متنی که پیش روی شماست به عنوان یک پیش خبر!!! می باشد.
متن پیش خبر!:معرفی و نمایش آثار اساتید دانشکده هنر
بیوگرافی و آثار این اساتید را به زودی خواهید دید:
۱-زهرا اسماعیلی تبار:ریاست فعلی دانشکده هنر/مدرس گروه نقاشی
۲-رامین شیخانی:معاون و مدیر گروه گرافیک/مدرس گروه گرافیک
و ...
اصل خبر:به زودی/در همین روزها . . .

------------------------------------------------------------
داستان از اونجایی شروع شد که ما دانشجویان وزین و با ادب! رشته گرافیک اونقدر درس خوندیم و
زحمت کشیدیم تا بالاخره به واحد پوستر رسیدیم!روز انتخاب واحد شلوغ بود.گرم هم بود.ما هم
گرسنه بودیم و هم خسته و هم مظطرب!اما با هر سختی بود اون روز گذشت
و ما برای کسب فیض و تحصیل دانش و طی مدارج علمی یک بار دیگر با غرور تمام حماسه آفریدیم!
و با حضور پرشور در صف های طویل انتخاب واحد مشت محکمی زدیم!
مقرر شد واحد پوستر رو در محضر استاد والا سرکار خانم شهباززاده باشیم که بعدها معلوم
شد ایشون برای این ترم نمی یاد و ما رو در غمی جانکاه فرو برد و این حسرت حالا حالاها از دل
ما دانشجویان پر نخواهد کشید.اما این غم جانکاه کم کم داشت ما رو از پا در می آورد که خبر آمد
استاد گرام سرکار خانم حقیقی بار سنگین آموزش ما رو به دوش جان! خریدن و قراره در محضر
ایشون به کسب فیض و تحصیل علم پوستر! مشغول بشیم/
من که خیلی از شیوه تدریسش راضی ام/خیلی خوش برخورد/مهربان/صبور و البته با کوله باری
از تجربه که هر جلسه بازش می کنه و به قاعده پنج سخنرانی پارلمانی برای بچه ها حرف می زنه!
رفتار عالی و روش تدریس متفاوتش برای همه لذت بخشه/ یکی از پروژه هایی که ایشون
پیشنهاد دادن طراحی پوستر فیلم یا پوستر تجاری به انتخاب بچه ها بود که همه به اتفاق
پوستر فیلمو انتخاب کردن و مقرر شد برای طراحی پوستر یک فیلم انتخاب بشه و با حضور همه
بچه ها یه اکران بریم! و بعد همه با اون برداشتی که از فیلم دارن یک پوستر طراحی کنن.
و اون فیلمی نبود جز شاهکار جاودانه گوئیلرمو دل تورو با نام هزارتوی پن/فیلم عجیبی بود/چقدر
انسانی و مبتنی بر اخلاق بود/انگار پیام همه خوبیهای عالم در چند جمله انتهایی فیلم به
زیباترین شکلی بیان میشد/موسیقی بی نظیر/و اشکها در انتها دیدنی بود . . .
مطالبی که در ادامه آمده تمام آن چیزی است که شاگردان کلاس تکنولوژی۳ که قرار است پوستر فیلم
هزارتوی پن را طراحی کنند، به آن نیاز دارند.به علاوه برای دیدن پوسترها/پس زمینه ها و خیلی
چیزهای دیگر در مورد این فیلم علاوه بر مطالعه کامل این مطالب سری هم به سایت رسمی این
فیلم بزنید.به امید موفقیت همگی دانشجویان. . .
------------------------------------------------------------------------------------------------
“هزارتوی پن”، ساخته “گی یر مو دل تورو” فیلمساز مکزیکی از سوی انجمن ملی منتقدان فیلم آمریکا به عنوان بهترین فیلم سال 2006 معرفی شد.
“هزارتوی پن”(Pan’s Labyrinth) که با تحسین منتقدان روبرو شده است درباره تخیلات یک دختر نوجوان اسپانیایی در زمان حکومت فاشیسم در اسپانیا است. این دختر برای رهایی از دست ناپدری فاشیست خود به یک سرزمین تخیلی روی می آورد...
