمان،کره،همچنین بلژیکی و دیگر نقاط اروپا تأثیر بسزایی داشت.

هنرمندان مطرح

  • ژرژ سورا
  • کلود مونه
  • پیر آگوست رنوار
  • آلفرد سیسلی
  • کامیل پیسارو
  • ادگار دگا
  • پل سزان

    امروزه:

    نقاشی های امپرسیونیستی امروز بیش از هر زمان دیگر دوست داشتنی و قابل تحسین اند،در حالی که در دهه های 1870و1880،تقریبا همه،آنها تحقیر میکردند.

    تصویر:Impressionism pissaro.jpg

    منبع:دانشنامه ویکی پدیا

  • چند مقاله هم درباره مکتب امپرسیونیسم در ادامه مطلب بخوانید.


  • ادامه مطلب
    نوشته شده توسط روابط عمومی انجمن در شنبه بیست و هشتم بهمن 1385 ساعت 23:9 | لینک ثابت |

     

    بزرگداشت ایرج زند نقاش و مجسمه‌ساز معاصر برگزار شد.

    «آن‌كه بود، كار مي‌كرد و مطمئنا چيزي از خودش بيرون مي‌آورد، آن‌كه تمام زندگيش آن بود، آن‌كه من دنبال مي‌كردم، آن بود كه كار مي‌كرد و كار مي‌كرد... ».

    به گزارش خبرنگار بخش هنرهاي تجسمي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، مراسم بزرگداشت نقاش و مجسمه‌ساز معاصر، ايرج كريم‌خان زند در چهلمين روز درگذشت او در موزه‌ي هنرهاي معاصر تهران برگزار شد.

    در ابتداي اين مراسم كه با 45 دقيقه تاخير آغاز شد، گروه موسيقي «چهل دف» به اجراي برنامه پرداخت. سپس فيلم هشت‌دقيقه‌يي «در ستايش طراحي» به كارگرداني بابك گودرزي كه درباره‌ي زندگي ايرج كريم‌خان زند در سال 1378 ساخته شده بود، به‌نمايش درآمد.

    در اين بزرگداشت كه با حضور خانواده‌ي آن مرحوم و برخي هنرمندان برگزار مي‌شد، مهدي سحابي ـ مترجم و نقاش معاصر ـ درباره‌ي ايرج زند گفت: او در آثارش زندگي مي‌آفريد. اصولا كار اثر هنري و هنرمند اصيل اين است كه مرگ را نفي كند. هنرمند اصيل در آثارش زنده مي‌ماند. كسي كه در آثارش به زيبايي به مرگ حقه و كلك مي‌زند. اي كاش بيشتر زنده مي‌ماند؛ اگر زنده مي‌ماند، پايدارتر مي‌ماند و مرگ را دور مي‌كرد، هرچند در نهايت همگي به اين معنا مي‌رسيم.

    وي افزود: بايد با تناقض مرگ كنار آمد؛ زيرا مرگ حق است و گريزي از آن نيست. به عبارت ديگر، ما كار مهم‌تري داريم و آن آشنايي، شناختن و كنار آمدن با آدمي است كه تازه دنيا آمده است، يعني شناخت هنرمند اصيلي كه با مرگ دوباره متولد شده است. هنرمند اصيل با مرگ به‌صورت شخص ديگري به دنيا مي‌آيد كه اين شخص ديگر غريبه، بيگانه و آدم تازه‌اي است كه ما بايد شناخت او را آغاز كنيم. به‌دليل آن‌كه او از دنياي ديگر و از جنس زمان است، درحالي‌كه ما از جنس خاك هستيم.

    او در ادامه‌ي سخنان خود بيان كرد: هنرمند اصيل به‌صورت يك انسان غريبه نه‌تنها براي كساني كه او را نمي‌شناسند، حتا براي خانواده‌اش است، به اين دليل كه از انساني كه مشخصات يك آدم معمولي را داشته، فاصله گرفته، از زمان بيرون است و دوباره به دنيا مي‌آيد و هيچ ارتباطي با آدم قبلي ندارد. شناخت اين آدم تازه بسيار به زمان نياز دارد.

    وي اظهار داشت: ايرج قبلي، همكار، برادر، پدر، همسر و... بود، انساني بود كه ما با چشم و ديد هر روزي به او نگاه مي‌كرديم. البته هنرمند بزرگ و اصيلي بود؛ اما مخلوطي از ويژگي‌هاي يك انسان معمولي و يك آدم داخل زمان بود. اكنون ما با آدمي سر و كار داريم كه اين اضافه‌ها از او زدوده شده‌اند و آدم ديگري كه به‌كلي از دايره زمان بيرون است. او آدمي است كه خواهد ماند و برخورد ما با او بسيار مشكل است. ما بايد با آدمي كه هيچ‌گونه شناختي از او نداريم، برخورد كنيم. بايد با ديد كساني او را ببينيم كه شايد 100 يا 200 سال ديگر بيايند، آدم‌هايي كه آنها نيز فعلا از دايره‌ي زمان خارج‌اند و آثار ايرج زند را به‌عنوان يك هنرمند ناآشنا خواهند ديد.

    اين مترجم و نقاش معاصر ادامه داد: ‌تولد هنرمند تازه‌اي به نام ايرج زند از امروز آغاز مي‌شود. آدمي كه او را مي‌شناختيم، دوستش داشتيم و جنبه‌هاي بسيار دوست داشتني داشت، اكنون از ميان ما رفته است؛ ولي ما با او بيشتر از ديگر هنرمنداني كه از ميان ما رفته‌اند، آشنايي داريم؛ زيرا او از گروه هنرمنداني است كه آثارشان به‌راحتي با مخاطب تماس برقرار مي‌كند. به‌طور كلي در آثار او نوعي عطوفت و مهرباني است كه اين مهرباني كار ما را در شناخت اين هنرمند تازه به دنيا آمده برتر مي‌كند.

    وي با تاكيد بر اين‌كه هنرمندان اصيل را از نظر نوع تشنج در آفرينش به دو گروه مي‌توان تقسيم كرد، گفت: يك گروه هنرمنداني هستند كه تشنج ساختن چيزي را دارند كه از درون هيچ بوده است و به آن شكل و معنا مي‌دهند؛ اين تشنج ذاتي آفرينش و در آثار هنرمندان ماندگار است. بركشيدن يك چيز ساده و گذرا و رساندن آن به جايي ابدي، تنشي در ذات آفرينش دارد كه در آثار هنرمندان گروه نخست ديده مي‌شود و ما را با آثاري روبه‌رو مي‌كند كه در توصيف آن‌ها مي‌توانيم از صفاتي مانند تلخ، گزنده و بحراني استفاده كنيم.

    او افزود: گروه ديگري از هنرمندان در تبديل آن چيز خاكي به يك چيز قدسي در ميان راه، آن تشنج را براثر ذكاوت،‌ مهارت يا بنا بر خصايص خود كنار مي‌گذارند، يا آن‌را پنهان مي‌كنند؛ اما به هر حال، اين تنش وجود دارد و بدون آن، هيچ اثر هنري به‌وجود نمي‌آيد و هيچ هنرمندي از هيچ خاكي به آن مقام قدسي نمي‌رسد.

    سحابي اضافه كرد: ايرج زند جزو گروه دوم بود و اين در آثار او بخصوص در آثاري كه با مواد شفاف ساخته شده‌اند، مشخص است. نمي‌توانم بگويم اين تا چه اندازه به ساختمان، خصلت و به نگرش فلسفي او ربط دارد و مهم هم نيست، ما با آدمي سر و كار داريم كه تازه به دنيا آمده است. اين ويژگي به كار او يك نوع سادگي فريبنده مي‌دهد، يك نوع سادگي و عطوفت كه ربطي به اين‌كه مادر و فرزند يا دو دلداده را نشان مي‌دهد، ندارد. او حتا نفس جدايي را هم در اين پيوند جاي مي‌دهد و آدم بي‌خيال يا شاعري نيست.

    وي گفت: ايرج زند شناخت دقيقي از بحران مالي، اجتماعي، فردي و همه‌ي آنچه در زندگي و در روابط شخصي است، دارد و آن، همان عطوفت است كه به خاصيت او و نگرش فلسفي او بستگي دارد و اين مهارت به پنهان داشتن تشنج مربوط است و حاصل اين كنار گذاشتن تشنج، مهرباني و زيبايي آثار اوست. كسان ديگري نيز مادر و فرزند را به تصوير كشيده‌اند؛ اما عطوفت را در آغوش مادر و فرزند نمي‌بينيم، درحالي‌كه در آثار ايرج زند اين عطوفت وجود دارد.

    سحابي در پايان سخنان خود به ويژگي ديگر شخصيت و آثار مرحوم زند اشاره و اظهار كرد: ايرج زند از گروه هنرمندان اصيلي بود كه به ظاهر، خودش را جدي نمي‌گرفت. خضوع و فروتني از ويژگي‌هاي شخصيتي او بودند. احتياجي نمي‌ديد كه آثارش توي ذوق بزنند و خود را تحميل كنند، مي‌گذارد كه خود اثر بر انسان‌ها غلبه كند و اين ويژگي بر عطوفت آثار او دامن مي‌زند كه ربطي به سوژه ندارد. بي‌ادعايي از ويژگي هنرمندان اصيل است و از ويژگي‌هاي آثار ايرج زند عطوفت، مهرباني، ‌بي‌ادعايي و عدم تشنج است. ما بايد با اين آدم تازه آشنا شويم، پس مي‌گوييم، ايرج خداحافظ، ايرج تولد مبارك.

    به گزارش ايسنا، در بخش ديگري از مراسم بزرگداشت ايرج زند، پروژكسيون آثار او در مقياس شهري به‌نمايش درآمد و فيلم عطا‌الله اميدوار كه در سال 1384 در كارگاه آن مرحوم ساخته شده بود، به ياد ايرج زند روي پرده رفت.

    حبيب‌الله صادقي ـ سرپرست موزه‌ي هنرهاي معاصر تهران ـ نيز در گرامي‌داشت ايرج زند با تسليت به سايه بريماني و ماني زند ـ همسر و فرزند آن مرحوم ـ و هنرمندان حوزه‌ي تجسمي، گفت:‌ اين مصيبت براي همه‌ي هنرمندان است. هنرمند در جست‌وجوي يك معني متعالي و ارزشمند‌تر از اين عالم خاكي است.

    وي ادامه داد: هنرمند در جست‌وجوي يك رمز و يافتن حقيقت است و دليل ماندگاري اين رمز نيز وجود هنرمند است. هنرمند نگاهش به عالم را تفسير مي‌كند. تفاوت هنرمند با مردم عادي اين است كه او فقط با چشم سر نگاه نمي‌كند، بلكه عالم را با چشم سر درك مي‌كند.

    او افزود: او در خاطر ما مي‌ماند. اين مراسم مقدمه‌اي است، براي برگزاري نمايشگاه پرسپكتيو از آثار ايرج زند و انتشار كتابي از مجموعه آثار او در دايره‌المعارف هنرهاي تجسمي كشور كه نگاه او به دنيا را تشريح مي‌كند.

    صادقي اضافه كرد: نگاه او بسيار هوشمندانه است. او با چشم سوم به عالم نگاه مي‌كند كه در آثار باطني و عارفانه او مي‌بينيم. ايرج زند مي‌خواست سخني نو بياورد. حلاوت سخن او در رفتار و باطن او جلوه‌گر بود كه كار مادر و فرزند نيز اين ارتباط ارگانيك و سيال را نشان مي‌دهد.

    در پايان اين مراسم فيلم «ترانه و تصوير» از كيوان آزاد به‌نمايش درآمد. همچنين در حاشيه‌ي اين بزرگداشت، نمايشگاهي از آثار مرحوم ايرج كريم‌خان زند برپا بود.

    نوشته شده توسط روابط عمومی انجمن در چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1385 ساعت 16:10 | لینک ثابت |
    جوزف هرمان  نقاش انگليسي در فوريه‌ي سال ۲۰۰۰ در لندن درگذشت. وي يك سال پيش از آن گفت‌و‌گويي وسيع درباره‌ي هنر با ويرجينا بوستون (Uirginia Beston) داشت. در اين گفت‌و گو وي درباره‌ي جايگاه حماسه در نقاشي و پيكره‌سازي سخن گفت...
     هنرمند در اين گفت‌و‌گو بر اين گمان است كه حماسه فرم است و نه محتوا و غالبا مي‌توان آن را در موضوعات معمولي و روزمره يافت. آنچه مي‌خوانيد بخشي از اين گفت‌و‌گوست كه از نشريه‌ي illustrators,Art شماره‌ي مي ۲۰۰۰ انتخاب شده است.
     
    و.ب: آيا مي‌توانيم درباره‌ي تصور (Idea) شما از حماسه به عنوان صورت (from) و نه محتوا صحبت كنيم؟
    ج.ه: ما در اصطلاح ادبي، حماسه را مترادف موضوع در نظر مي‌گيريم. چيزي كه با واژه‌ها بيان مي‌شود، حال آن كه سيماي حقيقي هنر بزرگ به هيچ شكل با واژه‌ها بيان نمي‌شوند، در اين مفهوم حماسه انگاره‌اي ديدگاني‌ست. فراتر از زندگي‌ست و به عنوان انگاره عظيم‌تر است تا به عنوان موضوع.
    و.ب: آيا كيفيتي جاودان دارد؟
    ج.ه: بله در امر جاودان (mounmental) ما تصوري فراتر از زندگي داريم. اين‌جا حماسه صرفا موضوع نيست بلكه مفهومي صوري به لحاظ گستردگي و مقياس است.
    و.ب: آيا هر نگاره‌اي كه نقاشي مي‌كنيد كيفيت حماسي دارد؟
    ج.ه: نه، متاسفانه نه همه‌ي آنها؛ اما بهترين و كامل‌ترين آثار بر اين ويژگي بنا شده‌اند مثل چندتايي از معدن‌چي‌ها و مادر و فرزند و حتي زماني يك دكل تلگراف در يك خيابان خالي.
    و.ب: بنابراين، نه موضوع، بلكه كيفيت اثر است كه احساس حماسي مي‌آفريند شما اين حماسي‌گري را چگونه توصيف مي‌كنيد؟
    ج.ه: خيلي ساده، حماسي‌گري اين‌جا مانند ادبيات در ميدان كارزار نيست. اين‌جا حماسه ديدگاني و بيشتر يك مفهوم است. به همين خاطر است كه تا اين‌حد مهم است كه به نقاشي صرفا به عنوان نقاشي و نه چيز ديگر توجه كنيم. (چراكه) ويژگي آن در خودش است.
    و.ب: آيا آن ايده‌اي آگاهانه در ذهن شماست؟
    ج.ه: نگرش آگاهانه است؛ اما هميشه مطابق آن كار نمي‌كنم. درست همان‌گونه كه آثار غنايي نگرشي آگاهانه است. (در حالي كه) در مفهوم بي‌اهميت و ساده‌تر است.
    و.ب: آثار كدام يك از ديگر هنرمندان را حماسي ديدگاني مي‌دانيد؟
    ج.ه: تنديس يادمان كارگر كنستانتين مونيه نقاش فلاندري كه احتمالا اولين كار در تاريخ بود، پيش از او يادمان ديگري براي كارگر وجود ندارد. نمونه‌اي ديگري هم هست، چاپ تيزابي و چاپ سنگي «مسيح در حومه‌ي فقيرنشين» از رئو كه يك شاهكار است.
    •  
    •  
    -----------------------
    پيكاسو آن‌قدر كار كرده كه غافلگير شده، چيزهاي قشنگي دور و برش را گرفته بود كه هيچ‌وقت آنها را از بين نبرد
    ----------------------
    و.ب: مونيه يادمان كارگر را سفارش گرفته بود؟
    ج.ه: نه، او در تمام زندگي‌اش فقط يك سفارش گرفته بود. آثار كمي فروخت. هنرمند پرفروشي نبود؛ اما همه تحسينش مي‌كردند. هيچ‌گاه روزي را كه به آتليه‌اش در برسلز (Brussels) رفتم فراموش نمي‌كنم. وقتي در را باز كردم و رفتم تو زانوهايم به لرزه افتاد. خيلي تكان‌دهنده بود. او از هر موضوعي (Subject) در طراحي و نقاشي برگزيده‌اي (Extract) داشت. هيچ آتليه‌ي هنرمند بزرگ ديگري را به ياد نمي‌آورم كه تا اين حد توجه مرا جلب كرده باشد. آتليه‌ي رودن شكوهمند بود؛ اما به اندازه‌ي (آتليه) مونيه هيجان‌آور نبود.
    و.ب: رهيافت مونيه بيشتر برآمده از احساس قلبي‌ست؟
    ج.ه: عمدتا او مرد ساده‌دلي بود و هر وقت مصاحبه مي‌كرد مثل بچه‌ها حرف مي‌زد. نمي‌توانست واژه‌اي براي پاسخ دادن پيدا كند و حسابي عذاب مي‌كشيد. ماجراي جالبي را برايت تعريف كنم.
    فيليپ جيمز (Philip James) كه رئيس انجمن Art council بود در اواخر دهه‌ي پنجاه، نمايشگاه «پيكره‌ها در فضا» را برپا مي‌كرد ازش پرسيدم آيا كنستانتين مونيه چيزي خريده است. پرسيد او كيست؟
    آن وقت گفتم تا به اوستن Ostend نرفتي و نگاهي به آثار او نكرده‌اي نمايشگاهت را شروع نكن. او هم اين كار را كرد. من خيلي حيرت كردم. انگار منتظر شنيدن بود. رفت و يادمان كارگر را ديد و يكي از مطالعات كامل او را براي نمايشگاه بزرگش خريد.
    آثار بزرگي وجود دارند كه شهرت و محبوبيت زيادي كسب كرده‌اند. همه‌ي آثار پيكاسو محبوبيت دارد و نه آثاري كه شايستگي‌اش را دارد. آثار بزرگي هم هستند كه نديده گرفته مي‌شوند مثل آثار مونيه.
    و.ب: يعني بعضي از آثار پيكاسو خيلي خوب نيست؟
    ج.ه: بين بزرگ بودن و ملال‌آور نبودن تفاوت زيادي‌ست. پيكاسو آن‌قدر كار كرده كه غافلگير شده، چيزهاي قشنگي دور و برش را گرفته بود كه هيچ‌وقت آنها را از بين نبرد بلكه همه‌ي آنها را تاريخ زده و انبار كرده است.
    ما نمي‌دانيم آيا به آن آثار علاقه داشت يا نه؛ اما اين آثار آشكارا نشان مي‌دهند كه چگونه روزها و ماه‌ها ذهن او را مشغول كرده است. هيچ نقاش ديگري مثل او هر كاري را كرده تاريخ نزده است.
    يك بار براك گفت: «به جز پيكاسو هيچ كس تا اين حد دقيق تاريخ نزده است» كاملا درست است چون كه اين كار براي او حكم يادداشت روزانه را داشت.
    و.ب: آيا فكر مي‌كنيد پيكاسو هرقدر پيرتر مي‌شد بيشتر مثل يك بچه نقاشي مي‌كرد؟
    ج.ه: افسانه‌ي نبوغ جواني وجود دارد؛ اما من گمان مي‌كنم انسان با گذشت زمان عملا جوان‌تر مي‌شود.
    دشوارترين كار در زندگي روزانه‌مان آزاد شدن است. ما مقدار زيادي تعصب و پيش‌داوري از كودكي‌مان به ارث مي‌بريم كه رهايي از آن به زمان نياز دارد؛ اما آزادي همين‌جاست. براك همواره مي‌گفت: «فقط سه هنرمند در قرن بيستم كاملا آزادند، رئو، پيكاسو و خودم.»
    و.ب: درباره‌ي رابطه‌ي روح و هنر چه نظري داريد؟
    ج.ه: بهتر است در اين‌باره سكوت كنيم، خيلي دشوار است تا دنيا دنيا بوده آن را قبول داشته‌اند. ارسطو كه چيزهاي بسياري درباره‌ي هنر نوشته مي‌گويد:
    «وقتي نگاه مي‌كني و مي‌بيني فكر نكن»
    و.ب: پيكاسو انگاره پرنده‌اي را به كار مي‌برد كه در آثار شما هم نمود يافته است؟
    ج.ه: هيچ موضوع مجزايي نيست كه او تجربه نكرده باشد، (اما) او آنقدر كه من درگير انگاره‌ي پرندگان بودم نبود. زيبايي كار او (حاصل) رهايي‌اش از موضوع بود. آدم احساس‌گرايي بود؛ اما هنگامي كه با مفاهيم بزرگ درگير مي‌شد احساس، ناپديد مي‌شد.
    و.ب: حال آن كه آثار مونيه برآمده از احساس قلبي‌ست؟
    ج.ه: آن داستان ديگري‌ست، هر هنرمندي با قلبش كار نمي‌كند. هنر هنرمندي دلش را پيدا نمي‌كند اين يك شيوه‌ي كار براي هر هنرمند نيست.
    و.ب: بنابراين اين شيوه، شرط لازم براي يك نقاش بزرگ نيست؟
    ج.ه: نه، به هيچ وجه، والا بايد نقاش بزرگي مثل انگر را ناديده گرفت. در كار او به سختي اثري از احساس ديده مي‌شود. او به شاگردانش گفته بود:
    « هرجا احساس كرديد كار نكنيد.»
    و.ب: بياييد درباره‌ي درخت‌ها و گل‌ها كه همراه با پرندگان موضوع نمايشگاه بعدي شما هستند حرف بزنيم. آنها براي شما نشانگر چه هستند؟
    ج.ه: هيچ تفاوتي بين پرندگان و كارگران معدن نيست. همه‌ي آنها يك چيز هستند يك روز از كنار يك رديف گل رد مي‌شوي بعد فكر مي‌كني اوه من آنها را نقاشي مي‌كنم. آن وقت اين نقاشي گل‌ها مي‌شود. از پيش به آنها فكر نمي‌كني وقتي نقاشي خوب از آب درمي‌آيد آن وقت تو چيزهايي ياد گرفته‌اي و بعد سعي مي‌كني تا همين ويژگي را در ديگر آثارت پيدا كني. موضوع راه به جايي نمي‌برد آن چيزي‌ست كه همراه يا از درون موضوع به دست مي‌آيد. آنچه اهميت دارد اين است.
    و.ب: موضوع‌هاي مادي مي‌توانند سرچشمه‌‌ي الهام باشند؟
    ج.ه: موضوع مائيم، بدون ما هيچ الهامي وجود ندارد.
     