"افیلیا" کوچولو برای فرار از دست ناپدری نظامی و بدطینت خود به یک سرزمین عجیب در دل جنگل پناه می برد."دل تورو" ساده ترین و در عین حال صادقانه ترین فانتزی را با خشن ترین شکل رئالیسم اجتماعی تلفیق می کند تا ثابت کند فاشیسم یک قصه پریان درباره قدرت و کابوسی از وحشت است.
|
>> کاندید اسکار بهترین فیلمنامه (گي يرمو دل تورو)
................................................................. |
|
>> برنده اسکار بهترين كارگردان هنري (گي يرمو دل تورو) ................................................................. |
|
>> کاندید اسکار بهترين فيلم غير انگليسي زبان (گي يرمو دل تورو)
................................................................. |
|
>> برنده اسکار بهترین طراحی صحنه (گي يرمو دل تورو)
................................................................. |
|
>> کاندید اسکار بهترین موسیقی متن (خاوير ناواراته)
................................................................. |
|
>> برنده اسکار بهترین فیلمبرداری (گي يرمو ناوارو)
................................................................. |
|
>> برنده اسکار بهترین چهره پردازی (ديويد مارتا) ----------------------------------------------------------------------------------
این فیلم تا به حال جوایز متعددی را از آن خود کرده است ، از جمله سه جایزه اسکار و جایزه بهترین فیلم خارجی گلدن گلوب. وقتی فیلم برای اولین در فستیوال کن اکران شد ، پس از اتمام فیلم حضار به مدت 22 دقیقه تمام برای فیلم ابراز احساسات کردند ، چیزی که هیچگاه دیده نشده بود.
فیلم دو دنیای روزمین و زیرزمینی را با مهارت روایت میکند و رخدادهای آن دو را به موازات هم پیش میبرد. گرچه برای خلق شخصیتهای تخیلی از جلوههای ویژه ، استفاده زیادی شده است ولی این جلوههای ویژه هیچگاه کل فیلم را تحتالشعاع خود قرار نمیدهند. داستان فیلم : پیشدرآمد فیلم با جهان زیرزمینی آغاز میشود. شاهزاده موآنا دختر پادشاه جهان زیرزمینی ، درباره جهان روزمین کنجکاو میشود و به جهان روزمینی میآید. اشعه خورشید حافظهاش را نابود میکند. شاهزاده موآنا در جهان روزمینی زندگی میکند و سرانجام پیر میشود و میمیرد. مرگ وی باعث ناراحتی پدرش میشود. پادشاه اعتقاد دارد که سرانجام روح دخترش در کالبد دیگری حلول خواهد کرد و به دنیای زیرزمنی بازخواهد گشت. در این قسمت ، فیلم کات میخورد و به اسپانیای زمان ژنرال فرانکو در سال 1944 میرویم. با دختر جوانی به نام اوفلیا آشنا میشویم که به افسانه جن و پریها علاقه دارد ، پدرش را در جنگ از دست داده و مادرش مجبور شده با یک فاشیست به نام کاپیتان ویدال ازدواج کند. مادر اوفلیا باردارد و اوفلیا همراه وی در حال مسافرت است تا نزد ناپدریاش بروند. اوفیلا روزی حشرهای شبیه یک پری میبیند که او را به یک هزارتوی اسرارآمیز هدایت میکند که به دنیای زیرزمینی ختم میشود. اینجاست که وی با پن برخورد میکند. پن در اساطیر یونانی به خدای محافظ چوپانها و گلهها گفته می شود که پاها و شاخهایی شبیه بز دارد. پن به او میگوید که وی همان شاهزاده گمشده دنیای زیرزمینی است ولی باید برای اثبات شایستگی خود قبل از کامل شدن قرص ماه سه کار انجام دهد. اوفیلا کار نخست را با موفقیت انجام میدهد ولی نمیتواند کار دوم را انجام دهد.
در اینجا فیلم یک بار دیگر به دنیای روزمینی منتقل میشود و خشونت کاپیتان ویدال را در شکنجه یک جمهوریخواه و کشتن یک پزشک نشان میدهد. مادر اوفلیا هم در حین زایمان میمیرد ... - هزارتوی پن ، تقریبا همه اجزایی را که برای موفقیت یک فیلم لازم است ، در خود دارد: کارگردانی و فیلمبرداری و فیلمنامه خوب ، موسیقی خوب ، ضربآهنگ همگن و متناسب. فکر میکنم هزار توی پن فیلمی باشد که تماشاگران با سلیقههای متفاوت را راضی کند ، چه آنها که به ژانر فانتزی علاقه دارند و چه آنها که به فیلمهای واقعگرایانه تاریخی و عبرتآمیز علاقه دارند. تقابل خیر و شر ، آزادیخواهی و فاشیسم در این فیلم جلوه خاص خود را دارد. ------------------------------------------------------------------------------ بهتون توصیه می کنم ادامه مطلبو تا آخر بخونید/ضرر نمی کنید. |
ادامه مطلب
اول سلام/
۱-بعد از چند وقتی که دل و دماغ چندانی برای پرداختن به امورات وبلاگیه! نداشتیم برگزاری یک
جشنواره جدید از طرف مدیریت و همکارانشون در دانشکده باعث شد تا دوباره دست به کیبورد!