    برگردان:محمد مهدی چیت ساز
    منبع:رنگ
    نوشته شده توسط روابط عمومی انجمن در چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1385 ساعت 14:49 | لینک ثابت |
    اکسپرسيونيسم
    اکسپرسيونيسم سبکي شناخته شده و در عين حال پر از رمز و راز است واز هر دري که به اين سبک وارد شوي روش و نکته اي جديد پيدا مي کني و به جرات مي توان اين سبک را جزو سبک هايي قرار داد که بر روي هنر هاي ديگر از جمله( نقاشي  گرافيک  سينما و...) تاثير به سزايي داشته ومي توان ان را جزو معدود سبک هايي قرار داد که امروزه هنوز به حيات خود ادامه داده است و جزو سبک هاي پيشرو به حساب مي ايد . اين سبک در خلال جنگ جهاني اول در المان وبا اعتقاد به اين که اکسپرسيون ( بيان ) "تامل ذهني درباره ي واقعيت عيني است"به فعاليت خود شکل دادن .
    اين جنبش معرف تصويري تازه از هنرمندي است که خصلت برج عاج شيني ونخبه گرايي هنرمند رمانتيک و سمبوليست را وا نهاده است و در عين حال از تفکر اثباتگراي هنرمند رئاليست و امپرسيونيست نيز بريده است . عنصر پرخاشجويي و طغيان در اين هنرمند قوي است او سخن خويش را نه در پرده ابهام بلکه صريح مي گويد بر سنت ها وقراردادها مي شورد  عليه قيد هاي تحميلي بر غريزه خلاقه مي تازد و ترجيح مي دهد به صرافت طبع با واقعيت برخورد کند و البته هنرمند مي کوشد با خطوطي تاکيدي _ رنگ هاي درخشان _ ضربات پر توان قلم تابلويي را بيافريند که نشان دهنده قدرت سرکش طبيعت و مخصو صا احساسات ژرف انساني است.
    از هنرمندان اين سبک ميتوان به (کرشنر _ هکل_ اشميت_ روتلوف) که از پيشکسوتان گروه پل و ( واسيلي کاندينسکي_ مارکه_ ماکه و کله) که از پيشکسوتان گروه سوار ابي فام هستند نام برد.
     
    گروه پل:
    اين گروه توسط کرشنر پايه گزاري شد ( به نشان وحدت طبيعت وعواطف)
    گروه پل خصلت اصناف قرون وسطايي_ خط گرايي_ تحريف شکلي _ برهم زدن هماهنگي طبيعت و بالا تر از همه بيان عرفاني هنر گوتيک را سرمشق قرار مي دهد انها معتقد بودند که بايد رابطه نزديکي ميان هنرمند و کارش وجود داشته باشد و هنر مي بايست با مردم سخن بگويد و در نتيجه اين هنرمندان فن چاپ را اموختند و اين باعث احياي باسمه کاري در المان شد .
    گروه سوار ابي فام:
    پيشتاز اين گروه واسيلي کاندينسکي بود( اسم اين گروه از يکي از کار هاي خود همين هنرمند گرفته شده است )
    واسيلي کاندينسکي خواص عاطفي و روانشناختي رنگ  خط و شکل را تا جايي ادامه دادکه موضوع وحتي عناصر شبيه سازي يا تصوير تماما از سطح پرده نقاشي  حذف شدند.
    وي در کتابي تحت عنوان(( درباره ي عنصر معنوي در هنر )) مي گويد که هنر بايد به وجه معنوي بپردازد نه وجه مادی.  

    گردآوری وتنظیم:مهرناز نصیری

    نوشته شده توسط روابط عمومی انجمن در یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385 ساعت 15:51 | لینک ثابت |

    حسن اسماعيل‌زاده معروف به استاد چليپا، يكي از آخرين بازماندگان نسل هنرمند نقاشي قهوه‌خانه‌يي ايران، روز گذشته در تهران درگذشت.

    به گزارش خبرگزاری ایسنا، وي ظهر روز 20 بهمن، در سن 82 سالگي، به‌خاطر عوارض ناشي از كهولت سن، دارفاني را وداع گفت.

    مراسم تشييع پيكر اين هنرمند برجسته‌ي ايران، ساعت 9 روز دوشنبه 23 بهمن‌ماه جاري، از مقابل موزه‌ي هنرهاي معاصر تهران برگزار و در قطعه‌ي هنرمندان ايران به‌خاك سپرده مي‌شود.