شده و از احوالات دانشکده مظلوممون بنویسیم(مظلوم از این جهت که از یک مجموعه عظیم و
البته باکلاس دانشگاهی سهم هنری ها یک کلاس تئوری و یک کلاس دیگر تئوریه! و از این روست
که به پشت بام دانشکده هنر رو آوردیم.)
بگذریم.این جشنواره جدید که خلاقیت نام داره به همت ریاست دانشکده و معدود همکارانشون
والبته جمعی از اساتید و دانشجوها و بعد از برگزاری موفق و با برکت جشنواره پیامبر مهر ،برگزار
می شه.در قالب کارگاه ها/برنامه های پژوهشی/همایش و سخنرانی و ...
در همین راستا ! چند ورکشاپ در دانشکده برگزار شده که بدلیل عدم اطلاع بچه ها خیلی سر و صدا
نداشت.از جمله کارگاه های پتینه و کلاسهای خلاقیت بوده که به محض بدست آوردن اطلاعات بیشتر
حتما خواهیم نوشت.اما مطلب مهم اینکه این جشنواره با قبلی خیلی تفاوت داره! و چون محدوده
موضوعی گسترده ای داره،انتظار میره کارها و وقایع جالبی پیش رو داشته باشیم.
از جمله این اتفاقات برگزاری یک کارگاه بزرگ نقاشی و تصویر سازی با حضور یکی از اساتید برجسته
و به نام این رشته است که به دلیل مسائل امنیتی از بردن نام ایشون تا قطعی شدن زمان کارگاه
مامور و معذوریم!اما فکر نکنید سرکاریه ها.نه عزیزجون.جدیه جدیه. . .برید اتود آماده کنید که کارگاه
بزرگ در پیش است. . .
پروژه هاي آموزشي عمراني واحد اسلامشهر صبح امروز توسط دکتر جاسبي رئيس دانشگاه آزاد اسلامي به بهره برداري رسيد.
به گزارش آنا، ساختمان فاز سوم واحد اسلامشهر با مساحتي بالغ بر هفت هزار متر مربع، سايت انفورماتيک با مساحت سيصد متر مربع، کارگاه مکانيک با متراژ 250 متر مربع و استخر مجموعه فرهنگي شهيد عباسپور با مساحت سه هزار مترمربع، توسط دکتر جاسبي افتتاح شد.
در اين مراسم شخصيت هايي نظير دکتر مهدوي رئيس منطقه هشت دانشگاه آزاد اسلامي، سروري نماينده مردم تهران و اسلامشهر در مجلس شوراي اسلامي، امام جمعه و فرماندار اسلامشهر و جمعي از مسوولان شهرستان حضور داشتند.
ادامه مطلب
غرض از مزاحمت اینکه پیرو مطلب چند روز پیش درباره ورکشاپ بچه های دانشکده هنر با موضوع
هویت باید بگیم که زمان این ورکشاپ پنجشنبه ۳۰ فروردین ۸۵ معین شد.این ورکشاپ که همزمان با
حضور ریاست دانشگاه آزاد دکتر جاسبی و احتمالا با افتتاح ساختمان جدید دانشگاه آزاد اسلامشهر
خواهد بود در محوطه دانشگاه و با حضور دانشجویان دانشکده هنر از ساعت ۹ صبح آغاز خواهد شد.
دانشجویان در رشته های تصویرسازی/نقاشی و طراحی پوستر به خلق اثر خواهند پرداخت.
اول سلام/
سال جدید برهمه دوستان و بازدیدکنندگان محترم مبارک.
سال رو که با کلی اتفاقات و فراز و نشیب شروع کردیم و فروردین هم از نیمه گذشت.کلاس های ترم
جدید که علی الظاهر از بهمن سال پیش شروع شده بود هم تشکیل شد و دوستان دانشجو کم کم
به حضور در کلاس و در محضر اساتید رضایت دادند!
اما امروز یه خبر نسبتا موثق در دانشکده پیچ خورد! و اون برگزاری ورکشاپ با موضوع هویت و با حضور
اساتید و دانشجویان و ریاست دانشکده و مسئولان و ازهمه مهمتر ریاست دانشگاه آزاد دکتر جاسبی
بود.زمان و مکان برگزاری اعلام نشده اما اونچه قطعیه برگزاری ورکشاپه!
این چند خط رو ما سرخود و همینجوری نوشتیم و اگه اطلاعات تکمیلی به دستانمون رسید حتما اضاف
می کنیم.این وبلاگ هم کماکان بی حساب و بی برنامه آپ می شه و انشاالله بعد از فارغ شدن ما از
تحصیل یا بسته میشه یا بقیه بچه ها میان و نهضت رو ادامه میدن.علی ای حال همین!
بسم الله/
این ور شهر یه جور شلوغه و اونور هم یه جور دیگه.اما این کجا و اون کجا؟
رقابت بر سر خرید گرونتر و قشنگتر و لوکس تر و ... کجا و ترس از خجل موندن پیش خانواده کجا؟
هفت سین های مجلل این ور کجا و سفره ناقص و خالی اونور کجا؟
برای درک بهترش می شد این روزها یه چرخی توی این شهر شلوغ زد.شهری که تو این روزها رنگ
دیگه ای داره.کاسب دنبال کاسبی بیشتر/کارمند دنبال عیدی و پاداش و . . ./اما انگار یه عده ای
فارغ از این تکاپو( که بیشتر به یک بالماسکه! شبیهه )و هفت تا آسمون بالاتر از این آسمونی که بالای
سر ماست شاهد نمایشند و قاه قاه به بازیگرای نمایش می خندن.نمی دونم شایدم های های گریه
می کنن به اوضاع شهر ما.شهری که چند سال قبل از اینها لایق میزبانی قدومشون بود و امروز دیگه
نه اثری ازاونها هست و نه یادی.فقط شاید گهگاهی نقاشی های پوسته شده و رنگ پریده دیوارها
که تو هجوم بیلبوردهای رنگ و وارنگ دیگه دیدنی هم نیستن ما رو یاد اونها بندازه.این شهر دیگه انقدر
آلوده شده که تو غبار خاکستریش نمی شه از هوای پاکی که اونها تنفسش کردن یکی دو دمی
گرفت تا شاید زندگی قابل تحمل تر بشه!
اونها به رسالت خودشون عمل کردن.روزی ندایی داده شد و مردان واقعی فراخوانده شدند.اونهایی که
رفتن الان در بهترین مکان بهشت و در جوار پروردگار روزی می گیرن.اونهایی هم که موندن بار سنگین
امانت به دوش دارن.بعضیا زیر این بار خم شدن و شکستن و بعضیا هنوز پای عهد و پیمانشون هستن.
اما امروز قطعه شهدای بهشت زهرا دیدنی بود.مادرها با هزار شوق و خوشحالی و با سبزه و سنبل و
هفت سین سراغ مزار پسرشون می رفتن/سفره ترمه رو با سلیقه بسیار در کنار مزار پهن می کردن
دونه دونه سین های سفره رو می چیدن.هوا هم دیگه داشت تاریک می شد.کم کم می شد سوسوی
فانوس هایی که از لابه لای قبرها چشمک می زد رو ببینی.وای که چقدر باشکوه بود
یه عده که هنوز رسم مردونگی و غیرتو از یاد نبرده بودن اومده بودن تا با عرض ادب به ساحت شهدا
سال جدیدو شروع کنن.
اما دلمون گرفت. . .
آخه اینور شهر ماجرا چیز دیگه ایه.سال نو اینور شهر یه جور دیگه اس.نمی دونم شاید هم دیگه
باید کم کم اونور شهرو فراموش کرد و سالو به سیاق اینور شهریا نو کرد.شاید دیگه کمتر باید به دیوارها
نگاه کرد.شاید بیلبوردهای هفت رنگ دیدنی تر باشن.شاید باید کمتر به اون ور شهر سر زد مبادا دلمون
بگیره.مبادا قول و قرارمون یادمون بیافته.مبادا خجالتزده و شرمنده بشیم.مبادا . . .
اما با نگاه خسته و پر معنای اون مادری که پای مزار پسر جوونش هفت سین چیده و تنها نشسته
چه کنیم؟با نگاه معصوم دختری که همیشه آرزو داشته لحظه تحویل سال دستش تو دست باباش باشه
چی ؟با وجدانمون؟با دلمون؟ یعنی میشه اینها رو هم فراموش کنیم. . .
علی ای حال سال نو بر همتون مبارک/التماس دعا
















عکس ها:۲۹/۱۲/۱۳۸۵-حسین یوزباشی
نقاشیخط:عین الدین صادقزاده
بسم الله/
امسال هم تمام شد! ! !
ما ماندیم و تنهایی و سالی پر از فراز و نشیب و خاطرات خوب و بدش/سالی که گذشت و اتفاقات زیادی
در اطرافمان افتاد و از بعضی لذت بردیم و از بعضی هم رنجیدیم/بعضی هم اصلا برایمان اهمیت نداشت.