    استاد حسن اسماعيل‌زاده - چليپا -، در سال 1303 در شهر زنجان متولد شد. در کودکي همراه خانواده‌اش به تهران آمد؛ هفت ساله بود که مادرش او را به شاگردي به استاد محمد مدبر سپرد. او تابلوهاي بسياري در زمينه‌ي حماسه‌هاي مذهبي، ملي و موضوع‌هاي رزمي و بزمي کشيده است.آثار وي در نمايشگاه‌هاي متعدد انفرادي و گروهي درخانه آفتاب، موزه هنرهاى معاصر، نگارخانه سعد آباد، فرهنگسراى ارسباران، خانه هنرهاى ايرانى در ضلع جنوبى پارك شهر، موزه نقاشى پشت شيشه، فرهنگسراى نياوران، مجموعه فرهنگى هنرى صبا، فرهنگسراى بهمن، فرهنگسراى خاوران و يك نمايشگاه جمعى در آلمان به نمايش درآمده است. خردادماه گذشته نيز به‌همراه بزرگداشتي براي اين پير نقاشي ايران در موزه‌ي امام علي (ع) تهران، آخرين نمايشگاه آثارش برگزار ‌شد.

    از جمله آثار حسن چليپا، مي‌توان به نقاشي‌هاي خيمه‌گاه سيدالشهدا (ع)، جنگ‌هاي حضرت علي (ع)، شمايل اميرمؤمنان (ع)، آتش رفتن سياوش و همچنين آثاري با موضوع آداب و رسوم مردم ايران نظير شب حنابندان، شب يلدا و ... اشاره كرد.  

    منبع:ایسنا/فارس

    نوشته شده توسط روابط عمومی انجمن در شنبه بیست و یکم بهمن 1385 ساعت 14:22 | لینک ثابت |

    پوستر:مهدی سعیدی

    "باز باران" وزیریان فیلم برگزیده جشنواره سیاتل شد

    فیلم ایرانی "باز باران" به کارگردانی علی وزیریان تنها جایزه جشنواره فیلم کودکان سیاتل آمریکا را از آن خود کرد.

    به گزارش خبرگزاری مهر، روابط عمومی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان اعلام کرد این فیلم کوتاه زنده در بخش رقابتی زوم جهانی این جشنواره که روزهای هفتم تا پانزدهم بهمن در سیاتل برگزار شد، جایزه هیئت داوران خردسال این رویداد سینمایی را در رقابت با 22 فیلم دیگر از کشورهای مختلف به خود اختصاص داد.

    جشنواره سیاتل در سال‌های گذشته به صورت غیررقابتی برگزار می‌شد، ولی امسال گروهی از داوران خردسال به ارزیابی فیلم‌های جشنواره پرداختند و در پایان "باز باران" به عنوان تنها انتخاب آنها و فیلمی که به بهترین وجه موجب بالا بردن درک و همکاری بین‌المللی شده شایسته دریافت جایزه شناخته شد.

    "باز باران" بر اساس نوشته ‌ای از حمید گروگان با نگارش و بازنویسی بهزاد بهزادپور و علی وزیریان سه سال پیش در کانون ساخته شد و روایتگر داستان پسربچه‌ای است که در ناحیه‌ای پرباران زندگی می‌کند و آرزو دارد مانند بچه‌های همسن و سال خود هنگام بارندگی از چتر استفاده کند، اما به دلیل وضع مالی خانواده خرید آن برایش کمی دشوار است. تا اینکه مادر پس از مدتی برای او چتر می‌خرد، اما...

    دیگر فیلم ایرانی در این جشنواره "بازگشت به خانه" بهزاد فراهت بود. برپایی سه کارگاه فیلمسازی نیز از دیگر بخش‌های جشنواره سیاتل به شمار می‌رفت. فیلم "باز باران" در عین حال روز 16 بهمن یکبار دیگر برای دانش‌آموزان آمریکایی در سیاتل روی پرده رفته و روزهای 20، 23 و 27 بهمن نیز به نمایش درخواهد آمد.

    منبع:خبرگزاری مهر

    نوشته شده توسط روابط عمومی انجمن در پنجشنبه نوزدهم بهمن 1385 ساعت 14:37 | لینک ثابت |
    "نهمين دوسالانه ي طراحی گرافيک معاصر ايران"biennial poster

    ( ۲۷ خردادتا ۳۱ تير ۱۳۸۶- تهران )

    بـا گرامی داشـت يـاد " استـاد مرتضـی مميز " بنيـان گذار دوسالانه ی طراحی گرافيک ايران و رييس شـورای بـرگزاری هشتمين دوسـالانه ی جهـانی پوسـتر تهران پـس از هفت دوره بـرگـزاری موفق دوسالانه های طراحی گرافيک ايران و هشـتميـن دوسـالانه جهــانی پـوسـتر تهـران در سـال ۱۳۸۲ کـه عـلاوه بر معـرفـی گرافيک ايران به جهان توفيق هايی را نيز نصيب طراحان ايرانی نمود ، اکنـون دفتر امـور هنرهای تجسـمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسـلامی بـا همکاری انجمن صنفی طراحـان گرافيک ايران ، مؤسسه توسـعه ی هنرهای تجسـمی و مؤسسه فرهنگی هنری صبا " نهمين دوسالانه طراحی گرافيک معاصر ايران" را با تـأييد ايکوگرادا ( انجمن بين المـللی مجامع طراحی گرافيک) برگزار می کند .

    رئيس دوسالانه : سيد محمد احصايی
    دبير دوسالانه :امراله فرهادی
    رئيس شورای طرح و برنامه : حبيب اله صادقی

    شورای طرح و برنامه : آيدين آغداشلو ، مصطفی اسدالهی ، صداقت جباری ، ابراهيم حقيقی ، حسين خسرو جردی ، قباد شيوا ، رضا عابدينی ، مجيد عباسی ، مصطفی گودرزی ، فرشيد مثقالی ، ساعد مشکی ، عليرضا مصطفی زاده ، مسعود نجابتی

    بخشهای دوسالانه : نهمين دوسالانه ی طراحی گرافيک معاصر ايران در دو بخش ملی و بين المللی به شرح زير برگزار می شود:

    ۱)- بخش ملی ؛ طراحی گرافيک معاصر ايران

    در اين بخش آثار طراحان گرافيک ايران در زمينه های مختلف، با هدف ارائه کارنامه تصويری طراحی گرافيک معاصر ايران در چند سال اخير به نمايش گذاشته می شود .

    اين مسابقه در ۷بخش اصلی ويک بخش جنبی به شرح زير برگزار می شود :

     ۱. طـراحی نـشــانه و نـشـانـه نـوشـتـه   ۲. طـراحی جلـد ( کتـاب ، نشـريـات ، بـروشـور ، کـاتـالـوگ وCD )

    ۳. صفحه آرايی (کتاب ، نشريات ، بروشور ، کاتالوگ) ۴. طراحی صفحات وب و مولتی مديا ۵. طراحی آگهي های مطبوعاتی ۶. طراحی آگهی های شهری(بيلبورد ـ استند و...) ۷. طراحی بسته بندی  

    بخش جنبی : مسابقه طراحی پوستر با موضوعات : ۱.ميراث فرهنگی۲ .گفت وگو ۳.ترافيک

    جوائز:
    الف : بخشهای هفت گانه طراحی گرافيک معاصرايران

    - ۷ سفر مطالعاتی ۳ ماهه به کشور فرانسه از طرف دفتر امور هنرهای تجسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به ۷ نفر (يک نفربرگزيده در هر بخش)

    - جايزه فرهنگستان هنر جمهوری اسلامی ايران به ۷ نفر(يک نفربرگزيده در هر بخش )

    - تنديس و لوح افتخار انجمن صنفی طراحان گرافيک ايران به ۷ نفر طراح برگزيده جوان ايرانی (يک نفربرگزيده در هر بخش )

    - جايزه ويژه رئيس دوسالانه نهم

    ب: بخش جنبی : مسابقه طراحی پوستر با موضوعات : ۱.ميراث فرهنگی ۲ .گفت وگو   ۳ .ترافيک

    - ۴۵ ميليون ريال به ۳ نفر (يک نفر برگزيده در هريک از ۳ موضوع فوق- از طرف دفتر امور هنرهای تجسمی)

    - جايزه فرهنگستـان هنر جمهـوری اسـلامی ايران به ۳ نفر(يک نفر برگزيده در هريک از ۳ مـوضـوع فـوق)

    - تنديس و لوح افتخارانجمن صنفی طراحان گرافيک ايران به۳ نفر (يک نفر برگزيده در هريک از ۳ موضوع فوق)

    .جايزه بزرگ "مرتضی مميز"( از طرف معاونت هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به يک نفر طراح گرافيک ايرانی)

    ۲)- بخش بين المللی : نهمين دوسالانه جهانی پوستر تهران با مضمون های فرهنگی و اجتماعی در تاريخ ياد شده در

    تهران برگزار می شود .
     
    جوائز: 
    - جايزه اول ۵۰۰۰ يورو
    - جايزه دوم ۳۰۰۰ يورو
    - جايزه سوم ۱۵۰۰ يورو

    ( اين جوائز از طرف دفتر امور هنرهای تجسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی اهداء می شود .)

    - جايزه ايکوگرادا (انجمن مجامع بين المـللی طراحی گرافيک)

    - جايزه فرهنگستان هنر جمهوری اسلامی ايران

    - تنديس و لوح افتخار انجمن صنفی طراحان گرافيک ايران (به يک طراح جوان ايرانی)

    - لوح تقدير ويژه هيأت داوران

    مهلت ارسال آثار:

    در هردو بخش بين المللی و ملی ، حد اکثر تا پايان وقت اداری روز پنج شنبه ۳۰ فروردين ماه۱۳۸۶ به نشـانی موزه هنرهـای معـاصر تهران .