خلاصه اینکه برای ما که دانشجو هستیم! سال پرکار و پرباری بود/این چند روزه آخر سال هم مهلتی
است تا بنشینیم و ببینیم چند چندیم؟!
چه قدر خوب بودیم/چه قدر بد؟
چه قدر مفید بودیم/چه قدر بلا استفاده؟
کجا انصاف به خرج دادیم/کجا بی انصافی کردیم؟
کجا از حق دم زدیم/کجا ناحق گفتیم؟
خلاصه اینکه حساب کتاب کنیم و ببینیم وجودمان چه دردی از دنیا دوا کرده؟
اصلا کمک حال بوده ایم یا سر بار؟
و هزاران آیا و اما و اگر و شاید دیگر.مهم این است که هرکس پیش وجدانش سربلند باشد و بس.
ای کاش در سالی که می آید توان آن را داشته باشیم که قدمی در راه حق برداریم.
ای کاش در سالی که می آید توفیق آن داشته باشیم تا گره از کار گرفتاری بگشاییم.
ای کاش در سالی که می آید کمتر برنجانیم و بیشتر شاد کنیم.
ای کاش در سالی که می آید قدرت آن داشته باشیم تا کمک حال دیگران و خود در فهم حقیقت هنر
و به کارگیری آن در جهت رضای پروردگار باشیم.
ای کاش در این سال خدایمان از ما خوشنود باشد.ای کاش . . .
اما همین جا از همه کسانی که ما را در این یکساله یاری کردند تشکر می کنیم و برای همه دوستان
آرزوی سالی خوب و توام با موفقیت و بهروزی داریم. . .
با تشکر فراوان/روابط عمومی انجمن علمی هنر
افزايش وام شهريه تا سقف ٥٠ درصد و كاهش ٥/٢ درصدي نرخ كارمزد
بسم الله/
آقا عجب دنیای باحالی داریم ما دانشجویان(همچنین خانم ها/جسارت نباشه!!!) این همه مسئولان
ذیربط و ...ربط دارن چپ و راست برای ما زحمت می کشن اونوقت ما هی نشستیم مثل این خاله زنکا
(والبته دایی زنک ها!!!مخصوص آقایون) غر می زنیم که آی داد آی بیداد.ما به حقوق دانشجویی خودمون
نرسیده ایم و جامون خوب نیست و شهریه زیاده و امکانات نیست و سیمان گرون شده و گوشت کیلو
پنج هزار تومنه و زندگی سخت شده و از اون حرفها!!! نمونه اش همین چند تا مطلب مختصری که ما از
دانشکده خودمون به رشته! تحریر در آوردیم که با سیل بی امان حملات ناجوانمردانه و انتحاری! روبرو شد
اصلا انگار به ما نیومده تو این دوران کمپوتی! دانشجویی(منظور کوتاهی زمان است!) دو تا جنگولک بازی
و پشتک وارو از خودموم در کنیم! که حداقل بعدنها برای زن و بچمون(یا همسر و بچمون!!)تعریف کنیم که
آره بابا ما چنین بودیم و چنان بودیم و الان دچار ریزش از ناحیه کرک و پر! شده ایم!!خلاصه اینکه ما هاج و
واج ماندیم که چی بود و چی شد و چی خواهد شد(فلسفه عالم همینه جون شما!).
حالا این همه خزعبلات! گفتیم برای اینکه یک پیام اخلاقی صادر کنیم:آی جوون/آی دانشجو/آی خونه دار
و بچه دار/زنبیلو بردار و ...////ببخشید اصلاح میکنیم:آی دانشجوی جوون:اینهمه مسئولای دانشگاه
به فکرتون هستن اونوقت هی گیر بدید/هی اعتراض کنید/هی بگید فضا هنری نیست/جامون کوچیکه
انجمن فعال نیست/زمین کجه! و قص علی هذا. . .
همین خبر رو در ادامه بخونید و از کرده خود پشیمان بشید و از درگاه ربوبی طلب عفو کنید.آخه این چه
کاریه که دانشجو به همه چی کار داشته باشه!درستو بخون برو دنبال زیندگی پدر جان/آفرین. . .
مدير تسهيلات اعتباري دانشگاه آزاد اسلامي از افزايش مبلغ وام شهريه دانشجويان تا سقف 50 درصد و كاهش نرخ كارمزد خبر داد.
محمد حسين سدهي نيا در گفتوگو با خبرنگار صنفي آموزشي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، گفت: مبلغ وام شهريه دانشجويان بر حسب ضريب نياز دانشجويان كم بضاعت مستعد، نوع رشته و عنوان شهريه حداكثر تا 50 درصد كل شهريه افزايش يافته است.
وي پايين بودن ضريب تعيين شده در بعضي از رشتههاي تحصيلي را از دلائل عدم تمايل دانشجويان در استفاده اين تسهيلات عنوان كرد و افزود: بر اين اساس ميزان مبلغ وام افزايش يافت.
سدهي نيا تاكيد كرد: واحدها بايد با در نظر گرفتن خصوصيات بودجهاي تسهيلات تخصيصي و محدوديت زماني با اولويت از اين اعتبار براي اعطاي تسهيلات به دانشجويان حداكثر استفاده را كنند.
وي در ادامه افزود: واحدها در اولويت بعدي بايد با استفاده از منابع صندوق قرضالحسنه دانشجويان مساعدت لازم را به دانشجويان براي تامين بخشي از شهريه فراهم كنند.
مدير تسهيلات اعتباري دانشگاه آزاد اسلامي همچنين از كاهش نرخ كارمزد بازپرداخت وام از 4 درصد به 5/2 درصد خبر داد و افزود: براي يكسان شدن نرخ كارمزد و كمك در جذب هر چه سريعتر در جهت اعطاي تسهيلات به دانشجويان و كمك به خانواده هاي كم بضاعت براي تامين بخشي از شهريه نرخ كارمزد بازپرداخت وام كاهش يافت.
وي خاطر نشان كرد: واحدها بايد با در نظر گرفتن خصوصيات بودجهاي اين تسهيلات نسبت به جذب آن با رعايت شرايط و ضوابط قرض الحسنه صندوق رفاه دانشجويان اقدام كنند.

بسم الله/
سلام به همه! دوستان و همکلاسی ها و هم دانشکده ای ها!!!/معلوم نیست ما چی از جون این
اینترنت و بلاگفا می خوایم که هی چپ و راست این وبلاگو آپ می کنیم.اصلا چه معنی داره اینترنت
انقدر به روز و بهتر بگیم به ثانیه! باشه.اصلا یعنی چی که عصر ما عصر ارتباطاته.!.کی گفته ما به عنوان
هنردانشجو ! ! ! (یا همان هنرجو) باید وقتمونو صرف این جنگولک قمیش ها ! بکنیم.مگه ما کار و
زیندگی نداریم که همش نشستیم تو اینترنت و اونترنت ببینیم کی چه وقت میاد رو وبلاگ ما نظر میده
یا کی می شه وبلاگ ما رونق بگیره و بچه ها بفهمن یه اتفاقی تو اینترنت به اسم دانشجوهای
دانشکده می افته! ! !راستشو بخواین(اصولا راسته گران تر از بقیه اعضای گوسپند است پس راسته
نخواهید که فقط برای از ما بهترونه)ما دیگه امیدمون بالکل(یعنی به کلی!) منقطع شده از همه چیز.
چه از انجمن بازی و ورکشاپ و گروه هنری و .... و چه از پی بردن به چیستی کائنات! ! !
اما دلمون نمیاد اینهمه وقت و انرجی! که صرف کردیم(خواهش می کنم!)هدر بره.آخه چرا نمی شه
دو تا از بر و بچ دانشکده . . .
اصلا بی خیال.می ترسیم بنویسیم شر بشه!همه اینا رو گفتیم که بگیم بابا بر و بچ دانشگاهای دیگه
جمع می شن با هم کارهاشونو از اتود تا کار ژوژمان نمایشگاه می کنن. . .خیلی بیکارن ! نه ؟
..........................................................................................................................................
با تشكيل گروه " كلاغ زرد"، نمايشگاهي از آثار تجسمي جمعي از دانشجويان دانشگاه هنر در تهران برپا شد.
به گزارش بخش هنرهاي تجسمي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اين نمايشگاه دربر گيرندهي آثار حجم، نقاشي، گرافيك و پوستر محمد حاجهاشمي، داوود ميرزايي، کميل ظريفيان يگانه، محسن اسراريان، اميرمحمد پورحسن، مسعود کامراني، رضا منجزي و هادي ميلانلو است كه در قالب نمايشگاهي با عنوان "نمايشگاه شماره صفر" برپا شده است.
اين نمايشگاه هشت روزه، تا 21 اسفندماه جاري، در نگارخانهي هنر واقع در خيابان انقلاب، چهارراه وليعصر (عج)، کوچه شهيد بالاور، بن بست اول، سمت چپ، شمارهي هشت، داير است.
اول سلام!