    برای کسب اطلاعات بيشتر و دريافت فرمهای شرايط و مقررات و شرکت در نمايشگاه با روابط عمومی موزه هنرهای معاصر تهران يا دبير خانه انجمن صنفی طراحان گرافيک تماس بگيريد .

    موزه هنرهای معاصر تهران :
    آدرس : تهران ـ خيابان کارگر شمالی ـ کد پستی ۱۴۱۵۶۱۴۶۱۱
    تلفن : ۶۶۹۶۹۵۲۶  و ۶۶۹۵۲۰۷۲ و۸۸۹۶۳۲۰۰ و ۸۸۹۶۵۴۱۱
    نمابر : ۶۶۹۶۹۵۲۷
    پست الکترونيک : secretariat@tehran-poster-biennial.com
    www.tehran-poster-biennial.com                                                          
    صندوق پستی : ۶۶۴-۱۹۹۴۵ تهران- ايران
     
    نوشته شده توسط روابط عمومی انجمن در سه شنبه هفدهم بهمن 1385 ساعت 19:8 | لینک ثابت |

    روز گذشته(۱۶/۱۱/۱۳۸۵) هنر انقلاب‌هاي بزرگ دنيا در مجموعه‌ي صباي فرهنگستان هنر جمهوري اسلامي ايران، رونمايي شد.

    به گزارش خبرنگار بخش هنرهاي تجسمي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، درحالي‌كه جمعيت زيادي حياط مجموعه‌ي فرهنگي هنري صبا را دربر گرفته بود، برگزاركنندگان نمايشگاه "هنر به روايت بيداري"، آخرين هماهنگي‌ها را براي ميزباني ميهمانان داخلي و خارجي كه بيش از 75 دقيقه منتظر روشن شدن چراغ نمايشگاه بودند، انجام مي‌دادند. چراغ نمايشگاه با ارايه‌ي حدود 800 اثر نقاشي و پوستر از كشورهاي ايران، آفريقاي جنوبي، كوبا، افغانستان، روسيه، فلسطين، چين و مكزيك، روشن شد. سفيران و نمايندگاني از كشورهايي كه به‌گفته‌ي برگزاركنندگان انقلاب‌شان با نزديك به انقلاب اسلامي ايران بوده، در كنار هنرمندان ايراني و برخي از مسؤولان فرهنگي در مراسمي بدون سخنراني، حضور داشتند.

    نمايشگاه "هنر به روايت بيداري" با هنر انقلاب اسلامي ايران از نگارخانه‌ي "مميز" آغاز مي‌شود كه آثار هنرمنداني چون مرتضي مميز، حسين خسروجردي، ايرج اسكندري، مصطفي گودرزي، مرتضي اسدي، ناصر پلنگي، علي وزيريان، كاظم چليپا، حسن ياقوتي، مصطفي ندرلو،سید حمید شریفی،كيخسرو خروش،ناصر سیفی،حمید قدیریان و ... را دربر مي‌گيرد. اما نگارخانه‌ي خيال شرقي به بخش خارجي هنر فلسطين اختصاص يافته و نگارخانه‌ي آيينه و خيال ميزبان آثار هنرمنداني چون ديه‌گو ريورا، مانفرد زيلا، براكو آنجل، فرناندو كاسترو پاچكو، آرتور گارسيا بوستوس، هكنور ونچورا، ديويد كانزل و... از كشورهاي آفريقاي جنوبي، مكزيك، چين و روسيه است. اين آثار شامل نقاشي، پوستر و چاپ است.

    آثار جمع‌آوري شده براي عرضه در اين نمايشگاه، از مراكز و موسساتي چون دفتر نشر و تنظيم آثار امام خميني (ره)، موزه‌ي شهدا، حوزه‌ي هنري، موزه هنرهاي معاصر تهران، موزه‌ي پست، انجمن طراحان گرافيك و مجموعه‌هاي شخصي تعدادي از هنرمندان معاصر گردآورده شده است. برپايي اين نمايشگاه به مدت يك ماه پيش‌بيني شده است.

    منبع:ایسنا

    برای دیدن متن سخنرانی همایش هنر انقلاب بر روی ادامه مطلب کلیک کنید.

     


    ادامه مطلب
    نوشته شده توسط روابط عمومی انجمن در سه شنبه هفدهم بهمن 1385 ساعت 15:24 | لینک ثابت |

      

    سید حمید شریفی آل هاشم

    شب گذشته(۱۵/۱۱/۱۳۸۵)برنامه پاسداشت سینمای ایران با حضور جمعی از هنرمندان و وزیر فرهنگ درمحل تالار وحدت برگزار شد که در این مراسم علاوه بر بزرگداشت علی نصیریان و یدالله صمدی برگزیدگان بخش مواد تبلیغی جشنواره بیست و پنجم معرفی شدند که طی آن دیپلم افتخار بخش پوستر به سید حمید شریفی برای پوستر فیلم ابراهیم خلیل الله تعلق گرفت.ضمن تبریک به ایشان و آرزوی موفقیت،این اتفاق را بهانه قرار دادیم تا مروری بر کارنامه هنری این هنرمند داشته باشیم.

    وي‌در‌سال ١٣٤٢ در تهران متولد شد.شريفي فارغ التحصيل كارشناسي نقاشي از دانشكده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران و كارشناسي ارشد گرافيك از دانشگاه تربيت مدرس مي‌باشد .

    از جمله فعاليتهای وی در زمينه تصويرسازي ،نقاشي و پوستر و همچنین تدريس در دانشكده هنر الزهرا،دانشكده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران ،عضو هيئت علمي دانشكده هنر دانشگاه شاهد،مسئول گروه گرافيك مركز هنرهاي تجسمي حوزه هنري تا ۱۳۷۸،مدير مركز گرافيك كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان ٧٦-٧٨ ،مدیر هنری روزنامه ایران،مدیر هنری نشریات رشد/تهران امروز/کیهان و.../طراحی صحنه و لباس و دکور چندین فیلم سینمایی و برنامه تلویزیونی/و ... می باشد. از ديگر سوابق او مي‌توان به برگزاري بیش از ۷ نمايشگاه انفرادي و شركت در بيش از 70 نمایشگاه جمعی در داخل و خارج از كشور اشاره كرد.

    شريفي آل هاشم تاكنون به‌عنوان عضو شورای تجسمی کمیته هنر شورای عالی انقلاب فرهنگی،عضو شورا و هیئت علمی خانه کاریکاتور و عضو هيئت داوران و انتخاب اولين نمايشگاه تجربي نقاشي و گرافيك،عضو هیئت انتخاب و داوری اولین بینال تایپوگرافی،عضو هيئت داوران بخش گرافيك ششمين و هفتمين جشنواره كتاب كودك و نوجوان،عضو هیئت داوران بخش گرافیک جشنواره مطبوعات و به عنوان دبیر دومین جشنواره هنرجوان،اولین سالانه پوستر عاشورا،دومین سالانه حروف نگاری پوستر و... شركت داشته است.

    گفتني است وي برنده اولين و دومين بينال گرافيك تهران،اثر برگزیده و تقدیر شده از مسابقه              بین المللی طرح و کاریکاتور فروپاشی کمونیسم /منتخب بهترین طراحی تمبر۱۳۷۱/برنده جايزه اول و نشان زرين از سومين نمايشگاه دوسالانه طراحان گرافيك ايران و جايزه، ديپلم افتخار و نشان سيمين از جشنواره هنري مهر ١٣٧٨ و مفتخر به دريافت لوح زرين و مدال يادبود از مجتمع هنر و ادبيات دفاع مقدس شده است .

     
     
    Click to close Window
     
     
    Click to close Window
     
     
     
     
    Click to close Window
     
     
     
     
     
    Click to close Window
     
     
     
     
     
     
    Click to close Window
     
     
     
    سید حمید شریفی آل هاشم،طراح پوستر "ابراهیم خلیل‌الله":
    پوستر ویترین فیلم است
    طراح پوستر برگزیده بیست و پنجمین جشنواره فیلم فجر، پوستر را به ویترینی تشبیه کرد که بی آنکه موضوع فیلم را لو بدهد، بیننده را جذب تماشای آن می‌کند.
    به گزارش خبرگزاری مهر، واحد خبر حوزه هنری اعلام کرد حمید شریفی آل‌هاشم طراح و گرافیست مرکز هنرهای تجسمی حوزه هنری و طراح پوستر فیلم سینمایی "ابراهیم خلیل‌الله" در این باره گفت: "پوستر فیلم‌ جز جذاب بودن و بهره‌مندی از اصول زیباشناسانه، با موضوع اثر نیز باید در تناسب باشد، به نحوی که بیننده پس از تماشای فیلم به میزان هماهنگی این دو پی ببرد."

    وی در ادامه افزود: "برای طراحی مفاهیم انتزاعی در پوستر، تنها به کارگیری عناصر بصری و تصویری کافی نیست. به گمان من هنرمند باید تلاش کند با استفاده از تصاویر و نوشتار معانی و مفاهیم را در پوستر به هم نزدیک کند."