جاتون خالی امروز با یکی از همکلاسی ها(بچه های گرافیک!!) قرار گذاشتیم که یه سری از آثار
جاودانه سینما رو تهیه کنیم و در زمان های مقرر بصورت دسته جمعی تماشا کنیم و بعد یه کمی
درباره اونچه که ازحال و هوای فیلم دستگیرمون شده حرف بزنیم(سادش اینکه جو سینما ما رو گرفت و
از اونجایی که خیر سرمون با هنر اونم از نوع تجسمی!! یه نسبتای دوری،(منظورم همون دانشجوی
هنره)داریم،سعی کردیم خز!نباشیم و سراغ آثار برتر سینمای جهان بریم،البته توهین به دوستداران
بروسلی و جت لی و جکی جون!!!(ببخشید چان)نباشه ها.آخه ما کلا یه کم متفاوتیم!!!
خلاصه رفتیم و چند عدد دی وی دی کاملا مجاز و اخلاقی! گرفتیم و قرار نمایش هم شد امشب(۵/۱۱)
آن چند فیلم اینها بودند:ژاکت/مرد سیندرلایی!/دریای درون/!مودیلیانی!/سینما پارادیزو/۱۹۰۰/مالنا
(این سه تای آخر کارهای جاودانه تورناتوره با موسیقی شاهکار موریکنه!) و البته ... که از بردن نام
آنها در این مجال معذوریم.البته این ها رو هم سهوا لو دادم!.خلاصه ساعت مقرر فرا رسید و همکلاسی
شفیق و اهل هنر ما با یه کم تاخیر اومد.نمایش اولمون هم به قید قرعه شد مودیلیانی!!!
همه این حرفها رو زدم که برسم به این نکته:آمدئو مودیلیانی/
خودم ده پانزده باری فیلمو دیده بودم و از اونجایی که به نقاشی علاقه وافر دارم! و البته شیفته آثار
مودی! شده بودم رفتم و به هر بدبختی بود کتاب آثارشو گیر آوردم و البته خریدم!(عمرا گیر نمیاد!)
بگذریم از اینکه بیشتر آثار مودی! پیکره های برهنه و ... هستند اما از وقتی با شخصیت این هنرمند از
طریق اون فیلم آشنا شدم خیلی دوست داشتم آثارشو ببینم و مجموعشو داشته باشم.
علی ای حال ما فکر می کردیم فقط خودمونیم که باهاش(مودی) حال کردیم اما به محض اینکه سرچ!!!
کردیم دیدیم زکی،همه فیلمو دیدن و حال کردن و مطلب هم دربارش نوشتن.!!! ما آخرین نفراتیم...
اما خیالی نیست.بیوگرافی و آثارشو میزاریم،ببینید.اگر فیلمشم گیرتون اومد ببینید!ما که دی وی دی
به کسی قرض نمی دیم و کپی هم نمی کنیم(چون بر اساس قانون کپی رایت کار خیلی بدیست!)
اگرچه وقتی از چند تا از بچه های دانشکده درباره مودیلیانی پرسیدیم حتی اسمشم نشنیده بودن!!!
بالاخره فضا هنریه دیگه/انقدر آدمو مجذوب می کنه که دیگه وقت مطالعه تاریخ هنر پیدا نمی کنه!!!
برای دیدن آثار و خواندن مطالب روی گزینه ادامه مطلب کلیک کنید. . .
ادامه مطلب
اول/سلام
دوم/ممنون از اینکه از وبلاگ ما بازدید کردید
سوم/برای اینکه مطالب ما عموما با تصویر همراه هستند و برای سهولت در انتخاب و مطالعه مطالب
موضوع مرد نظرتان را در بخش آرشیو موضوعی انتخاب کرده و مطالعه کنید.
با تشکر/روابط عمومی انجمن
این روزها هر کس را در دانشکده ببینی،بعد از سلام و احوالپرسی،مطمئنی که چند کلمه را در لابه لای
مکالمه ات با او خواهی شنید:۱/ژوژمان ۲/امتحان ۳/پاسپارتو ۴/زوار ۵/نمره ۶/انتخاب واحد ۷/....
واقعا همه زحمات و سختی ها در طول ترم یک طرف،یکی دو هفته امتحان و ژوژمان هم یک طرف دیگر!
دیوارهایی که از نوک سقف! تا پایین ترین نقطه ممکن پذیرای تلاش سه ماهه(و گاه یک شبه!)
دانشجویانی هستند که همه ذوقشان یکباره در روز ژوژمان فوران می کند.
روزهایی که خواه ناخواه یک فضای خوب و صمیمی و البته هنری! در تمام دانشکده ایجاد می شود
و هر دانشجو می کوشد با ارائه بهتر آثار خود هم برای همکلاسی هایش رخی بنمایاند و هم دل استاد
را برای درج یک ۰+۲در لیست نمرات بدست آورد.