    این هنرمند‌ مدیریت را مهمترین عاملی دانست که روند شکل‌گیری و رشد پوستر فیلم را تعیین می‌کند و از متولیان امور فیلمسازی که آنان را سفارش‌دهندگان اصلی پوستر نامید، خواست با پیشه کردن رفتار حرفه‌ای، شرایط  مناسبی را برای بروز و ظهور توانمندهای طراحان فراهم کنند.
    نوشته شده توسط روابط عمومی انجمن در دوشنبه شانزدهم بهمن 1385 ساعت 22:48 | لینک ثابت |
     

    ۳۰ دی ۱۳۵۷/نوفل لوشاتو/فرانسه. . .

    در سي‌ام دي ماه 57 از دهكده «نوفل لوشاتو» فرانسه خبر مهمي در سراسر دنيا منتشر شد: آيت‌الله خميني پس از پانزده سال تبعيد، به ايران بازمي‌گردد.
    امام در صبح يكشنبه، اول بهمن، تمامي حاضران در اين دهكده را دور خود جمع كردند و ضمن حلاليت از تك تك آنان، به ويژه از مهمان‌نوازي اهالي اين روستا تشكر كردند.

    با صداي امام: در اين مدت كه من موجب زحمت آنها شدم هم تشكر كنم و هم عذر مي‌خواهم.

    طبق برنامه قرار بود امام صبح جمعه ششم بهمن به ايران بازگردند ولي بختيار با بستن فرودگاه مانع ورود امام شد.

    با صداي امام: دولت خائن از اين امر مانع شد و همه فرودگاه‌هاي ايران را بست و من پس از باز شدن فرودگاه‌ها بلافاصله خواهم رفت.

    به دنبال خبر بسته شدن فرودگاه تظاهرات بر ضد بختيار در سراسر ايران اوج گرفت تا اين‌كه او در نهم بهمن مجبور شد فرودگاه‌هاي سراسر كشور را باز كند.

    با صداي بختيار: هر وقت خواستند بيايند مي‌توانند تشريف بياورند ولي تشريف آوردن ايشان يا هر كسي نبايد به اين شرط باشد كه بنده استعفا بدهم و از پست قانوني و از سنگر قانوني جدا بشوم.

    در همين ايام در پاريس دفتر ايران اير و سفارت ايران در فرانسه به دست دانشجويان انقلابي درآمد.
    امام سرانجام بعدازظهر 11 بهمن از نوفل لوشاتو به پاريس رفتند و بوئينگ 747 هواپيمايي فرانسه ساعت 5/3 دوازدهم بهمن به سمت تهران حركت كرد.

    در داخل هواپيما 100 خبرنگار و فيلمبردار همراه امام حضور داشتند كه همگي انها با امام عكس يادگاري گرفتند.
    آرامش ايشان تا رسيدن به تهران آن‌گونه بود كه حتي نماز شب امام هم در داخل هواپيما ترك نشد.
    اما در فرودگاه مهرآباد از نخستين ساعات صبح پنجشنبه 12 بهمن همه اقشار آمده بودند؛ ياران امام هم هماناني كه از آغاز نهضت او را ياري كرده بود آمده بودند.

    ساعت 33/9 دقيقه هواپيما به زمين نشست و آقاي پسنديده برادر امام و آقاي مطهري براي خير مقدم به امام داخل هواپيما شدند امام براي احترام به برادر بزرگتر خود از آيت‌الله پسنديده خواستند تا ايشان ابتدا پايين روند آن لحظه فراموش نشدني فرا رسيد.

    در سالن فرودگاه يكي از جوانان متن خوشامدگويي به رهبر انقلاب را كه آقاي مطهري آن را نوشته بود قرائت كرد، سخنراني امام در فرودگاه چند دقيقه‌اي طول كشيد و حالا جمعيت مشتاق امام در خيابان‌ها و بهشت زهرا بودند كه براي ديدن خميني لحظه‌شماري مي‌كردند.
    هفتاد هزار بازوبند براي انتظامات مسير عبور امام تدارك ديده شده بود.
    اطراف ميدان راه‌آهن زيباتر از محله‌هاي ديگر براي ورود امام آذين‌بندي شده بود.

    خودرو حامل امام از درب شرقي وارد بهشت زهراي تهران شد ولي به دليل ازدحام جمعيت ديگر نمي توانست حركتي داشته باشد.
    ياد شهيدان مطهري و صدوقي بخير.
    آن روز وقتي خبر خراب شدن ماشين امام را در بهشت زهرا شنيدند خيلي نگران شده بودند.

     

    با صداي شهيد صدوقي: اگر به ايشان علاقه داريد هر چه زودتر راه را باز بگذاريد تا ايشان به اين محل برسند.

    با صداي شهيد مطهري: اولين وظيفه شرعي ما حفظ جان آيت‌الله است. سلامت آقا در خطر است.

    هليكوپتر در 100 متري ماشين به كمك آمد و امام به آن منتقل شدند. در اين فاصله راننده خودرو امام به دليل فشار جمعيت بيهوش شد.
    هليكوپتر بالاي قطعه 17 بهشت زهرا فرود آمد.
    با پايان مراسم بهشت زهرا امام به اتفاق حاج احمد آقا و آقاي ناطق به منزل يكي از دوستان قديمي خود مي‌روند و شامگاه 12 بهمن عازم مدرسه رفاه مي‌شوند. . .

    منبع:بازتاب

    نوشته شده توسط روابط عمومی انجمن در پنجشنبه دوازدهم بهمن 1385 ساعت 20:38 | لینک ثابت |
     

    احمد رضا دالوند

    در دو دهه گذشته جامعه ما تحولاتى را به خود ديده و از باريكه راه هايى عبور كرده و به همين دلايل براى ذهن هنرمند موقعيتى فراهم كرده است كه مى توان آن را فرصتى تكرار نشدنى از موقعيت هاى بشرى ناميد.
    نظير چنين موقعيتى را يك هنرمند اروپايى يا آمريكايى اساساً نمى شناسد. چنين شرايطى مى تواند براى هنرمند ايرانى دستمايه خلق آثارى بديع باشد.
    كار در آزمايشگاه زندگى، تجربه و ذهن، كارى سترگ، بى مانند و يگانه است كه تاريخ معاصر ايران بستر مناسب آن را فراهم ساخته است.
    زيستن در متن اين دوران پرالتهاب مى تواند و بايد كه هنرمند اين مكانى را در نوك پيكان پرگشايى هاى بكر انديشه و خيال قرار دهد.
    در دويست سال گذشته، شايد اين نخستين بار باشد كه ما ناگزير از تداركات سفرى باشيم كه همه بارو بنه و نقشه و راهنما و دوربين و پاى افزار و خوراك و عينك و... آن را خود بايد فراهم كرده و بسازيم.
    ما ايرانى ها با تكيه بر گنج عظيم به جا مانده از نياكانمان بايد در عرصه گرافيك و تصويرگرى سليقه حاكم بر دنياى امروز باشيم. درحالى كه شاهد هستيم سليقه غربى ها حاكم شده است.
    بسيارى از گرافيست ها و نقاشان ما كار مى كنند تا بلكه شبيه غربى ها باشند. افسوس كه همه عناصر تشكيل دهنده هويت و شخصيت انحصارى خود را فراموش كرده اند.
    نزديك به يك قرن طول كشيد تا ژاپنى ها در گرافيك معاصر جهان صاحب نام و نشان منحصر و يگانه خود شوند. اين مدت آنها، هم خصايل تاريخى و فرهنگى خود را بازشناسى و تبيين كردند و هم نوع نگاه و تكنيك هاى جديد گرافيك معاصر اروپا و آمريكا را مورد مطالعه قرار داده و در حافظه و هاضمه خود جذب كردند. و همه اين مسائل را آنگونه به انجام رساندند كه فقط از عهده يك ژاپنى برمى آيد.
    حدود هفتاد سال نيز از عمر گرافيك مدرن در ايران مى گذرد، تجربه جاهاى ديگر دنيا مثل ژاپن را نيز به عنوان «CASE STORY» در اختيار داريم. به قول يكى از اساتيد رشته گرافيك، لهستانى ها كه امروزه در گرافيك معاصر جهان صاحب ويژگى انحصارى خود هستند و در محافل تخصصى توانسته اند چيزى معتبر به نام «شيوه لهستانى» را تثبيت كنند، چنانچه يك نقاب ايرانى به چهره گرافيك خود مى زدند، آيا امروزه نشانى از «شيوه لهستانى» مى توانست وجود خارجى داشته باشد؟
    آنها ضمن حفظ خصوصيات ملى و لهستانى خود، از تجارب ساير فرهنگ ها نيز بهره مند شدند. ما نيز چنانچه بخواهيم طليعه يك تحول را تماشاگر باشيم مى بايستى مورد ژاپن، لهستان، سوئيس و ساير جاهاى مطرح در عرصه گرافيك معاصر جهان را بررسى و مطالعه كنيم.
    گرافيك ژاپن همانقدر بين المللى، معاصر و روزآمد است كه برخوردار از روح ژاپنى نيز هست.
    اين واقعيت درباره آلمان، سوئيس، لهستان و ساير جاهاى ديگر نيز صدق مى كند.
    در هفتاد سال گذشته آنقدر آزمون و خطا كرده ايم كه حالا ديگر از خودمان توقع داشته باشيم تا داستان تكرارى و كسالت بار «افت» و «خيز» را بدل به «خيزى بلند» متكى بر آگاهى تاريخى كنيم.
    بايد هفتاد سال گرافيك معاصر ايران را بررسى كنيم تا رگه هاى اصيل و ناب آن را از رگه هاى عاريتى و كم مايه جدا كنيم.
    بايد حدفاصل ميان گرافيك ماقبل كامپيوتر و گرافيك پس از كامپيوتر را (در ايران) زير ذره بين نقد و تحليل قرار دهيم.
    بايد به درستى پى ببريم كه در اين هفتاد سال كدام وجه از گرافيك ما مورد غفلت قرار گرفته و در كجاها درجا زده ايم و نقاط قوتمان را بايد در كجا جست وجو كنيم.
    بايد مرز ميان آثارى كه به توانايى ذهنى، فكرى و خلاقه متكى است و آثارى كه تو هم توانايى را با تكيه بر كامپيوتر القا مى كنند، روشن شود.
    بايد زيبايى شناسى ويژه اى كه توسط امكانات نو و نرم افزارهاى كامپيوترى به دست مى آيد مورد نقادى و تحليل اصولى قرار گيرد و مصاديق اين نوع از زيبايى شناسى ناشى از ماشين را با پردازش خلاق شناسايى كرده و استفاده بى حد و مرز و «فله» از سيستم هاى مدرن را با نقادى و موشكافى مورد پرسشگرى هاى جدى قرار دهيم.
    بايد به دوران كميت انبوه پايان داد و راه را براى حضور طراحان صاحب صلاحيت و متخصص باز كرد.
    در اين راستا منتقد نمى تواند مانند «يعقوب ليث» باشد كه گفت: «آنچه من درنمى يابم چرا بايد گفت».
    و بدينسان حد «اثر» را با اندازه فهم خود تعيين كند. بايد به درستى بدانيم كه چرا در غرب به خيلى از آثار خلق شده با كامپيوتر لقب «فحشاى تصويرى» داده اند.
    بايد بدانيم چرا در آنجا به آماتورهايى كه با كامپيوتر كار مى كنند، اهميتى نمى دهند.
    بايد روشن شود كه چگونه مشتى «User» كه صرفاً با يك يا دو نرم افزار آشنايى نسبى دارند، توانسته اند در كسوت گرافيست همه مجارى بازار را اشغال كنند؟
    آيا مى خواهيم يك آفريننده باشيم يا يك مقلد؟ داشتن پاسخ هاى روشن و درست براى اين پرسش ها و ابهام ها يعنى پيمودن بخش مهمى از راه.
    بايد زندگى خود را توسعه دهيم. «طراحى» مى تواند زندگى ما را توسعه بخشد و اين امر حيرت انگيز را با چيزهاى بى همتايى كه از ديدنى هاى جهان به دست مى آورد، به انجام مى رساند. طراحى موجب مى شود تا چشمان ما احساس آسودگى كنند و ذهن ما فرصت صعود پيدا كند.
    يك «طراح» در تعريف اصولى و سزاوار آن در واقع ديده بان تحولات بصرى جامعه خود است. بايد به طراحى، يعنى به پديده اى كه مى تواند عشق، توجه، دلشوره، و شعور را بر سطوح زندگى مان منعكس كند و شعف و شگفتى بيافريند بهاى درخور داد.
    «انرژى بصرى» موضوع پراهميتى است كه براى يادآورى اهميت آن به ورود يك فرد به داخل يك موزه به عنوان مثال اشاره مى شود، غالباً ديده شده است كه آدمها وقتى كه از كوچه و پياده رو و خيابان و ازدحام روزانه پاى به درون يك موزه يا گالرى مى گذارند، رفتارى آرام، ملايم و منعطف پيدا مى كنند. اين حقيقت از «انرژى بصرى» برمى خيزد. انرژى بصرى چيزى است كه توسط «طراح» توليد، توزيع و كنترل مى شود. اين موضوع درباره نمادها و نشانه هاى ادارات، شركت ها، فروشگاه ها، تابلوهاى شهرى و همچنين درباره صفحات روزنامه ها، مجلات، طرح جلد كتابها، پوسترها، بروشورها، بيلبوردها، مبلمان شهرى و ... صدق مى كند.
    از آنجا كه اثر هنرى، حاصل محتويات ذهنى، اندوخته هاى فكرى و برداشت هاى متفاوت هنرمند از زندگى پيرامون خويش است، مى توان به اين نتيجه انديشيد كه سابقه و بيوگرافى تصويرى جامعه و تمدن خود را به مثابه امرى ضرورى مورد شناسايى قرار دهيم.
    بازى با نقشمايه ها و بازيگرى و رقص با طرح و خط، همان چيزهايى هستند كه هنر جهان به هنر ايرانى مديون است. در هنر اقوام مختلف بشرى، آنچه بر پايه آرايشگرى و زينتگرى است در غرفه قوم ايرانى به طرز بى همتا و يگانه اى عرضه مى شود.
    زينتگرى همواره با مهارت فنى توأم بوده است، اما زينتگرى همراه با مهارت فنى تنها در ململ راز و رؤياست كه قرون و اعصار را طى مى كند و همواره بكر و بديع باقى مى ماند. پروفسور پوپ، هنر ايران را هنر تزئين و آرايش مى دانست. چرا كه هنرمند ايرانى تصاوير و اشكال طبيعى اشيا، جانوران و گياهان را انتزاعى كرده، يعنى از صورت طبيعى بيرون آورده و به آن قدرت انتزاع مى بخشيد. اين قدرت انتزاع يعنى انديشيدن و آفرينش، يعنى يك مرحله بالاتر از حد مرسوم، يعنى هنر ناب و خالص. انتزاع كردن مرحله والاى تفكر است. از پنج هزار سال پيش، اين هنر تبديل كردن اشيا به حالت هاى هندسى و انحناها و سپس تزئين و آرايش، ويژگى اصلى هنر ايرانى بوده است.
    ايرانى هرچه مى ساخته يا به كار مى برده، از باغ و بنا و اثاث و سلاح و رنگ و خط و پوشاك... زيبا بوده و زمينه اى براى بازى ذوق و خيال به حساب مى آمده است.
    يكى از مسائل مهم «ذهن ايرانى»، همين «رمزپردازى» است كه در عرفان و هنر ما نيز به وفور ديده مى شود. كار ما در چنين شرايطى، در واقع بيشتر فكر كردن و كشف رمز از آثار بزرگانمان است. كار ما شايد بيشتر از آنچه گفته آمد، در انداختن طرحى نو باشد.

    منبع:روزنامه ایران

    نوشته شده توسط روابط عمومی انجمن در چهارشنبه یازدهم بهمن 1385 ساعت 23:30 | لینک ثابت |
      !!!...

    این روزها هر کس را در دانشکده ببینی،بعد از سلام و احوالپرسی،مطمئنی که چند کلمه را در لابه لای

    مکالمه ات با او خواهی شنید:۱/ژوژمان ۲/امتحان ۳/پاسپارتو ۴/زوار ۵/نمره ۶/انتخاب واحد ۷/....

    واقعا همه زحمات و سختی ها در طول ترم یک طرف،یکی دو هفته امتحان و ژوژمان هم یک طرف دیگر!

    دیوارهایی که از نوک سقف! تا پایین ترین نقطه ممکن پذیرای تلاش سه ماهه(و گاه یک شبه!)

    دانشجویانی هستند که همه ذوقشان یکباره در روز ژوژمان فوران می کند.

    روزهایی که خواه ناخواه یک فضای خوب و صمیمی و البته هنری! در تمام دانشکده ایجاد می شود

    و هر دانشجو می کوشد با ارائه بهتر آثار خود هم برای همکلاسی هایش رخی بنمایاند و هم دل استاد

    را برای درج یک ۰+۲در لیست نمرات بدست آورد.

    و این فضا دقیقا همان چیزی است که همه ما را به تکاپوی دوباره واداشته و احساسات فروخفته مان

    را مورد قلقلک! قرار می دهد.ما هم از بدو ورودمان به دانشگاه امید داشتیم که اینچنین جوی در تمام

    ایام تحصیل! حاکم باشد.اصلا نفس راه اندازی گروه ها و انجمن ها ی هنری! در دانشکده ایجاد و تثبیت

    اینچنین فضایی بوده که در اثر آن دانشجویان(هنرجویان)! فرصت بروز ایده ها و خلاقیت هایشان را پیدا

    کنند.اگرچه نباید در این میان از تلاش های کم و بیش مسئولان دانشکده و برخی دانشجویان        

    چشم پوشی کرد،اما حقیقت این است که ادامه این روند و تثبیت آن به عنوان قاعده ثابت یک

    محیط هنری! نیازمند اراده و همکاری همه دانشجویان و اساتید و صرف هزینه و زمان بدون اعمال

    محدودیت! است.