و این فضا دقیقا همان چیزی است که همه ما را به تکاپوی دوباره واداشته و احساسات فروخفته مان
را مورد قلقلک! قرار می دهد.ما هم از بدو ورودمان به دانشگاه امید داشتیم که اینچنین جوی در تمام
ایام تحصیل! حاکم باشد.اصلا نفس راه اندازی گروه ها و انجمن ها ی هنری! در دانشکده ایجاد و تثبیت
اینچنین فضایی بوده که در اثر آن دانشجویان(هنرجویان)! فرصت بروز ایده ها و خلاقیت هایشان را پیدا
کنند.اگرچه نباید در این میان از تلاش های کم و بیش مسئولان دانشکده و برخی دانشجویان
چشم پوشی کرد،اما حقیقت این است که ادامه این روند و تثبیت آن به عنوان قاعده ثابت یک
محیط هنری! نیازمند اراده و همکاری همه دانشجویان و اساتید و صرف هزینه و زمان بدون اعمال
محدودیت! است.
اما در این میان انجمن به عنوان یک تشکل دانشجویی،بستر بسیار مناسبی است تا دانشجویان
در قالب گروه هایی با سلایق و نگاه های متفاوت،دوستانه گرد هم آیند و طرح ها و برنامه های هنری
خود را مطرح کنند،چرا که اگر اینگونه باشد،دانشجویان می توانند با هم نوایی و همصدایی مطالبات
خود را جهت انجام برنامه ها و تحقق اهداف هنری شان برآورده سازند.
در همین راسته!انجمن با راه اندازی وبلاگ(که البته در آینده نزدیک صاحب سایت اختصاصی هم میشود)
سعی در ایجاد یک فضای مجازی برای بازتاب فعالیت های خود و همچنین رویدادها و مسائل پیرامون هنر
(اختصاصا گرافیک و نقاشی) داشت که البته در این راه تا حدود زیادی هم موفق بوده است.
اما آنچه کمی از اشتیاق ما را برای ادامه این مسیر به یاس مبدل کرده،عدم اقبال دانشجویان و اساتید!
بود.در این میان اندک مخاطبان دائمی وبلاگ! هم آنقدر از این رکود و سکون فضای دانشکده گله مند
بوده اند که در بعضی مواقع!،حسابی از خجالت دانشکده و دانشگاه در آمده اند و آنچه باید دوستانه و
مسالمت آمیز مطرح شود،با لحن تند و گاه بی انصافانه ابراز شد.
علی ای حال!!! نمی خواهیم حال خوشی را که در اثر دیدن ژوژمان ها به ما دست داده! با این حرفها
خراب کنیم.غرض از نوشتن این چند خط هم یادآوری اهداف خودمان! و البته تجدید میثاق! با آمال و
آرزوهای فراموش شده! دانشجویان فعال و علاقمند بود و بس!
ترم جدید هم در راه است!
عده ای که فارغ(از تحصیل)می شوند و عده ای هم به دنبال شهریه و انتخاب واحد و ... ! ! هستند.
در این میان بعید می دانم کسی حتی فرصت مطالعه این حرف ها را داشته باشد چه برسد به اینکه
به فکر فرو رود و چاره ای بیاندیشد.
چه می دانیم شاید هم اینگونه شد.در صفحه نظرات منتظریم ببینیم پیش بینی مان درست است یا غلط
والسلام. . .
جشنواره هنری پیامبر مهر که قرار بود بصورت اعلام فراخوان و بصورت منطقه ای و با همکاری
انجمن علمی هنر برگزار شود به دلیل عدم همکاری مساعد اعضا و مسئولان انجمن با تغییر شکل و
بصورت سلسله کارگاهها و نمایشگاه های هنری(تصویرسازی/نقاشی/پوسترو...)توسط مسئولان
دانشکده در حال برگزاری است.بخش اصلی جشنواره در نیمسال دوم تحصیلی و در قالب برنامه های
فرهنگی و هنری ادامه خواهد یافت.
علی ای حال تمایلی برای ادامه فعالیت انجمن علمی هنر از سوی دانشجویان و مسئولان منتخب
انجمن!دیده نمی شود.به همین دلیل سرنوشت برنامه ها و طرح های پیش بینی شده انجمن مشخص
نیست.فصل امتحانات و ژوژمان ها هم نزدیک است و عملا کسی در دانشکده علاقه ای به فعالیت و
همکاری با انجمن نشان نمی دهد.طرح ها و برنامه ها بسیار است اما کو همراهی و همنوایی؟!
فعلا وبلاگ انجمن بصورت پراکنده آپلود می شود تا بعد...