    اما در این میان انجمن به عنوان یک تشکل دانشجویی،بستر بسیار مناسبی است تا دانشجویان

    در قالب گروه هایی با سلایق و نگاه های متفاوت،دوستانه گرد هم آیند و طرح ها و برنامه های هنری

    خود را مطرح کنند،چرا که اگر اینگونه باشد،دانشجویان می توانند با هم نوایی و همصدایی مطالبات

    خود را جهت انجام برنامه ها و تحقق اهداف هنری شان برآورده سازند.

    در همین راسته!انجمن با راه اندازی وبلاگ(که البته در آینده نزدیک صاحب سایت اختصاصی هم میشود)

    سعی در ایجاد یک فضای مجازی برای بازتاب فعالیت های خود و همچنین رویدادها و مسائل پیرامون هنر

    (اختصاصا گرافیک و نقاشی) داشت که البته در این راه تا حدود زیادی هم موفق بوده است.

    اما آنچه کمی از اشتیاق ما را برای ادامه این مسیر به یاس مبدل کرده،عدم اقبال دانشجویان و اساتید!

    بود.در این میان اندک مخاطبان دائمی وبلاگ! هم آنقدر از این رکود و سکون فضای دانشکده گله مند

    بوده اند که در بعضی مواقع!،حسابی از خجالت دانشکده و دانشگاه در آمده اند و آنچه باید دوستانه و

    مسالمت آمیز مطرح شود،با لحن تند و گاه بی انصافانه ابراز شد.

    علی ای حال!!! نمی خواهیم حال خوشی را که در اثر دیدن ژوژمان ها به ما دست داده! با این حرفها

    خراب کنیم.غرض از نوشتن این چند خط هم یادآوری اهداف خودمان! و البته تجدید میثاق! با آمال و

    آرزوهای فراموش شده! دانشجویان فعال و علاقمند بود و بس!

    ترم جدید هم در راه است!

    عده ای که فارغ(از تحصیل)می شوند و عده ای هم به دنبال شهریه و انتخاب واحد و ... ! ! هستند.

    در این میان بعید می دانم کسی حتی فرصت مطالعه این حرف ها را داشته باشد چه برسد به اینکه

    به فکر فرو رود و چاره ای بیاندیشد.

    چه می دانیم شاید هم اینگونه شد.در صفحه نظرات منتظریم ببینیم پیش بینی مان درست است یا غلط

    والسلام. . .

    نوشته شده توسط روابط عمومی انجمن در چهارشنبه یازدهم بهمن 1385 ساعت 14:42 | لینک ثابت |

    فرزاد ادیبی Farzad Adibiبه گزارش سایت خبری "رسم" و به نقل از سایت خانه هنرمندان ، پوسترها و جلدهای فرزاد ادیبی در نگارخانه ممیز به نمایش درمی‌آید. این نمایشگاه که "خروش خموش" نام گرفته از روز شنبه (14/11/85) آغاز بکار می‌کند. ضمنا همزمان با نمایشگاه ادیبی ، آثار تایپوگرافی یونس فقیهی هم در نگارخانه میرمیران خانه هنرمندان برگزار خواهد شد. این نمایشگاه هم روز شنبه (14/11/85) گشایش می‌یابد. فقیهی دانش‌آموخته گرافیک از دانشکده هنرهای زیباست که تاکنون پنج نمایشگاه انفرادی داشته است.

    ((این آثار حاصل کار‌های فرهنگی فرزاد ادیبی در سال‌های اخیر است که در دو شیوه پوستر و طرح جلد ارایه خواهند شد.
    فرزاد ادیبی در توضیح بیشتر این آثار گفت: اغلب این آثار پوسترهایی است که در ارتباط با همایش‌های فرهنگی ، کنفرانس‌ها و گردهمایی‌ها کار شده اند که در ارتباط با ادبیات و نشست‌های ادبی بوده است. همچنین طراحی جلدهایی که آنها هم عمدتا در رابطه با شعر، ادبیات و موضوعات فلسفی است در این نمایشگاه به تماشا گذاشته خواهد شد.
    مدرس دانشگاه تهران در ادامه افزود: البته تعدادی از پوسترها به صورت تجربی هستند. این پوسترها به سفارش گروه‌های هنری طراحی شده ولی چاپ نشده اند که اغلب در ارتباط با موضوع‌هایی مثل ضرب المثل‌ها و یا موضوعات ادبی مثل مولانا طراحی شده اند.
    این هنرمند تاکنون دو نمایشگاه انفرادی از آثارش به نام‌های نگره و نگاره ( نگارخانه لاله، سال 77) وچهرچکامه (نگارخانه آبتین سال 80) برپا کرده است.
    وی در خصوص عنوان نمایشگاه سوم خود که خروش خموش انتخاب کرده چنین گفت: این نام از اشعار مولانا گرفته شده است. کار گرافیک اصولا صامت و خموش است اما وقتی در نگاه با آن مواجه می‌شویم، خروشیدن آن را احساس می‌کنیم. پوسترها هر کدام یک خروش ارکستر واری دارند که می‌توانند نغمه ای را به گوش و چشم ما برسانند.
    فرزاد ادیبی علاوه بر برپایی سه نمایشگاه انفرادی از آثارش در بیش از چهل نمایشگاه گروهی نیز شرکت داشته است. آثار این هنرمند در زمینه جلد، صفحه آرایی و تصویرسازی در جشنواره‌های مطبوعات برگزیده شده است. وی همچنین نگارش مقاله‌هایی در ارتباط با هنر‌های تجسمی‌ به ویژه گرافیک درمطبوعات را به عهده داشته است.
    سومین نمایشگاه آثار گرافیک فرزاد ادیبی با عنوان "خروش خموش" شامل پوستر و طرح جلد از روز شنبه 14 بهمن ماه در نگارخانه‌ی ممیز خانه‌ی هنرمندان ایران افتتاح می‌شود و تا روز پنج شنبه 20 بهمن برای بازدید علاقه‌مندان در این نگارخانه برپا خواهد بود. ))

    گفتگوی مفصل فرزاد ادیبی در ادامه مطلب
    منبع:رسم

    باد اسب است ؛ فرزاد ادیبی

    By: Farzad Adibi

    پدر سوخته من شاهم میتونم

     

     

     

     

     

     

     

    سایت فرزاد ادیبی/سایت خانه هنرمندان


    ادامه مطلب
    نوشته شده توسط روابط عمومی انجمن در چهارشنبه یازدهم بهمن 1385 ساعت 12:28 | لینک ثابت |
     علی وزیریان متولد سال1339تهران و فارغ التحصیل رشتة نقاشی از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران است . چهره او به عنوان یکی از مطرح ترین طراحان گرافیک معاصرایران شناخته شده است . وزیریان در سال 1382 اولین تجربه خود را در زمینه سینما با فیلم کوتاه « بازباران» آغاز کرد . این اثر تاکنون دربسیاری از فستیوال های معتبر بین المللی حضورپیدا کرده و جوایز گوناگونی را به خود اختصاص داده است . پروانه زرین بهترین فیلم کوتاه بخش بین الملل و دیپلم افتخار بهترین کارگردانی هجدهمین جشنواره فیلم کودک و نوجوان اصفهان ، فیل نقره ای فستیوال فیلم کودک و نوجوان هند و جایزه ویژه هیئت داوران جشنواره فیلم هیوستون آمریکا بخشی از این جوایز است . « بازباران» اخیراً در فستیوال های فیلم کودک و نوجوان توکیو(ژاپن) و تورنتو (کانادا) به نمایش درآمده است . « خدا نزدیک است » اولین فیلم بلند وزیریان است و موضوع آن دلدادگی جوانی است که به واسطه تجربه عشقی ناکام، رمز و رازی دیگر بر او هویدا شده و معجزه ای صورت می گیرد.علي وزيريان كارگردان فيلم «خدا نزديك است» پيش از اين به عنوان یکی از طراحان برجسته گرافیک مطرح بوده كه پوستر فيلم‌هايي همچون باران/روبان قرمز/عشق طاهر/پدر/آژانس شيشه‌اي/رنگ خدا/از آثار او محسوب مي‌شوند، وي همچنين پوستر اصلي و بخش های مختلف هفتمين جشنواره فيلم فجر و اولين جشنواره فيلم كودك و نوجوان را نيز طراحي كرده است.

    مشاهده آثار/سایت فیلم خدا نزدیک است.

    Click to close Window
     
     
     
    Click to close Window
    پوسترها:علی وزیریان
     
    نوشته شده توسط روابط عمومی انجمن در شنبه هفتم بهمن 1385 ساعت 16:56 | لینک ثابت |

    كارگاه نقاشي" آيدين آغداشلو " با موضوع نقاشي قهوه خانه‌‏اي نگاره‌‏هاي محرم ، توسط معاونت علمي - پژوهشي فرهنگستان هنر ، به مناسبت ماه محرم برگزار مي‌‏شود.
    به گزارش گروه فرهنگ و هنر ايلنا و به نقل از فرهنگستان هنر، اين كارگاه روز شنبه 7 بهمن ماه از ساعت 17:30 در مجموعه هنر پژوهشي نقش جهان برگزار مي‌‏شود.

    منبع:ایلنا

    نوشته شده توسط روابط عمومی انجمن در چهارشنبه چهارم بهمن 1385 ساعت 17:7 | لینک ثابت |
     
    offshore